دور شدن از استانداردهاي ISI باتلاق محققان کشور
تهيه و تنظيم: فرشته هاشمي
گفتگو با پروفسور صبوري، دانشمند برجسته ايران
نشر بينالمللي علم، آن گونه که بسياري از صاحبنظران علمي معتقدند،تا آن اندازه مهم است که به تعبيري،اگر تحقيق علمي،بينالمللي نباشد بايد آن را «مرده» انگاريد؛اما اگر يک تحقيق در نشريات بينالمللي داراي ضريب نفوذ بالا،منتشر و در پايگاههاي علمسنجي جهان نمايه شود، تاج درخشان آن «استناد» است.
به گزارش ايسنا ، استناد و رجوع محققان به يک مقاله نشان ميدهد که چه کساني از کار يک پژوهشگر استفاده کردهاند؛ آن مقاله، چقدر ارزنده بوده و در مجموع ميزان بسيار مهمي براي ارزيابي وزن يک اثر علمي است. در واقع استناد، حکم حيات يک تحقيق است.
اکنون «ISI» را مهمترين منبع محاسباتي توليد علم با معيارهاي گوناگون آن ميدانند ؛ به طوري که هنوز هيچ جايگزيني نيافته و به قول برخي صاحبنظران به دلايل محکمي که گفته خواهد شد، بديل داخلي هم نخواهد يافت. نمايه يک مقاله و اثر علمي در ISIبا همه ايرادات جزئي که ميتواند داشته باشد، نه تنها موجب گسترش مرزهاي دانش با شتاب عالي ميشود، بلکه به پژوهشگر، وجهه بينالمللي ميبخشد و از آن مهمتر هر چه تعداد دانشمندان پراستناد يک کشور در فهرست مراکز علمسنجي جهان بيشتر باشند، اعتبار بينالمللي علمي آن کشور افزايش مييابد و شک نبايد کرد که شيب رشد علمي کشور بسته به نشر بينالمللي آثار آن بويژه در مجلاتي با ضريب نفوذ بالاست.
اما در بحث علمسنجي يک پرسش مهم مطرح است و آن اين که آيا ما قادريم ساختار مناسبي براي بررسي جامع توليدات علمي خود داشته باشيم تا با اتکاي به آن در بررسي وضعيت توليد علم و نيز ارتقاي اعضاي هيات علمي، آن گونه که برخي ميپندارند، بهتر عمل کنيم؟
پروفسور صبوري، استاد بيوفيزيک دانشگاه تهران، رئيس مرکز تحقيقات بيوشيمي و بيوفيزيک اين دانشگاه و از جمله دانشمندان برجسته کشور است که در سال 92 نيز، در شمار دانشمندان برتر جهان در رشته بيوشيمي قرار گرفت. وي در گفتوگو با خبرنگار علمي ايسنا، نکات قابل تاملي درباره واقعيتهاي علمسنجي مطرح کرده و به برخي ابهامات موجود در حوزه علمسنجي نيز پاسخ داده است.
ضرورت تعريف استاندارد
رئيس مرکز تحقيقات بيوشيمي و بيوفيزيک دانشگاه تهران گفت: تا آنجا که من ميدانم، در هيچ کشوري، ساختاري براي سنجش جامع توليدات علمي آن کشور وجود ندارد. بلکه در چندين کشور، مؤسساتي وجود دارند که بر اساس معيارهاي خود اقدام به درجهبندي علمي کشورها، دانشگاه ها و … ميکنند؛ بنابراين، اين طور نيست که در جايي، کشوري بيايد ميزان علم خود را فقط بسنجد و معيارهاي استانداردي هم داشته باشد. ما نميتوانيم براي خود استاندارد جداي از جهان تعريف کنيم و چشم خود را به روي جهان، آن هم در مقوله علم ببنديم. نميشود براي خود يک جام جهاني فوتبال ايجاد کرد، بايد با فوتبال کشورهاي مختلف بازي کرد. علم سنجي (Scientometry) خود يک تخصص است و کار را بايد به متخصصان داد تا انجام دهند.
اين دانشمند مطرح کشور خاطرنشان کرد: در علم سنجي، براي سنجش علم معيارهاي مختلفي وجود دارد که مهمترين کميات آنها عبارتند از: تعداد مقالات با نمايه بينالمللي، تعداد ارجاعات به مقالات و تعداد اختراعات به ثبت رسيده. در سنجش کيفيت هم، از محل انتشار مقالات، محل ارجاع به مقالات و محل ثبت اختراعات بايد سخن گفت. سنجش هم نميتواند فقط توسط خود (خودسنجي) صورت بگيرد. بايد بگذاريم ديگران هم ما را بسنجند، انتقاد کنند و پيشنهاد بدهند و ما از اينها در جهت منافع ملي حداکثر استفاده را بکنيم.
ISIاز بين حدود دويست هزار نشريه، پانزده هزار مورد را گزينش کرده که از بهترينهاي همه علوم، علوم اجتماعي، علوم انساني و هنر است و مقالات آنها را نمايه کرده و در معرض ديد جهانيان قرار ميدهد
دکتر صبوري با بيان اين که ISI (که بهتر است بگوييم مؤسسه تامسون رويترز، چرا که سالهاست نام آن به اين صورت تغيير کرده است)، يکي از دو مؤسسه بزرگ جهاني است که نمايهسازي استنادي را در جهان انجام ميدهد و به دليل سابقه بيشتر نسبت به مؤسسه رقيب (اسکوپوس) و استانداردهاي سختگيرانهتر بيشتر، جامعه جهاني از سنجشهاي آن بهره ميگيرد. کار اين مؤسسه هم صرفا علمي است.
مخالفان ISI
وقتي بيش از هشتاد درصد توليدات علمي کشور را کمتر از بيست درصد اعضاي هيأت علمي دانشگاه مينويسند، خودبخود هشتاد درصد بقيه که اين توان را ندارند و يا نميخواهند انجام دهند زيرا به امور ديگري غير از پژوهش مشغولند، طبيعي است که مخالفت کنند. قطعا هم صداي هشتاد درصد از بيست درصد بيشتر است
محقق برجسته کشور و دارنده نشان درجه يک پژوهش در دانشگاه تهران، در پاسخ به کساني که چندان موافق ISIبه عنوان يک منبع علمسنجي نيستند و حتي ادعاي شبيهسازي آن را براي نمايه مقالات داخلي دارند، افزود: هدف از نمايهسازي، فقط رؤيتپذيري است تا دانشمندان جهان از پژوهشهاي همديگر آگاه شده و از کار تکراري پرهيز شود و همچنين نوشتههاي علمي مورد نقد و بررسي قرار گرفته و علم به کمال برسد. پس نمايهسازي نشريات کار بدي نيست. به قول پيامبر (ص) زکات علم نشر آن است. بايد يافتههاي خود را منتشر کنيم تا ديگران بخوانند و نظر بدهند و نوشتهها اصلاح شوند.
عضو شوراي اجرايي و نماينده ايران در فدراسيون بيوشيميستها و زيستشناسان مولکولي آسيا و اقيانوسيه بر اين باور است که سنجش توليدات علمي بر مبناي معيارهاي مختلف بايد صورت بگيرد و ميگيرد و نيازي هم نيست که به فکر ساختار ويژهاي باشيم تا اين کار را انجام دهد چرا که بيم آن ميرود که از استانداردهاي علمي جهان دور شويم و براي خود باتلاقي بسازيم که نتوانيم از آن بيرون آييم.
چرا ISIمهم است؟
وي درباره ميزان اعتبار ISIدر دنيا نيز توضيح داد : مؤسسه تامسون رويترز (ISI) زحمت کشيده و از بين دويست هزار نشريه علمي جهان، پانزده هزار را با معيارهاي سختگيرانه گزينش و معتبرتر از بقيه معرفي کرده است. همه هم ميدانند و قبول دارند که اينها بهترين نشريات علمي جهان هستند. البته اشکالات جزئي هم وجود دارد، اما کار بياشکال وجود ندارد. همه چيز نسبي است. مطلق، فقط باريتعالي است و بس. تحقيق و پژوهش در کنار آموزش، حرفه اصلي اعضاي هيئت علمي دانشگاه هاست. نتيجه تحقيق هم بايد منتشر شود تا ديگران آن را بخوانند و نقد و بررسي کنند تا علم يافته شده به کمال برسد. چرا ملاک سنجش کميت و کيفيت پژوهش دانشمندان ما، انتشار در نشريات معتبرتر نباشد؟
مونتاژ و مصرف علم
دکتر صبوري در اين باره که آيا بين موضوع «اهميت نمايه مقالات» و «ضرورت کاربردي بودن مقالات نمايه شده» که بسيار در بحثهاي علمي مطرح ميشود، ارتباطي وجود دارد و اين دو موضوع را بايد به هم گره زد يا هر يک از اين موضوعات اهميت خاص خود را دارند و در جاي خود نقشآفريني ميکنند؟ گفت: اين که پژوهش کاربردي انجام شود که نوآوري علمي و خروجي داشته باشد و مشکلي از جامعه را حل کند، يک وظيفه ديگر اعضاي هيأت علمي، علاوه بر انجام تحقيقات منجر به خروجي مقاله است. عضو هيأت علمي به فراخور نوع رشته و تخصص خود بايد هر دو را همزمان انجام دهد. ارتقا، هم منوط به کار تحقيقات بنيادي و هم کاربردي است. هر دو لازم است. گاهي در پروندهاي يکي پررنگتر و ديگري کمرنگتر ميشود، اين بستگي به رشته و امکانات در اختيار دارد. هر کدام ارزش خود را دارد. نکند که کسي با انتشار مقاله با نمايه بينالمللي مخالفت کند و کار پژوهش کاربردي منجر به توليد محصول در جهت رشد و شکوفايي کشور هم انجام ندهد. ما اغلب با اين موارد برخورد ميکنيم. از آن طرف بايد پرسيد، آيا ميتوان تحقيقات بنيادي منجر به گسترش مرزهاي دانش و در نتيجه توليد مقاله را کلا در کشور کنار گذاشت و همه سراغ پژوهشهاي کاربردي بروند و به مرزهاي دانش بشري کاري نداشته باشند؟ اگر بلي، اين که مونتاژ و مصرف علم است!
گروهي بر اين اعتقادند که «بسياري از مقالات با کيفيت ما که با دغدغه نيازهاي بومي کشور ارائه شدهاند، به دليل برخوردار نبودن از استانداردهاي تعريف شده در ISI، در اين پايگاه نمايه نميشوند، اما اين لزوما نشانه پايين بودن ارزش علمي آنها نيست.» برخي نيز معتقدند «هر مقالهاي حتي اگر با دغدغه نيازهاي بومي يک جامعه نگاشته شود در صورت داشتن ارزش و اعتبار علمي لازم و برخورداري از استانداردهاي کافي علم، در ISIنمايه ميشود و اين صرفا يک بهانه است که ISIبه اين مقالات بهاي کافي نميدهد.»
استاد بيوفيزيک دانشگاه تهران، به عنوان داور چندين مجله بينالمللي ISIدر خارج از کشور ، در اين زمينه چنين پاسخ داد: آنها که بر اساس دغدغه نيازهاي بومي کشور، دست به کار پژوهش کاربردي زدهاند، کار ارزشمندي کردهاند و محصول خود را ارائه کنند تا از امتياز ارزشمند و ويژه آن استفاده کنند و دغدغه نداشته باشند. به آنها آفرين ميگوييم و دستشان را ميبوسيم و به آنها افتخار ميکنيم. مقاله علمي تعريف دارد! مقاله بيان يک کشف يا اختراع است که با ارائه مستنداتي به اثبات ميرسد. هر نشريهاي که از آن عدول کند، باطل است و هر نشريهاي هم که اخلاق نشر (بويژه عدم تبعيض) را نقض کند باطل است و در فهرست سياه قرار دارد. مؤسسه تامسون که کاري به محتواي مقالات ندارد و نشريات علمي هستند که مقالات را گزينش علمي ميکنند. گزينش هم بر اساس تعريف مقاله است: ارائه استدلالات و مستندات کافي براي اثبات يک حرف نو علمي. اگر غير از اين به نشريهاي ارائه شود واجب است که مردود شود. هر چيزي تعريفي و استانداردي دارد. خيالپردازي نکنيم و دنبال پارتيبازي در دنياي علم نباشيم. جدي، استوار، محکم و با کمال احترام متقابل باشيم.
برندگان نوبل در ISI
اين دانشمند برجسته کشور درباره ميزان توجه کشورهاي پيشرفته جهان به پايگاههاي علمسنجي همچون ISIدر ارزيابي توليدات علمي گفت: در همه جاي جهان، بويژه کشورهاي صاحب علم و تکنولوژي، از دادههاي پايگاه تامسون رويترز در جهت کسب دانش و دانستن مرزهاي دانش به عنوان يک ابزار تحقيق استفاده ميشود. دانشگاههاي معتبر جهان ، محصول مشترک پايگاه تامسون رويترز هستند و هيچ کار تحقيقاتي بدون جستوجوي اوليه در آن انجام نميشود. متاسفانه دانشگاههاي ما از اين محصولات بيبهرهاند و دانشمندان ما براي جستجوي مرز دانش و کسب دانش روز دنيا،بايد به هر دري بزنيم و سختيها بکشيم. با دانشمندان دنيا، با نداشتن حداقل امکانات تحقيق، رقابت کنيم و دست آخر هم با آن همه ايثار و افتخارآفريني در کسب رتبههاي علمي، مورد سؤالات واهي قرار بگيريم.
بنيه دانشمندان جهان هم بر اساس دادههاي همين پايگاه اطلاعات علمي سنجيده ميشود. دانشمندان تراز اول جهان و برندگان جايزه نوبل هم در نشريات تحت پوشش همين مؤسسه نتيجه تحقيقشان را منتشر کرده و با مردم سخن گفتهاند.
دکتر صبوري، درباره مهمترين شاخصهاي علمسنجي نيز گفت: تعداد اسناد علمي منتشرشده به تفکيک در همه حوزهها: علوم، علوم اجتماعي، علوم انساني و هنر؛ تعداد ارجاعات به اسناد علمي منتشر شده؛ محل انتشار (نام مجلات) اسناد علمي منتشر شده؛ تعداد اسناد علمي منتشر شده در بيست نشريه برتر جهان؛ تعداد دانشمندان ما در مؤسسه تامسون؛ تعداد مقالات پراستناد و داغ منتشر شده؛ تعداد نشريات ايراني مطرح در سطح جهان؛ ميزان همکاري ما با دانشمندان ساير کشورهاي جهان در انتشار مستندات علمي و نقش ما در اين همکاريها، از جمله مواردي است که بايد در مقوله علم سنجي مورد لحاظ قرار بگيرد.
خروجي نتايج تحقيق تابع منابع ورودي است. مگر چه امکانات و انگيزههايي براي محققان فراهم کردهايم که توقع داريم همه اسناد علمي کشور در بهترين نشريات دنيا منتشر شود؟ در مقايسه با کشورهاي توسعه يافته و همچنين در حال توسعه، امکاناتي که در اختيار محققان قرار دادهايم بسيار ناچيز است. آنها با همين امکانات بسيار کم و ناچيز، افتخارات بزرگي در جهان آفريدهاند و بايد خيلي مورد تشويق قرار بگيرند
بياعتباري دو درصد اسناد علمي
اين دانشمند برجسته کشور در پاسخ به اين که آيا اين که تعداد مقالات محققان ايراني که در مجلات نامعتبر نمايه ميشوند، بسيار است؟ گفت: اين طور نيست. تنها کمتر از دو درصد اسناد علمي منتشر شده ايران در نشريات بياعتبار يا کم اعتبار مؤسسه تامسون رويترز نمايه شدهاند. خروجي نتايج تحقيق تابع منابع ورودي است. مگر چه امکانات و انگيزههايي براي محققان فراهم کردهايم که توقع داريم همه اسناد علمي کشور در بهترين نشريات دنيا منتشر شود؟ در مقايسه با کشورهاي توسعه يافته و همچنين در حال توسعه، امکاناتي که در اختيار محققان قرار دادهايم بسيار ناچيز است. آنها با همين امکانات بسيار کم و ناچيز، افتخارات بزرگي در جهان آفريدهاند و بايد خيلي مورد تشويق قرار بگيرند. سطح و کيفيت اسناد علمي منتشر شده ايران در مقايسه با امکانات در اختيار محققان ما، بسيار بالاتر از محققان اروپايي و امريکايي است. قطعا با اين امکانات تحقيقاتي ما، محققان کشورهاي پيشرفته وضع بسيار بدتري از نظر کميت و کيفيت توليد علم ميداشتند. ما از جستجو در پايگاه هاي اطلاعات علمي جهان به دليل عدم پرداخت حق اشتراک سالانه محروميم و اين نياز اوليه هر محقق است تا از نتايج کار ديگران بهرهمند شود و بيراهه نرود. بودجههاي پژوهشي هم درخور و شايسته محققان نبوده و بسيار ناچيز است. حقوق محققان هم بسختي کفاف زندگي روزمره آنها را ميدهد. از فرصتهاي تحقيقاتي و شرکت در کنفرانسهاي محققان هم بدرستي حمايت نميشود. با اين حال دورههاي تحصيلات تکميلي در ايران بسيار موفق بوده و فارغاالتحصيلان ما را همه دانشگاه هاي معتبر و حتي تراز اول جهان قبول ميکنند، چرا که در سطح بينالمللي نتيجه تحقيقاتشان قابليت انتشار داشته و به چاپ رسيده است.محققان ما بسيار ايثار کردهاند و ما بايد قدردان زحمات آنها باشيم.
ممانعت قوانين و مقررات
استاد بيوفيزيک دانشگاه تهران، درباره علل پايين بودن ميزان استناد به مقالات محققان ايراني در پايگاه استنادي ISIگفت: اول اين که ميزان همکاريهاي ملي و بينالمللي در مورد اعضاي هيأت علمي ما بسيار کم است. ميانگين تعداد نويسندگان يک سند علمي منتشر شده در ايران نسبت به کشورهاي پيشرفته کمتر از يک سوم است و اين گوياي عدم همکاريهاي علمي ماست. در جهان پيشرفته مقالات داراي چند صد و يا گاهي چندهزار نويسنده منتشر ميشود. آنها از اجتماع امکانات و تفکرات خود بهره ميبرند. در همکاريهاي بينالمللي، مجموع يک محقق بعلاوه يک محقق، دو محقق نميشود، بلکه يازده محقق ميشود. مجموع يک محقق بعلاوه يک محقق، بعلاوه يک محقق، سه محقق نميشود ،بلکه يکصد و يازده محقق ميشود و همين طور الي آخر. قوانين و مقررات ما مانع همکاري هاي گروهي است.
به اعتقاد وي، يکي از عوامل بسيار تاثيرگذار در کسب استنادات علمي، همين ميزان همکاريهاي علمي و تعدد نويسندگان در مقالات است. مقالات پرنويسنده نسبت به مقالات کم نويسنده استنادات بيشتري دريافت ميکند. وقتي مقالهاي يکصد نويسنده داشته باشد، حداقل توسط هر نويسنده که خود يک شبکه تحقيقاتي را ايجاد ميکند يک بار مورد ارجاع قرار ميگيرد و اين يعني حداقل يکصد بار استناد به آن يک مقاله. بنابراين، بايد کارهاي گروهي در کشور تشويق شود و بسترهاي لازم فرآهم آيد. رئيس مرکز تحقيقات بيوشيمي و بيوفيزيک دانشگاه تهران همچنين خاطرنشان کرد: ما به کارهاي همديگر چندان ارجاع نميدهيم و اين هم به دليل ضعف سيستم شبکه تحقيقاتي ماست. در دانشگاه هاي ما گروه هاي تحقيقاتي مختلف از کارهاي همديگر مطلع نيستند و انگيزه و تشويقي نظاممندي هم براي اين کار وجود ندارد.
اين مستلزم ايجاد يک نظام هدفمند براي پژوهش کشور است که متاسفانه وجود ندارد. در کشور ما آنها که سکاندار پژوهش کشور و دولتي هم هستند، اغلب خود نسبت به پژوهش و علمسنجي بيگانهاند.
وي ادامه داد: ما نيازمند انتشار بخشي از مقالات خود در بيست نشريه برتر جهان هستيم. براي اين کار بايد چند کار بزرگ تحقيقاتي بنيادي تيمي صورت گيرد و امکانات تحقيقاتي خوبي هم نياز دارد. اين باعث شهرت جهاني بخشي از دانشمندان ما شده و در نتيجه از آنها براي نوشتن مقالات مروري دعوت به عمل خواهد آمد و انتشار اين مقالات ميزان ارجاعات به مقالات کشور را بسيار زياد خواهد کرد.
دانشمند ايراني حاضر در فهرست دانشمندان برتر جهان، در پاسخ به اين که آيا پايگاه استنادي علوم جهان اسلام (ISC) ميتواند به دليل نمايهسازي مقالات منتشره در نشريات علمي پژوهشي داخلي، در بررسي کيفيت توليد علم ايران در قد و قواره ISIباشد و دست به رتبهبندي بزند؟ تاکيد کرد: پايگاه استنادي علوم جهان اسلام در حال حاضر فقط يک پايگاه ملي است و نه بينالمللي. اين که چند نشريه پاکستاني، هندي و آفريقايي در آن نمايه ميشود را نبايد ملاک بينالمللي بودن آن دانست. دادههاي پايگاه استنادي علوم جهان اسلام اغلب داخلي بوده و فراگير و جهاني نيست. نمايههاي اين پايگاه در جايي از جهان خوانده نميشود و به آنها استناداتي هم داده نميشود. علم تا خوانده نشود و نقد و بررسي همگاني نشود، بايد در صحت آن هم شک کرد. انتشار علم بايد جهاني باشد تا جهاني هم نقد و بررسي شود. بجاي بازي فقط در زمين خود، با ديگراني که عالمتر از خود هستند بازي کنيم تا از آنها چيزي ياد بگيريم. سنجش کميت و کيفيت توليد علم معيارهاي جهاني دارد و دادههايي هم که مورد سنجشند بايد جهاني باشد.
اعلام رتبه توليد علم بر اساس معيارها
دکتر صبوري در گفتوگو با ايسنا درباره استفاده مکرر از عنوان «رتبه توليد علم» براي اعلام وضعيت علمي کشور در جهان بدون توجه به تفکيک معيارها گفت: هر جا صحبت از رتبه توليد علم در کشور ميشود بايد ملاک سنجش هم کنارش داده شود که آيا بر اساس تعداد مقالات است و يا تعداد استنادات و يا هر چيز ديگر. چون وزن و ارزش معيارهاي رتبهبندي متفاوت است، در هيچ جا ادغامي از آنها صورت نميگيرد. در واقع بايد بگوييم رتبه توليد علماز نظر تعداد اسناد علمي بينالمللي منتشر شده؛ رتبه توليد علم از نظر تعداد مقالات کامل علمي بينالمللي منتشر شده؛رتبه توليد علم از نظر تعداد استنادات (ارجاعات) به اسناد علمي بينالمللي منتشر شده؛رتبه توليد علم از نظر تعداد اختراعات بينالمللي به ثبت رسيده و نظاير آن. بخشي از اسناد علمي، شامل مقالات کامل علمي است. نامهها، مکاتبات، شرححالهاي علمي، اخبار مهم علمي، مقالات کامل کنفرانسي منتشر شده در نشريات و … از جمله ديگر اسناد علمي محسوب ميشوند.
سهم بودجه پژوهش
اين محقق برجسته دانشگاه تهران، در خصوص تاثير سهم بودجه پژوهش در انقلاب توليدات علمي و جهش مرتبه علمي در سطح جهاني و افزايش سطح همکاريهاي علمي بينالمللي، گفت: هم کميت و هم کيفيت توليد علم، تابع امکانات تحقيقاتي در اختيار است و براي تهيه امکانات تحقيق هم بودجه پژوهشي لازم است. به نظر من با امکانات و بودجههاي تحقيقاتي که در چند سال اخير در اختيار محققان ما قرار گرفته است، خروجي و نتايج تحقيق بسيار خوب بوده است و جاي تشکر و قدرداني است. محققان ما ايثارگرايانه کار کردهاند و بيش از حد انتظار با توجه به امکانات در اختيار، هم از حيث کميت و هم از حيث کيفيت، خروجي داشتهاند.بودجه کل پژوهش کشور در يک سال به اندازه بودجه سالانه پژوهش دانشگاه فهد در عربستان سعودي هم نيست!
بودجه دانشگاه هاروارد در امريکا تا پانزده برابر بودجه کل پژوهشي کشور در سال گزارش شده است! اين درحاليست که بيش از نود درصد بودجه دانشگاه تهران را حقوق پرسنلي تشکيل ميدهد.
تهيه و تنظيم: فرشته هاشمي
منبع روزنامه اطلاعات

