تشويق فرزندان به صحبت كردن درباره مدرسه
با شروع سال تحصيلي و رفتن به مدرسه، بچهها احساسات متفاوتي را تجربه ميکنند مانند شادي، نگراني و …
همان طور که بچه ها اين احساسات را تجربه ميکنند والدين آن ها نيز داراي احساسات مشابه هستند.والدين با به خانه برگشتن بچهها از مدرسه، تمايل به دانستن در مورد آنچه در مدرسه گذ شته است دارند. و اين تمايل خود را با سوال پيچ کردن بچهها که …
خب امروز چه خبر بود؟
در مدرسه چه کار کردي؟
معلمت چطور بود؟
با چه کساني بازي کردي؟
معلم چي درس داد؟
ميخواهند به هدف خود که اطلاع از وقايع مدرسه است، دست يابند.
اغلب دانش آموزان مشتاق به صحبت کردن در مورد مدرسه هستند ولي دانش آموزاني نيز وجود دارند که تمايلي به صحبت کردن در مورد مدرسه ندارند مخصوصاً در سنين راهنمايي و دبيرستان.
در اين مقاله ميخواهيم در مورد اين مسأله براي شما والدين عزيز مطالبي را ارائه نماييم…
صحبت کردن در مورد رويدادهاي مدرسه از طرف فرزندتان چه مزايايي دارد؟
1- صحبت کردن و گفتوگوي دو طرفه باعث استحکام ارتباط والدين و فرزند ميشود.
همان طور که ميدانيد بهترين شيوه ارتباط، ارتباط کلامي است و بدين طريق فاصله هاي بين افراد کمتر مي شود.
2- با صحبت کردن، فرزند شما احساس امنيت ميکند که داراي پشتوانه عاطفي و اجتماعي است.
3- صحبت کردن در مورد مدرسه منجر به شناخت بيشتر از فرزند شده و به نقاط قوت و ضعف او پي ميبريد که در جاي خود موجب پيشرفت او ميشود.
4- به شناختي از محيط و جو مدرسه ميرسيد و شناخت از معلمان فرزندتان پيدا ميکنيد.
5- باعث شناخت از همکلاسيهاي فرزندتان مي شود و آگاهي نسبت به اينکه او با چه کساني دوست است و چه گروه از افراد را براي دوستي، ترجيح ميدهد.
6- در صورتي که مسألهاي براي فرزندتان اتفاق افتاده باشد، به او در حل مسأله کمک ميکنيد و به او ياد ميدهيد که مسائل را چگونه ببيند و چگونه حل کند.
حال با توجه به مزاياي صحبت کردن از مدرسه توسط فرزندتان، چه عواملي موجب مي شود که آن?ها تمايلي به اين کار نداشته باشند.
با شناسايي عوامل توسط شما، مي توان در حل اين مسأله گام برداشت.
1- تفاوت جنسيتي
اغلب دخترها بيشتر از پسرها مايلند که در مورد مدرسه صحبت کنند به گونه اي که گفته ميشود حرف بيرون کشيدن از پسرهاي 7 تا 12 ساله مثل کشيدن دندان سخت است.
2- ويژگي شخصيتي
از همان دوران کودکي بعضي از بچهها درون ?گراتر از سايرين هستند و اين موجب ميشود که کمتر در مورد مسائل خود حرف بزنند.
3- ويژگيهاي سني
بچهها در سنين ابتدايي بيشتر صحبت ميکنند و هر چه سن بالاتر ميرود و به راهنمايي و دبيرستان ميروند کمتر حرف ميزنند، مخصوصاً پسرها.
4- عدم يادگيري صحبت در مورد مسائل خود در خانه
بعضي از زن و شوهر ها با ايجاد فاصله و کشيدن ديوار بين خود و صحبت نکردن به طريق صحيح در مورد مسائل خود، عملاً اين الگو را که نبايد در مورد مسائل با ساير افراد خانواده صحبت کرد را به فرزندانشان انتقال ميدهند.
5- استفاده از موانع ارتباط توسط والدين
گاهي اوقات فرزندان تمايل به صحبت کردن دارند ولي چون والدين ناخواسته مايل به برقراري ارتباط استفاده نيستند، باعث ميشود که فرزند ديگر تمايلي به حرف زدن نداشته باشد. در زير به بعضي از اين موانع اشاره ميشود…
– دستوردهي – جهتدهي:
اين نوع پيامها به فرزند ميگويند، آنچه که تو احساس ميکني يا خواستهاي که تو داري، اهميتي ندارد، تو بايد آنچه من احساس ميکنم يا ميخواهم را بپذيري. مثل «گريه نکن، بچه که نيستي »
– تهديد کردن:
اين پيامها شبيه دستوردهي هستند اما نتايج عدم پذيرش نيز به آن ها اضافه شده است. مثل «گريه کردن را بس کن، مياندازمت داخل اتاق».
– بايد و نبايد کردن :
اين پيامها يک وظيفه و اجبار را روي دوش فرزند ميگذارد و احساس گناه در او به وجود ميآورند. مثل «تو نبايد با دوستت اين طوري رفتار ميکردي».
– نصيحت کردن، ارائه راهحل يا پيشنهاد:
اين پيامها از طرف فرزند چنين معنا ميشوند که والدين به قدرت او در حل مشکلات خودش اعتماد ندارند و تأثير آن باعث وابسته شدن به والدين شده و جلوي فکر کردن شخصي را ميگيرد.
– قضاوت کردن، انتقاد کردن:
اين پيامها در فرزند باعث ايجاد احساس حماقت و بيلياقتي ميشود و باعث کاهش اعتماد به نفس آن ها ميشود.
– تعريف، موافقت:
وقتي اين تعريف با تصوير ذهني خود فرزند تناسب نداشته باشد ممکن است عصبانيت او را برانگيزاند.
– اطمينان دادن، همدردي کردن:
ممکن است اين احساس را به وجود آورد که او را درک نميکنند.
– سؤال کردن، وارسي کردن:
در صورتي که فرزند شما مسألهاي دارد، ممکن است سؤال کردن، القا کننده عدم اطمينان يا شک شما باشد.
با شناسايي اين موانع در گفت و گو با فرزندمان، متوجه خواهيم شد که چه چيزي ارتباط ما را کم رنگ تر ميکند.
6- ترس از واکنش والدين
بعضي از بچهها، از واکنش والدين در قبال مسألهاي که براي او اتفاق افتاده ميترسند مثلاً به خود ميگويند
«نکند مادرم به مدرسه بيايد و در اين مورد با معلم برخورد بدي داشته باشد».
7- اصرار زياد والدين به صحبت کردن در کل، اصرار زياد براي انجام کاري، مقاومت ناخودآگاه در شخص به وجود ميآورد.
8- احساس استقلال داشتن
گاهي فرزند شما، مدرسه را جزئي از زندگي خصوصي خود ميداند که تمايل به بيان مسائل آن ندارد. به خصوص با وارد شدن به مقطع راهنمايي و بالاتر که مصادف با سن بلوغ و احراز هويت مستقل در فرزندان است .
9- ناديده گرفتن شدن در خانه
گاهي جايگاه فرزند در خانه به گونهاي است که در حاشيه قرار ميگيرد و پدر و مادري که سخت مشغولند، فرصتي براي گفتوگو با او نميگذارند.
10- اضطراب شديد
گاهي بچه هايي که داراي اضطراب شديد هستند تمايلي به صحبت در مورد آن مسأله ندارند و مسأله مورد اضطراب را به ناخودآگاه خود ميفرستند.
هماکنون والدين عزيز، شما با بعضي از عواملي که موجب حرف نزدن فرزندتان در مورد مدرسه ميشود آشنا شديد. اندکي تفکر کنيد و به نحوه ارتباط کلامي و غيرکلامي خودتان بنگريد و موانع را در اين رابطه پيدا کنيد و اگر توصيههاي زير براي شما اثربخش نبود، حتماً از يک مشاور در اين مورد کمک بگيريد.
چگونه فرزندان را تشويق به صحبت در مورد مسائل مدرسه کنيم؟
1- به اکراه کودک از صحبت در مورد جزئيات احترام بگذاريد مخصوصاً در سنين راهنمايي و دبيرستان
2- الگوي مناسبي براي برقراري گفتوگو در منزل باشيد.
3- هنگامي که فرزند شما صحبت ميکند، کار ديگري انجام ندهيد و با او تماس چشمي برقرار کنيد و خود را مشتاق به شنيدن نشان دهيد.
4- هنگامي که صحبت نميکند و بيحوصلگي نشان ميدهد، اصرار زياد شما در کودک احساس فضولي کردن در زندگي خصوصي تلقي ميشود (سنين راهنمايي و دبيرستان) و هرچه فشار بيشتر باشد، طفره رفتن نيز بيشتر ميشود.
5- همدلانه گوش بدهيد .
براي اين کار از کلمات خودش استفاده کرده و بازخورد مناسب بدهيد.مثلاً وقتي ميگويد «مامان، معلم ما خيلي بين بچهها فرق ميگذارد»، او را نصيحت نکنيد که «نه، معلمها اين طوري نيستند» بلکه بگوييد «و اين موضوع که معلم شما بين بچهها فرق ميگذارد و تو را حتماً خيلي ناراحت ميکند».
6- وقتي فرزند شما به منزل ميآيد، او را سوالپيچ نکنيد و يک فرصت استراحتي به او بدهيد.
7- از سرنخها در صحبت بچهها استفاده کنيد و دنبال آن را بگيريد. مثلاً وقتي بچه گفت « اين هم شد مدرسه» يا «من ديگر با رضا دوست نيستم» ميتوانيد اين سرنخ را به طور غيرمستقيم گرفته و ادامه دهيد مثلاً «مگه مدرسه بايد چطوري باشد» يا «دوست ديگري پيدا کردي».
8- فرصتهايي براي گفتوگو فراهم کنيد مثل زمان ميوه خوردن، چاي خوردن، قدم زدن و غيره.
9- در مورد مسائل، توضيح بيش از حد ندهيد بلکه به طور غيرمستقيم از خود بچه توضيح بگيريد مثلاً «نظر تو چي هست، تو چي فکر ميکني و غيره».
10- از موانع ارتباط استفاده نکنيد و از حرفهاي تند بپرهيزيد .
11- اعتبار احساسات او را تصديق کنيد نه انکار. مثلاً نگوييد «حالا چي شده که ناراحتي، اين هم ناراحتي دارد».
تبيان-تهيه: اکرم فراهاني –
تنظيم: يگانه داودي



