تحصیلات تکمیلی و دانشجودانشگاه

جان دادن نظام آموزش مديريت در ايران

فوق ديپلم دارند اما خود را دکتر مي‌دانند!
اين سال‌ها افزايش بي‌حساب و کتاب ظرفيت دوره‌هاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دوره‌هاي کوتاه‌مدت بي‌ارزش يا کم‌ارزش تحت عناوين MBA و DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است.

دکتر نادر سيدکلالي، عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي در يادداشتي که ايلنا آن را منتشر کرده است، در ادامه مي‌نويسد، نظام مديريت در ايران سال‌هاست که بيمار است و روز به روز فرتوت‌تر و از کارافتاده‌تر مي‌شود. وضعيت به گونه‌اي شده که بيم آن مي‌رود، کم‌کم آخرين اميدها به احياء از دست برود و دير يا زود شاهد مرگ احتمالي اين مديريت نيمه جان در کشور باشيم. چرا کار مديريت در ايران به اينجا کشيده و آيا راه چاره‌اي باقي مانده است؟

وجوه اصلي نظام مديريت را مي‌توان شامل آموزش، پژوهش، مشاوره و خط‌مشي مديريت دانست. در کشور ما همه‌ اين وجوه گرفتار و مريض‌احوالند. در بلند‌مدت اهميت هيچ‌کدام از اين وجوه از ديگري کم‌تر نيست؛ وقتي يک نفر پاهايش درست کار نکند و نتواند فعاليت فيزيکي داشته باشد، طبيعتاً کلسترول و قند خونش هم بالا خواهد رفت و قلبش هم درد خواهد گرفت. اگر شنوايي‌اش دچار اختلال باشد کم‌کم در صحبت کردن هم دچار اشکال خواهد شد و …

با اين حال در اين ميان اهميت ويژه‌ مغز بر کسي پوشيده نيست. معتقدم که «مغزِ نظام مديريت»، آموزش مديريت است که اکنون وضعيت اسفناکي دارد. در ساليان اخير مسيرهاي ارتباطي ميان نورون‌ها مختل شده و ساختار مغز نظام مديريت به تدريج دچار دگرديسي غريبي شده است.

مشکل ظاهراً از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري شروع شد. عواملي مانند بيکاري گسترده‌ جوانان در کشور، سوداي برتري علمي ايران در جهان، راحت‌طلبي و زياده‌خواهي برخي از اساتيد عمدتاً قديمي دانشگاه‌ها و فشارهاي اجتماعي و فرهنگي و پديده‌هايي مثل مدرک‌پرستي باعث شد تا ظرفيت پذيرش دانشجو در کشور به حد انفجار برسد. ايجاد دانشگاه‌هاي غيرانتفاعي و افزايش ظرفيت دانشگاه‌هاي دولتي و آزاد باعث ورود افرادي به دانشگاه‌ها شد که براي حشمت و جاه قدم به اين ميدان نگذاشته بودند، بلکه از بد حادثه به پناه ساختمان‌هاي فراموش شده‌ دانشگاه‌ها آمده بودند.

در سال‌هاي بعد، ظرفيت دوره‌هاي تحصيلات تکميلي هم به شدت افزايش پيدا کرد، به گونه‌اي که تعداد دانشجويان کارشناسي ارشد و دکتري تخصصي در مواقعي از دانشجويان دوره‌هاي کارشناسي هم فزوني گرفت و همه فوق‌ليسانسه، آقا و خانم دکتر شدند. برخي کارمندان سازمان‌هاي دولتي و خصولتي هم مشغول تحصيل شدند و کارها را معطل گذاشتند. آقازاده‌ها و تنبل‌هايي که از نعمت پول، پارتي و پررويي بهره‌مند بودند، حالا مزين به عنوان دکتر هم شده بودند و از شعف در پوست نمي‌گنجيدند و اگر قبلأ جواب‌هاي سربالا مي‌دادند حالا ديگر ضرورتي به دادن جواب سلام هم نمي‌ديدند.

در ميان رشته‌هاي دانشگاهي، رشته‌ مديريت از اين بلبشو آسيبي مضاعف ديد. درس‌هاي رشته‌ مديريت شيرين و کاربردي هستند و از لحاظ دشواري قابل مقايسه با درس‌هايي مثل نظريه ميدان‌هاي کوانتومي رشته‌ فيزيک نيستند؛ به‌علاوه، همه دوست دارند فوق ليسانس يا دکتري در مديريت داشته باشند و بتوانند مدير و رئيس شوند. به خصوص که برخي‌ها ذاتاً مدير هستند و مدرک‌هاي دانشگاهي مي‌تواند به سِمَت‌ها و پست‌هاي ژنتيکي آن‌ها مشروعيت ببخشد. بنابراين سياست‌گذاران احساس کردند که ايجاد دانشگاه‌هاي جديد، تکثير دانشگاه‌هاي موجود، افزايش ظرفيت دوره‌هاي تحصيلات تکميلي و راه‌اندازي انواع پرديس‌هاي دانشگاهي ديگر کفاف نمي‌دهد و براي رفع اين نيازهاي رو به تزايد، دوره‌هاي MBA و DBA را به‌راه انداختند و به سرعت توسعه دادند.

در کشورهاي توسعه يافته‌ دنيا، اين دوره‌ها عمدتاً توسط دانشگاه‌هاي شاخص برگزار مي‌شوند و مدارک پايان دوره، ارزش تحصيلات تکميلي دانشگاهي دارند. بنابراين قواعدي که براي ورود به مقطع فوق ليسانس و دکتري ساير رشته‌ها وجود دارد براي MBA و DBA هم وجود دارد؛ البته با سخت‌گيري بيشتر، چون اين دوره‌ها متقاضيان بسيار دارند (فارغ التحصيلان اين رشته‌ها شانس و گزينه‌هاي بيشتري براي اشتغال نسبت به بسياري از رشته‌هاي ديگر دارند، بنابراين الزامات دشواري براي پذيرش و فارغ التحصيلي متقاضيان در نظر گرفته شده است).

منتها اين بار هم سرنا از سر گشادش زده شد و بسياري از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي شروع کردند به برگزاري دوره‌هاي (کوتاه مدت) MBAو DBA با اخذ شهريه. برخي به‌صورت ظاهري ضوابط و معيارهايي هم براي گزينش در نظر گرفتند ولي اکثر آن‌ها در عمل حتي به رعايت همان معيارهاي آبکي هم پايبند نماندند. اغلب حضور و غياب و آزمون نهايي هم يا در کار نبود يا فرماليته بود و آخر کار، پرداخت پول با صدور مدرک همراه مي‌شد. البته طبيعتاً ميان ضوابط نهادهاي مختلف تفاوت‌هايي هم وجود داشت ولي کليت موضوع از همين قراري بود که عرض شد.

دانش‌آموختگان اين دوره‌ها با استناد به ترجمة اصطلاحات انگليسي MBAو DBA، حالا در سازمان‌ها و فضاهاي مجازي ادعا مي‌کنند که فوق ليسانسه و دکتر هستند و متخصص علومي مثل مديريت، استراتژي، بازاريابي، منابع انساني و سرمايه‌گذاري‌اند. تعدادشان سر به فلک کشيده است چرا که محدوديت قابل ذکري در صدور اين مدارک وجود ندارد. اگر از وزارت علوم يا دانشگاه‌ها بپرسيد چرا برگزاري اين دوره‌ها را متوقف نمي‌کنيد يا عنوان‌شان را تغيير نمي‌دهيد (مثلاً به دوره‌ کوتاه‌مدت مقدماتي مديريت و دوره‌ کوتاه مدت پيشرفته‌ مديريت)، احتمالا پاسخ‌هايي قابل پيش‌بيني مي‌دهند: «مدرک اين دوره‌ها که ارزش مدرک تحصيلات تکميلي دانشگاهي ندارد و اين دوره‌ها کوتاه مدت هستند، وضعيت بودجه دولت خوب نيست و دانشگاه‌ها نياز به درآمدهاي اختصاصي دارند، ضوابطي که درنظر گرفته‌ايم خيلي سفت و سخت است و جاي نگراني نيست و …».

اگر هم بپرسيد چرا ظرفيت پذيرش رشته‌هاي رسمي مقاطع ارشد و دکتري مديريت را اين همه افزايش داده‌ايد، ظاهرا پاسخ‌هايي از اين قبيل مي‌دهند: «کشور نياز به توسعه‌ علمي دارد، الزام بالادستي است، کمبود بودجه داريم، کمبود مدير داريم (!)، کشور مسائل و مشکلات مهم‌تري دارد و …»

اما همه مي‌دانند که واقعيت ماجرا چيز ديگري است. هم دانش‌پذيران، هم مدرسان، هم پيمانکاران اجرايي، هم مديران دانشگاه‌ها، هم متوليان صدور اين قبيل مجوزها در وزارت علوم، همه و همه مي‌دانند که خواني گسترده است و کفر نعمت هم که از کبائر است. نتيجه اين آشفته‌بازار چه بوده است؟ فردي با مدرک فوق ديپلم، مديرعامل شده و چون دو مدرک MBAو DBA را با وجه ناقابلي خريداري کرده، خود را دکتر مي خواند و بقيه هم او را به همين نام صدا مي زنند. موارد مشابه فراوان است. البته همه را نبايد به يک چشم ديد و برخي از دانش‌آموختگان اين دوره‌ها آنقدرها هم بي‌انصاف نيستند. مثلاً تعدادي از آن‌ها فروتنانه قبول مي‌کنند که اين مدارک در ايران معادل تحصيلات تکميلي دانشگاهي نيستند. با اين حال سپس متفرعنانه مدعي مي‌شوند که مدارک مذکور بين‌المللي هستند و در ساير کشورهاي جهان مورد تأييدند، بنابراين به خود حق مي دهند خود را فوق ليسانسه و دکتر بنامند!

خلاصه اين روزها سازمان‌هاي ايراني آکنده از دکتر و فوق ليسانسه‌ مديريت (يا ساير رشته هاي دانشگاهي) شده‌اند. برخي از دانش آموختگان MBAو DBA در دوره‌هاي مشابه تدريس هم مي‌کنند و خود را مزين به عنوان استادي هم کرده‌اند و در حال پرورش افرادي مانند خود هستند. متأسفانه بحران دومينووار درحال تشديد است. اين سال‌ها افزايش بي‌حساب و کتاب ظرفيت دوره‌هاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دوره‌هاي کوتاه‌مدت بي‌ارزش يا کم‌ارزش تحت عناوين MBAو DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است. نظام آموزش مديريت، مغز نظام مديريت است؛ بنابراين اکنون آثار منفي نابهنجاري‌هاي اين مغز رو به زوال در کالبد نيمه‌جان مديريت کشور ظهور کرده و به تدريج بيشتر هم خواهد شد.

آيا کسي جرأت خواهد کرد اين بازي را بر هم بزند و کيفي‌گرايي و استانداردهاي حقيقي را جايگزين بلبشوي فعلي کند؟ اگر اوضاع بهتر از قبل نمي‌شود؛ پس لطفاً اقلاً اوضاع را به حالت قبل بازگردانيد!

کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا