تحصیلات تکمیلی و دانشجو

‏ آموزش عالي و کارآفريني در ايران

دکترمسعود کنزي

بنا به گزارش‌ها و مستندات سازمان برنامه و بودجه، در سال‌هاي اخير بيش از 80% بودجه کل کشور صرف هزينه‌هاي جاري مي‌شود.1
بسياري از متخصصين امور اقتصادي نگران کاهش بودجه‌هاي عمراني و ايجاد اشتغال، و البته هزينه‌هاي جايگزين استهلاک زيرساخت‌ها در کشور هستند. اما پرسشي که من به عنوان يک معلم دانشگاه با آن مواجه شده‎ام و البته ارتباط وثيقي هم با نگراني ‎‌‎هاي اقتصاددانان دارد، اين است که تکليف اين همه فارغ‌التحصيل دانشگاهي که دانشگاه‌هاي ما هرروزه با اعطاي مدرک در مقاطع مختلف آموزش عالي آنان را راهي جامعه مي‌کنند، چيست؟ طبق آمارهاي رسمي اعلام شده امروزه بسياري دانش‌آموخته دانشگاهي بيکار داريم. 2

تعدادي از اين افراد داراي مدرک کارشناسي ارشد و دکترا هستند. شمار دانشجويان کنوني کشور طبق آمار رسمي بيش از 4 ميليون نفر است3 که هرروزبه اين تعداد افراد جوياي کار افزوده مي‌شوند. لذا آينده، بسيار نگران‌کننده به‌نظر مي‌رسد و تعهد و الزام ما را به تصميم‌گيري فوري و جدي در حوزه آموزش عالي دوچندان مي‌کند.

کارآفريني و مهارت افزايي در شرايط اقتصادي و آموزشي امروز کشور به عنوان يکي از مهمترين راه حل‌هاي رفع مشکل اشتغال و از آن مهمتر کليد روشن کردن موتور توليد در وضعيت بحراني رکود اقتصادي ايران مي‌تواند مورد توجه واقع شود. در وضعيتي که بودجه عمومي کشور توان تحمل بار سنگين اقتصاد و سرمايه گذاري را ندارد و نهادهاي دولتي نيز از انباشت و اشباع سرمايه انساني (هر چند نه چندان کارآمد) رنج مي‌برند و بيش از اين توان تحمل تراکم نيروي استخدامي را ندارند و مهمتر از آن، همين سرمايه انساني نيز تحرک، چابکي و کارآمدي لازم را به دليل برخي مشکلات ساختاري و غيره ندارد، کارآفريني و ثروت آفريني بر مبناي مهارت فني و تخصصي، گشودن روزنه‌اي است که از پس آن امکان بازشدن دروازه‌هاي اقتصاد و بازکردن گره‌هاي کور اقتصادي متصور خواهد بود. به همين منظور، دولت بايد چند اقدام جدي و فوري را همزمان به مرحله اجرا درآورد.‏

‏1- لازم است دولت مانند همه کشورهاي پيشرفته در جهان کنوني، تمامي تلاش و هزينه خود را در آموزش فني و تخصصي در دوره آموزش ابتدايي و متوسطه مصروف دارد. واقعيت اين است که امروزه مدارس ما از کمبود شديد امکانات فني و آموزش حرفه‌اي رنج مي‌برند و تمام انرژي و تلاش دانش‌آموز در دوره مدرسه به‌طور فاجعه‌باري صرف يادگيري مهارت تست‌زني براي روز کنکور مي‌شود. نظام آموزشي ما به جاي تربيت، رشد و کمال دانش‌آموز و درجهت آمادگي شخصيتي و شغلي او براي ورود به جامعه، آنان را ترغيب به حضور در مراکزآموزش تست‌زني و استفاده از منابع غيردرسي براي کنکور مي‌کنند.

پس از هدر دادن اين همه انرژي و سرمايه مالي و انساني، دانش‌آموزان ما با ورود به دانشگاه تازه با بحران‌هاي اجتماعي و سرخوردگي و نااميدي از آينده مواجه مي‌شوند.

بنابراين، دولت راهي ندارد جز اينکه باکاهش هزينه و سرمايه خود در بخش آموزش عالي و دانشگاه‌هاي دولتي آنرا به سمت آموزش‌هاي فني و مهارتي مدارس سوق دهد.

جدي‌گرفتن مدارس فني ـ حرفه‌اي و کار ودانش و تعريف دوباره آنها براي جامعه و خانواده از طريق ارتباط آن با اشتغال،بايد اولويت جدي دولت باشد. جايگزيني اين نوع آموزش مهارتي با آموزش علوم نظري امروزي در مدارس کشور، مهمترين اقدام براي جلوگيري از تورم نيروي انساني در دانشگاه‌ها يا صاحبان مدارک تحصيلي در جامعه است. ‏

‏2- دولت بايد از تصدي‌گري در حوزه آموزش عالي از بخش اجرايي و مدرک‌گرايي(صدور مدرک تحصيلي) در دانشگاه‌ها خارج شود و فقط به سياستگذاري کلان بسنده کند. سياستگذاري کلان که در همه جاي دنيا از طريق ايجاد ارتباط موثر و تنگاتنگ ميان سه بخش؛ جامعه، صنعت و دانشگاه صورت مي‌پذيرد.

اين بسيار عجيب و البته مايه تأسف است که ما در قاعده هرم آموزشي کشور يعني مدارس ابتدايي و متوسطه حتي با کمبود امکانات اوليه بهداشتي و گرمايشي مواجه هستيم، سالانه بخش قابل توجهي از بودجه عمومي کشور به انحاء مختلف در دانشگاه‌هاي دولتي هزينه مي‌شود که تصدي‌گري دولت در آن هيچ چيزي را عايد کشور نمي‌کند.

علت اصلي چنين مشکلي اين است که پذيرش دانشجو در اين دانشگاه‌ها، متناسب نياز جامعه و صنعت نيست. در کشورهاي پيشرفته، مثلث دانشگاه، جامعه و صنعت چنان درهم تنيده شده اند که امکان تفکيک آن‌ها وجود ندارد و به همين خاطر دانشگاه مولد در جامعه و صنايع، هيچ هزينه‌اي از جيب دولت برداشت

نمي‌کند.

واقعيت اين است که بنا به نيازهاي کشور در ابتداي برنامه‌هاي نخستين توسعه، نهادهاي آموزش عالي اقدام به تعيين کدرشته‌ها و سهميه براي دانشگاه‌ها جهت پذيرش دانشجو در اين رشته‌ها مي کردند. امروزه با تکميل ظرفيت استخدام دستگاه‌هاي دولتي و بخش‌هاي مختلف کشور، جامعه در زمينه جذب در برخي از اين رشته‌ها اشباع شده است.

به‌کارگيري دانش‌آموختگان اين رشته‌ها، بزرگترين معضل کشور در آينده خواهد بود. در اين زمينه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري متولي اصلي هستند. در اساسنامه و فلسفه تأسيس هردو اين شوراي عالي، از آنها به عنوان سياستگذار کلان حوزه آموزش کشور نام برده شده است.4

لازم است اين دو نهاد مهم در زمينه پذيرش دانشجو در دانشگاه‌ها و بخصوص کم کردن يا حذف سهميه براي کدرشته‌هايي که نيازي به آنها نيست اقدام عاجل بعمل آورند. در اين زمينه مي‌بايست پايش و نيازسنجي در رشته‌هاي مورد نياز حاکميتي دستگاه‌هاي اجرايي و پذيرش مطابق آن، روندي نظام‌مند و منطقي به خود گيرد.

درخصوص بقيه رشته‌ها لازم ست سياستگذاري کلان دولتي به گونه‌اي باشد که جامعه و صنعت با ارتباط مستقيم با دانشگاه، بتوانند زمينه تربيت نيروي انساني مورد نياز خود را فراهم کنند. ايجاد پارک‌هاي علم و فناوري و مراکز رشد و کارآفريني در دانشگاه‌ها در سراسر کشور در چند سال اخير براي همين منظور بوده است. از آنجايي که ايجاد اين مراکز نيز توسط دولت و دانشگاه‌هاي دولتي صورت گرفته و از ابتداي تأسيس، بخش خصوصي در آن حضور فعالي نداشته است در ادامه کار خود نيز تبديل به بخشي از بوروکراسي دولتي شدند.

متأسفانه بايد اذعان کرد که، اين موضوع عملاً افزايش هزينه‌هاي دولت را درپي داشته است. بايد بررسي دقيقي صورت پذيرد که چرا چنين مراکزي نتوانستند به وظايف تعريف شده براي خود به درستي عمل کنند و به اهداف خود نزديک

شوند. ‏

3- تجميع دانشگاه‌هاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در وزارت واحد آموزش عالي، راهي براي جلوگيري از فربه‌تر شدن بخش دولتي در حوزه آموزش عالي و البته رفع تبعيض در استفاده از امکانات آموزش دولتي است. ‏

‏4- يکي از مهمترين اقدامات براي کاهش تصدي‌گري دولت، حمايت از بخش خصوصي درکشور است. از سوي ديگر، دانشگاه‌هاي ما به طور کل و دانشگاه‌هاي وابسته به بخش خصوصي به‌طور خاص نيز مي‌بايست ملزم به تحول در الگوهاي آموزشي خود شوند. ‏

‏5- سياستگذاري کلان دولت در ايجاد ارتباط ميان دانشگاه نسل سوم و نخبگان علمي اعم از دانشجويان و فارغ‌التحصيلان، مهمترين نقش را ايفا مي‌کند. ورود صنعت و جامعه در اين آشفته بازار تعدد زيرنظام‌هاي آموزش عالي و سيل عظيم دانشجويان و دانش‌آموخته‌گان مقاطع تحصيلات تکميلي، با تمرکز بر عموم دانشجويان مي‌تواند نقش فعالي از يک طرف در افزايش علايق و سلايق به کارآفريني و مهارت آموزي داشته باشد و از ديگر سو با ايفاي نقش ذاتي و اوليه خود در حمايت از نخبگان، از مهاجرت‌هاي بي‌دليل و بي‌نتيجه و در مواردي خسارت آور براي کشور جلوگيري کند.‏

ايجاددانشگاه نسل سوم

بررسي ويژگي‌هاي دانشگاه نسل سوم و خلاء آن در آموزش عالي ايران يک ضرورت است. نقش اين نوع از دانشگاه‌ها در پويايي اقتصاد و همچنين ارتباط آن با فلسفه تأسيس آموزش عالي در ايران منجر به حضور فعالانه در عرصه اقتصادي داخل کشور و جلوگيري از مهاجرت نخبگان خواهد شد. نقش‎‎اساسي‎ ‎دانشگاه‌‏‎ها‎‎در ‎‎تربيت ‎‎نيروي ‎‎کار‎ ‎متخصص‎‎موجب‎ ‎شده است‎ ‎در‎‎ کشورهاي‎‎ مختلف‎‎به‎‎ويژه ‎‎کشورهاي ‎‎توسعه ‎‎يافته، ‎‎ ‎‎ تغيير‎‎و تحولات‎‎ اساسي‎‎در‎‎دانشگاه‌ها رخ دهد.

دانشگا‎ه‌ها‎‎آموزش محور‎‎ ‎را‎‎ دانشگاه‎‎ هاي‎‎نسل اول مي‌نامند. هدف‎ ‎اين دانشگاه‌ها،‎ ‎آموزش‎‎و‎ ‎تربيت‎ ‎نيروي‎ ‎انساني‎ ‎متخصص‎ ‎بود. پس‎ ‎از‎‎ آن، انقلاب‎‎ آکادميک‎‎ نخست‎‎در‎‎اواخر ‎‎قرن‎ ‎‏19‏‎‎در‎ ‎کشور‎‎ آلمان‎‎ روي‎‎داد که‎‎طي‎‎آن ‎‎دانشگاه‌ ‎هاي‎‎ پژوهش‎‎ محور‎‎به‎‎عنوان ‎‎نسل‎ ‎دوم‎‎دانشگاه‌ها‎ ‎معرفي‎‎شدند.

