تأثير شبكههاي اجتماعي مجازي برنسل امروز

علياصغر عبدي
در دنياي امروز كه روز به روز درحال پيشرفت است خصوصا در تكنولوژي و وسايل ارتباطجمعي، بشر امروزي خواه ناخواه درگير اين موضوع شده و گاهي خود را ملزم به استفاده از اين تكنولوژي جهت پيشبرد اهداف كاري يا زندگي شخصي و براي آسايش بيشتر يا ارتباط بيشتر، ميكند.
لذا بشر امروزي ديگر فقط چهارچوب خانه خود يا نهايتاً اطراف خانه خود را نميبيند بلكه به همه جاي دنيا در يكلحظه ميتواند وارد شود اما به صورت مجازي و به وسيله تكنولوژيهاي جديد، حتي گاهي اوقات به دنياي شخصي و خانه افراد ميتواند وارد شود و از خيلي مسايل مختلف آگاهي يابد. اما به نظر ميرسد همه كساني كه به نوعي از تكنولوژي استفاده ميكنند.
براي خود قوانين و چهارچوبها و يا اصطلاحاً خطقرمزهايي دارند حال يا اين قوانين را خود فرد براي خود وضع كرده است يا كشوري كه در آن زندگي ميكند، اما هرچه كه هست بطور كلي برقراري ارتباط از هرنوعي، قوانين و شرايط خاص خود را دارد چه با تكنولوژي امروزي به صورت مجازي باشد و چه بهصورت ساده و رودررو، لذا با نگاهي گذرا به اكثر كشورهايي كه كاملا صنعتي و پيشرفته هستند و استفاده از تكنولوژيهاي مختلف جز لاينفك زندگي مردمانشان است ميبينيم كه هركسي بنا به نوع نياز و كاركردي كه خود براي استفاده از تكنولوژي تعريف نموده است، استفاده لازم را ميبرد يعني بهطور عاميانه سعي ميكنند فرهنگ استفاده و بهرهبرداري از وسايل و ابزارآلات پيشرفته امروزي را قبل از اينكه بخواهند استفاده نمايند آموزش ديدهاند و يا اصطلاحاً تعليم و تربيت لازم را در خصوص نوع استفاده و نوع كاركرد آن و قوانين مترتب به آن را يافتهاند.
در اين مقاله سعي شده است كه مشاهدات و نحوه برخورد و استفاده از اينگونه تكنولوژيها و هدف گسترش آن به طور مختصر بيان شود، همچنين به راهكارها و نحوه استفاده از آن، پرداخته شده است.
شرايطي كه در اين قبيل شبكهها به چشم ميخورد اينگونه است كه به نظر ميرسد باهدف خارج كردن انسانها از تنهايي و اينكه انسان بتواند ارتباط اجتماعي خود را گسترش دهد و به سوي اجتماعي شدن و ارتباط با ديگران سوق پيدا كند، بوجود آمده است، اما اين ظاهر قضيه است، آنچه كه به نظر ميآيد به اين ترتيب است كه براي پرداختن به اين موضوع در ابتدا بايد به پشتوانه فكري و اهداف اينگونه شبكههاي اجتماعي در فضاي مجازي پرداخت يعني اينكه شبكههاي اجتماعي مجازي با چه هدفي و با چه نوع ديدگاه و تفكري بنا نهاده شدهاند.
البته يكي از اهداف ظاهري اين موضوع همانطور كه اشاره شد گسترش ارتباطات اجتماعي است اما نكته حايز اهميت در اينجا اين است كه تفكر حاكم بركشورهاي پيشرفته و صنعتي (شايد بهتر است بگوييم در تمامي كشورها) كه معمولاً مبدع اين نوع شبكههاي اجتماعي مجازي هستند تفكر و نگرش ليبراليسم يا سرمايهداري است.
يكي از موضوعاتي كه در تفكر ليبراليسم مطرح ميشود فردگرايي و اينكه فرد خود به تنهايي ارزش و اصالت دارد (تفكر اومانيستي) و به موضوعاتي نظير اجتماع و مسايل مربوط به جامعه و نهايتاً خانواده اصالتي قايل نيست و از طرفي ديگر موضوع لذت را مطرح ميكنند يعني اينكه انسان در هرشرايطي بايد از زندگي خود نهايت لذت را ببرد، اصطلاحاً انسان هركاري ميتواند انجام دهد تا به لذت مورد نظر خود برسد.
قريب به اتفاق كسانيكه عضو اين شبكههاي اجتماعي ميشوند ميگويند كه تنها هستند و از تنهايي رنج ميبرند و گفتن اين موضوع مختص به جنس خاصي نيست هم در دختران و زنان و هم در پسران و مردان وجود دارد. البته طبيعي است كه در خانمها اين موضوع بيشتر به چشم ميخورد. حال بايد ديد چرا دختران و پسران و زنان و مردان ما فكر ميكنند كه تنها هستند؟ از بعد تربيتي ميتوان به اين نكته توجه داشت كه اينگونه افراد مسلماً در خانواده خود يا توسط اطرافيان خود مورد بيمهري و بيتوجهي قرار گرفته و از جهت عاطفي و روحي و رواني هم احساس نياز شديد به اين دارند كه مورد توجه واقع شوند و نهايتاً اين كه مورد مهر و محبت قرار گيرند.لذا به دنبال اغناي روحي و رواني خود هستند تا بتوانند با ايجاد شرايط جلب توجه به شكلهاي مختلف مانند بيان احساسات، انتشار تصاوير خود در حالتها و ژستهاي مختلف، تا حدودي اين حس تنهايي و عدم توجه توسط ديگران را ترميم نمايند، البته صحبت در اين خصوص بسيار است اما نهايت امر اينكه اگر فرد بدون توجه به حواشي زندگي خود به اصل موضوع يعني توجه به وظيفه و كاركرد خود در خانواده بيانديشد و به جاي اينكه مهر و محبت را در بيرون خانواده جستجو كند سعي كند با تغيير شيوه زندگي خود و ايجاد شرايط اخلاقي مناسب در خود تا حدودي خود را از گزند و آفتهاي به اصطلاح گدايي محبت در امان بدارد. البته وظايف پدر و مادر و همسر يا بطور كلي تكتك اعضاي خانواده و انجام درست اين وظايف در اينجا خيلي مهم و حياتي است كه بايد خيلي مورد توجه قرار گيرد تا افراد بتوانند سلامت روان خود و جامعه را تأمين كنند و نهايتاً به يك زندگي سالم همراه با آرامش دست پيدا كنند.
