يادداشت هاي اختصاصی سایت

نکاتی از کتاب مکتب در فرآیند تکامل و نقدهای وارده

 

قسمت اول نقد کتاب مکتب در فرآیند تکامل نویسنده : ايمان نوربخش
 چكيده: كتاب «مكتب در فرآيند تكامل» بر مبناى دو هدف توسط دكتر حسين مدرسى طباطبايى تاليف شده است: 1. معرّفى تاريخ مذهب تشيع به عنوان يك جريان عقيدتى در اسلام، به خوانندگان غربى و غير مسلمان 2. شناخت فرآيند شكل گيرى و تكامل مكتب تشيع در سه قرن نخست اسلامى. فصل اوّل كتاب با عنوان «حقوق و مسئوليت‏ها» شامل مرورى كوتاه بر تاريخ تشيع تا ابتداى دوران غيبت صغرى است كه در اين نقد بخش اعظم آن مورد نقد و بررسى قرار گرفته است. روايات استناد شده در كتاب مكتب در فرآيند تكامل، در موضوعهاي امامت، غيبت امام مهدى‏عليه السلام و غيره از منابع حديثى همچون المحاسن احمد بن محمد بن خالد برقى، الكافى شيخ كلينى، الغيبة محمد بن ابراهيم نعمانى، و اختيار معرفة الرجال شيخ طوسى استخراج شده كه در اين مقاله به بررسى آنها پرداخته شده است.
 سخنى در آغاز farayand_takamol.jpg

 

 نشست‏هاى علمى، تحت عنوان هم‏انديشى، از اقداماتى است که با حضور جمعى از پژوهشگران تشكيل مى‏گردد. يكى از اهداف اين هم‏انديشى بررسى و نقد آراء دانشمندان معاصر مى‏باشد. نقد و بررسى كتاب «مكتب در فرآيند تكامل» نوشته‏ى جناب آقاى دكتر سيد حسين مدرسى طباطبائى، موضوع يك برنامه هم‏انديشى بود كه بسيار مورد استقبال قرار گرفت و شانزده جلسه به طول انجاميد.

 

 در اين هم‏انديشى، از استاد فرهيخته و پژوهشگر، جناب حجت الاسلام و المسلمين استاد حسن طارمى راد بهره برديم كه ايشان به روش پيمايش متن، محتواى كتاب را، هم با نگاه كلى و هم با بررسى تفصيلى ارزيابى نمودند.

 

 تصميم بر اين است كه در هريك از شماره‏هاى آينده، به ترتيب گزارشى از آن مذاكرات ارائه شود. و طبعاً اظهار نظر در مورد اين سلسله مطالب، موكول به انتشار تمام آن است.

 

 پيش از ورود به موضوع و مذاكرات، لازم است كه آشنائى مختصرى با جناب آقاى دكتر مدرسى طباطبائى پيدا كنيم. ايشان در سال 1321 متولد شده و از سال 1355 براى ادامه تحصيل راهى اروپا مى‏شوند، در سال 1361 دكتراى خود را از دانشگاه آكسفورد دريافت مى‏نمايد و از آن هنگام به تدريس در دانشگاه پرينستون مشغول است. هم‏چنين با دانشگاه‏هاى كلمبيا، آكسفورد و هاروارد نيز به عنوان استاد اين دانشگاه‏ها همكارى داشته است. سيد حسين مدرسى طباطبايى در سه دهه اخير، آثارى در زمينه تاريخ تشيع و حقوق اسلامى به زبان انگليسى منتشر كرده كه برخى از آنها به زبان فارسى نيز ترجمه و در ايران به چاپ رسيده است. كتاب «زمين در فقه اسلامى» را به عنوان معروف‏ترين آثار ايشان مى‏توان نام برد. البته چندين مقاله هم به زبان انگليسى و عربى ارائه نموده‏اند. در سال 1974 كتاب «مكتب در فرآيند تكامل» به زبان انگليسى به طبع رسيد، و متعاقب آن نسخه فارسى كتاب منتشر شد كه به سرعت در حلقه‏هاى مختلف اهل علم، از دانشجو و دانشگاهى و حوزويان و مدرسان حوزه‏هاى علميه، مطرح شد و بازخوردهاى گوناگونى را در پى داشت. در محافل خصوصى بر ضرورت ارزيابى انتقادى كتاب تأكيد مى‏شد، امّا بى‏رغبتى مؤلف به توزيع نسخه‏هاى كتاب در ايران، تا حدودى مانع مطرح كردن كتاب در سطح عمومى جامعه گرديد و منتقدان نيز وجهى براى پيش كشيدن مطالب كتاب در مجلات تخصصى يا عمومى نمى‏ديدند. البته گاه مقالاتى علمى ناظر به محتواى كتاب چاپ شد كه به سهم خود در خور تقدير و ارج‏گذارى است.
 اين كتاب كه توسط آقاى مدرسى طباطبايى تاليف شده است، در واقع با هدف معرّفى تاريخ فكر و عقيده در مذهب تشيع به عنوان يك جريان عقيدتى در اسلام به خوانندگان غربى و غير مسلمان، نوشته شده است. اگرچه  اين كتاب نكات مثبت زيادى دارد، اما طنين‏هاى منفى آن نيز در جامعه كم نبوده است.ابتدا از عنوان كتاب شروع مى‏كنيم و مى‏كوشيم مراد از آن را بفهميم. منظور از مكتب در اينجا مكتب عقيدتى و فكرى تشيع است.  هدف اين كتاب با توجه به مقدمه نويسنده اين است كه نشان دهد فرآيند شكل‏گيرى و تكامل مكتب تشيع در سه قرن نخست اسلامى چگونه بوده است. به عبارت ديگر اين كتاب نشان دهنده تاريخ انديشه و نحوه تفكر شيعيان درباره مفهوم امامت، در ابتدا و سپس تطور آن در طى سه قرن نخست به شكلى كه ما آن را امروز مى‏شناسيم، مى‏باشد. در هر مكتبى در طول تاريخ آن، تحولات و تغييراتى رخ مى‏دهد. مثلاً در مكاتب مختلف فقهى و كلامى تغييراتى در طول تاريخ رخ داده است. اما سؤال اين است كه در يك مكتب الهى اين تكامل و تغيير چگونه رخ مى‏دهد؟ آن تغيير ممكن است از دو جهت باشد: از جانب ارائه كننده مكتب و از جانب دريافت كننده. ارائه كننده را نيز در دو مقام مى‏توان در نظر گرفت: مقام تكوين و مقام بيان. قطعا اگر كسى گمان كند يك مكتب كه خود را الهى مى‏داند، از لحاظ تكوين تكامل پيدا مى‏كند، اين با فرض الهى بودن آن مكتب ناسازگار است، چرا كه از طرف خداوند ارائه شده است. امّا از منظر دريافت كننده مكتب، دو حالت مى‏توان در نظر گرفت: يا داده‏ها به تدريج از جانب ارائه‏كننده مكتب رسيده است يا عوامل بيرونى مانع رسيدن آن شده‏اند. مثلاً دين اسلام در طول 23 سال شكل گرفت و احكام آن به تدريج به دريافت كنندگان آن ارائه شد. يك عامل تدريج ممكن است فهم تدريجى مخاطبان از مرادات آورنده باشد. طبيعى است كه فهم ما از مرادات آورنده ممكن است در طول زمان تكامل پيدا كند. گاهى ممكن است آورنده مكتب مطالبى را ارائه كند، اما عوامل بيرونى مانع از رسيدن آن به دريافت كننده گردد. حال مى‏گوييم: يكى از نقاط ضعف اصلى اين كتاب، غفلت از اين عوامل بيرونى، يا دست كم بى‏التفاتى به آنها، در مقام بررسى تاريخى آنچه مؤلف آن را «تكامل مكتب» مى‏نامد، بوده است.

 

 از منظرى ديگر، پرسش جدّى اين است كه بررسى‏هاى مؤلّف در اين زمينه، آيا معطوف به آورنده است يا دريافت‏كننده؟ چه عواملى موجب شده است كه در طول سه قرن براى دريافت كنندگان مكتب، تكامل رخ دهد؟ آيا شيوه ائمّه به مثابه «آورنده»، موجب اين تكامل تدريجى بوده است؟ اينكه مثلاً امام در چه شرايط و تنگناها و دشوارى‏هايى زندگى مى‏كرده است و چگونه با توجه به آن شرايط تصميم مى‏گرفته است كه مطالبى را بيان كند و مطالبى را بيان نفرمايد. يكى از نقدهاى اساسى به اين كتاب، عدم ترسيم كامل وضع سياسى و شرايط تاريخى اجتماعى است كه بر مناسبات بين ائمه‏عليهم السلام و اصحاب و شاگردان و مراجعان ايشان حاكم بوده است.

 

 براى مثال، شكل‏گيرى بيرونى مذهب فقهى و كلامى تشيع، بسيار متفاوت از مكتب اهل سنت بوده است، با اين بيان كه منظومه اعتقادى و فقهى آنها كاملاً همسو با حكومت بوده است. مثلاً فقيهى مثل مالك بن انس در بيان احكام و اعتقاداتش ضرورتى براى تقيه نمى‏ديده، چون خود حكومت او را منصوب كرده بوده است؛ در حالى كه مثلاً امام صادق‏عليه السلام تقيه مى‏كرده‏اند. علماى بزرگ ما، به استناد شواهد و قرائن فراوان گفته‏اند كه عليرغم تلاش شاگردان ائمه و علما، بسيارى از مطالبى كه ائمه گفته‏اند، به دست ما نرسيده است، ضمن اينكه چه بسا، به سبب همان تنگناهاى واقعى، برخى مطالب را ائمه بيان نكرده باشند.

 

 در اين گفتارها با مطالعه تفصيلى كتاب، مى‏خواهيم نشان دهيم كه مؤلف تا چه حد در هدف خود موفق بوده و مطالب كتاب و نتيجه‏گيرى‏هاى آن تا چه اندازه سازگار با مستندات تاريخى است. در فصل اوّل ايشان بيان مى‏كند كه جامعه شيعه چگونه شكل گرفت و چگونه خود را متمايز كرد. آيا اين تمايز صرفاً سياسى بود يا اينكه در حوزه فقه و كلام نيز اين تمايز وجود داشت؟ ايشان مدعى است كه اين تمايز در آغاز صرفاً سياسى بوده و سپس به تدريج تبديل به يك مكتب شده است. درباره آموزه امامت و تكامل مفهوم امامت، ايشان توضيح مى‏دهند كه امامت ابتدا يك مفهوم سياسى و اجتماعى بوده و سپس به يك مفهوم علمى و معرفتى تبديل شده است. در فصل دوم ايشان به بررسى جريانهاى مختلفى مثل غُلات و مقصّره و جريان اعتدالى و راه ميانه مى‏پردازد. بحث ديگر ايشان در فصل سوم بحران فكرى و اعتقادى شيعه پس از آغاز دوران غيبت امام دوازدهم – عجل اللَّه فرجه الشريف – است و نقشى كه علماى شيعه در مصون نگاه داشتن شيعيان در اين بحران داشتند. ايشان در فصل چهارم به آراى كلامى ابن قبه رازى و تلاشهاى او در پاسخ به شبهات زيديه در مسئله غيبت مى‏پردازد.

 

 اجمالاً ادعاى ايشان اين است كه مكتب شيعه مجموعه‏اى از آموزه‏هاى اعتقادى است كه سه نسخه – يا به تعبير رايج: سه قرائت – از آن در سير تاريخى بروز و ظهور كرده است: نسخه غاليانه كه براى ائمه مقامات فوق بشرى قائل بوده است؛ نسخه دوم كه آنها را صرفا عالمان دينى مى‏دانسته است و نسخه عاميانه كه قائل به نص و عصمت براى ائمه مى‏باشد.

 

 به لحاظ روش، تلاش ايشان اين بوده است كه از طريق مراجعه به متن احاديث و سؤالاتى كه ردّ و بدل مى‏شده است، فضاى فكرى – فرهنگى زمان امامان را استنباط كند و اين كه در آن دوره شيعيان چگونه فكر مى‏كرده‏اند، يا پاسخ امام ناظر به كدام جريان فكرى يا سياسى است. بنابراين ايشان نگاه رجالى و درايه‏اى در مواجهه با حديث ندارد، بلكه صرفا از ديدگاه تاريخى در آنها تأمل مى‏كند. و البتّه، به مناسبت، از مطالعات رجالى و نسخه‏شناسى و حتّى تحليل‏هاى فقه الحديثى نيز بهره مى‏برد. مهم اين است كه كار ايشان متفاوت از ساير كتابهايى است كه درباره تاريخ تشيع و اعتقادات آن نوشته شده است. ما در هر بخش خلاصه‏اى از موارد مطرح شده را در قالب گزاره‏هايى از هر فصل بيان مى‏كنيم. سپس منابع و مستنداتى را كه مؤلف براى هر گزاره مورد استفاده قرار داده، بررسى كرده و آنگاه به داورى درباره نتيجه‏گيرى مؤلف در هر مورد خواهيم پرداخت.(2)

 

  بررسى مقدمه كتاب:
 از مقدمه‏اى كه مولف بر اين كتاب نوشته اند چند نكته اصلى استنتاج مى‏گردد:
 1- هسته اصلى تشيع اعتقاد به مرجعيت علمى اهل بيت و احقيت رهبرى اميرمؤمنان و فرزندان ايشان عليهم‏السلام است. از نظر آنها مسئله تشيع تنها حكومت نيست، بلكه رهبرى همه جانبه جامعه دينى و مرجعيت علمى آن را از آنِ ائمه مى‏دانند.
 2- امامت ائمه از نظر شيعه، از طريق نصّ است و مهمترين سند امامت يك امام، منصوص بودن اوست.
 3- ميراث اصلى و معتبر كه از امامان شيعه به دست ما رسيده، در كتابهاى مقدم حديث نقل شده است و چيزى نيست كه نقل نشده باشد.
 4- در فهم ميراث حديثى، نمى‏توان ادعا كرد كه اصحاب ائمه از ما بهتر مى‏فهميده‏اند.
 5- محدثان نخستين بين روايات اصيل و ساختگى خلط كرده و به دليل ناآشنايى با پيچيدگى‏ها و ترفندهاى جاعلان حديث، بين دو گونه روايت درست و نادرست تفكيكى نكرده‏اند.