اين‎‎دانشگاه‌ها‎ ‎در‎ ‎پژوهش‎ ‎و‎‎ توليد‎‎ علم‎‎نقش داشتند. سپس،‎ ‎انقلاب‎ ‎آکادميک‎ ‎دوم‎‎ در‎‎نيمه‎‎دوم ‎‎قرن‎ ‎بيستم‎‎پس از‎ ‎جنگ‎‎ جهاني‎‎ دوم‎‎ اتفاق‎‎ افتاد،‎‎ که‎‎طي‎‎آن ‎‎دانشگاه‌هاي‎‎کارآفرين به‎‎عنوان ‎‎نسل‎ ‎سوم‎‎با‎ ‎هدف‎‎ تربيت‎‎ نيروهاي‎‎ انساني‎‎ کارآفرين‎‎و ارتباط‎‎ با‎‎صنعت‎‎پا ‎‎به‎ ‎عرصه‎‎ظهور‎ ‎گذاشتند. يونسکو‎‎در‎ ‎چشم‎‎ انداز‎‎ آموزش‎‎ عالي‎‎ براي‎‎قرن‎‎‏21، ‎‎دانشگاه‌هاي نوين‎‎يا‎‎نسل ‎‎سوم‎ ‎را‎ ‎اين‌‎گونه ‎‎توصيف ‎‎کرده‎ ‎است «جايگاهي ‎‎که در‎ ‎آن‎ ‎مهارت‌هاي‎‎کارآفريني‎‎در‎ ‎آموزش‎ ‎عالي‎‎ به‎‎منظور‎‎بهبود قابليت‌هاي‎ ‎فارغ‌التحصيلان‎ ‎در‎ ‎جهت‎‎ تبديل‎‎ شدن‎‎به‎‎کارآفرينان توسعه‎‎مي‎‎يابند».5

در‏‎‎ آمريکا،‎‎ در‎‎دهه‎‌هاي‎‎‏60‏‎‎و‎ ‎‏70‏‎ ‎ميلادي‎ ‎بيش‎‎ از‎‎ ‏140‏‎‎ دانشگاه کارآفرين‎ ‎ايجاد‎ ‎شده‎‎ است‎‎و‎‎در ‎‎دهه‎ ‎‏90‏‎‎به‎ ‎‏500‏‎ ‎دانشگاه کارآفرين‎‎رسيده است. در‎ ‎آسيا‎‎نيز‎ ‎دانشگاه‎‏‌‏‎هاي‎ ‎کارآفرين‎ ‎در‎‎ کشورهاي هند،‎ ‎فيليپين‎ ‎و‎‎ مالزي‎‎ ايجاد‎‎شد.

دانشگاه‎MIT ‎،‎ ‎به‎‎ عنوان‎‎يکي از‎‎ مطرح‌‎ترين ‎‎دانشگاه ‎‏‌هاي‎ ‎نسل‎‎ سوم‎‎در‎‎جهان، ‎‎مرکزي ‎‎براي آموزش ‎‎و‎‎ارتقاي‎‎کارآفريني‎‎بين‎ ‎دانشجويان‎ ‎و‎‎ اساتيد‎‎ با‎‎هدف تربيت‎‎ مديراني‎‎ که‎‎موجب‎‎موفقيت‎‎شرکت‌هاي‎‎دانش بنيان‎‎شوند، ‎‎تأسيس ‎‎کرده‎ ‎است. مديران‎ MIT‎، بر ‎‎اين‎ ‎باورند‎‎که صرفاً‎‎کافي‎ ‎نيست‎‎ يک‎‎کالا،‎‎ايده ‎‎و‎‎فناوري‎‎جديد‎ ‎اختراع‎ ‎شود، بلکه‎ ‎معيار‎ ‎موفقيت،‎ ‎تجاري‎ ‎سازي‎‎ آن‎‎نوآوري مي‌باشد.‏6‏

‏6. دانشگاه‌هاي ‎‎ ‎ما‎‎ در‎ ‎چه‎‎ نسلي‎ ‎هستند؟

‏ در‎‎ کشور‎‎ما‎‎بيشتر ‎‎دانشگاه ‎‌ها‎ ‎در‎‎ نسل‎‎اول‎‎و ‎‎تعداد ‎‎محدودي ‎‎از آن‌ها ‎‎در‎ ‎نسل‎‎دوم‎ ‎به‎‎ سر‎‎مي‌‎برند‎ ‎و‎‎ هنوز‎‎نسل‎‎سوم

‎‎دانشگا ‎ه‌ها در‎ ‎ايران‎ ‎به‎‎ طور‎‎جدي‎‎مطرح ‎‎نشده‎ ‎است. براي‎ ‎همين‎‎است که‎ ‎بسياري‎ ‎از‎‎ دانش‎‎ آموختگان‎‎ به‎‎دليل‎‎نداشتن‎‎مهارت‌هاي کارآفريني‎‎ و‎‎فني‎‎لازم ‎‎در‎ ‎بازار‎‎کار‎ ‎توفيق‎ ‎چنداني‎ ‎نمي‌يابند‎‎و بيکار‎‎مي‎‌ ‎مانند. در‎ ‎ايران،‎ ‎فقدان‎ ‎ارتباط ميان صنعت‎‎و‎ ‎دانشگاه،‎ ‎که‎‎ هدف اصلي‎‎ دانشگاه‌‎هاي ‎‎نسل‎ ‎سوم ‎است،‎‎باعث ‎‎شده ‎‎که‎‎ با‎‎وجود افراد‎‎ متخصص‎‎و‎‎خلاق ‎‎در‎ ‎کشور،‎‎هم‎ ‎اکنون‎ ‎حدود‎‎ چند‎‎ميليون فارغ‌‎التحصيل ‎‎بيکار ‎‎در‎ ‎کشور‎‎وجود داشته باشد.

البته‎‎چنانچه گفتيم‎‎ گام‎‌‎ هايي‎‎در‎‎راستاي‎‎حرکت ‎‎به‎ ‎سمت‎‎دانشگاه‌هاي‎ ‎نسل‎‎سوم‎ ‎برداشته‎ ‎شده‎‎ است. در‎‎ فاصله‎‎ سال‌هاي‎‎ ‏1381‏‎‎تا 1383‏‎‎ ابتدا‎‎در‎‎‏13‏‎‎دانشگاه،‎‎مرکز ‎‎کارآفريني ‎‎ايجاد ‎‎شد‎ ‎و‎ ‎امروزه تعداد‎‎بيشتري‎‎از‎ ‎دانشگاه‎‌ ‎هاي‎‎ کشور‎‎ داراي‎‎ چنين‎‎ مرکزي‎‎ هستند.

اما‎‎ تأسيس‎‎ مراکز‎‎ کارآفريني‎‎ يا دفتر‎‎ ارتباط‎‎ با‎‎صنعت‎‎در ‎‎دانشگاه‌ ‎ها،‎‎ اولين‎‎ قدم‎‎است‎‎و ‎‎تا‎ ‎رسيدن به‎‎دانشگاه‌هاي‎ ‎نسل‎‎سوم‎ ‎هنوز‎‎ فاصله‎‎ وجود‎‎ دارد.‏يک‎‎ دانشگاه‎‎ براي‎‎ کارآفرين‎‎ شدن‎‎در‎‎سه ‎‎حوزه‎ ‎بايد‎‎فعاليت‎‎نمايد‎ :‎‏

1- خود ‎‎دانشگاه، ‎‎به‎ ‎عنوان‎‎يک‎ ‎سازمان،‎ ‎کارآفرين‎ ‎باشد2- کليه‎ ‎دانشگاهيان‎ ‎اعم‎‎ از‎‎اعضاي‎‎هيأت ‎‎علمي، ‎‎کارکنان ‎‎و دانشجويان ‎‎به‎ ‎سمت‎‎کارآفريني‎‎حرکت‎ ‎کنند.

3- ارتباط‎‎دانشگاه‎‎با‎ ‎محيط‎‎ از‎‎يک‎‎ساختار‎‎ کارآفرينانه‎ ‎پيروي‎ ‎کند‎.‎

کارآفريني‎‎ در‎‎ دانشگاه‎‎ مستلزم‎‎ توسعه‎‎ کارآفريني‎‎ در‎‎تمامي سطوح‎‎ دانشگاه‎‎ است‎‎و‎‎تعامل ‎‎تمامي ‎‎رشته‌ ‎ها‎‎ و‎‎ آموزش‌هاي دانشگاهي‎‎را‎ ‎طلب‎‎ مي‌‎کند‎ ‎و‎ ‎علاوه بر آن‎بايد‎‎مراکز ‎‎نوآوري ‎‎و‎‎کارآفريني‎‎در هر‎ ‎يک‎‎ از‎‎ دانشکده‌هاي‎ ‎دانشگاه‎ ‎فعال‎‎ شوند. دانشگاه‎ ‎کارآفرين،‎ ‎علاوه بر آموزش‎‎مطالب‎ ‎نظري‎‎ و‎‎تئوري، مهارتهاي‎‎ شغلي‎‎ رشته‎‎ تحصيلي‎‎ مورد‎‎نظر‎‎و ‎‎مهارتهاي ‎‎مديريتي، بهره‌‎گيري‎ ‎از‎‎ فرصتها‎‎و‎‎نوآوري‎‎را ‎‎به‎ ‎دانشجويان‎ ‎آموزش‎‎مي‌‎دهد، واقعيت‌ها‎ ‎و‎‎ الزامات‎‎ بازار‎‎ کار‎‎را‎‎به ‎‎آنان‎ ‎مي‌شناساند، ‎‎از‎ ‎ايده‌هاي جديد ‎‎و‎‎خلاق‎ ‎استقبال‎ ‎مي‎‌ ‎کند‎‎ و‎‎روحيه‎‎کارآفريني‎‎را ‎‎در‎ ‎بين دانشجويان ‎‎توسعه ‎‎مي‌ ‎دهد.

دانش‎ ‎آموختگان‎ ‎دانشگاه‌هاي‎‎نسل سوم،‎‎پس‎ ‎از‎‎ فارغ‌‎التحصيلي ‎‎منتظر ‎‎کار‎ ‎نمي‌‎ مانند‎‎يا‎‎به ‎‎جستجوي کار ‎‎نمي‌ ‎پردازند‎ ‎بلکه‎‎ کارآفرين‎‎ خواهند‎‎بود. دانشگاه‎‎ کارآفرين دانشگاهي‎ ‎است‎‎ که‎‎ارائه‎‎کننده ‎‎فرصت ها، ‎‎تجربيات ‎‎و‎‎فرهنگ‎ ‎لازم براي‎ ‎هدايت‎ ‎کردن‎‎ و‎‎تشويق‎‎کردن ‎‎دانشجويان ‎‎و‎‎فارغ‌‎ التحصيلان به‎ ‎سمت‎‎ کارآفريني‎‎ است.7‏

‏رسالت و مسئوليت نهايي دولت‏

همچنانکه قبلاً نيز اشاره شد، به نظر مي‌رسد که دانشگاه نسل سوم به سه دليل که از ويژگي‌هاي آن ناشي مي‌شود، مي‌تواند در رفع برخي مشکلات اساسي وضعيت فعلي اقتصاد و اشتغال نقش موثر ايفا کند. اول به اين سبب که دانشگاه نسل سوم در قبال فارغ‌التحصيلان خود پاسخگو است. بدين معني که مهارت آموزي، ذاتي دانش آموخته يک دانشگاه کارآفرين است و در صورتي که اين مهم در اين دانشگاه ميسر نشود، اساساً ديگر دانشگاه نسل سوم نيست.

دليل دوم اينکه تعداد مشاغل موجود در سطح جهان در حال حاضر بيش از 15 هزار عنوان شغلي است و اين در حالي است که اين رقم در ايران کمتر از 3 هزار عنوان است و دانشگاه نسل سوم در اين ميان به دليل چابکي و انعطاف ساختاري توان ايجاد رشته‌هاي جديد در زمان کوتاه را دارد و مي‌تواند خلاء ناشي از مشاغل تخصصي و مهارتي را پر کند.

دليل سوم اينکه دانشگاه نسل سوم اساساً بايستي به ثروت آفريني علم توجه نمايد و آن دانشي در اين دانشگاه موضوعيت دارد که ثروت آفرين باشد و از سطح نظريه و پژوهش فراتر رود و توان ثروت آفريني را از طريق علم ممکن سازد.‏در اين راستا دولت مي‌تواند ضابطه نخبگي دانشجويان را با محک مهارت آموزي و کارآفريني بسنجد و چتر حمايتي خود را به دانشجويان و دانش آموختگان کارآفرين و خلاق تسري دهد.

از اين طريق هم به تحريک علايق مهارتي و در اولويت قرار گرفتن آن نايل مي‌شود و هم اينکه با تقويت مسير کارآفريني به حل مشکل اشتغال کمک مي نمايد و از آن مهمتر با به نتيجه رساندن چنين نهال آتيه‌سازي، از مهاجرت نخبگان جلوگيري مي‌کند. چرا که اگر دانشجوي خلاق و نخبه‌اي بتواند گرهي از مشکلات موجود را در بستر کارآفريني و خلاقيت توام با حمايت‌هاي قانوني و معنوي باز کند، در نهايت خود نيز از اين مسير ثروت آفرين منتفع مي‌شود و از گرفتار کردن خود در پيچ و خم ساختارهاي پوسيده اداري و بروکراتيک دولتي پرهيز مي‌کند. انگيزه ايجاد شده در اين مسير، راه را بر مهاجرت‌هاي بي‌مورد و بدون هدف که در موارد عمده ناشي از بلاتکليفي در فضاي آموزشي و از آن مهمتر شغلي است، مي‌بندد.

‏اميد است دولت بتواند در ارتباط با نخبگان و تجربه اندوخته، مسير دشوار و بديع جديد را نيز همچون گذشته هموار کند و قدم مهمي در اين فضاي چندبعدي و البته پيچيده بردارد تا مهمترين سرمايه يک کشور که همانا سرمايه انساني است را غني‌تر و کارآمدتر نمايد. ‏

پي نوشت ها:

‏1-https://www.isna.ir/news/94110300834

2-http://jamejamonline.ir/online/3086945413950324810 ‎

‏2‏.https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/09/29/1606052

http://otaghiranonline.ir/news/16140 ‎

‏3‏. ‏‏https://www.amar.org.ir/ ‎‏ 5553671‏3-

‏ http://rc.majlis.ir/fa/law/show/100544

http://rc.majlis.ir/fa/law/show/94172

http://farhangoelm.ir/‎

‏5‏. ابراهيم پور کومله، سميرا. قبادي، سروش. خزايي، کاميان. (1391) دانشگاه نسل سوم؛ گامي به سوي کارآفريني. مجموعه مقالات کنفرانس ملي کارآفريني و مديريت کسب و کارهاي دانش بنيان. دانشگاه مازندران‏‎.‎

‏6‏. انتظاري، يعقوب. (1383). ظهور دانشگاه کارآفرين و توسعه تعامل علم و صنعت. نشريه علم و آينده، شماره 8‏

‏7‏. نشريه داخلي معاونت طرح و برنامه دانشگاه فردوسي مشهد، پاييز 93، شماره 55، ص 5 تا 7‏‏

کانال مقاله ها 🌹 @eduarticle

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا