جامعه بي کتابخانه تمدن نمي آفريند

دکتراميررضا – اصنافي استاديار دانش شناسي – دانشگاه شهيد بهشتي
…کتابخانهها از ارکان توسعه يافتگي جوامع محسوب ميشوند، لذا آگاهي از نفوذ خدمات اين مراکز در جامعه و ميزان استفاده از آنها بسيار مهم است.البته بايد به اين نکته توجه داشت که کتابخانهها زماني توانستهاند در جامعه خود مؤثر باشند که خدمات آنها مورد استفاده قرار گرفته است. اينکه با توجه نفوذ فناوري هاي اطلاعاتي چقدر تعامل بين کتابخانه ها و اجتماع حفظ شده است مساله اي است که بايد آن را مورد توجه قرار داد. برخي بر اين تصورند که با توجه به توسعه ابزارهاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي ديگر نيازي به کتابخانه نيست يا اينکه اساساً نقش آنها کمتر شده است. در حالي که اگر بخواهيم واقع نگر باشيم و حتي تجارب کشورهاي مختلف و پيشرفته دنيا را در نظر بگيريم خواهيم ديد که في الواقع چنين نيست. حتي اگر پيشرفته ترين سخت افزارها و نرم افزارها در جامعه به کار رود باز نمي توان مدعي بود که هوشمند بودن يک جامعه صرفاً متکي بر فناوري است بلکه اين امر به معناي مشارکت همه اعضاي جامعه در توسعه شهري و انجام فعاليتهاي مدني و داوطلبانه است. در اين ميان، کتابخانه به عنوان يک نهاد اجتماعي مي تواند تسريع کننده توسعه و ايجاد يک جامعه هوشمند باشد.
فقدان تعامل يا ارتباط اندک جامعه و کتابخانه ها امري دو سويه است و نمي توان يک طرف را در اين تعامل مقصر کاهلي دانست. به نظر مي رسد کتابخانه ها آنطور که بايد و شايد هنوز نتوانسته اند ضريب نفوذي را براي فعاليت هاي خود در جامعه ايجاد کنند و جامعه نيز چندان رغبتي به حضور فعال و پر رنگ در کتابخانه ها به قصد مطالعه، سرگرمي وخودآموزي از خود نشان نمي دهد. هر چند در سالهاي اخير حرکتهايي در جهت ايجاد اين تعامل برقرار شده است ليکن هر قدر براي افزايش آگاهي مردم از طريق ارتباط متقابل کتابخانه ها و جامعه تلاش کنيم باز اندک است و حتي وقتي در اخبار و تريبونها به بحث درباره سرانه مطالعه پرداخته مي شود و علت العلل کاهش يا حداقل، افزايش نيافتن سرانه مطالعه به گراني کاغذ و کتاب نسبت داده مي شود باز هم به نقش کتابخانه ها اشاره اي نمي شود . اگر براي بخشي از جامعه ايستادن در صف خريد کتاب بر خلاف ايستادن در صف خريد انواع مواد خوراکي و پوشاکي، صرف نمي کند و نمي ارزد حداقل
مي توان با هزينه اي اندک، يک سال از تمام کتابهاي يک کتابخانه عمومي استفاده کرد. به نظر مي رسد کتابخانه هاي عمومي به عنوان نهادهاي اجتماعي آنقدر قابليتهاي فراوان براي جذب مخاطب دارند و مي توانند ميزبان رويدادهايي مثل ديدار با نويسندگان، شب شعر، دورهمي هاي خانوادگي و غيره باشند و به جذب مخاطب بپردازند. به قول يکي از متخصصان رشته علم اطلاعات و دانش شناسي خانم عماد خراساني، آگاه نبودن جامعه از اهداف کتابخانه بهصورت کلي و حتي در مرحلهاي بالاتر آگاه نبودن مراجعه کننده از نظم و ترتيب کارها در کتابخانه و بياطلاعي او از معاني و مفاهيم، اصطلاحات و واژههاي کاربردي در خدمات و فعاليتهاي کتابخانه به ناکارآمدي اين پايگاه مهم اطلاعرساني در حوزة علوم و فنون از گذشته تا حال و آينده منجر ميشود و بهتدريج با قطع کامل ارتباط مردم با انواع کتابخانهها، ميزان بهره وريهاي فرهنگي و علمي آنها که مؤثر بر جنبههاي مختلف اقتصادي و اجتماعي جامعه است نيز کاهش مييابد و به بيرنگي کشانده ميشود.
بي ترديد افراد جامعه براي آنکه بتوانند براي خود و جامعهاي که در آن زندگي ميکنند مفيد واقع شوند، ناگزير به مطالعه و خواندن هستند، در اين بين کتابخانهها ميتوانند اين امکان را به نحو مطلوب براي همه افراد مهيا کنند. امروزه جذب و راضي نگهداشتن مراجعه کنندگان به کتابخانه از توليد محصول دشوارتر شده است. لذا
حرکت بيشتر کتابخانه ها به سوي جامعه رخدادي مهم در جذب مخاطبان به شما مي رود. بنابراين، کتابخانهها اگر مي خواهند در جامعه
سرعت محور و فناوري مدار بقايي داشته باشند بايد در رسالتها و ماموريتهاي خود تغييرات اساسي ايجاد کنند و ارتباط خود را با جامعه پررنگ تر نمايند و از سوي ديگر، جامعه اگر مي خواهد تعالي فرهنگي و آگاهي داشته باشد نبايد خود را از کتابخانه ها دور بداند.زيرا کتاب محور گفتگو در جامعه است و کتابخانه تمدن ساز. روزنامه اطلاعات