گروهي ديگر متاسفانه تحت تأثير القاهاي گروه اول قرار گرفته و فكر ميكنند كه تنها هستند و براي اينكه بتوانند خود را اصطلاحا ًهمرنگ اين اجتماع مجازي كنند دايماً از تنهايي و اينكه به دنبال كسي هستند تا بتوانند به او تكيه كنند، سخن ميگويند.
متاسفانه اين گونه افراد با بيان اين موارد ناخودآگاه خود را وارد مسايلي ميكنند كه بعضاً در زندگي واقعي آنها مشكلات و معضلاتي را بوجود ميآورد. در اينجا آگاهي دادن خانواده به اين افراد خيلي مهم است و نبايد آنها را در فضاي مجازي تنها بگذارند، بطور مثال همسر بدون تعصب بايد آگاهيهاي لازم را به طرف مقابل بدهد يعني مرد به زن و زن به مرد و همينطور پدر و مادر به فرزندان خود زيرا كه معمولاً در اينگونه خانوادهها كه در آن فضاي سالمي حاكم است و افراد خانواده به هم اعتماد دارند با صحبت متقابل و رودررو و دادن آگاهيهاي لازم ميتوان تا حدودي جلوي بروز يكسري از
مشكلات را گرفت.
اما مسأله ديگر كه بسيار مهم است و بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد اين است كه تمام كسانيكه عضو اين گروههاي اجتماعي هستند بدون استثنا دچار نوعي اعتياد ذهني شدهاند، ولي با شدت و ضعفهاي متفاوت، و گاهي شرايط طوري پيش ميرود كه نميتوانند حتي لحظهاي از اين فضا دور باشند و دايماً گوشي موبايل يا تبلت خود را نگاه ميكنند حتي معمولاً در هر شرايطي كه باشند! منتظرند، ببينند پيامي يا تصويري آمده است يا نه! تا بتوانند در آن شركت كنند. به قول روانشناسان اين افراد دچار نوعي وسواس ذهني ميشوند و متاسفانه اين وسواس ذهني و اعتياد فكري كاملاً خاموش عمل ميكند و به قدري فرد را در فضاي مجازي غرق ميكند كه فرد ساعتها از خود و اطراف خود بيخبر است و حتي ممكن است كابوس و خواب آن را نيز ببيند.
متاسفانه در بعضي از موارد بسيار سخت است كه فرد بتواند خود را از اين اعتياد و وسواس و وابستگي ذهني و فكري و مغزي دور كند و شايد هم در بعضي از موارد محال و ناممكن به نظر برسد.
سئوال اساسي در اين خصوص اين است كه اهداف اين ابزار مجازي چيست؟ و ترويج اين گونه شبكهها و نرمافزارهاي اجتماعي مجازي به چه منظور و با چه اهدافي انجام ميگيرد؟
آيا فقط اين است كه بگوييم بايد با دنيا پيش برويم و به آخرين تكنولوژيها دست پيدا كنيم؟ و سئوال ديگر اين كه آيا انسان ايراني كه اهل خانواده و اجتماع و اهل دينداري است واقعاً نياز به اين دارد كه در شبكههاي اجتماعي تنهايي خود را جبران كند؟ چه اتفاقي افتاده است تا يك انسان ايراني فكر كند كه تنهاست؟ و بايد مستقل باشد؟
بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه دشمنان ما به شدت به دنبال تضعيف هويت و نهايتاً بيهويت كردن انسان ايراني و همچنين ترويج اباحهگري هستند مخصوصاً از بعد رواني و ذهني و فكري، يعني يك انسان ايراني بايد اعتياد و وسواس ذهني و فكري پيدا كند به آنچه كه آنها ميخواهند و نهايت امر اينكه بتوانند بطور كامل فكر و ذهن انسان ايراني را در اختيار خود بگيرند.
شايد بهترين راهكاري كه بتوان در اين زمان ارايه داد اين باشد كه به جاي پاككردن صورت مسأله(فيلترينگ) نحوه استفاده درست با اين نرمافزارها و اين كه كاركرد هر كدام به چه شكل است، آموزش داده شود و هر فردي فقط ساعت خاصي را در طول شبانهروز آن هم به مدت محدود جهت پيگيري پيامها اختصاص دهد و اين آگاهي داده شود كه ارتباط با ديگران خوب است اما بايد سالم و در چهارچوبها و اصول و قواعد و نهايتاً خط قرمزها باشد نه اينكه تمام وقت و ذهن فرد را درگير خود كند.
codex09x