 

 اين مبانى را مى‏توان از مقدمه كتاب استخراج كرد. بهتر بود مؤلف محترم، قبل از ورود به بحث، ارزيابى انتقادى خود را درباره متون و منابع مورد استفاده خود در اين كتاب مطرح مى‏كردند. ايشان نگفته‏اند كه كدام احاديث كافى را قبول ندارند، يعنى كدام روايتِ آن را از حيث انتساب به امام صحيح مى‏شمرند و كدام را برساخته راويان؛ يا دست كم ملاكشان در پذيرش درستى انتساب روايات چيست؛ و يا مثلا فرق بين كتاب محاسن و كافى از نظر ايشان چيست؟ و يا فرق بين رجال نجاشى و كشى چيست؟ مؤلف از تمامى اين منابع استفاده مى‏كند و چون ادعا مى‏كند كه محدثان بين احاديث اصيل و برساخته تفكيك قائل نمى‏شدند، ايشان بايد مشخص مى‏كرد كه چگونه از اين منابع بايد استفاده كرد. متاسفانه جاى اين بحث در مقدمه ايشان خالى است.

 

 در مقدمه به نكته ديگرى نيز اشاره مى‏كنند كه در دوره غيبت صغرى و آغاز غيبت كبرى دو مكتب كلامى در شيعه وجود داشته است: مكتب قم و مكتب بغداد. معرّف صادق افتراقات بين اين دو مكتب، دو كتاب «اعتقادات» و «تصحيح الاعتقاد» شيخ صدوق و شيخ مفيد مى‏باشد. مؤلف محترم براى اين موضوع دو مثال زده‏اند: شيخ مفيد روايت «ما منّا مسمومٌ اَوْ مقتول» را كه صدوق نقل كرده نمى‏پذيرد و نيز روايت «جعلت اجره مودتهم» را رد مى‏كند. اين دو مورد را مؤلف به عنوان نمونه‏اى از اختلاف دو مكتب قم و بغداد مطرح كرده است، اما اين دو مورد نياز به توضيحى به شرح زير دارد:

 

 شيخ صدوق بحث غلو را پيش كشيده و گفته است كه يكى از اعتقادات غاليان اين بوده كه امامان نمى‏ميرند. آنگاه پاسخ گفته است كه آنها اشتباه مى‏كنند و ما معتقديم كه پيامبر و امامان مى‏ميرند؛ مؤيد اين اعتقاد هم عبارت است از حديث «ما منّا مسموم او مقتول». در واقع، آنچه صدوق بر آن تأكيد داشته، نفى اعتقاد به نمردن ائمه است. حال مرحوم مفيد اين روايت را نپذيرفته است و انتساب قطعى آن را قابل اثبات نمى‏داند. ولى اصل مطلب را كه نفى اعتقاد به نمردن ائمه است قبول مى‏كند. پس اين مطلب، معرف اختلاف در عقيده نيست، چرا كه اصلاً بحث صدوق چيز ديگرى است و خود او هم چندان تأكيد بر اين روايت ندارد. اختلاف اين دو تنها در پذيرش و عدم پذيرش يك حديث است.

 

 نكته ديگر اينكه شيخ صدوق مى‏گويد به اعتبار آيه قرآن اجر رسالت پيامبر را مودت اهل بيت مى‏دانيم. مرحوم مفيد مى‏فرمايد اين جمله نياز به توضيح دارد. اجر از جانب خدا داده مى‏شود نه از جانب مردم؛پس معناى آيه اين است كه من اجر رسالتم را از خدا مى‏گيرم اما از شما مى‏خواهم كه اهل بيت من را دوست بداريد، يعنى عبارت «الّا المودّة فى القربى‏» يك استثناى منقطع است. پيامبر فرموده است كه من از شما چيزى نمى‏خواهم مگر فقط دوستى اهل بيتم را، و اين البته اجر پيامبر نيست.

 

 تصورى كه گاهى مى‏شود، اين است كه بين اين دو مكتب، اختلافات اعتقادى اساسى وجود داشته است؛ در حالى كه عمده مناقشات مفيد در اين حدّ است. در فصل دوم كتاب مؤلف به موارد ديگرى هم از اين اختلافات مى‏پردازد كه در جاى خود به آن اشاره خواهد شد.

برگهٔ قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9برگهٔ بعدی

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا