در باره معلم

رسالت جامعه اسلامي نسبت به معلم

در جامعه اسلامي همه آحاد ملت در برابر هم مسئولند و متعهد (كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته).

مردم يك جامعه نمي توانند در برابر سرنوشت فرزندان خود بي تفاوت باشند و مسئوليت خود را ناديده بگيرند.

مردم يك جامعه پويا بايد بدانند كه شخصيت فرزندان خود بستگي به الگوهاي اجتماعي دارد و الگوهاي اجتماعي بايد تجسم مكتبي باشد كه اكثريت جامعه اسلامي پذيراي آن هستند.

نويسنده: محمد امين – حجتي
منبع: روزنامه – کیهان – تاريخ شمسی نشر 10/02/1387

حضرت علي (ع) مي فرمايد:

«الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم؛ مردم در روش هاي اخلاقي و صفات اجتماعي به حكومتهاي خود بيشتر شباهت دارند تا به پدران خويش).

اين سخن ارزشمند وظيفه سنگين دولتمردان را مي رساند كه بي تفاوت نسبت به تربيت افراد جامعه نباشند.

حضرت امام خميني (ره) مي فرمايد:

«انبياء دنبال اين بودند كه يك حكومت عدلي در دنيا محقق كنند، براي اين است كه اگر حكومت عدل باشد، حكومتي باشد با انگيزه الهي، با انگيزه اخلاقي و ارزشهاي معنوي انساني، يك همچو حكومتي، اگر تحقق پيدا بكند، جامعه را مهار مي كند و تا حد زيادي اصلاح مي نمايد».

در جامعه فرد با ارزشها، عقايد، هنجارها و ناهنجاري هاي جامعه آشنا مي شود دولتمردان براي شناساندن اين ارزشها از چه راهي بايد وارد شوند وقتي كه عقايد افراد جامعه به صورت ريشه اي و زيربنايي ساخته نشود و اگر اعتقاد بر اين پيدا نكنيم كه تربيت از همان كودكي شروع مي شود و با استناد به خطبه 31 نهج البلاغه مي فرمايد:

«انما قلب الحدث كالارض الخاليه ماالقي فيها من شيء قبلته؛ به درستي كه دل نوجوان مانند زمين باير و دست نخورده است هر بذري در آن افشانده شود مي پذيرد».

آيا براي پيدا كردن يك باغبان براي زمين باير چقدر تلاش لازم است آيا مي شود فردي را كه نداند چه موقع آبياري كند و چه موقع نهال را بكارد و كي حرس نمايد و با چه وسيله اي علفهاي هرز اطراف نهال را از بين ببرد انتخاب نماييم؟

وقتي دولتمردان ما مي خواهند يك كودك پاك و معصوم را در اختيار باغباني قرار دهند به اين فكر نيستند كه اين باغبان نياز دارد آموزشهاي لازم را ببيند تا بداند كه اين نونهالان چه نوع تغذيه فكري و جسمي نياز دارند علفهاي هرز جامعه را بشناسد و بداند كدام عوامل وجود دارند كه نمي گذارد اين جوانان و نوجوانان به رشد و تكامل برسند، و هويت و ارزشهاي اعتقادي را با تحصيلات عاليه خود كم رنگ تر و حتي از دست بدهند دولتمردان حتماً مي دانند عواملي كه براي ساختن يك جامعه ارزشي مؤثر است (خانواده، مدرسه، مذهب، گروه همسالان و وسايل ارتباط جمعي) مي بايستي هماهنگ با هم دست به دست هم و با شعاري واحد وارد ميدان تعليم و تربيت شوند و تعليم منهاي تربيت ارزشي ندارد و نتيجه اش همان خواهد شد كه در كشورهاي غربي شاهدش هستيم.

دولتمردان بايد بدانند كه براي آماده نمودن باغباني كه مي خواهد تمام صفات، خلقيات، حالات نفساني و رفتار و ظاهري نهال را پرورش دهد چه ابزاري لازم است.

اين باغبان بايد روحي سرشار از صداقت و صفا و علاقه و محبت و ايمان به حرفه خود داشته باشد و احساس مسئوليت كند تا موجبات رشد و ثمردهي آن شود.

بگذريم و تأسف بخوريم به ديدگاه دولتمرداني كه مي گويند وزارت آموزش و پرورش وزارت مصرفي است نه توليدي و كسي نيست كه به آنان بگويد كه آموزش و پرورش بالاترين توليد را در كشور دارد سالانه بيش از هيجده ميليون توليد دارد، آيا اين مغزهايي كه در مدارس توسط سربازان پيامبر اعظم(ص) ساخته مي شوند، توليد نيستند، آيا افرادي كه اكنون به عنوان دانشمندان هسته اي باعث افتخار ايرانيان در جهان علم و دانش هستند در مدارس و دانشگاهها ساخته نشده اند، آيا وقت آن نرسيده است كه نسبت به معيشت فرهنگيان فكري بكنيم، مگر مي تواند معلمي كه دغدغه گذران زندگي دارد با آرامش در كلاس درس حضور پيدا كند، مگر معلمي كه نصف اوقات خود را براي امرار معاش در شغل هاي متفاوت مشغول مي شود و با خستگي سر كلاس حضور پيدا مي كند مي تواند تأثيرگذار بر دانش آموز باشد.

مگر فرصتي پيدا مي كند تا براي خود طرح درس و از آن مهمتر طرح تربيتي براي فرزندان اين جامعه داشته باشد. بياييد با يك انقلاب فرهنگي طرحي براي ساختن يك آموزش و پرورش پويا و شكوفا و پايدار پيدا كنيم.

بياييد به سخن شهيد آيت الله دكتر بهشتي ارزش بدهيم كه مي فرمود:

«مردم از كمبود ناراضي نيستند از بي عدالتي ناراضي هستند».

معلمين ما از كمي حقوق ناراضي نيستند بلكه تبعيضي كه دولتمردان ما نسبت به حقوق اين قشر جامعه ساز قايل هستند ناراضي اند.

چرا دولتمردان و نمايندگان مجلس ما كه اكثرا از قشر فرهنگي و دانشگاهي و حوزوي هستند به فكر معلمين نباشند تا معلمين مجبور شوند براي احقاق حقوق و اظهار نارضايتي خود بارها مقابل مجلس تجمع كنند، آيا اين در شأن معلم جمهوري اسلامي مي باشد كه مجبور به اين عكس العملها بشود، چرا دولتمردان وقتي خودشان به حقوق بالاتر و رفاه مي رسند، اساتيد خود را فراموش مي كنند؟

رسالت خانواده

بدون شك شالوده و پايه گذار تربيت طفل در خانواده صورت مي گيرد.

از اين رو نقش خانواده بسيار مؤثر است و در آن مرحله اي كه مربيان مي خواهند مباني ديني را ملكه طفل سازند، اگر الگوي شخصيت طفل براي اين كار آمادگي داشته باشد، چقدر خوب است، و اگر آمادگي نداشته باشد چقدر دشوار خواهد بود!

در دو صورت، آنها ناچار و ناگزيرند كه همواره با خانواده طفل در تماس و ارتباط باشند و طوري با خانواده هماهنگي داشته باشند كه كوچكترين تناقضي ميان رفتار و گفتار و عقايد آنها وجود نداشته باشد، وگرنه كار مربي بي ثمر خواهد بود.

در اينجا وضع مربي و خانواده و اجتماع طوري باشد كه طفل احساس كند كه هر سه از او يك چيز مي خواهند و آن هم تطبيق اعمال خويش با مباني ديني است. در اين حالت تربيت براي طفل بسيار موثر و براي معلم و خانواده سودبخش است.

يعني كودك بداند كه خانواده كانون و پناهگاه وي است، و مدرسه راه ترقي و پيشرفت اوست، و اجتماع پذيراي تربيت و اخلاق اش است.

در اين صورت است كه هم كودك مي تواند الگوي خود را پيدا كند و هم عشق و علاقه اش براي رسيدن به هدف والاي انساني بيشتر شده و سردرگم و بلاتكليف نخواهد بود و براي رفع پاسخ هاي ديني و اعتقادات مذهبي تلاش مي نمايد و در حقيقت اين اعتقادات به صورت ريشه اي و ملكه اي براي اين كودك شده و تبليغات سوء و منحرف نمي تواند برايش تأثيرگذار باشد. چنين امري مستلزم اين است كه خانواده تربيت را در گهواره طفل شروع كنند و مدرسه آن را تكميل كند و جامعه محصول تربيتي آن را با آغوش باز بپذيرد.

و طوري نشود كه به علت كوتاهي خانواده و عدم همكاري آنان با معلمين و مدرسين شامل فرمايش پيامبر گرامي(ص) شده و مورد غضب ايشان قرار گيريم.

روزي پيامبر اكرم(ص) به بعضي از كودكان نگاه مي كرد و مي فرمود:

«واي بر فرزندان آخرالزمان از روش ناپسند پدرانشان»

گفتند يا رسول الله از پدران مشرك آنان؟

فرمود: « نه، از پدران مسلمان كه به فرزندان خود، هيچ يك از احكام ديني را نمي آموزند و درباره آنان، به چيز اندكي از امور مادي راضي هستند، من از اين مردم بيزارم و آنان نيز از من بيزار»1

ارزش و مقام معلم را خانواده ها بايد بدانند و به فرزندانشان بياموزند تامعلمين را به عنوان الگو بپذيرند و ارزش معلم خود را بدانند و به جايگاه معلم ارزش قايل شوند.

آورده اند كه «عبدالرحمان سلمي» سوره حمد را به فرزندان امام حسين(ع) آموخت، كودك سوره اي كه ياد گرفته بود، در حضور پدر خواند.

امام حسين(ع) به عنوان قدرداني از معلم، علاوه بر هزار دينار و هزار حله (لباس)، دهان آموزگار را نيز پر از جواهر كرد!

كساني كه در آن مجلس حضور داشتند، از اين همه پاداش شگفت زده شدند و علت آن را پرسيدند. حضرت در پاسخ فرمود: «پاداش مالي من به عطاي آموزشي اين معلم، كجا برابري مي كند»2

يعني ارزش تعليم سوره حمد از عطاي مالي من بالاتر است.

خانواده بايد بداند كه زيربناي شخصيت كودك در خانواده گذارده مي شود ولي نقش مدرسه نيز در اين راه سرنوشت ساز است و معلم و مربي مي توانند صفاتي تازه و جديد همراه با تغيير و دگرگوني در رفتار براي كودكان پديد آورند.

خانواده بايد بداند كه فرزندانشان تنها براي خواندن و نوشتن و باسواد شدن به مدرسه نمي روند بلكه معلمين تأثير بسزايي در روح حساس و نقش پذيري عميقي در تربيت وي دارند و مي بايستي براي تحقق اين امر مهم دائما با معلمين در تماس باشند و در حل دشواريهاي تربيتي فرزندان مشورت و تشريك مساعي كنند و روشهاي تربيتي هماهنگي اتخاذ نمايند كه كودك متحير و سرگردان نشود.

رسالت معلمين

معلم خود را باور كند و قبول كند كه راه انبيا را مي پيمايد و بداند كه هزاران پيامبر از سوي خداوند تبارك و تعالي برانگيخته شدند تا مسير هدايت جامعه بشري را از ضلالت و گمراهي بسوي روشنايي و پاكي راهنمايي كنند و بداند كه همواره پيامبران سختيها و دشواريها را با جان و دل خريدند و دست از رسالت خود برنداشتند و اين مطلب مرا بياد ملاقاتم با حضرت آيت الله بهاءالديني انداخت:

در اوايل انقلاب كه اينجانب مسئوليت معاون پرورشي آموزش و پرورش را عهده دار بودم و در آن زمان گروهكهاي ضدانقلاب فشارها و موانع زيادي را براي فرزندان انقلاب ايجاد مي كردند من خسته شده بودم. مسئله استعفايم را با مرحوم پدرم مطرح كردم فرمود برويم پيش آيت الله بهاءالديني هر چه گفت بپذير، خدمتشان رسيديم، من مشكلاتي كه سر راه بود مطرح كردم، ايشان مطلبي فرمودند كه هنوز آن تلاوت سخن زيباي ايشان در گوشم طنين انداز است. هر موقع فشار اجتماعي و سياسي و اقتصادي به سراغم مي آيد به ياد آن كلمات مي افتم كه ايشان فرمودند:

مي داني پيامبر(ص) را چقدر اذيت كردند، بر سرش خاكستر ريختند، به زير پايش خار ريختند، جلوي رويش ناسزا گفتند چه اذيتهايي كه به ايشان روا داشتند، ولي دست از رسالتش برنداشت. خطاب به من گفت: براي تو كدام يك از اينها را انجام داده اند، گفتم هيچكدام. فرمود: برو به مردم خدمت كن و با خدا معامله كن زيرا كه شغل شما همان راه انبياست، و من هم برگشتم و مصمم تر و پرتلاش تر از قبل به كارم ادامه دادم.

همكاران فرهنگي بدانند كه ما پاسداران و حافظان انقلاب هستيم، گرچه كم لطفي هايي دولتمردان با اين قشر زحمتكش و پرتلاش و حماسه ساز داشته اند ولي ما در ترويج فرهنگ شهادت و شجاعت و ايثار لحظه اي كوتاه نيامديم نشانه هايش آمار شهادت معلمين و دانش آموزان در جبهه هاي هشت سال دفاع مقدس مي باشد، و حتي در خط مقدم جبهه دست از آموزش و پرورش خود برنداشتند و در پشت جبهه در تشويق و ترغيب فرهنگ مجاهدت و ايثار و پاكبازي و تأمين نيازهاي فرهنگي و تداركاتي و كمك رساني نقش پل ارتباطي را ايفا كردند، و رسالت خود را انجام دادند.

بعد از اتمام جنگ شاهد هجوم بي وقفه تهاجم فرهنگي در جامعه علم و دانش بوديم و هستيم اگر ما فرهنگيان ترفندهاي دشمنان و نقطه هاي آسيب پذيري و راههاي نفوذ فرهنگ بيگانه و ابتذال فرهنگي را نشناسيم و نحوه مقابله با آن را ندانيم نمي توانيم در اين برهه از زمان موفق و سربلند بيرون بياييم، گرچه تاكنون همكاران با شيوه هاي روان شناسي و روان شناختي و تقويت روحيه دين محوري و آشنا نمودن فرهنگ غني اسلام، جوانان و نوجوانان را از گرايش به فرهنگ منحط غرب و جاذبه هاي توخالي آن توانسته اند نقش مؤثري ايفا نمايند ولي تهاجم فرهنگي همچنان ادامه دارد و ما بايستي هميشه در حال آماده باش باشيم و با دسيسه هاي بيگانگان مقابله كنيم و نسل جوان را بسيج نماييم تا غرب ستيزي را فراموش نكند و با افكار مبتذلانه آنها هميشه و در همه حال در حال جنگ و ستيزه باشند و در اين راه موفق نخواهيم شد مگر اينكه هويت اصلي خودمان كه همان بازگشت به معرفت و احياي ارزشهاي اسلامي و تقيد و تعبد است و اكنون رسالت ديگر و سنگين تري را به عهده داريم و آن تهاجم علمي از جانب ما و مسابقه بي وقفه علم و دانش و پشتيباني علمي و پرورش نوجوانان و جوانان عالم در جهت شكوفايي استعدادهاي نهفته علمي و مبتكرانه و مكتشفانه براي رسيدن به قله علم و معرفت و آگاهي و بهره گيري از دانش هسته اي و تربيت جوانان و دانشمندان و آماده نمودن آنان براي جهش علمي.

پی نوشتها:

1- مستدرك 652. 2

2- همان 117. 13

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا