تأثير تفاوتهاي فردي در فرايند ياددهي و يادگيري

هيچ كودكي مانند كودك ديگر نيست. هرچند كه اين نكته بديهي به نظر ميرسد معذالك در برنامه آموزشي مربوط به كودكان همسن همواره ناديده گرفته ميشود گويي تمام كودكان مانند هم هستند يا با اندكي آموزش(جبراني) ميتوان آنها را مانند هم كرد. گويي تمام آنها آمادگي دارند يا بايد آمادگي داشته باشند تا در پنجسالگي به مدرسه بروند «در سن خاصي بين 2 تا 7 سالگي خواندن را شروع بكنند» و از برنامه يا خطمشي آموزشي موجود به طور مساوي بهره بگيرند.
چه چيزي كودكان را از يكديگر متمايز ميسازد؟
هركودك خصوصيات متفاوتي را به ارث ميبرد كه يكي از آنها استعداد يادگيري است. شكل ظاهري كودك «طرز رفتار و چگونگي يادگيري او تا حدي تحت تأثير خصوصياتي است كه او از والدين و نياكان خود به ارث برده است. شمار عوامل شيميايي تعيينكننده اين خصوصيات موروثي بسيار زياد است و اين عوامل ميتوانند به هزاران طريق با يكديگر تركيب شوند و ميليونها امكان مختلف به وجود آورند.
بنابراين به استثناي دوقلوهاي همسان «هيچ كودكي را نميتوان پيدا كرد كه از نظر تركيب خصوصيات ارثي با كودك ديگر همانند باشد.
چه عاملي تركيب ويژه اين خصوصيات موروثي را باعث ميشود؟ تصادف
در اين تصادف «بخت برخي از كودكان يك خانواده بلندتر از سايرين است. مثلاً چه كسي نام برادران ميكل آنژ را شنيده است؟ (برادران ميكل آنژ برخلاف او با استعداد نبودند و در تاريخ نامي از آنها نمانده است)
آهنگ متفاوت رشد كودكان
كودكان در مقايسه با حيواناتي مثل گوساله يا بره كه بعد از تولد شروع به راه رفتن ميكنند. براي رشد و رفتار شبيه به بزرگسالان،احتياج به زمان بيشتري دارند.
اما آهنگ رشد كودكان هم متفاوت است. در ميان كودكاني كه براي راه رفتن شرايط مساوي داشتهاند. برخي در 9 ماهگي به راه افتادهاند و برخي تا 18 ماهگي هم راه نرفتهاند تا آنجا كه ميدانيم هركودك آهنگ رشد خاص خودش را دارد.
ايجاد زمينه مناسب براي تمرين و اصلاح تا حدي بر تندي اين آهنگ ميافزايد اما مقدار و مدت اين تمرين را نميدانيم.
آنچه ميدانيم اين است كه آهنگ و مرحله رشد كودك بر چگونگي رفتار و ميزان يادگيري او تأثير ميگذارد.
بنابراين هرچند همه كودكان همسن آماده يادگيري هستند. اما همه آنها ممكن است آماده يادگيري يك موضوع نباشند و آنرا به شيوهاي واحد هم ياد نگيرند.
رشد دختران تندتر از پسران
جنس كودك و هم تمام مشخصات ارثي كه باعث پيشرفت يا عقبافتادگي او در طول زندگي ميشود در لحظه بسته شدن نطفه مشخص ميشود. دختران و پسران نه فقط از لحاظ ظاهر بلكه از لحاظ رفتار نيز با يكديگر متفاوتند.
برخي از اين تفاوتها نتيجه توقعات والدين و معلّمان از پسرها و دخترها است. غالباً به پسرها از آغاز تولد آزادي بيشتري براي تلاش و رسيدگي به كارها و روي پاي خود ايستادن ميدهند. در حالي كه رفتار با دختران با نرمش بيشتري همراه است و از آنها انتظارات ديگري ميرود و به همين دليل آنها شخصيتي متفاوت مييابند. يعني آرام و مطيعتر از پسران ميشوند و انعطافپذيري بيشتري از خود نشان ميدهند.
طبيعتا چنين رفتاري در تصويري كه پسرها و دخترها از خود كسب ميكنند. در برخورد آنها با جنبههاي مختلف يادگيري و همچنين درعكسالعمل آنان در مقابله روشهاي مختلف تدريس مؤثر است. در عين حال به نظر ميرسد برخي از اختلافات اين دو گروه معلول تفاوتهاي جنسي است كه به نوبه خود بر عوامل شيميايي مؤثر در رشد پسر و دختر تأثير ميگذارد.
براي مثال: عكسبرداري از اشعه ايكس از استخوان مچ كودكان نشان ميدهد كه رشد استخوان مچ يك پسر 7 ساله به اندازه رشد استخوان مچ يك دختر 6 ساله است.
اين شواهد و شواهد ديگر نمايانگر آن است كه دختران زودتر از پسران به مرحله پختگي و رشد اندامهاي ظاهري ميرسند.
در كلينيكهاي مخصوص كودكان كه نارسايي خواندن و صحبت كردن دارند تعداد پسران بيش از دختر است. علّت چيست؟
دلايلي چند را ميتوان ذكر كرد: نخست آنكه پسرها بيش از دخترها خصوصياتي را كه منجر به نارسايي در صحبت كردن و خواندن ميشود، به ارث ميبرند. تفاوت در آهنگ رشد نيز ميتواند يكي از دلايل باشد، بسياري از پسرها براي فراگيري آنچه دخترها در سنين 5 و 6 سالگي ميآموزند آمادگي لازم را ندارند.
محيط كودكان در استعداد و يادگيري و همچنين نگرش آنان نسبت به يادگيري مؤثر است:
اصولاً تمام موجودات زنده تحت تأثير محيط هستند و متقابلاً بر آن اثر ميگذارند.
از لحظه بسته شدن نطفه تا زمان تولد كودك در محيطي به نام رحم مادر به سر ميبرد. در اين دوره هر عاملي كه سلامت مادر را تهديد كند بر رشد كودك نيز اثر ميگذارد. اگر مصرف مادر از مواد پروتئيني مثل شير ،تخممرغ، پنير، گوشت ماهي و مرغ به اندازه كافي نباشد، رشد مغزي كودك ممكن است تحت تأثير قرار گيرد و يادگيري او در آينده كاهش يابد. اين مسئله در كشورهايي كه با فقر غذايي روبرو هستند صادق است.
در كشورهاي غني در زمينه توليد مواد غذايي هم در ميان خانوادههايي كه نميدانند يا نميتوانند مواد غذايي لازم را تهيه كنند اين مسئله وجود دارد. ساير شرايط مضر و نامناسب نيز كه سلامت زن باردار را تهديد كند بر رشد جنين تأثير ميگذارد. يكي از اين شرايط رژيم غذايي ضعيف است كه متأسفانه شيوع فراوان دارد.
پس از تولد كودك به همان اندازه كه تغذيه جسماني اهميت دارد، تغذيه ذهن او هم مهم است اگر كودك براي ديدن، گوش دادن لمس كردن و چشيدن، چيزهايي در اختيار داشته باشد و اگر كسي باشد كه با او بازي كند، به حرفهاي او گوش دهد ،با او صحبت كند و او را دوست داشته باشد از طريق نگاه كردن، گوش دادن چشيدن دستكاري و جابجايي اشياء، تقليد كردن، مقايسه حركات آني و تمرين و تكميل مهارتهايي كه به تدريج در او ظاهر ميشوند در يادگيري، پيشرفت چشمگيري خواهد داشت.
در عين حال تمام كودكان در آغاز يادگيري چنين زمينه مناسبي ندارند. در پرورشگاههايي كه در آن سرتاسر روز كودكان را در تختهاي محصور نگهداري ميكردند و هيچ نوع اسباببازي به آنها نميدادند برخي از كودكان در سن 4 سالگي هم قادر به راه رفتن نبودند. اين تختهاي محصور به قدر كافي به آنها امكان حركت نميداد.
حتي كودكان يك خانواده هم تا اندازهاي محيط متفاوت دارند. نخستين كودك، زندگي خود را با والدين جوانتر و در عين حال كمتجربهتر شروع ميكند والديني كه در مقايسه با فرزند سوم يا چهارم وقت بيشتري به فرزند اول اختصاص ميدهند. صرف نظر از تربيت تولد كودكان، ظاهر و طرز رفتار آنان هم در عكسالعملهاي پدر و مادر موثر است.
يك كودك هوشيار و فعال، از يك كودك منفعل و بيتفاوت كه براي نزديك شدن به بزرگترها علاقه كمتري نشان ميدهد، بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد و پدر و مادر بيشتر با او حرف ميزنند.
محيط خانوادهها هم با يكديگر متفاوت است. بعضي از خانوادهها از نظر وضع مسكن و تغذيه و تحصيلات در وضع مناسبي نيستند و امكان لذت بردن از طبيعت يا هنر براي آنها وجود ندارد. اگرچه محروميتهايي از اين قبيل گاهي ميتواند عاملي مثبت و محرك در استفاده بهتر و بيشتر از محيط باشد. معذالك مجموعه اين محروميتها ممكن است آنقدر زياد باشد كه غلبه بر آنها براي اكثر خانوادهها مشكل به نظر برسد. بنابراين، جاي تعجب نيست كودكي كه در محيط پيش از تولد (رحم مادر) در وضع مساعدي نبوده و رشد و پيشرفت وي قبل از تولد با موانعي روبرو گرديده است به احتمال قوي در آينده نيز از مسكن و تغذيه فقيرانه، مراقبتهاي بهداشتي اندك و امكانات ناكافي يادگيري در خانه رنج ببرد.
بنابراين، عواملي چون محيط، صفات موروثي، جنس، مرحله و آهنگ رشد كودك همه و همه بر رفتار و يادگيري او تأثير خواهند داشت.
اگر بخواهيم كودكي را آموزش دهيم، ابتداء بايد مختصات او را بشناسيم. براي اين كار بايد ببينيم چه عواملي شوق و علاقه او را به يادگيري برميانگيزاند. همچنين بايد بدانيم چه چيزي باعث يادگيري ميشود. اگرچه هنوز بايد خيلي چيزها درباره يادگيري فراگيريم، معذالك توجه به آنچه تاكنون آموختهايم، ارزشمند خواهد بود. كه بدانيم افراد در يادگيري با توجه به مطالب ذيل با يكديگر متفاوتند.
1ـ استعداد و توانايي
2ـ دانش و مهارت و نگرش
3ـ شخصيت و سبك يادگيري
4ـ سن و تجربه
عامل يادگيري كودكان
چه چيز باعث يادگيري رشد و بازي كودكان خردسال ميشود؟ بايد ديد يادگيري چيست؟ يادگيري عليت و معلول تغييرات شيميايي و عصبي در مغز است. در آزمايشگاههاي سراسر دنيا مطالعاتي درباره تغييرات شيميايي مغز بر اثر يادگيري صورت گرفته است. همچنين تحقيقاتي در حال انجام است تا معلوم شود كه چه تغييراتي در مجاري سلولهاي عصبي بايد صورت بگيرد تا شخصي كه آسيب مغزي ديده است بتواند دوباره مثل سابق گفتن و نوشتن را بياموزد. هرچند كه مطالعات فوق بسيار جالب توجه است معذالك در فراگيري كارهاي ويژهاي همچون لباس پوشيدن به عنوان امري اجتنابناپذير و ضروري به كودكان خردسال كمك چنداني نميكند. به همين دليل بايد از مطالعاتي كه روي كودكان در محيط طبيعي صورت ميگيرد و يا از نتايج آزمايشهايي كه در آن كودكان كنترل شده قرار ميگيرند، استفاده كرد.
يادگيري: فرآيند و يا نوعي پيشرفت است. (يعني فرآيندي است كه از يك زمان شروع ميشود و به زماني ديگر ختم ميشود)
پژوهشگران و محققان چگونه درمييابند كه يادگيري صورت ميگيرد؟ پاسخ اين سؤال اين است كه نتيجه آموزش و تمرين يا تجربهاي كه به انسان عرضه ميشود در رفتار و گفتار او (تغييراتي) حاصل ميگردد. اين امر نشان ميدهد كه يادگيري يك فرآيند يا نوعي (پيشرفت) است. پسري پنج ساله كه يادگيري شنا را آغاز ميكند از مرحله غرق شدن در عمق 5/1 متري به مرحلهاي ميرسد كه ميتواند دور از ساحل شنا كند و حتي به خاطر مسافتي كه شنا كرده است گواهينامهاي دريافت دارد.
ساير مطالعاتي كه در زمينه يادگيري انجام شده است نشان ميدهد كه براي يادگيري شخص بايد به چه چيزي نياز داشته و به آن توجه كند و كاري انجام دهد تا چيزي بدست آورد حال اگر آمادگي نوآموز را به عنوان يك شرط جداييناپذير به مجموعه شرايط فوق بيفزاييم در كار با كودكان در زمينه آنچه كه آنها بسيار مشتاقش هستند، يعني يادگيري، راهنمايي سودمندي خواهيم داشت.
