خصوصيات يک مدرسه خوب
علي پورعليرضا توتکله
مقدمه
مدرسه مهمترين مؤسسه آموزشي است، که بيشتر فعاليتهايش صرف تربيت نسل آينده جامعه ميشود. مدرسه در توسعه و حفظ و حراست از تمدن گذشتگان و انتقال آن به نسل آينده، سهم بسيار زيادي دارد.
لذا ميتوان از آن به عنوان يک مرکز اصلي تعليم و تربيت نام برد، که نقش بسيار مؤثري را در پيشرفت، سربلندي و خوشبختي جامعه ايفا ميکند. يک مدرسه خوب داراي خصوصيات و صفاتي است. قسمتي از اين صفات مادي و ظاهري هستند، که از جمله ميتوان به موقعيت مکاني مدرسه، ظرفيت و تعداد کلاسها، زمين ورزش، حياط مناسب، وسايل و امکانات آموزشي و …. اشاره کرد. اما يک مدرسه خوب، ويژگيهاي ديگري نيز بايد داشته باشد، که اين ويژگيها با کار و وظايف مسئولين اداري و آموزشي مدرسه، ارتباط تنگاتنگ دارد، و مدرسه را در جهت رسيدن به اهداف تعليم و تربيت و سرافرازي جامعه ياري ميدهد، که در اينجا به پارهاي از آنها اشاره ميگردد:
از آنجايي که دانشآموزان، گردانندگان چرخهاي فعاليت هاي مختلف و متنوع جامعه خواهند بود، بايد براي زندگي در يک اجتماع واقعي تربيت شوند. از اين رو فعاليت هاي مدرسه بايد به صورت واقعي و بدور از هر نوع تصنع و ظاهرسازي انجام پذيرد. مدرسه وظيفه دارد حقايق زندگي و واقعيتهاي اجتماعي را به همان گونه که در جامعه رايج است، در اختيار دانشآموزان قرار داده و حوادث و تحولاتي را که در خارج و داخل مدرسه اتفاق ميافتند، عيناً و بدون هيچ تغييري براي آنها توضيح دهد. شخصيت کارکنان مدرسه و بويژه معلم از عوامل بسيار مؤثر در هدايت و رهبري دانشآموزان است. آنچه بيشتر در مدرسه مورد توجه کودکان قرار ميگيرد، صداقت و قاطعيت کارکنان آن است. معمولاً دانشآموزان از افراد رياکار، چاپلوس و ظاهر فريب تنفر دارند و اگر در محيط مدرسه با چنين افرادي مواجه شوند، اعتماد و اطمينانشان از مدرسه تا حدود زيادي سلب خواهد شد. در چنين شرايطي ممکن است که ديگر براي کارکنان مدرسه از جمله معلم ارزشي قائل نباشند و گفتار آنان را خالي از اعتبار و غير قابل قبول بدانند. مديري که براي حفظ موقعيت خويش در مقابل مافوق خود به تملق و چاپلوسي ميپردازد و يا در برابر بازرسان اعزامي از اداره به قبول هر گونه ريا و تظاهر تن در ميدهد و بسياري از اعمال ساختگي و دروغي را که در روزهاي عادي خبري از آنها نبود، به موقع اجرا ميکند، از نظر شاگردان فردي حقير و زبون جلوهگر خواهد شد و چه بسا ممکن است اين دوگانگي و تضاد در گفتار و اعمال مدير، در رشد عاطفي و رواني کودکان اثر منفي بگذارد.
زيرا دانشآموزان از رفتار و اعمال اولياي مدرسه تقليد ميکنند و به تدريج ياد ميگيرند، که مانند آنها به ديگران دروغ بگويند، حق را ناحق جلوه دهند، خلاف حقيقت عمل کنند، چاپلوس و متملق باشند و براي پيشرفت در کارهاي خود به ريا و تظاهر متوسل شوند.
تمامي کارکنان مدرسه بايد اعمال و رفتار شايستهاي داشته باشند و به گفتههاي خود جامه عمل بپوشانند، تا بتوانند الگوي مناسبي براي شاگردان باشند. مسئولين مدرسه بايد شجاعت اخلاقي داشته باشند، در مقابل وقايع و اتفاقاتي که در مدرسه و جامعه روي ميدهد، فقط واقعيتها را در نظر بگيرند و به دانشآموزان منتقل کنند و حتي در مورد اشتباهاتي که ممکن است از آنان سر بزند، با جرأت حقيقت را بيان کنند و با صراحت لهجه به خطاي خود اعتراف نمايند، تا شاگردان نيز از آنها درس زندگي بگيرند و در گفتار و رفتار خود صادق باشند (برش نورد، 1369).
لزوم هماهنگي مدرسه با خانواده
کودک قسمت اعظم تجربيات، اعمال، و رفتار خود را از راه تقليد از والدين، معلمان، و ساير مربيان ميپذيرد. هدف والدين و اولياي مدرسه آن است که کودک تربيت صحيح و پسنديدهاي را کسب نمايد. اما مهمترين مسئلهاي که در زمينه تربيتي کودکان مطرح است، هماهنگي لازم بين الگوهاي تربيتي خانه و مدرسه است. آنچه کودک در مدرسه ياد ميگيرد، بايد عملاً آنرا در خانه مشاهده کند. همچنين اعمال و رفتار والدين در خانه بايد چنان باشد، که مدرسه آنها را تأييد نمايد. چون اگر کودک بين الگوهاي تربيتي خانه و مدرسه، تضاد و مغايرتي مشاهده کند، قطعاً به دام شک و ترديد گرفتار خواهد شد و نميداند کدام الگو را انتخاب کند و يا کدام شيوه را بپذيرد. اگر مدرسه درست ميگويد، پس چرا رفتار خانواده با آن مغاير است و اگر والدين راه صحيح را نشان ميدهند، چرا مدرسه آنرا نمي پذيرد.
اين دوگانگي در الگوهاي تربيتي خانه و مدرسه، بدترين وضعيت روحي و رواني را براي کودک فراهم ميکند.
در اين حالت کودک دچار تزلزل روحي و عاطفي ميشود و نميتواند به درستي تصميم بگيرد و انتخاب کند.
اين مسئله يکي از مهمترين نکات تأثيرگذار در بهداشت رواني کودکان است، که والدين و مربيان بايد نسبت به آن توجه لازم را داشته باشند و با ايجاد هماهنگي و همنوايي بين الگوهاي تربيتي خانه و مدرسه، زمينه تربيت صحيح و شايسته کودکان را فراهم نمايند.(پورعليرضا،1388).
تناسب فضاي مدرسه با امورآموزشي
يکي از عوامل بسيار مؤثر در پيشرفت تحصيلي و امور آموزشي دانشآموزان، برخورداري آنان از يک محيط آموزشي مناسب است. مدرسه بايد شرايط لازم و کافي را جهت ارايه خدمات آموزشي به شاگردان را داشته باشد. بدين معني که ساختمان مدرسه بايد در مکاني داير گردد که از لحاظ وسعت حياط، تعداد اتاقها و ظرفيت آنها با دانشآموزان مناسب باشد و در زمينههاي مختلف آموزشي و اداري از امکانات لازم برخوردار باشد. اتاقهاي مدرسه بايد براساس کارها و فعاليتهايي که در آنها انجام ميشود انتخاب گردد، تا امور آموزشي يا اداري مربوطه راحتتر و سريعتر انجام گيرد.
معمولاً امور و فعاليتهايي که در مدرسه صورت ميپذيرد، مختلف است، لذا اتاقهاي مدرسه بايد متنوع بوده و از شرايط متفاوتي جهت انجام امور گوناگون برخوردار باشد. يک دسته از اتاقهاي مدرسه که نقش بسيار مهمي در آموزش کودکان دارند و رعايت عوامل و شرايط مناسب در انتخاب آنها فوقالعاده اهميت دارد، کلاس درس است. کلاس درس بايد گنجايش کافي براي تعداد دانشآموزان را داشته باشد. طبق محاسبات انجام شده براي هر دانشآموز چيزي حدود پنج متر مکعب هوا لازم است، که اين نکته بايد کاملاً در انتخاب کلاس رعايت شود. روشنايي کلاسها بايد مناسب و کافي باشد، زيرا کار کردن در نور کم يا زياد به چشم آسيب ميرساند.
علاوه بر اين کلاس درس بايد به سمت شمال باشد، پنجرههاي آن طوري نصب گردند که روشنايي کافي و يکنواختي به تمام فضاي کلاس برسانند. دانشآموزان از لحاظ نشستن در کلاس راحت باشند، فضا و جاي مناسب براي کار و آزمايش داشته باشند. نحوه قرار گرفتن صندليها بايد طوري باشد، که موجب حواس پرتي آنها نشود. فضاي کلاس هم بايد جذاب و نشاط آور باشد. براي اين کار ميتوان از عکسها، نقشههاي رنگي و مانند آنها براي تزئين کلاس استفاده کرد، که علاوه بر زيبايي و ايجاد شادابي در کلاس، ميتواند براي شاگردان از نظر يادگيري موضوعات و مطالب مختلف درسي بسيار مفيد و مؤثر باشد و معلم را در رسيدن به بسياري از اهداف آموزشي، ياري نمايد و همچنين حس زيباپرستي دانشآموزان را نيز ارضاء کند. تزئينات کلاس و وسايل کمک آموزشي که معلم براي يادگيري دانشآموزان به کار ميگيرد، بايد متناسب با مواد درسي باشد و به همان ترتيبي که موضوعات درسي عوض ميشوند، تزئينات کلاس نيز بايد تعويض گردند، زيرا دانشآموزان با مشاهده مداوم يک منظره، نقشه و نظير آن خسته ميشوند و کيفيت آموزشي و يادگيري تا حدود بسيار زيادي کاهش پيدا خواهد کرد. (برش نورد، 1369). متأسفانه اغلب مدارس کشور ما در زمينه فضاي آموزشي با مشکلات مواجه هستند:در برخي از مدارس اصول فيزيکي مناسب براي ساخت کلاسها رعايت نشده، که اين امر کيفيت يادگيري دانشآموزان را کاهش ميدهد.
فضاي کلاس درس در بعضي از مدارس با تعداد دانشآموزان مناسب نيست. بويژه اين مشکل در برخي از پايههاي مقطع ابتدايي، که مجري طرح ارزشيابي توصيفي هستند، بيشتر مشاهده ميشود.
برخي از مدارس هم بسيار قديمي هستند و ضريب امنيتي آنها پايين است، ولي به دليل کمبود فضاي آموزشي، همچنان مورد استفاده قرار ميگيرند.
بسياري از مدارس از حياط و فضاي مناسبي براي بازي، تفريح و جنب و جوش دانشآموزان برخوردار نيستند، که اين مسئله ميتواند بر رشد جسماني و رواني آنها تأثير منفي داشته باشد.
با وجود اينکه مدارس زيادي در سالهاي اخير در کشور ساخته شده است، اما باز هم تعداد زيادي از دانشآموزان در شيفت عصر مشغول به تحصيل هستند، که اين مسئله کيفيت جريان ياددهي- يادگيري را تا حدود زيادي تحت تأثير قرار داده است.
همکاري بين کارکنان
هر سازماني جهت رسيدن به اهداف خود، نيازمند آن است که بين اجزاي آن هماهنگي لازم برقرار باشد. در مدرسه هم وضع چنين است. يعني اگر مدرسهاي ميخواهد در کار آموزشي و اداري خود موفق باشد، بايد به همه مسائل و عواملي که به نحوي با پيشرفت تحصيلي دانشآموزان ارتباط پيدا ميکند، توجه نمايد. مدرسه بايد تلاش کند، که هماهنگي لازم بين همه عوامل آن اعم از اداري، آموزشي، اجتماعي و انضباطي حفظ شود، تا زمينه پيشرفت در امور آموزشي و تحصيل دانشآموزان فراهم آيد. اگر همه اجزاي مدرسه با هم يگانه باشند و تلاش جمعي آنها در جهت رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده، با هماهنگي و قاطعيت به پيش برود، نتيجه کار کاميابي و نيل به موفقيت است و در غير اين صورت امور و فعاليتهاي مدرسه دچار پريشاني و شکست خواهد شد. همه عوامل مدرسه اعم از مدير، معلم، کارکنان اداري، دانشآموزان، امکانات و جو حاکم بر مدرسه در دستيابي به اهداف آن نقش اساسي دارند.
از اينرو اگر روابط مناسبي در مدرسه برقرار باشد، پيشرفت تحصيلي دانشآموزان بسيار چشمگير خواهد بود. اگر مدرسهاي بتواند همکاري همه جانبه اعضاء را به خود جلب کند، بين کارکنانش تفاهم و دوستي برقرار سازد و حس مسئوليت مشترک را در محيط کار ايجاد نمايد، نتيجه و موفقيت بيشتري را کسب خواهد کرد.
پژوهشها و تحقيقات علمي نشان ميدهد، که اگر مدرسهاي خواهان آن است، که کيفيت محصول کار خود را افزايش دهد، بايد همه تلاش خود را به کار گيرد، تا کارکنان خود را به کوششهاي جمعي و اتخاذ تصميمات گروهي وا دارد و زمينه شرکت همگان را در انتخاب طرح وتنظيم برنامه فراهم آورد و بطور کلي شرايط و موقعيتي را ايجاد کند، که بين کارکنان مدرسه وحدت و هماهنگي کامل برقرار شود. به طوري که هر يک از آنها به وظيفه خود آشنا باشند و در ايفاي نقشي که از طرف مدرسه به عهده آنها گذاشته شده است، نهايت سعي و تلاش خود را به خرج دهند. اگر در مدرسهاي چنين شرايطي بوجود آيد، بطور يقين روابط صميمانه بين کارکنان آن حفظ خواهد شد و همگي ضمن انجام مسئوليتي که به عهده دارند، در راه پيشرفت امور مدرسه در تمام زمينهها تلاش خواهند کرد (برش نورد، 1369).
انجمن اولياء و مربيان
مدرسه اجتماع کوچکي است، که افراد را براي ورود به جامعه بزرگ تربيت ميکند. از آنجايي که مدرسه جزئي از جامعه بزرگ است، بنابراين لازم است که افراد جامعه در کارها و فعاليتهاي مدرسه نظارت داشته باشند. يکي از مهمترين روشهايي که مردم ميتوانند از طريق آن با مدرسه همکاري کنند و نظرات و پيشنهادات خود را در ارتباط با چگونگي انجام امور آن اعلام نمايند، انجمن اولياء و مربيان است. انجمن اولياء و مربيان دلسوزترين جمعيتي است که از بين اولياء دانشآموزان تشکيل ميشود و بدون هيچ گونه مزد و چشمداشتي وقت خود را صرف انجام کارهاي مدرسه ميکند و بخصوص در زمينه مشکلات تربيتي کودکان با مربيان مدرسه همکاري نمايد. وظيفه انجمن اولياء و مربيان تلاش مستمر و همه جانبه در جهت برطرف کردن مشکلات عاطفي، رواني، تربيتي و آموزشي شاگردان و بهبود و ارتقاء سطح بهداشت رواني آنها است. علاوه بر اين انجمن اولياء و مربيان نقش بسيار مهمي در برقراري ارتباط صميمانه بين مربيان مدارس و اولياء دانشآموزان در زمينههاي مختلف به ويژه مسايل آموزشي و تربيتي شاگردان دارد. اين نوع ارتباط ميتواند بسيار مفيد و سازنده واقع شود و موجبات رشد و ترقي دانشآموزان و زمينه شکوفايي استعدادهاي نهفته آنها را به خوبي فراهم نمايد (پورعليرضا، 1388). متأسفانه در سالهاي اخير، روشهاي نامناسب برخي از مديران مدارس، شرايطي را ايجاد کرده و تا حدود زيادي وظايف انجمن تغيير شکل يافته و باعث شده است که اولياء دانشآموزان نسبت به عضويت در اين انجمن رغبت چنداني از خود نشان ندهند.
اگر مساعدت و همکاري افراد و تلاشهاي انجمن اولياء و مربيان در کارهايي غير از مسايل مالي بکار گرفته شود، قطعاً اعتماد و اطمينان مردم نسبت به اين انجمن جلب خواهد شد و افراد داراي صلاحيت با ميل و رغبت در آن حضور پيدا خواهند کرد. مديران محترم و دلسوز مدارس بايد تلاش کنند، که اين انجمن به وظيفه اصلي خود که همان همکاري با مربيان در زمينه تربيت کودکان و نوجوانان است، بپردازد و آنچنان در مسايل مالي مدرسه غرق نگردد، که وظيفه اصلي خود را فراموش کند.
لزوم شوراي معلمان در مدرسه
شوراي معلمان بنا به درخواست مدير يا پيشنهاد يک يا چند نفر از معلمين و موافقت مدير براي اخذ تصميم در مورد خاصي و يا حل مشکلي در زمينه اداري، آموزشي، انضباطي و … با شرکت مدير، معلمين، کارکنان اداري مدرسه و احياناً نماينده دانشآموزان تشکيل ميگردد. موضوع يا مشکل توسط مدير يا افراد ديگر در جلسه مطرح ميشود. اشخاص حاضر در جلسه نظرات خود را در بارهي آن بيان ميکنند و راه حلي را که مناسب ميبينند، ارايه ميدهند. سپس همه عقايد و نظرات مطرح شده در جلسه با هم مقايسه ميگردند و سرانجام تصميم مقتضي و مناسب درباره موضوع يا مشکل مورد نظر گرفته ميشود.
تشکيل شوراي معلمان براي گرفتن تصميم صحيح و انتخاب راه حل مناسب در پيشرفت امور مدرسه، از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. زيرا اولاً مدير ميتواند از تجارب همکارانش در حل مشکلات مدرسه استفاده کند. از آنجايي که براي اخذ تصميم، از فکر و تجربه چند نفر استفاده ميشود، قطعاً تصميم اتخاذ شده جمعي، به مراتب مطمئنتر از تصميم انفرادي است و لذا لغزش و خطا در آن کمتر ديده ميشود و در احکام صادره نيز، قضاوت صحيحتر صورت ميگيرد.
ثانياً در برخي از جلسات شوراي معلمان، ضرورت ايجاب ميکند، که نماينده دانشآموزان نيز در جلسه حضور داشته باشد و از نظراتش در تصميمگيري استفاده شود. در چنين جلساتي معلم و شاگرد ميتوانند، آزادانه آنچه را که در نظر دارند، بيان کنند و مهمتر آنکه از اين طريق شاگردان و معلمان از نظرات، عقايد و پيشنهادات يکديگر آگاه ميشوند. بنابراين اگر تصميمي هم در شورا گرفته شود، ديگر يک طرفه و
يکجانبه نخواهد بود. ثالثاً در جلسات شوراي معلمان، چون کليه افراد شرکت کننده در شورا، در گرفتن تصميم با هم مشورت ميکنند، لذا همه آنها در قبال تعهدات خود نسبت به شورا احساس مسئوليت مشترک مينمايند، از اين رو پيوسته ميکوشند که بهترين نظر و راه حل را ارايه دهند، که براساس آن تصميم و قضاوتي صحيح و مناسب صورت گيرد (برش نورد، 1369).
منابع:
قلي زاده، آذر (1381): جامعه شناسي آموزش و پرورش، چاپ دوم، انتشارات محتشم: کاشان.
برش نورد، مهدي،(1369)، اصول و مباني آموزش و پرورش، جزوة درسي، دانشگاه آزاد واحد رشت.
پور عليرضا توتکله، علي (1384): شيوة آموزش درس انشاء در دوره ابتدايي مدارس شهرستان شفت، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد باهنر کرمان، بخش علوم تربيتي و روانشناسي.
پور عليرضا توتکله ، علي (1388): «نقش خانواده ، مدرسه و جامعه در بهداشت رواني»، مجله اطلاعات علمي، شماره 358، ص21-
منبع روزنامه اطلاعات

