کتابهای درسی و آموزشی

بي‌لياقتي پادشاهان قاجار

داريوش اسدزاده: قاجارها نبايد هيچگاه قدم به خاک مقدس اين سرزمين مي‌گذاشتند و زمام امور ملتي کهن را در کف بي‌کفايتي خود قرار مي‌دادند. طايفه قاجار ترک بودند و پس از حمله مغول در ايران سکونت گزيدند. از زماني که آغامحمدخان قاجار عملا قدرت را در دست گرفت تا روزي که احمدشاه، ايران را ترک گفت، 146 سال سپري شد و سيادت و پهناوري و اعتبار زمان نادري را به نابودي کشاندند و معاهده منحوس گلستان ولايات قراباغ، گنجه، مشکي، شيروان، دربند، باکو، داغستان، گرجستان و قسمتي از طالش را در اختيار روسيه قرار دادند و معاهده ننگين و منحوس ترکمنچاي، ايروان و نخجوان را از مام وطن جدا کردند و 10 کرور تومان خسارت جنگ و پيمان تجاري ملحق به اين معاهده را از کيسه ملت ايران پرداخت نمودند و بنيان استقلال سياسي اقتصادي حتي قضايي ايران را متزلزل نموده و ايران را از حق کشتيراني در بحر خزر محروم گرداندند. خان‌ملک ساساني در کتاب «پشت پرده» دراين‌باره اظهار می‌کند: «دولت عثماني هم از بخشش‌هاي سلاطين قاجار بي‌نصيب نماند و ايران به سود آنها از هرگونه ادعا در بغداد و سليمانيه چشم پوشيد و امراي خوارزم هم که زمان را مناسب گردن‌کشي يافتند، خود را از قيد اطاعت قاجاريه آزاد ساختند و دولت انگليس نيز از اين خوان يغما بهره کافي برگرفتند. ايران را وادار کردند که از شهر هرات و تمامي افغانستان صرف‌نظر کند و استقلال آن سرزمين را به رسميت بشناسد و روس‌ها که خود را مغبون حس مي‌کردند دست تعدي به قسمتي از ترکستان، خيوه و مرو را متصرف شدند. ثروتي که ملت ايران در زمان صفويه اندوخته بود و اموالي را که نادر با خود از هندوستان آورده بود، همه بر باد رفت و دست تکدي به سوي اجانب دراز شد و وام‌هاي سنگين و کمرشکن که در بالا گفته شد به دوش ملت گذاردند و امتيازاتي که به روس‌ها دادند بانک استقراضي و راه جلفا به تبريز و استخراج معادن قراچه داغي و جنگل‌هاي مازندران خط تلگراف بين جلفا و تهران و امتيازات اعطايي به انگليسي‌ها مانند معادن نفت ايران به جز ايالات شمالي، بانک شاهي ايران و طبع اسکناس، خطوط تلگرافي بين بوشهر تهران و نيز بين تهران و بلوچستان، خط آهن خرمشهر تا خرم‌آباد، حق ساختن بندر در بعضي از شهرهاي ساحلي در انحصار تنباکو و حتي امتياز استخراج آثار عتيقه شوش به فرانسويان واگذار شد چنين خيانتي به يک ملت کهنسال جز از مشتي خودکامه خونخوار غوطه‌ور در لهو‌ولعب چيز ديگري نمي‌توان گفت؛ جماعتي بي‌هويت که همه‌کس و همه‌چيز را آنِ خود مي‌پندارند و خود را مطلق‌العنان مي‌دانند. آيا نام آنها در تاريخ به زشتي ياد نخواهد شد.»
جادوگر فتحعلي‌شاه
در امتداد سخنم، بد نيست يادي از جادوگربازي‌هاي شاهان قاجاري هم بکنيم. يک شاهي براي خود دلقک داشت، شاهي ديگر مليجک، ديگري درويش، آن يکي سيدي که از ترس به عمامه‌اش پناه مي‌برد اما در ميان شاهان قجر، فتحعلي‌شاه جادوگري به نام اخباري داشت. در زمان سلطنت اين شاه که جنگ‌هاي روسيه و ايران در گرفته بود، فتحعلي‌شاه مجبور شد غرامت جنگ را به اقساط به حکومت تزاري روسيه بپردازد. در آغاز جنگ اول روسيه و ايران، فرمانده نيروي روسيه افسري بود به اسم ژنرال «سي سيانوف» که در ايران به اسم «ايشپخدر» خوانده مي‌شد. ژنرال سي سيانوف قبل از آنکه فرمانده ارتش تزاري براي حمله به ايران شود بازرس ارتش بود و چون بازرس ارتش را به زبان فرانسه «انس پکتر» مي‌خواندند، اين لهجه در ايران به شکل «ايشپخدر» درآمد. پس از چند ماه که از جنگ مي‌گذشت مردي به اسم اخباري به فتحعلي‌شاه گفت که او مي‌تواند سر بريده ايشپخدر را به تهران برساند و شاه از وي پرسيد در چه مدت سربريده ايشپخدر را به تهران مي‌رساني؟ اخباري گفت در مدت 40 روز و مشروط بر اينکه در خانه‌اي خلوت باشم و کسي به من مراجعه نکند و مصدع من نشود. شاه دستور داد خانه‌اي را براي اخباري خلوت کنند و تمام وسايل زندگي يک نفر را طبق اقتضاي آن دوره در آن خانه بگذارند تا اخباري براي تهيه احتياجات زندگي مجبور نشود از خانه خارج شود و ديگران هم به آنجا نروند. 40 روز از تاريخي که اخباري در آن خانه بود، گذشت و روز چهلم‌ويکم فتحعلي‌شاه، شخصي را به آن خانه فرستاد و سر ايشپخدر را طالب شد ولي اخباري جواب داد اسبي که حامل سر بريده ايشپخدر بود نزديک تهران لنگ شده و با تأخير مي‌رسد و سرانجام روز چهل‌ودوم سر بريده ايشپخدر به تهران رسيد. اين واقعه در 176 سال گذشته رخ داد و اخباري از مقربان درگاه قاجار شد و همان خانه را با دو هزار تومان پول به وي انعام داد. اين تقرب سبب شد عده‌اي به شاه تلقين کنند که اين مرد همان‌طور که از راه دور ايشپخدر را به قتل رساند، او را هم مي‌تواند به قتل برساند، به‌اين‌سبب فتحعلي‌شاه اخباري را براي سلامتي و طول عمر که دعاگوي او باشد به عتبات تبعيد کرد. وقایع اتفاقیه
#تاریخ_ایران
—————————
↩️ کانال مقاله ها 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAD5oqnmeI058AeE3WA

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. بی لیاقت تو واجدادت بودند که درجنگ با روس پشتیبانی وهمراهی لازم را نداشتند وباعث شدند اجبارا تن به معاهدات بدهند در صورتیکه شاه پهلوی بی غیرت وشرف شما بدون هیچ حرف ونزاعی بحرین را دودستی تحویل دادندو…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا