خلاقيت اجتماعي در كودكان پيشدبستاني

مقدمه:
نياز به پرورش تفكر خلاق در كودكان براي رويارويي با مسئله و حل آن در موقعيتهاي گوناگون اجتماعي، شناختي و هيجاني ضرورتي انكارناپذير است. در اين خصوص، هدف از پژوهش حاضر بررسي خلاقيت اجتماعي در كودكان پيشدبستاني است.
بدين منظور 35 كودك پيشدبستاني به صورت در دسترس انتخاب شدند. خلاقيت اجتماعي براساس روش پيشنهادي ماچيراد و لوبارت (2002) ارزيابي شد. روايي و پايايي ابزار مورد استفاده بررسي و مطلوب به دست آمد. نتايج حاصل از تحليلهاي آماري حاكي از آن بود كه ميان ابعاد خلاقيت اجتماعي كودكان تفاوتهاي معناداري وجود دارد.
همچنين خلاقيت اجتماعي دختران و پسران تفاوت معناداري را به نفع دختران نشان داد. در نهايت، متغيرهاي جمعيتشناختي مربوط به مادران، به ويژه تحصيلات و سن، پيشبيني كنندة مثبت و معنادار خلاقيت اجتماعي كودكان بود.
تفكر خلاق در دوران معاصر ضرورتي انكارناپذير در رويارويي با مسائل مختلف و حفظ سلامت روان است ( البرزي، 1389). تغيير و تحولاتي كه در تعريف خلاقيت و مفاهيم مربوط به آن از دهة1950 ايجاد شد، بسط مفهوم خلاقيت به حيطههايي فراتر از حيطة شناختي از جمله حيطههاي عاطفي، اجتماعي ، اخلاقي و غيره را موجب گرديد در اين ميان ،
خلاقيت اجتماعي به تاكيدي كه بر بروز افكار خلاقانه در حيطة روابط اجتماعي دارد ، نقش بسزايي در سلامت روان به ويژه درجوامع جمعگرا و آسيايي دارد كه به ارتباطات و تعاملات اجتماعي اهميت ميدهند. خلاقيت اجتماعي مفهومي پيچيده و چند بعدي است كه برخي نظريهپردازان در سالهاي اخير با معاني متعدد براي شمول خلاقانه افراد در حوزههاي اجتماعي به كار بردهاند (ماچيراد و لوبارت، 2002 جان استاينر،2000).
ماچيراد و لوبارت (2002) معتقدند كه خلاقيت اجتماعي روشهاي خلاقانه تعامل كودكان با ديگران است. پژوهشهاي متعددي در خصوص چگونگي تعاملات اجتماعي ميان كودكان و حل مسائل اجتماعي از سوي آنان انجام گرفته است. برخي از آنان به بررسي آموزشهاي مهارتهاي اجتماعي، شناختي و عاطفي بر حل مسائل اجتماعي پرداختهاست (ماچيراد و لوبارت، 2002)؛ برخي بر تواناييهاي خاص كودكان كه به تعاملات آنان در روابط اجتماعي كمك ميكند، متمركز شدند (فاگوت، 1998) برخي بر عواملي همچون شايستگيها، قابليتها، اسنادات بيروني و دروني، عواطف و برانگيزندههايي كه
بر تواناييهاي حل مسئلة اجتماعي كودكان تاثير دارد (مانسو، 2010) بر نقش توان بالقوة اجتماعي و باورهاي كودكان در حل مسائل اجتماعي آنان تاكيد دارد. فقدان توانايي حل مسئله در موقعيتهاي اجتماعي به ويژه در تعامل با كودكان ديگر پيامدهايي نامطلوب چون كاهش شايستگي، استفاده از راهبردهاي ناموثر حل مسئله، شرمندگي و خجالت دارد. نلسون و همكاران (2005)نتايج مشابهي كسب كردند.
علاوه بر اين، پژوهشهايي نيز توانايي هاي حل مسئلة اجتماعي را در كودكان بر اساس تفاوتهاي جنسيتي مورد بررسي قرار دادهاند و معتقدند كه دختران و پسران جهتگيريهاي متفاوتي براي حل مسائل و مشكلات در روابط اجتماعي دارند.
خلاقيت و حل مسائل اجتماعي
دختران بيش از پسران به تعارضات كلامي وارد ميشوند و
راه حلهاي سازگارانه را بيشتر ميپذيرند، در مقايسه با پسران شايستگي بيشتري در موقعيتهاي اجتماعي نشان ميدهند و راهبردهاي آنان كمتر از پسران خشونت فيزيكي و كلامي دارد (نقل از ماچيراد و لوبارت،2002)، ماچيراد و لوبارت در پژوهش خود دريافتند كه تفاوتهاي سني بين سيالي و اصالت در خلاقيت اجتماعي كودكان وجود دارد. در مقايسة سه گروه سني 6 تا 7 ، 8 تا 9 ، و 10 تا 11 سال محققان مذكور نشان دادند سيالي و اصالت كودكان سنين بالاتر بيشتر است. با توجه به اهميت خلاقيت در زندگي فردي و اجتماعي كودكان، به ويژه خلاقيت اجتماعي كه مبناي ارتباطات اجتماعي و سلامت روان را در بزرگسالي تشكيل ميدهد، پرداختن به پژوهشهايي كه به شناخت و پرورش آن كمك كند، ضروري مينمايد بر اين اساس، پژوهش حاضر به دنبال پاسخگويي به پرسشهاي زير است.
ـ خلاقيت اجتماعي در كودكان پيشدبستاني چگونه است؟
ـ آيا بين خلاقيت اجتماعي دختران و پسران تفاوتي معنادار وجود دارد؟
ـ كدام يك از متغيرهاي سن، تحصيلات و وضعيت اشتغال مادران پيشبيني كنندة بهتري براي خلاقيت اجتماعي كودكان پيشدبستاني است؟
شركتكنندگان و طرح پژوهش
جامعة پژوهش تمامي كودكان دورة پيشدبستاني در شهر شيراز بود. تعداد 32 كودك پيشدبستاني به صورت در دسترس براي پژوهش انتخاب شدند.
ابزار
ابزار مورد استفاده براي سنجش خلاقيت اجتماعي روش پيشنهادي ماچيراد و لوبارت (2002) بود. محققان مذكور براي سنجش خلاقيت اجتماعي كودكان سه موقعيت اجتماعي فرضي را مطرح ميكنند كه
كودكان بايد حداكثر پاسخها را براي حل مسئله در هر سه موقعيت ارائه كنند. نمرهگذاري پاسخهاي كودكان براساس روش پيشنهادي ماچيراد و لوبارت (2002) و آزمون خلاقيت تورنس بود و سه جنبة سيالي، انعطافپذيري و اصالت در پاسخها نمرهگذاري شد. مدت زمان مصاحبه براي هر كودك بين 15 تا 30 دقيقه بود. روايي ابزار به صورت محتوايي (نظر متخصصان تعليم و تربيت) و پاياني آن به روش آلفاي كرونباخ (90/0) محاسبه شد.
بحث و بررسي
هدف از پژوهش حاضر بررسي خلاقيت اجتماعي در كودكان پيشدبستاني بود. نتايج پژوهش حاكي از تفاوت در ابعاد و چگونگي بروز تفكر خلاق در كودكان پيشدبستاني است. از سوي ديگر، تفاوتهاي معناداري در خلاقيت اجتماعي پسران و دختران نيز به دست آمد و همچنين نقش متغيرهاي جمعيتشناختي مادران برخلاقيت اجتماعي نيز مورد تأييد قرار گرفت. نتيجه به دست آمده از پژوهش حاضر با تحقيق ماچيراد و لوبارت (2002) و مانسور (2010) همسو بود. درخصوص نقش والدين نيز نتيجه پژوهش با تحقيقاتي كه پيرامون خلاقيت شناختي صورت گرفته است، همسويي دارد؛ از جمله در پژوهش البرزي (1386؛1389).
از آنجا كه خلاقيت اجتماعي در تعاملات و ارتباطات اجتماعي تأثير به سزايي دارد، نقش پرورش و تقويت آن در بهزيستي و سلامت روان كودكان چشمگير است. همانگونه كه هوش در حوزهها و حيطههاي مختلفي بروز ميكند و توانمنديهايي ويژه به افراد ميدهد، خلاقيت اجتماعي نيز نوعي توانمندي در برخورد با مسائل اجتماعي ايجاد ميكند كه تأثير به سزايي در سلامت روان افراد دارد.
كودكاني كه از خلاقيت اجتماعي برخوردارند، اعتماد به نفس بيشتر و خودپنداري مثبتتري دارند كه به آنان در مقابله و رويارويي با محيط و مسائل گوناگون آن كمك ميكند.(ماچيراد و لوبارت، 2002)در تبيين نتايج به دست آمده ميتوان گفت افزايش سن، تعامل ويژگيهاي شناختي و تجارب اجتماعي كودكان فرصت بروز توانمنديهايي جديد را به آنان ميدهد كه اين امر در تعامل با ويژگيهاي محيطي به ويژه خانواده منجر به افزايش يا كاهش خلاقيت در كودكان مي شود. والدين تحصيل كرده با توجه به ميزان آگاهي و شناختي كه از آنان انتظار ميرود، ميتوانند
تسهيل كننده خلاقيت در حوزههاي مختلف در فرزندان باشند.
البرزي(1386)در رساله دكتري خود بر نقش و جايگاه والدين در پرورش خلاقيت فرزندان به ويژه دختران تأكيد كرد. دسي و ريان (2002) در نظريه خود تعييني به نقش عوامل محيطي تأثيرگذار بر پيامدهاي رفتاري مطلوب از جمله خلاقيت، سازگاري،حل مسئله و پيشرفت تحصيلي تأكيد دارند.
ارضاي نيازهاي اساسي شايستگي، تعلق و خود استقلالي در تعاملات محيطي نقش چشمگيري در بروز افكار خلاقانه در حوزههاي مختلف ايفا ميكند. بسته به اينكه نيازهاي كودكان در مواجهه با موقعيتهاي اجتماعي چگونه پاسخ داده شود، تمايلات آنان براي تداوم و حفظ فعاليت افزايش يا كاهش مييابد. روابط اجتماعي و حل مسائل اجتماعي به صورت خلاقانه در كودكان براي حفظ سلامت و رشد و پيشرفت آنان تأثير به سزايي دارد. بديهيترين مسائل در روابط اجتماعي براي كودكان يك مسئله محسوب ميشود.
بنابراين، كودكاني كه خلاقيت اجتماعي بيشتري نشان ميدهند، براي حل مسائل اجتماعي آمادگي بهتري دارند، براين اساس پيشنهاد ميشود با توجه به حجم كم نمونه و محدوديت ابزار، در پژوهشهاي آتي با ابزارهاي متعدد، موقعيتهاي متفاوت اجتماعي و گروههاي نمونه وسيعتر تحقيق انجام شود. همچنين، آگاهسازي والدين از اهميت خلاقيت اجتماعي، چگونگي بروز آن و پرورش آن اهميت فراواني دارد.
باتلخيص ـ
به نقل از رشد آموزش پيشدبستاني
* منابع محفوظ است
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle

