زلزله اخير در امر پژوهش در دانشگاهها
رسول جعفريان
ماجراي صفحه فعاليتهاي علمي و آموزشي استاد يکي از دانشگاههاي تهران ـ آن هم دانشگاهي که مدعي علم و صنعت است ـ که با ارائه طرحهاي شگفت در حوزه قرآن و دين و علوم پايه و فني و طبيعي، اين چند روز ذهن همه را به خود مشغول کرد، برگي ديگر از تلاشهاي ناموفقي است که کساني براي ايجاد نوعي تمدن ديني آن هم با مدلي که زماني در قم عده اي [در جايي به اسم فرهنگستان …] بنياد گذاشتند، دنبال مي کنند، فعاليتي که تاکنون و در طول اين چهل سال، نه تنها نتيجه محسوسي نداشته، بلکه کارنامه آن بيشتر اسباب تمسخر گشته و گاه عناوين پژوهشي آن، مثل شماري از عناويني که صفحه اين استاد گرامي آمده، مادر فرزند مرده را هم به خنده واداشته است. تا اين لحظه دوستان و عزيزان مي توانند اين صفحه را در وبسايت دانشگاه علم و صنعت ملاحظه بفرمايند.
از اين عجايب طي اين يک قرن گذشته فراوان ديده ايم که البته هر کدام با گرايش خاصي وارد اين بحث شده و از آن خارج گشته و باز مرحله بعدي و بعدي تکرار شده است. همين الان جلوي بنده کتابي با نام «تطبيقات کريمي» هست که در تاريخ سوم شعبان 1350 ق / 21 آذر 1310 در 84 صفحه منتشر شده و با دهها عنوان و توضيح، کوشيده است تا علوم جديد را از قرآن استخراج کند. يک عنوان در صفحه 15 اين است: اخبار از اسيد کربونيک و مکروب» [کذا]. عنواني ديگر در صفحه 66: قوه الکتريسته در حال نطق يا قوه دفاعيه از برق» که آن را با چندين روايت از جمله «يموت المؤمن بکل ميتة الا الصاعقة لا تأخذه و هو يذکر الله»، تطبيق داده، و موارد فراوان ديگر. اگرچه اين موارد در روزگار ما فراوان بوده و هست، بايد گفت، حتي در دنياي قديم هم گاه اين تلاشها صورت مي گرفت و همه اينها ناشي از اين بود و هست که کساني ظاهرا از روي دلسوختگي، تلاش دارند همه مسائل علمي روز را که بشر را شگفت زده کرده، از دل قرآن و حديث دربياورند.
سالهاست که کليپهاي متعددي از اظهار نظرهاي شگفت از خطيبان، در اين باره منتشر مي شود و جالب آن که در يکي از شبکههاي معروف بيرون، تلاش مستمري براي توزيع و تبيين و تأکيد بر اينها صورت مي گيرد و صد البته که روي جوانان و مردمان فهميده، اثر هم مي نهد. ما مسلمانان، عموما، پرونده درخشاني در علم و دانش جديد نداريم، و همه اش به گذشتههاي دوري مي نازيم که بايد گفت، اگر هم درست بوده، خيلي ربطي به دين نداشته و البته بنا هم نبوده داشته باشد. تحول علمي مربوط به نوع بينش ما نسبت به علم، تلاش ما، برنامه ريزي، متناسب کردن آن با نيازهاي روز و بسياري از امور ديگر و مصداق روشن «حتي يغيروا ما بانفسهم» است.
مشکل اين است که اين امر، به پايان نامهها دانشگاهي ورود کرده و گاه عناويني از اين دست در اين حوزه ديده مي شود. قرار است پايان نامههاي و رسالههاي دانشگاهي، اساس پيشرفت علم و دانش باشند، اما مع الاسف، سلايق خاصي که در بسياري از اين مراکز هست، مسير آنها را به سمت و سويي مي برد، که نه تنها دردي از علم و دانش را دوا نمي کند، بلکه سبب بي اعتمادي کلي به روند دانش در ايران مي شود. در اين زمينه، نسبت به مراکزي که در کشور به نوعي با دين ارتباط دارند، حوزههاي علميه اعم از برادران و خواهران، و مراکزي که ترکيبي از دانشگاه ـ حوزه هستند، يا موسساتي که به اوقاف ارتباط دارند، بويژه رشته علوم قرآن و حديث که به وفور در دانشگاههاي مختلف وجود دارد، بايد نظارت و دقت بيشتري داشت.
عجيب است که حتي برگي از اين پايان نامهها، در ايرانداک که طبق قانون، بايد همه آنها را داشته باشد، وجود ندارد تا در مرئي و منظر و نقد و بررسي ديگران قرار گيرد. بسياري از اين پايان نامهها در خود اين مراکز مورد استفاده دانشجويان بعدي هست، و ذهن آنها را هم مي سازد، و سنتي را در تحقيق پايه گذاري مي کند که اگر نگران کننده نباشد، بسا هيچ ثمري نداشته باشد.
به نظر مي رسد، نظارت بر امر کلي پيشرفت علم، جداي از وظيفهاي بر دوش استادان، رؤساي دانشگاهها، و وزير آموزش عالي هست، بر عهده نهادي مانند فرهنگستان علوم هم هست که اين امر را رصد کرده و با بررسي جلسات تخصصي از متخصصان هر رشته، توصيههاي لازم را بنمايند. مگر کشور ما، چه قدر امکانات دارد که همين مقدار پول و هزينه هم، صرف اموري شود که علم را از مسيري جز تدقيق و تدبر پيش برده و مانند اسب آسياب، همه را دور محوري براي قرنها بگرداند؟ باز به آن اسب، گندمي را آرد مي کند، در اينجا، اغلب مثل آب درهاون کوبيدن، هيچ ثمري در پي ندارد. بنده ناچار بودم نظرم را بنويسم. شايد خطا رفته باشم، در آن صورت از خداوند ميخواهم از خطاي من درگذرد و به اين ملت رحم نمايد.روزنامه اطلاعات
—————
https://t.me/eduarticle

