آموزش و پرورش دیگر کشورها

انقلاب آموزشي؛ راه‌حلي براي چالش‌ اين روزهاي دنياي تحصيلي دانش‌آموزان

6ساله‌ها در يک کلاس نمي‌نشينند
صدف فاطمي روزنامه وقایع اتفاقیه:‌در دهه 1980 ميلادي در سراسر اروپا دو رهبر سياسي به نام‌هاي مارگارت تاچر در بريتانيا و ميخائيل گورباچف در اتحاديه شوروي بودند که تلاش کردند در زمان رياست خود پروژه‌هاي اصلاحي آموزشي را به انجام برسانند. هر چند در درازمدت هر دوي آنها ناکام ماندند زيرا تاچر در پايان دهه 1980 از قدرت کنار رفت و طرح‌هاي نوين آموزشي او تا حدي تيره و تار شد و آن‌طرف گورباچف هم به خاطر ناکامي در برآورده ساختن انتظارات بسيار زياد مردم اعتبار خود را از دست داد، بااين‌حال، تأثير اقداماتي که آن دو سياستمدار در دنياي آموزش انجام دادند هنوز در سراسر اتحاديه اروپا ديده مي‌شود. بعد از آن بود که سياستمداران اروپايي ياد گرفتند در کنار مهارت‌هاي سياسي، استراتژي و زيرکي‌هاي دولتي، لازم است ايدئولوژي‌هاي فکري و فرهنگي مردم را هم از خلال آموزش‌هاي نوين به روز کنند تا مردمي آگاهی داشته باشند که با بي‌خردي دست به تصميمات اشتباه نمي‌زنند. از آن دوران و آن ايام دولتمردان اروپايي ياد گرفتند هر ساله نرخ سواد عمومي جامعه را اندازه‌گيري کنند و کساني را بر مسند قدرت بنشانند تا ميزان علاقه و اشتياق دانش‌آموزان تازه‌وارد را به تحصيل علم و دانش رصد کنند و حواس‌شان باشد که مبادا مسير آموزشي‌شان ره به خطا برود؛ چيزي که در جريان همه‌پرسي برگزيت يک‌بار ديگر روي ميز آمد و بررسي‌ها نشان داد که سطح سواد عمومي مردم چه نقش مؤثري در تعيين سرنوشت بريتانيا داشته است. حالا آخرين خبرها حاکي از آن است که ماريو کيلونن، رئيس سازمان آموزش‌وپرورش فنلاند در صحبت با خبرنگار اينديپندنت نظام آموزشي مدارس فنلاند را قديمي مي‌داند و معتقد است روش‌هاي آموزشي اين کشور به آغاز قرن 19 ميلادي بر مي‌گردد. او مي‌گويد: «نيازمندي‌هاي امروز فرق کرده و ما به نظام آموزشي متناسب با قرن 21 احتياج داريم.» يکي از آموزگاران مدارس هلسينکي در مصاحبه با سايت اشپيگل مي‌گويد: «بزرگ‌ترين تغييري که ما براي دانش‌آموزان فنلاندي در نظر داريم اين است که ديگر اين مواد درسي نيستند که در مرکز توجه قرار مي‌گيرند بلکه مجموعه مهارت‌هايي که دانش‌آموزان بايد بياموزند، مهم است. براي مثال اگر دانش‌آموزي تصميم دارد در زمينه مديريت در رستوران تحصيل کند، نيازي به خواندن درس‌هاي شيمي، جغرافي يا تاريخ ندارد و در اين رشته بايد درس‌هايي مانند انگليسي، مديريت، حسابداري و مهارت‌هاي ارتباطي، آموزش داده شود.» آن‌طور که اينديپندنت مي‌نويسد، هر جا صحبت از موفق‌ترين نظام آموزشي جهان در ميان بوده است، هميشه نام فنلاند خوش درخشيده اما با اين‌حال دست‌اندرکاران عرصه آموزش در فنلاند مي‌خواهند اين نظام موفق را هم تغيير دهند زيرا به اعتقاد آنها آموزش جايي نتيجه‌بخش واقع مي‌شود که همگام با خواست دانش‌آموزان همان دوره پيش برود. صحبت از تغيير نظام آموزشي که پيش مي‌آيد، قبل از هر چيز گلايه‌ها و شکايت‌ها کنار هم چيده مي‌شوند. مسئولان به دنبال پيداکردن راهي مطمئن براي ايجاد تغيير دست به کار شفاف‌سازي ايرادهاي نظام آموزشي موجود مي‌شوند به اين اميد که با مطرح شدن کاستي‌ها، دري به سوي فردايي بهتر باز شود. اما کن رابينسون، متخصص تعليم و ترتيب، متفکر برجسته در زمينه خلاقيت و آموزش‌وپرورش که سال‌هاي زيادي مدل‌هاي آموزشي نوين و تأثير آن بر جوامع جهاني را مورد مطالعه قرار داده، نظر ديگري دارد. او با اشاره به آمار کاهش انگيزه و اشتياق کودکان به درس و تحصيل، لزوم ايجاد يک انقلاب آموزشي در تمام دنيا را امري مهم مي‌داند و مي‌گويد: «سيستم‌هاي آموزش فعلي قديمي شده و دانش واقعي را خفه مي‌کند. ديدگاه من اين است که سيستم آموزش در بسياري از کشورهاي دنيا مانند اصول توليد کارخانه‌ها مدل‌سازي شده است. مثلا ما بچه‌ها بر‌اساس گروه سني دسته‌بندي مي‌کنيم و مي‌گوييم همه 6 ساله‌ها در اين کلاس و مقطع، همه هفت ساله‌ها در آن کلاس ديگر. اين درحالي است که اين شيوه آموزشي ديگر هيچ مبناي علمي و هيچ دليل مشخصي براي انجام اين کار وجود ندارد. با توجه به اينکه کودکان دنياي امروز استعدادهاي متفاوتي دارند، آموزش به آنها بايد بر‌اساس توانايي‌هاي طبيعي و استعدادهاي دروني آنها صورت بگيرد. ديگر دوره آن گذشته است که ما از تمام کودکان 6 ساله يک توقع مشخص داشته باشيم و هفت‌ ساله‌ها را در يک کلاس کنار هم بنشانيم. وقتي اين دسته‌بندي‌ها از ابتدا اشتباه صورت بگيرد، طبيعتا ما شاهد افت تحصيلي دانش‌آموزان با استعداد و همچنين عدم تمايل کم‌استعدادها به ادامه تحصيل مي‌شويم و ديگر انشاي دانش‌آموزان با روياهاي پزشک و مهندس شدن را نمي‌خوانيم. حالا ديگر وقت آن است که ما سبک آموزش تحصيلي را هم مثل سبک زندگي در دنياي مدرن تغيير بدهيم و وقتي تعريف اصول ابتدايي را تغيير داديم، آن‌وقت به اين فکر بيفتيم که براي هر گروه از اين دانش‌آموزان از چه برنامه آموزشي مي‌خواهيم استفاده کنيم.»

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا