آموزش خواندن و درك مطلب

مقدمه
مهارت در خواندن و درك مطلب، از مهمترين نيازهاي يادگيري دانشآموزان است.
درك مطلب، اعم از فهم متن و تفسير و استنتاج از متون درسي و غيردرسي، دانشآموزان را با افكار و اطلاعات جديد آشنا ميكند و شيوه بهتر انديشيدن و بهتر زيستن را به آنها ميآموزد.
به عبارت ديگر، سواد خواندن، به معناي علمي و جامع آن، وسيلهاي است كه از طريق آن ميتوان به ذخاير بيانتهاي تجربه بشري دست يافت. منظور از «سواد خواندن» هم عبارت است از خواندن معطوف به درك مطلب و دريافت معناها و مفاهيم كلمهها، عبارتها، جملهها، دريافت دانستنيها و شناخت مضامين و ارزشهاي نهفته در متن و در نهايت گرفتن پيامي كه نويسنده با به كارگيري نشانهها و رمزهاي كلامي آن را نوشته است.
در برنامه درسي خواندن، آموزش درك مطلب دو هدف عمده دارد: اول، كمك به دانشآموزان براي فهم مطالب و محتواي درس، و ديگر، توسعه توانايي آنها به منظور تبديل آنان به افرادي خود تنظيم در استفاده از راهبردهاي درك مطلب.
مؤسسه ارزيابي ملي پيشرفت آموزشي در آمريكا، پژوهشهايي در زمينه درك مطلب در خواندن به عمل آورده است كه نشان ميدهد، تنها 30 تا 40 درصد از دانشآموزان كلاسهاي چهارم تا ششم در زمينه مهارتهاي خواندن و درك مطلب بالاتر از ميانگين هستند.
در ارزيابيهاي بينالمللي هم كه در مورد ايران انجام شده ـ يعني بر اساس مطالعه بينالمللي تطبيقي پرلز كه در سال 2001 انجام شد و اطلاعات تطبيقي را پيرامون سواد خواندن در ميان دانشآموزان پايه چهارم ارائه داد، نتايج متاسفانه بيانگر اين مطلب است كه ميانگين توانايي دانشآموزان ايراني در خواندن پايينتر از ميانگين جهاني است؛ با اين توضيح كه وضعيت دانشآموزان ايراني در پاسخ به سؤالاتي كه جنبه استخراج صريح اطلاعات (حفظي) از متن داستان داشته، بهتر از مواردي بوده كه نياز به استنباط، استنتاج، ارزيابي و درك و فهم داشته است.
بر اساس تحقيقاتي كه در ديگر كشورها، از دانشآموزان در مورد مشكلات خواندن و درك مطلب به عمل آمده، ميتوان گفت كه در ايران آموزش زبان فارسي و درك مطلب، به صورت اساسي و در حد نياز دانشآموزان ـ با توجه به تفاوتهاي فردي و مشكلات خاص آنان ـ صورت نميگيرد.
پژوهشگراني مانند پرسلي وبلاگ1 (2005) گزارش كردهاند كه در بسياري از كشورها معلمان دوره ابتدايي زمان بسيار اندكي را به آموزش راهبردهاي درك مطلب در كلاس اختصاص ميدهند تا به آزمون آن.
در واقع شواهد زيادي دال بر آن است كه معلمان وقت بيشتري از كلاس را صرف آزمونهاي درك مطلب ميكنند تا اين كه به دانشآموزان راهبردهاي درك مطلب و چگونگي كاربرد آموزش آن توجه كنند.
نكته ضروري و در عين حال بديهي اين است كه دانشآموزان بدون كسب مهارتهاي لازم براي خواندن، نميتوانند ابتدا به ساكن و به صورت مستقل و خودكار مفهوم متن را درك كنند.
به همين علت است كه ناتواني در خواندن و درك مطلب بيش از ساير مشكلات اختصاصي يادگيري، در حوزههاي گوناگون، مانع پيشرفت تحصيلي ميشود. به طوري كه موفق نبودن دانشآموزان در يادگيري خواندن در سالهاي اوليه مدرسه، به طور مؤثري آنها را از بيشتر مواد برنامه درسي باز ميدارد.
براي نمونه، مسائل رياضي در برنامه درسي بيشتر از طريق نوشته ارائه ميشوند.
حال اگر كودكي داراي مشكلات خواندن باشد، احتمال زيادي وجود دارد كه اين امر مانع از پيشرفت رياضي او شود. در واقع، مشكلات خواندن و درك نكردن مسائل رياضي، در موارد زيادي، همراه يكديگرند.
مشكلات خواندن همچنين بر كسب اطلاعات خارج از برنامه درسي اثر معكوس ميگذارد كه اين هم به نوبه خود بر درك مطلب تأثير منفي ميگذارد، زيرا درك مطلب به طرز قابل ملاحظهاي بر ميزان اطلاعات عمومي فرد مبتني است. كوتاه اين كه مشكلات خواندن چرخهاي معيوب پديد ميآورد. اين امر مسلمي است كه آموزش راهبردهاي درك مطلب و خواندن به دانشآموزان، زماني كه در ضمن برنامههاي درسي روزانه آنها انجام گيرد و در همان محتواي برنامه درسي روزمره ارائه شود، مؤثرتر است. با اين حال، پژوهشهاي بسيار همگي مويد اين مطلب هستند كه آگاهي معلمان از روند آموزش خواندن و درك مطلب همبستگي بسيار بالايي با موفقيتهاي تحصيلي دانشآموزان و همچنين موفقيت در آزمونهاي يادگيري خواندن و درك مطلب دارد.
درك مطلب ميتواند از طريق آموزش راهبردهاي شناختي ويژهاي پيشرفت كند.
اين راهبردها، «خواننده» را قادر ميسازد كه درك و فهم بهتري از متن خواندني داشته باشد. ميدانيم روشي كه عموماً در خواندن مورد استفاده است، روش سنتي روخواني است كه طي آن متن را دانشآموز ميخواند و به سؤالات معلم يا سؤالات امتحاني پاسخ ميدهد. در اين روش، دانشآموزان منفعل هستند و به دشواري ميتوانند پيام اصلي متن را درك كنند؛ به ويژه اگر داراي مشكلات خواندن باشند. لذا بايد از روشهاي ويژه بهره گرفت.
در مروري بر مطالعات گستردهاي كه از سال 1980 به بعد انجام گرفته، هفت شيوة تدريس خواندن و درك مطلب را كه پژوهشگران تأييد كردهاند، به اين شرح ميآوريم:
*نمايش درك مطلب از طريق «اجراي خواندن»: در اين روش بچهها ياد ميگيرند كه چگونه به خواندن خود و ديگر همسالان توجه كنند تا مفاهيم آن را درك نمايند.
*?يادگـيري مشاركتي: دانشآموزان راهبردهاي خواندن را با هم در گروه ياد ميگيرند.
*استفاده از ساختار سازههاي معنايي و نحوي (از جمله نقشههاي داستاني): در اين روش، خوانندگان تصاويري گرافيكي از موضوعات به وجود ميآورند تا به درك مطلب كمك كنند.
*پاسخگويي به سؤالات: خوانندگان به سؤالهايي كه معلم مطرح ميكند، جواب ميدهند و فوراً بازتاب آن را دريافت ميكنند.
تعميم سؤال: خوانندگان سؤالاتي را در مورد جنبههاي گوناگون داستان از خود ميپرسند.
*ايجاد ساختار داستاني: دانشآموزان با استفاده از ساختار داستاني، به عنوان وسيلهاي براي كمك در يادآوري متن داستان، تفكر ميكنند تا بتوانند سؤالات مربوط به آنچه را خواندهاند پاسخ دهند.
*خلاصهنويسي: خوانندگان سعي ميكنند مضمونهاي موجود در متن را جمعبندي و خلاصهاي از متن تهيه كنند.
با توجه به نتايج تحقيقات و مشكلات كودكان در زمينة درك مطلب، نتايج پژوهشها در بسياري از نقاط جهان بيانگر آن است كه دانشآموزان آشنايي لازم را با راهبردهاي درك مطلب ندارند و همچنين فاقد توانايي لازم براي مطالعة متن، گزينش راهبردهاي خاص براي رسيدن به اهداف خواندن و درك مطلب هستند.
از اينرو، ضروري است كه مهارتهاي خواندن و درك مطلب به دانشآموزان آموزش داده شود تا در مواقعي كه در فهم مطالب با مانع مواجه ميشوند، با استفاده از اين آموزش بتوانند درك و فهم خود را بهبود بخشند.
به طور كلي، در برنامة آموزش زبان فارسي، خواندن، اهميت بهسزايي دارد. در كشور ما در دورة ابتدايي اين آموزش در قالب درس «بخوانيم» به دانشآموزان ارائه ميشود كه بايد دانست در اين ميان روش آموزش معلم است كه روند اثربخشي كتاب را كامل خواهد كرد و ميتواند علاقه به مطالعه را در دانشآموزان تا زمانهاي طولاني حفظ كند يا برعكس، دانشآموزاني گريزان از مطالعه پرورش دهد.
مطالعات اندكي در خصوص آموزش درس بخوانيم با استفاده از راهبردهاي شناختي در ايران صورت گرفته است.
از آن جمله جباري و خادمي (1388) در پژوهشي با عنوان «بررسي مقايسهاي تأثير آموزش روش سنتي و راهبردهاي نوين شناختي درك مطلب دانشآموزان پايههاي چهارم و پنجم دبستان با مشكلات خواندن و بدون مشكلات خواندن»، به اين مهم دست يافتند كه راهبردهاي نوين شناختي موجب بهبود ميزان درك مطلب دانشآموزان عادي پايههاي چهارم و پنجم و دانشآموزانِ داراي مشكل خواندن است.
نگارنده نيز در پژوهشي با عنوان «تأثير آموزش فارسي(خواندن) و درك مطلب با استفاده از راهبردهاي شناختي، بر يادگيري و يادداري دانشآموزان دوم دبستان»، به اين نتيجه رسيدم كه آموزش خواندن و درك مطلب با استفاده از راهبردهاي شناختي، بر يادگيري و يادداري در درس فارسي تأثير مثبت ميگذارد (مقالة حاضر براساس همان پژوهش تهيه شده است).
در اين جا لازم ميدانم به آموزگاران عزيز در دورة ابتدايي توصيه كنم كه بهتر است به جاي تأكيد بر روشهاي آموزش سنتي (سؤال و جواب) بر حسب نوع و محتواي مطالب درسي و ويژگيهاي شناختي دانشآموزان، از انواع راهبردهاي شناختي استفاده كنند.
به مديران ارشد برنامهريزي آموزش و پرورش نيز توصيه ميشود كه زمينه را براي آشنايي معلمان با پايههاي نظري و كاربردي راهبردهاي شناختي در قالب دورههاي كارآموزي و ضمن خدمت، و كارگاههاي آموزشي مهيا كنند.
كتابهاي درسي با توجه به راهبردهاي شناختي طراحي و تدوين شود، به طوري كه محتواي كتاب و سؤالات آن با توجه به ايدههاي اصلي متن و واژگان و روابط علي و معلولي و ارجاعات محتوايي هماهنگ باشد.
تشويق معلمان به استفاده از راهبردهاي شناختي در فرايند تدريس و ياددهي ـ يادگيري ميتواند آيندهاي به دور از شكست تحصيلي و افت را پيش روي معلمان و والدين و از همه مهمتر دانشآموزان عزيز قرار دهد.
پينوشت:
1. Pressly
منابع :
1ـ جباري، سوسن و خادمي، محسن (1388). بررسي مقايسهاي تأثير روشهاي آموزش درك مطلب با راهبردهاي نوين شناختي و روش سنتي، بر ميزان درك مطلب دانشآموزان پايههاي چهارم و پنجم دبستان با مشكلات خواندن و بدون مشكلات خواندن. مجلة مطالعات آموزش و يادگيري دانشگاه شيراز.2.
2. كريمي، عبدالعظيم، (1384). نتايج مطالعة بينالمللي پيشرفت سواد خواندن پرلز 2001. پژوهشكدة تعليم و تربيت، دفتر پرلز.
3. كريمي، عبدالعظيم. (1382). گزارش اجمالي نتايج بينالمللي پرلز 2001. پژوهشكدة تعليم و تربيت، دفتر پرلز.
سميه اسكندريان -شهرستان بهاران ـ تهران
codex09x