نيازهاي كودك نوآموز
كودك خواهان نشان دادن شايستگي خود است. خواست كودك براي آزمايش آنچه ميتواند انجام دهد، محرك قسمت اعظم يادگيري او در سالهاي اول زندگي است. كودك بر اثر كسب مهارتهايي مانند نزديك شدن به اشياء و چنگ زدن، جابجا كردن، كشيدن خود روي زمين، كوشش براي ايستادن به كمك اشياء و ايجاد صداهاي مختلف، كوشش بيپايان از خود نشان ميدهد. حتي بعد از آنكه توانايي راه رفتن و گفتن چند كلمه را پيدا ميكند، اين كوشش خستگيناپذير خويش را ادامه ميدهد. هنگامي كه ميتواند دو كلمه را به هم وصل كند و مثلاً بگويد (بابا ببين) دست از كوشش برنميدارد و عبارت كوتاه ديگري مثل (اسب را ببين) (ماشين را ببين) و غيره ميسازد. كودك دو سالهاي كه 14 تركيب دو كلمهاي ميدانست شش ماه بعد 2500 تركيب دو كلمه ميداند، پدر و مادر كودك دو و نيم ساله ديگري را كه فرزندشان به هنگام خواب با خود حرف ميزند، با نصب يك ضبط صوت در كنار تخت او از گفتارش نواري تهيه كردند. اين نوار نشان داد كه كودك مزبور تعداد زيادي كلمات منفرد و عبارت چند كلمه را هنگام خواب با خود تكرار و تمرين ميكند.
كودك احتياج به تاييد و توجه تشويقآميز دارد. كودك موجودي اجتماعي است او دوست دارد بيشتر اوقات خود را با خويشاوندانش بگذراند. البته نه همه آنها بلكه آنهايي را كه بهتر ميشناسد مثل پدر و مادر، برادر و خواهر، در 6 ماهگي براي جلب توجه آنها كلماتي نامفهوم بيان ميكند هنگامي كه او را ترك ميكنيد، «گريه سر ميدهد و كارهايي را كه باعث سرگرم كردن آنها ميشود مثلاً لباسي را بر سر خود ميكشد، يا كف ميزند و يا دستها را به علامت خداحافظي تكان ميدهد. بدين ترتيب ميآموزد كه بسياري از كارها را فقط براي خوشايند والدينش انجام ميدهد.
كودك ميخواهد مثل شخص محبوب و مورد علاقهاش باشد، كودك بيشتر چيزها را از راه تقليد از شخص مورد علاقهاش ياد ميگيرد. پسر سعي ميكند مانند پدر خود باشد و به اعمال وي عشق ميورزد و او را تحسين ميكند. پدر هم احتمالاً اين رفتار را با توجه و تأييد مهرآميز پاداش ميدهد. در عين حال، اين شيوه ميتواند در يادگيري مشكلاتي ايجاد كند. براي مثال، هنگامي كه يك پسر چهار ساله به خاطر كتكزدن خواهر كوچك خود توسط پدر تنبيه ميشود، چه اتفاقي ميافتد؟ از يك سو به خاطر كتك زدن فردي كوچكتر از خود تنبيه شده است و از سوي ديگر اين الگو رفتاري از طرف كسي كه بيش از همه مورد علاقه و محبت اوست و كودك سعي دارد خود را با او همانند سازد، عرضه شده است. پسر كوچك از اين موضوع چه چيزي ياد ميگيرد؟ احتمالاً بعد از اين خواهر خود را دور از چشم پدر تنبيه خواهد كرد.
نياز حياتي كودك بر خواستههاي ديگرش غلبه ميكند: تمايل كودك به استفاده از مهارتهايي كه كسب كرده است كوشش او براي جلب توجه و تاييد بزرگترها و همانند جويي او با پدر و مادر مورد تحسين او همگي از رفتار كودك آشكار است ولي علاوه بر اينها او احتياجات يا نيازهاي جسماني مهمتري نيز دارد. كودكي كه گرسنه، خسته، تشنه يا مريض است. در وهله اول براي غلبه بر ناراحتي خويش كوشش ميكند. هركس كه صداي گريه كودك گرسنهاي را كه از وقت غذاي او گذشته است، شنيده باشد ميداند كه سرگرم كردن وي چقدر مشكل است.
چگونگي برآورده شدن نيازهاي كودك، براي شناخت نيازها در نزد او موثر است، چگونگي برآورده شدن يا نشدن نيازهاي كودك در خانه، بر نوع پاداشي كه او از مهد كودك و آمادگي انتظار دارد موثر است. اگر كودك همواره براي (خوب بودن) يعني براي ساكت و غيرفعال بودن و انجام آنچه از او خواسته ميشود، تشويق و تعريف بشنود، تمايل به اثبات شايستگي يا تمايل او به تاييد شدن در تضاد خواهد بود. در نتيجه، احتمال دارد كه از آن پس، چيزي را كه براي تجربه كردنش امكان اندكي داشته باشد يعني هيجان پيروزي ناشي از نيل به مطلوب را طلب نكند. زنده كردن تمايل به كشف و جستجو و رسيدن به هدف از طريق كوشش، نياز به تغيير پاداش و حاصل اين كوششها دارد. اما كودك قبل از اينكه با سعي و كوشش بخواهد چيزي بدست آورد، ابتدا بايد به آن چيز توجه كند.
يادگيري از طريق خواستن
چه نيازهايي نوآموزان سنين و گونههاي مختلف را وارد ميسازد تا به آنچه براي يادگيري يك امر مورد نياز است توجه كنند و آنرا انجام دهند؟ در زمينة يادگيري حيوانات برخي مطالعات انجام شده و نتايج بدست آمده است از جمله يك روانشناس دريافت كه اگر بعد از نوك زدن كبوتر گرسنه به توپ پينگپنگ به عنوان پاداش يك دانه ذرت به او بدهند با تكرار منظم و خستگيناپذير اين عمل بعد از مدتي ميتواند يك كبوتر پينگپنگ باز تربيت كند. بسياري آزمايشهاي ديگر روي حيوانات انجام شده تا معلوم شود كه آيا حيوانات با دريافت غذا به عنوان پاداش يك مطلب را بهتر ميگيرند يا از تنبيه مثل شوك الكتريكي، اين شيوه پاداش و تنبيه براي يادگيري مدتها مورد استفاده مادران و معلمان بوده است. طبق تجاربي كه تاكنون به دست آمده است، پاداش دادن به كودكان براي يادگيري آنچه از او ميخواهيم به مراتب موثرتر از تنبيه او به خاطر عملي است كه نميخواستيم آنرا انجام دهد.اما قبل از رها كردن بحث در مورد آزمايش روي جانداران غير از انسان بايد به اين نكته توجه كنيم كه ميمونها و شمپانزههاي مورد آزمايش براي گشودن يك جعبه معما به زماني طولاني نياز داشتند زيرا در اين آزمايش حيوانات مزبور فقط ميخواستند طرز كار آن را پيدا كنند. (براي آنها مسئله تشويق و تنبيه مطرح نبود) در اينجا تنها پاداش آنها اين بود كه بفهمند، جعبة مزبور چيست؟
يادگيري از راه عمل و بازي
آنچه كودك براي يادگيري انجام ميدهد به عمل يادگيري بستگي دارد. كودك تكرار و تقليد ميكند و كارهاي خود را جهت ميدهد، اگر يادگيري مستلزم هماهنگي حركت چشمها، دستها و پاها و تمام بدن مثل راندن سه چرخه باشد كودك كارهايي را كه ميتواند انجام دهد، تكرار يا اصلاح ميكند يا ممكن است از يك سه چرخه سوار ماهر تقليد كند.
كودك كشف ميكند، در اشياء به صورت ماهرانه دستكاري ميكند او امتحان ميكند ،مقايسه ميكند و بين اشياء ارتباطي پيدا ميكند اگر كاري كه به عهدة وي ميگذارند چگونگي طرز كار يك شي يا وصل كردن، مثل تكههاي يك تصوير باشد، او پس از نگاه كردن و مقايسه اجزاي مختلف آنها را امتحان ميكند ـ تا ببيند جور ميشوند يا نه يا يكي يكي انتخاب ميكند.كودك هرقدر كوچكتر باشد احتمال اين كه امتحان كند بيشتر است تا اين كه از همان نخست با تشخيص صحيح انتخاب كند.كودك، انتخاب، قياس و نتيجهگيري ميكند. كودك وقتي با مسئلهاي مواجه ميشود كه نميتواند آنرا حل كند، سعي ميكند به كمك تجارب خود، آنچه را كه ميبيند و ميشنود، بفهمد. كودك در نتيجه تجربه، در عقايد خود تجديدنظر ميكند. كودك با مشاهدة اشياء، اعمال و كارها در عقايد خود تجديدنظر ميكند.
كودك تجربهها را به صورت تصاوير ذهني و يا به صورت راههاي عملي دروني ميسازد.روانشناس سوئيسي بنام پياژه نظرات مفيدي در مورد يادگيري كودكان از طريق عمل ارائه كرده است. او عقيده دارد، كارهايي كه كودك انجام ميدهد، به صورت بخشي از دانستههاي او در ميآيد، زيرا هر تجربه به صورت يك تصوير ذهني يا از راه و روشي عملي در نزد كودك دروني ميشود. در جريان يادگيري كودك، از طريق تجربه، اين تصاوير با راههاي عملي دائماً اصلاح، تركيب و تجديد، آرايش ميشوند.
ادامه دارد
