در باره کتاب خوانی و کتابخانه

علم چه می‌گوید؛ آیا کتاب خواندن مغز انسان را تغییر می‌دهد؟

انسان در بیشتر تاریخ تکامل خود، «خواننده» بوده است اما نه خواننده کتاب. اجداد ما ردپای حیوانات را در گِل، الگوهای طوفان را در ابرها و نشانه‌های خطر را در خش‌خش برگ‌ها می‌خواندند. در میان اجداد ما، آنهایی که توانستند این الگوهای طبیعی را رمزگشایی کنند، زنده ماندند. اما چیزی که ما امروز «خواندن» می‌نامیم، برای مغز انسان و در تاریخ طولانی تکامل او، یک پدیده جدید است.

علم چه می‌گوید؛ آیا کتاب خواندن مغز انسان را تغییر می‌دهد؟

اگر از یک عصب‌شناس این سؤال را بپرسید، پاسخ او احتمالا «بله» خواهد بود…..
انسان در بیشتر تاریخ تکامل خود، «خواننده» بوده است اما نه خواننده کتاب. اجداد ما ردپای حیوانات را در گِل، الگوهای طوفان را در ابرها و نشانه‌های خطر را در خش‌خش برگ‌ها می‌خواندند.
در میان اجداد ما، آنهایی که توانستند این الگوهای طبیعی را رمزگشایی کنند، زنده ماندند.

اما چیزی که ما امروز «خواندن» می‌نامیم، برای مغز انسان و در تاریخ طولانی تکامل او، یک پدیده جدید است.

در واقع، از آنجایی که زبان نوشتاری فقط حدود ۵۰۰۰ سال پیش پدیدار شده (و در فرایند تکامل انسان ۵۰۰۰ سال خیلی نیست) مغز ما فرصت نداشته است که بخشی مجزا و ویژۀ «مطالعه» برای خود ایجاد کند.
به همین دلیل برای مطالعه کردن، سراغ همان مدارهای عصبی قدیمی رفته که زمانی به اجدادمان کمک می‌کردند؛ و این مدارها را «تغییر کاربری» داده تا از آنها برای مطالعه کردن استفاده کند.

هنگام مطالعه، چندین ناحیه مغز باید باهم در یک فعالیت هماهنگ کار کنند: وقتی کتابی می‌خوانیم سیستم بصری مغز، شکل حروف را تشخیص می‌دهد و آنها را به کلمات تبدیل می‌کند. شبکه‌های زبانی، آن کلمات را به معانی ذخیره شده در حافظه اضافه می‌کنند. سیستم‌های توجه، ما را روی یک رشته روایت متمرکز نگه می‌دارند و سیستم‌های حافظه، اطلاعات جدید را با دانشی که از قبل داشتیم ادغام می‌کنند.

اینگونه است که برخلاف توجهی پراکنده‌ در رسانه‌های دیجیتال، «مطالعه کردن» نیاز به یک تمرکز پایدار روی یک جریان واحد از اطلاعات دارد.

آیا «مطالعه کردن» مغز انسان را تغییر می‌دهد؟
اگر از یک عصب‌شناس این سوال را بپرسید، پاسخ او احتمالا «بله» خواهد بود.

البته کتاب‌خواندن باعث بزرگ‌تر شدن ناگهانی مغز یا افزایش خارق‌العاده هوش نمی‌شود؛ بلکه فراتر از اثرات کوتاه‌مدت آن (مانند ایجاد آرامش، کاهش ضربان قلب، عمیق‌تر و منظم‌تر شدن تنفس و کاهش تنش عضلانی) مطالعه با بازآرایی و سازمان‌دهی شبکه‌های عصبی همچنین تقویت ارتباط میان نواحی مختلف مغز و افزایش کارایی مدارهای مسئول زبان، حافظه، توجه و پردازش معنا، به‌تدریج ساختار و عملکرد مغز را دگرگون می‌کند.

این تغییرات نمونه‌ای روشن از «انعطاف‌پذیری مغز انسان» هستند؛ زیرا همانطور که پیش‌تر توضیح داده شد مطالعه یک فعالیت طبیعی برای مغز نیست بلکه یک فعالیت اکتسابی است.

تحقیقات مبتنی بر تصویربرداری که توسط استانیسلاس دُهان انجام شد، بوضوح نشان داد مناطقی از مغز که برای بینایی، پردازش بصری، زبان، حافظه، تولید گفتار و درک معنا استفاده می‌شوند، همگی به هم متصل می‌گردند تا «خواندن» را ممکن و به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل کنند.

این کار مستلزم ایجاد ارتباطات گسترده‌ای میان لوب گیجگاهی، لوب پیشانی و لوب پس‌سری است؛ به همین دلیل هرچه فرد بیشتر مطالعه کند، هماهنگی میان این شبکه‌ها بیشتر می‌شود و انتقال اطلاعات میان آن‌ها کارآمدتر خواهد شد.

«خواندن» عملکرد مغز کودکان را اصلاح می‌کند
یکی دیگر از مهمترین مطالعات در این باره، در سال ۲۰۰۴ میلادی در دانشگاه ییل و روی کودکانی انجام شد که در «خواندن» مشکل داشتند.

در این تحقیق، ۷۷ کودک بین شش تا نه سال برای مدت یک سال تحت دوره‌های آموزشی مبتنی بر آواشناسی و روان‌خوانی قرار گرفتند. ۴۹ نفر از این کودکان دارای ناتوانی‌هایی در خواندن بودند و بقیه، خوانندگان خوبی محسوب می‌شدند.

این کودکان به گروه‌های آزمایش و کنترل دسته‌بندی شدند و تغییرات ایجاد شده در مغز آنها نیز «قبل، بلافاصله پس از و یک سال پس از پایان دوره» به کمک فناوری تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) ثبت شد.

در پایان این دوره، تصاویر نشان دادند کودکان دارای اختلال در خواندن، نه‌تنها پیشرفت‌های قابل توجهی در روان‌خوانی و درک مطلب داشتند بلکه تصاویر ثبت شده نیز فعالیت بیشتری را در ناحیه‌ای از مغز که کلمات را تشخیص می‌دهد، نشان دادند.

این تحقیق همچنین نشان داد «تغییرات ایجاد شده در پی مطالعه» در سازماندهی مدارهای مغزی کودکان ثابت می‌مانند؛ بگونه‌ای که درنهایت الگوهای فعال‌سازی مغز در کودکان ناتوان در خواندن، شبیه به الگوهای مغز در کودکانی شده است که از همان ابتدا «خوانندگان خوب» محسوب می‌شدند.

استانیسلاس دُهان، دانشمند علوم اعصاب شناختی و از مشهورترین نظریه پردازان در این حوزه، کار مغز در بازآرایی شبکه‌های قدیمی خود برای استفاده در یک مهارت جدید را «بازیافت عصبی» نامیده است.

هنگام مطالعه، چندین ناحیه مغز باید باهم در یک فعالیت هماهنگ کار کنند: وقتی کتابی می‌خوانیم سیستم بصری مغز، شکل حروف را تشخیص می‌دهد و آنها را به کلمات تبدیل می‌کند. شبکه‌های زبانی، آن کلمات را به معانی ذخیره شده در حافظه اضافه می‌کنند. سیستم‌های توجه، ما را روی یک رشته روایت متمرکز نگه می‌دارند و سیستم‌های حافظه، اطلاعات جدید را با دانشی که از قبل داشتیم ادغام می‌کنند.

اینگونه است که برخلاف توجهی پراکنده‌ در رسانه‌های دیجیتال، «مطالعه کردن» نیاز به یک تمرکز پایدار روی یک جریان واحد از اطلاعات دارد.

آیا «مطالعه کردن» مغز انسان را تغییر می‌دهد؟
اگر از یک عصب‌شناس این سوال را بپرسید، پاسخ او احتمالا «بله» خواهد بود.

البته کتاب‌خواندن باعث بزرگ‌تر شدن ناگهانی مغز یا افزایش خارق‌العاده هوش نمی‌شود؛ بلکه فراتر از اثرات کوتاه‌مدت آن (مانند ایجاد آرامش، کاهش ضربان قلب، عمیق‌تر و منظم‌تر شدن تنفس و کاهش تنش عضلانی) مطالعه با بازآرایی و سازمان‌دهی شبکه‌های عصبی همچنین تقویت ارتباط میان نواحی مختلف مغز و افزایش کارایی مدارهای مسئول زبان، حافظه، توجه و پردازش معنا، به‌تدریج ساختار و عملکرد مغز را دگرگون می‌کند.

این تغییرات نمونه‌ای روشن از «انعطاف‌پذیری مغز انسان» هستند؛ زیرا همانطور که پیش‌تر توضیح داده شد مطالعه یک فعالیت طبیعی برای مغز نیست بلکه یک فعالیت اکتسابی است.

تحقیقات مبتنی بر تصویربرداری که توسط استانیسلاس دُهان انجام شد، بوضوح نشان داد مناطقی از مغز که برای بینایی، پردازش بصری، زبان، حافظه، تولید گفتار و درک معنا استفاده می‌شوند، همگی به هم متصل می‌گردند تا «خواندن» را ممکن و به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل کنند.

این کار مستلزم ایجاد ارتباطات گسترده‌ای میان لوب گیجگاهی، لوب پیشانی و لوب پس‌سری است؛ به همین دلیل هرچه فرد بیشتر مطالعه کند، هماهنگی میان این شبکه‌ها بیشتر می‌شود و انتقال اطلاعات میان آن‌ها کارآمدتر خواهد شد.

«خواندن» عملکرد مغز کودکان را اصلاح می‌کند

یکی دیگر از مهمترین مطالعات در این باره، در سال ۲۰۰۴ میلادی در دانشگاه ییل و روی کودکانی انجام شد که در «خواندن» مشکل داشتند.

در این تحقیق، ۷۷ کودک بین شش تا نه سال برای مدت یک سال تحت دوره‌های آموزشی مبتنی بر آواشناسی و روان‌خوانی قرار گرفتند. ۴۹ نفر از این کودکان دارای ناتوانی‌هایی در خواندن بودند و بقیه، خوانندگان خوبی محسوب می‌شدند.

این کودکان به گروه‌های آزمایش و کنترل دسته‌بندی شدند و تغییرات ایجاد شده در مغز آنها نیز «قبل، بلافاصله پس از و یک سال پس از پایان دوره» به کمک فناوری تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) ثبت شد.

در پایان این دوره، تصاویر نشان دادند کودکان دارای اختلال در خواندن، نه‌تنها پیشرفت‌های قابل توجهی در روان‌خوانی و درک مطلب داشتند بلکه تصاویر ثبت شده نیز فعالیت بیشتری را در ناحیه‌ای از مغز که کلمات را تشخیص می‌دهد، نشان دادند.

این تحقیق همچنین نشان داد «تغییرات ایجاد شده در پی مطالعه» در سازماندهی مدارهای مغزی کودکان ثابت می‌مانند؛ بگونه‌ای که درنهایت الگوهای فعال‌سازی مغز در کودکان ناتوان در خواندن، شبیه به الگوهای مغز در کودکانی شده است که از همان ابتدا «خوانندگان خوب» محسوب می‌شدند.

دیگر فواید کتاب خواندن؛ از افزایش «هوش اجتماعی» تا تقویت «ذخیره شناختی مغز»
مطالعات علوم اعصاب نشان داده که خواندن رمان یا داستان، بخش‌هایی از مغز را که در درک احساسات دیگران، تصور موقعیت‌ها و شبیه‌سازی تجربه‌های انسانی نقش دارند، فعال می‌کند.
به همین دلیل مطالعه ادبیات داستانی می‌تواند تمرینی برای همدلی، تخیل و شناخت اجتماعی باشد؛ چیزی که هوش اجتماعی (SQ) نامیده می‌شود. هرچند شدت این اثر در افراد مختلف یکسان نیست و هنوز درباره اندازه دقیق آن اجماع وجود ندارد.

مطالعه منظم همچنین در کنار گسترش دایره واژگان، حافظه معنایی را تقویت می‌کند، قدرت تمرکز را بهبود می‌بخشد و توانایی مغز در استدلال و تحلیل متن را افزایش می‌دهد.
تحقیقات همچنین نشان داده است که کتاب خواندن منظم، ذخیره شناختی (Cognitive Reserve) مغز را تقویت می‌کند؛ یعنی توانایی مغز برای مقاومت در برابر آسیب‌های مغزی و آثار پیری. مطالعه‌ای که در این موضوع روی حدود ۳ هزار نفر در تایوان انجام شد، نشان داد که فعالیت بالای خواندن (که با مطالعه تقریبا روزانه تعریف می‌شود) در مقایسه با فعالیت کم خواندن، رابطه مستقیمی با «احتمال کمتر زوال شناختی» دارد. یورو نیوز

✔️کانال مقاله ها @eduarticle

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا