مدرسه و آموزش خودمراقبتي
سميه ميرزايي
انتشار خبر آزار جنسي تعدادي از دانشآموزان پسر توسط معاون انضباطي يكي از مدارس غيردولتي تهران طي هفته هاي اخيربازتاب وسيعي در افکار عمومي داشت و موجب جريحهدار شدن احساسات همه كساني شد كه با خانواده بزرگ آموزش و پرورش سر و كار دارند ياندارند.
براساس اعلام معاونت رسانهاي آموزش و پرورش، علت اصلي فاش شدن تجاوز معاون مدرسه به دانشآموزان و پيگيري اين موضوع از سوي خانوادهها، پرخاشگري دانشآموزاني بود كه بررسي علت آن، موضوع تجاوز را آشكار ساخت. آموزش و پرورش ضمن تشكيل پرونده و تعيين بازرس ويژه براي آن، بخش زيادي از مسئوليت ماجرا را متوجه مدير مدرسه دانست كه نظارت دقيقي بر جذب فرد خاطي كه از نيروهاي آزاد بوده، نداشته است. از اينرو وزير اين وزارتخانه، ضمن تأكيد بر برخورد قاطع قضايي، بر تقويت، به روزرساني فرايند گزينش و اعمال نظارت سختگيرانهتر بر جذب نيروهاي آموزشي تأكيد کرد، اما فراتر از اين اقدامات موقت يعني عزل مدير مدرسه، تعيين بازرس ويژه براي پرونده و ابراز همدردي با خانوادههاي دانشآموزان مورد تعرض واقع شده، سؤال اصلي از آموزش و پرورش اين است كه چگونه دانشآموزاني كه بايد در مدرسه كه اساساً موجوديت آن بر پايه آموزش بنا شده و قاعدتاً بايد بچهها در آن نحوه مواجه صحيح با مسائل جنسي و محافظت از خود در برابر هرگونه عامل تهديدكنندهاي را در اين ارتباط، آموزش ببينند، از همين نقطه مورد آزار قرار ميگيرند؟! آيا اقدام ريشهاي براي جلوگيري از تكرار اين اتفاقات، آموزشهاي خودمراقبتي به دانشآموزان و افزايش آگاهيهاي لازم نيست؟
پيش از هر سخني در خصوص اين مساله بايد يادآور شد، همه نگراني ها و نقدهايي که پيرامون اين موضوع گفته و نوشته شد، هرگز به معناي وارد کردن کوچکترين خدشه اي به حريم معلم و مدرسه نيست. اتفاقا چهار ديواري مدرسه و سخن معلم از منظر دانش آموزان، والدين و جامعه داراي چنان حرمت و اثرگذاري است که نقدها هم هرچه بيشتر شدن اين حرمت را خواهانند، اما اين هرگز به معناي آن نيست که از ناهنجاري هايي که در فضاي مدرسه رخ مي دهد، نگوييم يا ننويسيم. جايي که حتي مي توان از بروز بسياري از آسيب هاي اجتماعي خارج از محيط مدرسه هم با سوال و جواب و پرداختن به آنها در مدرسه و آموزش بچه ها، جلوگيري کرد، پر واضح است که نظام آموزشي بايد در مقابل چنين حوادثي پاسخگو باشد. مسائل جنسي، زير مجموعه ابعاد تربيتي و پرورشي است که آموزش و پرورش در پرداخت به آنها داراي ضعف هاي مشهودي است. پرداخت به اين موضوعات، مستلزم تحولاتي در نظام آموزشي است که پيش از اين وزير آموزش و پرورش با اشاره به فرهنگ سازماني اين وزارتخانه، آن را از مهمترين موانع در برابر ايجاد تغييرات در نظام آموزشي دانست. به نظر ميرسد منظور از فرهنگ سازماني، موانع ايدئولوژيكي است كه صحبت در مورد مسائل جنسي را تابو ميداند و مانع آموزش آنها در مدرسه ميشود، اما آنچه در مدرسه پسرانه رخ داد، اتفاقي است هشداردهنده به همه از جمله مخالفان طرح ارائه آموزشهاي حفاظت و بهداشت جنسي در مدارس كه بايد بدانند يكي از اصليترين دلايل بروز چنين اتفاقاتي نبود آموزشهاي خودمراقبتي در نظام آموزشي پيش از دانشگاه است.
سازمان بهداشت جهاني، نوجواني را در محدوده سني 10 تا 19 سال تعريف ميكند كه منشاء تغييرات زيادي در ابعاد فيزيكي، رواني و اجتماعي است و موجب ميشود نوجوانان دوران پرالتهابي را طي آن تجربه كنند. يكي از ابعاد اين تغييرات، تغييرات فيزيولوژيك است كه آموزشهاي متناسب خود را ميطلبد. آموزشهاي گام به گامي كه طي آنها نوجوانان ضمن آشنايي با بهداشت جنسي با هرگونه عامل تهديدكننده اين بهداشت، آشنا ميشوند و نحوه صحيح مقابله با آن را ميآموزند. به باور بسياري از متخصصين تعليم و تربيت با توجه به تعرضاتي كه حتي در سنين كمتر از 10 سال هم اتفاق ميافتد، ارائه اين آموزشها از سن پائينتر و به صورت قابل درك براي كودكان هم ضروري است.
منظور از ارائه آموزش هاي بهداشت جنسي، آموزش رابطه جنسي به بچه ها نيست که سبب مي شود فورا برخي در مقابل آن موضع بگيرند و مطرح کنندگان را به ارائه آموزش هاي مبتني بر الگوهاي غربي متهم کنند. منظور، توانمند سازي دانش آموزان در برابر آسيب هاي
جنسي از طريق شناسايي عوامل خطر و چگونگي مقابله درست با آن در هر محيطي است.
متأسفانه اكنون بخش زيادي از كودكان و نوجوانان به دليل ناپسند دانستن صحبت درباره مسائل جنسي در محيط خانوادهها، از دستيابي به اطلاعات متناسب خود، محرومند. در اين شرايط ممنوع بودن آموزش اين مسائل در مدرسه، مشكل را چند برابر ميكند. به همين دليل بسياري از دانشآموزان اطلاعات مناسبي در اين ارتباط ندارند و چه بسا اگر اطلاعاتي هم داشته باشند بيشتر بر پايه فضاي مجازي و همسالاني است كه بسياري از آنها ناامن و حتي تهديدكننده است. ارائه اين آموزشها در مدرسه حاشيه امنيتي را ايجاد ميكند كه در كنار آگاهي و ارتباط مؤثر والدين با كادر مدرسه ميتوان به ايجاد چتر حمايتي مطمئن براي نوجوانان اميدوار بود. منظور از آگاهي والدين، پذيرش مسئوليت آنان در قبال آموزشهاي جنسي لازم به فرزندانشان از سوي خود و مدرسه است. متأسفانه در کنار همه نقد هايي که به ضعف عملکرد آموزش و پرورش در اين ارتباط وارد است، به دفعات از سوي مشاوران مدارس شنيده ميشود كه در بسياري مواقع حتي اندك گامهايي كه اولياء مدرسه براي ارائه آموزشهاي جنسي مطمئن به بچهها برميدارند، با مخالفت شديد والدين به سرانجام نميرسد. تأسفآورتر اينكه بسياري از والدين به هنگام مواجه با مواردي از آزار و اذيت جنسي فرزندانشان در محيط مدرسه يا خارج از آن، با پنهان كردن آن ذيل مسأله ترس از آبروريزي يا تهديد شدن، ضمن به تعويق افتادن مجازات متجاوزان، باعث انتقال همين تفكر به فرزندانشان ميشوند. به همين دليل در مورد تعرض معاون مدرسه غيردولتي پسرانه تهران، چند ماه پس از شروع اقدام غير اخلاقي معاون مدرسه، متوجه ماجرا ميشويم. اگر كودكان و نوجوانان ضمن آموزشهاي مطمئن بياموزند كه بايد سريعاً هرگونه موردي را به والدينشان اطلاع دهند و هيچ ديواري بين خود و آنها در طرح موضوع احساس نكنند، مي توانند ضمن مراقبت از خودشان، فضا را براي متخلفان يا کساني که حتي سوداي چنين سوء استفاده هايي را دارند، تنگ کنند.
نظام آموزشي بايد بپذيرد، جامعه با توجه به حجم گسترده آسيب هاي اجتماعي، چرايي و راه کار برون رفت از بسياري از اين آسيب ها را از بنيادي ترين و اثرگذارترين نهاد کشور يعني آموزش و پرورش طلب
مي کند. بنابر اين طبيعي است که در مقابل رسوايي اخلاقي مدرسه پسرانه، چنين ملتهب و مطالبه گر باشد. هر چه تاکنون آموزش و پرورش بر محفوظات و تست هاي
چهار گزينه اي تاکيد داشته، بس است. از اين پس بايد همراه با تحولات موجود، پاسخگوي نيازهاي نسل جديدي از دانش آموزاني باشد که اقتضائات خاص خود را دارند و آموزش مراقبت جنسي در برابر آسيب هاي موجود بخشي از آنهاست.
—————-
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle