نگاهي نو به ياد گيري

نگاهي نو به ياد گيري
پري هاشمي مقدم، امير هاشمي مقدم
هر ساله تعداد زيادي دانشآموز با تنوع ظرفيت يادگيري بسيار زياد وارد مدارس ميشوند و به دلايلي که در اينجا مجال بحث در مورد آن نيست، در چارچوب خشک و غيرقابل انعطاف مدارس گير ميکنند و پس از مدتي شکل قالب را به خود ميگيرند.يكي از ويژگيهاي منحصربهفرد انسان يادگيري است و بسياري از دانشمندان آن را به همراه زبان، وجه تمايز انسان از ساير حيوانات ميدانند. برخي پا را فراتر گذاشته و براساس اين سخن فردوسي که “زگهواره تا گور دانش بجوي”، گفتهاند يادگيري رمز بقا و حيات انسان است و اگر فردي نتواند ياد بگيرد بايد او را مرده تلقي کرد.هرکس از زمان تولد و اولين واکنشها به محيط، يادگيري را آغاز ميکند، زيرا از همان زمان به سازوکارهاي اوليه براي اين امر مهم مجهز است.يادگيري همواره با بشر همراه بوده و فلاسفه و دانشمندان هميشه نيمنگاهي به آن داشتهاند، اما در قرن گذشته به عنوان موضوعي مطالعاتي و تجربي مطرح شد و در زمره موضوعات حيطه روانشناسي و تعليم و تربيت قرار گرفت.
پرسشي که فلاسفه و دانشمندان از ابتدا با آن مواجه بودهاند، اين است که يادگيري در انسان چگونه رخ ميدهد.
ژان پياژه، دانشمند بزرگ سوئيسي، در مواجهه با اين موضوع دو سوال مطرح ميکند که اولي به ماهيت دانش و آموختن بازميگردد و دومي نحوه شکلگيري دانش و آموختن در انسان، او پاسخ به پرسش اول را در حيطه اختيار فلاسفه و پاسخ به پرسش دوم را کار دانشمندان حوزه روانشناسي و تعليم و تربيت ميداند. در واقع، تمامي نظريههاي مطرح يادگيري که در حدود 150 سال گذشته مطرح شدهاند، به نوعي به دنبال تبيين و چگونگي يادگيري بوده و هستند؛ بهبودهايي که در فرآيند تدريس و يادگيري در نيم قرن گذشته رخ داده و به نوعي ميتواند نشاندهنده اثربخشي پژوهشها درخصوص يادگيري باشد. در کشور ما نيز موضوع يادگيري طرف توجه بسياري بوده و روانشناسان تربيتي تحقيقات نسبتا زيادي در مورد آن به ثبت رساندهاند. اينکه پژوهشها از اثربخشي لازم برخوردار بودهاند يا خير، موضوعي است نيازمند تحليلهاي دقيق و ما قصد نداريم در اينجا به آن بپردازيم. اما در اينجا موضوع اين است که يادگيري چقدر براي ما اهميت دارد و چگونه به آن پرداختهايم.
*يادگيري چقدر اهميت دارد؟
همه حيطههاي تعليم و تربيت، اعم از برنامه درسي، برنامه آموزشي، مديريت، سنجش و ارزشيابي، تدريس و… به نوعي با يادگيري در ارتباطند و ميتوان گفت بدون يادگيري، همه آنها عناصري پراکنده و بدون ارتباط با هم هستند. در ميزان اهميت يادگيري همين بس که قرن حاضر با يادگيري نامگذاري شده و در سال 1999 سازمان ملل شعاري را منتشر کرد که عمده تمرکز آن بر ابعاد يادگيري بوده است.
اين موضوع همچنين دستمايه بسياري از دانشمندان و سياستگذاران قرار گرفته و تلاش کردهاند تا راهکارهاي اجرايي کردن اين شعار را پيشنهاد دهند. در واقع، نگاهي به اسناد منتشر شده در دو دهه گذشته درخصوص يادگيري، ميزان اهميت آن را براي ما آشکار ميکند.
در بسياري از کشورهاي پيشرفته که به نوعي به توسعه باثبات مناسب دست يافتهاند؛ يادگيري محور کار نظام تربيتي و مديريت آن برعهده تمامي دستاندرکاران نهاد تعليم و تربيت است. مخاطب اين فرآيند دانشآموز، معلم و مدير هستند که هر يک نقش خاص خود را ايفا ميکنند. سوالي که مطرح ميشود اين است که چطور ميتوان اطمينان پيدا کرد اين فرايند به درستي مديريت شده و به ثمر نشسته است؟
بسياري پاسخ به اين پرسش را در نتايج پيشرفت تحصيلي دانشآموزان و نرخ ارتقا جستوجو ميکنند، اما آيا يادگيري همين بعد محدود را دارد؟ اگر دانشآموزي درسي را بگذراند و نمره مناسب از آن بگيرد، ميتوان مطمئن شد که آن را ياد گرفته است؟ اين موضوع محل مناقشه نگاه اثباتگرايانه و مابعد اثبات گرايانه به يادگيري است و ما نميخواهيم وارد آن شويم اما نکته مهم و حياتي اين است که محدود کردن يادگيري به آموختن چند کتاب و مطلب در يک سال تحصيلي، به نوعي ترويج رويکرد کاهش گرايانه به يادگيري است.
آنچه تحت عنوان «يادگيري براي آموختن، زيستن، به کار بستن و با هم زيستن» مطرح شده است، دامنهاي بسيار وسيع از کارکردها را با خود ميآورد که فقط شناختي نيست.
*ضرورت نگاه نو به يادگيري
نگاهي به اهداف نظام آموزشي و انتظارات مطرح در آن، اين ضرورت را برجسته ميسازد که نوع نگاه به يادگيري بايد تغيير کند. لازم است از تلقي ناقص و محدود به يادگيري فاصله بگيريم و ظرفيت بيکران يادگيري دانشآموزان را هدر ندهيم.
هر ساله تعداد زيادي دانشآموز با تنوع ظرفيت يادگيري بسيار زياد وارد مدارس ميشوند و به دلايلي که در اينجا مجال بحث در مورد آن نيست، در چارچوب خشک و غيرقابل انعطاف مدارس گير ميکنند و پس از مدتي شکل قالب را به خود ميگيرند. اگر ما به دنبال تربيت افرادي هستيم که آيندهساز، قانونمدار، خلاق و پاسخگو باشند، به حقوق ديگران احترام بگذارند، در حفظ محيط زيست بکوشند و از ميراث مادي و معنوي گذشتگان مراقبت کنند، بايد ابتدا نگاهمان را به يادگيري تغيير دهيم تا پس از آن بتوانيم خودمان را از حصار خشک و غيرقابل انعطاف تعليم و تربيت رها کنيم و برنامهها، روشها، فرآيندها، سازوکارها و راهبردهايمان را براي تربيت نسلي به کار گيريم که توان رقابت در ابعاد جهاني و فعاليت اثرگذار در ابعاد ملي را داشته باشد.
به گزارش ايسنا به نقل از شماره 30 مجله رشد تکنولوژي ، با برداشتهاي قديمي و محدود از يادگيري (که موضوعي با انعطاف بالا و داراي حيطه عمل وسيع است) نميتوان انتظار تحقق اهداف بلند پروازانه را داشت. در اسناد بالادستي، به وفور بر يادگيري تاکيد شده، اما پرسش اين است که آيا اهميت تاکيد کفايت ميکند و نياز به اقدام وجود ندارد؟ هرگونه اقدام اثرگذار در اين زمينه به تغيير نگرش ما نسبت به يادگيري و توجه به ظرفيتهاي يادگيري و توجه به ظرفيتهاي يادگيري همه دانشآموزان در تمامي بخشهاي نظام آموزشي بستگي دارد.
خط مستقيم آزمون و نتيجهگيري در مورد يادگيري بايد کنار گذاشته شود و ماهيت پويا، چند بعدي و گسترده آن بايد بيشتر برجسته شود. اين امر بايد در کلاس درس از يک سو و بين مديران سطوح مختلف نظام آموزشي، از سوي ديگر، آغاز شود.
روزنامه اطلاعات
