آنچه به ما نياموختهاند
عليرضا خاني
يكي از حقوق شهروندي كه مردم حق مطالبه از دولت دارند، آموزش است. آموزش، صرفاً فرآيندي نيمكتي نيست كه دولتها، از طريق معلم و تخته سياه به دانش آموزان ارائه ميكنند. آموزش فرآيندي مستدام است كه دولتها موظفند به طور توقفناپذير براي همه اقشار، طبقات و گروههاي سني و جنسي فراهم آوردند. آمار دانش آموزان و دانشجويان به تنهايي گواه بر عملكرد آموزشي دولتها نيست. بلكه رفتار و كنشهاي شهروندان كارنامهاي است كه ميتوان با ارائه آن موفقيت يا ناكامي دولتها را در ارائه آموزش نشان داد.
اينجا به عملكرد آموزشي دولتها در حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالي نميپردازيم ـ كه البته آن خود مثنوي بلندي است كه بايد صاحبنظران به طور ژرف به آن وارد شوند ـ به عبارتي قصد اين سخن، پيمايش اندازه آموختههاي نظام آموزشي به دانش آموزان و دانشجويان نيست بلكه اشارهاي است بسيار گذرا به آنچه در مجموعه نظام آموزشي و اجتماعي ما، از كودكستان تا دانشگاه، به ما نميآموزند.
مثلاً به ما نياموختهاند كه در پيادهرو چگونه راه برويم، در خيابان چگونه رانندگي كنيم و در جاده چگونه برانيم تا كمتر دچار حوادث ويرانگر شويم.
به ما نياموختهاند كه با همديگر چگونه سخن بگوييم. اگر مسئوليم با مردم چگونه حرف بزنيم و اگر مردميم، با مسئولان چگونه؟ به ما نياموختهاند كه خود محور نباشيم، به نظرات ديگران به اندازه نظر خود احترام قائل شويم، انتقادات را بپذيريم و بپذيريم كسي كه اعتراض ميكند، الزاماً معاند نيست و شايد خيرخواه باشد … براي رفع مشكلات چارهجويي كنيم نه براي بستن زبان منتقدان.
به ما نياموختهاند كه به كار خود متعهد باشيم، براي كار خود و مسئوليت خود حرمت و قداست قائل شويم، كم بودن حقوقمان، مطلقاً دليل قابل قبولي براي كمكاري و اهمال و كارشكني نيست… بايد در سختترين شرايط، صادق باشيم و متعهد.
نياموختهاند كه براي ضعفها و خطاهاي خود، توجيه نتراشيم و ضعفها و خطاهاي ديگران را دليل نياوريم. نياموختهاند كه قدرت يك كشور، به عملكرد تكتك شهروندان آن بستگي دارد و به اميد جبران ديگران، نميتوان سهم خود را در پيشبرد يك گام، فراموش كرد و وانهاد…
به ما نياموختهاند كه در بحبوحه بحرانها، نبايد گليم خود را به قيمت غرقشدن ديگران، از آب بركشيم. نبايد با كمبود يك كالا يا ارز، به جاي اينكه تقاضا را براي آن كم كنيم، به سمت آن هجوم ببريم!
نياموختهاند كه در اوضاعي كه بسياري از مردم، در مضيقه اقتصادياند، بيجهت به تركيه و دوبي سفر نكنيم، نياموختهاند كه 5/10 ميليون نفر در يك سال به خارج رفتن، نشانه رشد اقتصادي نيست، بلكه بيتوجهي فرهنگي است…
به ما نياموختهاند كه در بحران آب و انرژي، چگونه درست مصرف كنيم. ياد گرفتهايم كه بيمحابا مصرف كنيم و چند برابر آنها كه آب بيكران دارند، آب هدر دهيم و در هنگامه بحران، اصلاً روش مصرف درست را، حتي در يك وضو ساختن ساده، نميدانيم…
به ما نياموختهاند كه چگونه حرمتها را حفظ كنيم. نياموختهاند كه هر انساني، جلوه و جمال ذات الهي است و نياموختهاند اين سخن به درستي يعني چه. نياموختهاند كه اين يعني حق نداريم حرمت و آبروي افراد را، به ثمن منافع و مصالح سياسي، زير پا له كنيم. نياموختهاند كه با اغراض سياسي، از دختربچه مدرسهاي در تلويزيون اعتراف نگيريم…
نياموختهاند كه صرفاً به اين دليل كه از چيزي خوشمان نميآيد، حق منكوب كردن و نابود كردن آن نداريم. نياموختهاند كه با هر كه مخالفيم، نبايد او را از حقوق شهروندي و بلكه از هستي و حق حيات سلب كنيم.
نياموختهاند كه اگر كسي را ما قبول نداريم، يا او ما را، حق اظهارنظر و سخن و گفتن و نوشتن را از او نستانيم.
به ما نياموختهاند كه در هنگامه هجوم بيگانه و جنگ رواني و بحران در اقتصاد و ارز براي مصارف شخصي از ارز دولتي سو استفاده نكنيم، 2 تن طلا در خانه پنهان نكنيم، ايجاد التهاب و نگراني و سياهنمايي نكنيم…
به ما نياموختهاند، كه همه با هم برابريم، حق برتري طلبي نداريم، حق دستاندازي به بيتالمال و آبروي ديگران و اموال عمومي و جنگل و كوه و دريا را نداريم. نياموختهاند كه حق اندوختن منافع فردي به بهاي نابودي منافع ملي را نداريم …
و خلاصه نياموختهاند كه چگونه، نه با رقابت و نزاع و برتريجويي، كه با همدلي و همياري و همكاري، بتوانيم براي خود و ديگران زندگي و آينده بهتري بسازيم…
روزنام اطلاعات
—————
https://t.me/eduarticle
