مروري بر تاريخچه 500 ساله آموزش اجباري در جهان
به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، دانش خواندن و نوشتن از جمله توانايي است كه به زندگي فرد در اجتماع كمك شاياني ميكند و همين امر به آموزش اجباري تا دوره عمومي در كشورهاي مختلف جهان منتهي شد؛ البته در دوره معاصر افراد براي حضور در اجتماع نيازمند تحصيلات عاليه هستند و دوره عمومي تنها براي انجام فعاليتهاي اوليه مثمرثمر است اما هنوز هم كساني هستند كه در برخي كشورها از آموزش اجباري بيبهرهاند.
* دوران باستان تا دوران قرون وسطي
عنوان شده است كه كتاب «جمهوريت» افلاطون باعث پيدايش مفهوم آموزش اجباري در افكار روشنفكران غربي شد و پس از آن
در كتاب «تلمود» كه كتاب مقدس يهوديان است، شخصي دانا به نام «جوشا بن گاملا» به دليل بنيان نهادن آموزش و پرورش رسمي يهودي در قرن يكم بعد از ميلاد ستوده شده است؛ «بن گاملا» در همه شهرها اقدام به تأسيس مدرسه كرد و آموزش را از سن 6 يا 7 سالگي اجباري ساخت و اين در حالي بود كه پيش از آن هر پدر و مادر يهودي فرزندانش را به صورت غير رسمي آموزش ميداد.
امپراتوري «آزتك» در مكزيك يكي از نخستين سيستمهاي آموزش اجباري را بنيان نهاد و تمام دانشآموزان پسر موظف به شركت در كلاسهاي مدرسه تا رسيدن به سن 16 سال بودند.
* اوايل دوره مدرن
در سال 1524 «مارتين لوتر» كشيش متجدِد و از پيشوايان نهضت اصلاحات پروتستاني از تحصيلات اجباري حمايت كرد تا تمام اهالي يك ناحيه داراي كليساي مستقل قادر به خواندن كتاب مقدس باشند؛ «استراسبورگ» كه بعدها شهري خود مختار در امپراطوري مقدس روم شد، قانون مطابق با آن را در سال 1598 تصويب كرد و هر كليساي مستقل موظف شد كه مدرسهاي با بودجه اهالي ناحيه تأسيس كند.
در اين دوره در اسكاتلند، نخستين سيستم آموزش اجباري ملي تشكيل شد و قانون آموزش و پرورش، فرزندان اشراف و مالكان را مجبور به رفتن مدرسه كرد؛ در اتريش، آموزش و پرورش ابتدايي توسط ملكه «ماريا ترزا» در سال 1774 ارائه شد.
امپراتوري “پروس ” در آلمان ميتواند مدعي نخستين سيستم آموزش اجباري مدرن كه به طور گسترده به رسميت شناخته و تقليد شد، باشد؛ اين سيستم با فرمان «فردريك» بزرگ پادشاه پروس در سالهاي 65ـ1763 معرفي شد و بعدها در قرن نوزدهم گسترش يافت. اين سيستم يك نمونه كاري براي نمونه برداري كشورهاي ديگر ارائه كرد و روشنترين نمونه كپيبرداري آن احتمالأ به دوره meiji (روشنايي) در ژاپن بازميگردد.
* دوران مدرن
آموزش و پرورش اجباري به اين صورت به تدريج در كشورهاي ديگر گسترش پيدا كرد؛ در سال 1852 به ايالت «ماساچوست» آمريكا رسيد و سپس به گسترش خود ادامه داد تا اينكه در سال 1918 ايالت «مي سي سي پي» آخرين ايالتي بود كه قانون حضور اجباري در مدارس را تصويب كرد.
«ماساچوست» در ابتدا نخستين قانون آموزش اجباري در مستعمرات آمريكا را در سال 1647 تصويب كرد؛ دادگاه عمومي اين ايالت، قانوني را تصويب كرد كه به موجب آن هر شهر نياز به ايجاد و راهاندازي يك مدرسه “دستور زبان “را داشت همچنين براي والديني كه فرزندانشان را به مدرسه نميفرستادند، جريمه تعيين شد.
اگر مقامات دولتي به اين نتيجه ميرسيدند كه والدين كودك براي ادامه تحصيل او مناسب نيستند، اين قدرت را داشتند كه كودكان را به دور از والدينشان نگه دارند و آنها را براي شاگردي يا كارآموزي به ديگران واگذار كنند.
آموزش و پرورش اجباري بخشي از جامعه اوليه آمريكايي نبود و آموزش و پرورش آنها بر مدارس خصوصي كه اغلب شهريه ميگرفتند تكيه داشت؛ گسترش آموزش و پرورش اجباري در ايالت «ماساچوست» و در سراسر آمريكا به ويژه براي بوميان آمريكايي به ژنرال «ريچارد هنري پرات» نسبت داده ميشود.
«پرات» تكنيكهايي را در اردوگاه اسيران جنگي در «فورت ماريون آگوستين» فلوريدا استفاده و گسترش داد تا افراد اقليت در سراسر آمريكا را با اجبار به مدارس دولتي بفرستد كه نمونه اول اين كار، مدرسه «كارليسل» در ايالت «پنسيلوانيا» بود.
آخرين مناطق اروپا كه سيستم آموزش اجباري را اتخاذ كردند انگلستان و ولز بودند كه در آنها تصويب قانون آموزش ابتدايي در سال 1870 راه را براي تأسيس انجمن مدارس و راهاندازي مدارس در هر مكاني كه قانون مناسبي وجود نداشت، باز كرد. درسال 1880 حضور در مدرسه تا سن 10 سالگي اجباري شد.
* وضعيت كنوني آموزش اجباري به تفكيك كشورها
بسياري از كشورها به نوعي آموزش اجباري را براي همه مردم دارند كه تفاوت كشورها در تعداد سالهاي آموزش و نمرات اكتسابي است. با توجه به رشد جمعيت و گسترش آموزش اجباري، سازمان يونسكو به اين نتيجه رسيد كه در 30 سال آينده از ابتداي تاريخ تا به امروز، بشر از آموزش رسمي بيشتري برخوردار خواهد بود. گرچه آموزش به خودي خود الزامي است اما در بسياري از كشورها اين امكان براي والدين وجود دارد كه كودكان خود را به شيوههاي ديگري آموزش دهند مانند آموزش در منزل كه البته ارزيابي نمونهاي كلي براي انطباق با استانداردهاي ملي آن كشور انجام ميشود.
* كانادا؛ آموزش اجباري حداكثر تا 18 سال
آموزش بين سنين 6 تا 16 سال در تمام استانهاي كانادا اجباري است به جز «اُنتاريو» و «نيوبرانزويك» كه در آنها سن آموزش اجباري 18 سال است.
در برخي از استانها تحت شرايط خاص مي وان در 14 سالگي از آموزش اجباري معاف شد.
* جمهوري خلق چين؛ آموزش اجباري تا 15 سال
آموزش در كشور خلق چين از سن 6 تا 15 سالگي اجباري است.
* فنلاند؛ آموزش اجباري به مدت 10 سال
در فنلاند مدرسه در سن 7 سالگي ( يك سال بالاتر يا پايينتر ) آغاز ميشود و پس از رسيدن به سن 15 يا 16 سالگي و يا حداقل پس از 10سال تحصيل به پايان ميرسد.
* فرانسه؛ آموزش اجباري به مدت 10سال
آموزش در كشور فرانسه بين سنين 6 تا 16 سال اجباري است.
* آلمان؛ آموزش در منزل غير قانوني است
در آلمان حضور در مدرسه به مدت 9 تا 12 سال اجباري است گرچه اين زمان در مناطق مختلف اين كشور تفاوت دارد. برخلاف بسياري از كشورهاي ديگر، كنارهگيري دانشآموز از مدرسه و آموزش وي در منزل توسط والدين غيرقانوني است.
* هند؛ آموزش اجباري تا 14 سال
مجلس هند قانون آموزش رايگان و اجباري دانشآموزان را در ماه اوت 2009 تصويب كرد كه بر اساس آن آموزش براي كودكان و نوجوانان بين 6 تا 14 سال رايگان و اجباري است.
* مكزيك؛ آموزش اجباري تا دبيرستان
در كشور مكزيك آموزش تنها براي مقاطع پايينتر از دبيرستان الزامي است.
* روسيه؛ ترك تحصيل با اجازه والدين
در كشور روسيه 11 سال آموزش تا مقطع دبيرستان از اول سپتامبر 2007 اجباري شد. پيش از آن ، 9 سال از آموزش اجباري و سالهاي دهم و يازدهم اختياري بودند.
مناطق تحت فرمان (متحدان) فدرال روسيه ميتوانند با وضع قانون داخلي، آموزش اجباري استاندارد علاوه بر اين 11 سال داشته باشند. مسكو قانون 11 سال آموزش اجباري را در سال 2005 تصويب كرد كه در شهرهاي «آلتاي كراي»، «ساخا»، «تيومِن اوبلاست» نيز قوانين مشابهي وجود داشته است.
يك دانشآموز بين 15 تا 18 سال ميتواند با اجازه پدر و مادر و تأييد مقامات محلي ترك تحصيل كند و اگر به سن 18 سال رسيده باشد، بدون اجازه آنها نيز ترك تحصيل امكان پذير است. از سن 15 سالگي اخراج از مدرسه به علت تخلفهاي زياد و اختلال در نظم مدرسه امكان پذير است.
* اسلووني؛ آموزش اجباري به مدت 9 سال
آموزش اجباري در كشور اسلووني از سن 5 سالگي آغاز و تا 14 سالگي ادامه مييابد . پس از 9 سال آموزش مقدماتي، دانشآموزان به طور عادي به تحصيلاتشان در سطح متوسطه (مدارس حرفهاي، مدارس فني و دبيرستان) ادامه ميدهند.
* انگلستان؛ آموزش اجباري تا 18 سالگي
در اين كشور آموزش اجباري از حدود 5 سالگي آغاز مي شود. از سال 1972، اين نوع آموزش در سن 16 سالگي خاتمه مييابد اما از سال 2013 آموزش اجباري چه به صورت آموزش كلاسي سنتي و چه به صورت حرفهاي تا 17 سالگي و از سال 2015 تا 18 سالگي ادامه پيدا خواهد كرد.
* آمريكا؛ آموزش اجباري حداكثر تا 18 سالگي
آموزش و پرورش براي همه كودكان آمريكايي اجباري است اما محدوده سني حضور در مدرسه در ايالات مختلف، از يك ايالت تا ايالت ديگر متفاوت است. اين نوع آموزش بين سنين 5 تا 8 سال شروع و بين سنين 16 تا 18 سال به اتمام ميرسد. به عنوان مثال در ايالت «ايلويونويز» حضور در مدرسه تا سن 17 سالگي، در «ميسيسيپي» نيز تا سن 17 سالگي و در «اوكلاهاما» تا سن 18 سالگي الزامي است. در برخي ايالات بين سنين 14 تا 17 سال به دانشآموز اجازه ترك تحصيل با تأييد پدر و مادرش داده ميشود. در ايالات ديگر دانشآموز بايد تا سن 18 سالگي به مدرسه برود.

