کتاب درماني کودکان روشي بيخطر و بدون درد
يکي از مهمترين دوران زندگي هر انسان، دوره کودکي است. انسان در اين مرحله از زندگي با مسائل جسمي و روحي گوناگوني دست و پنجه نرم ميکند که به تنهايي نميتواند از عهده حل آنها برآيد.
در گزارشي كه از «صغري سليمي» در سايت كتابك منتشر شده است، ميخوانيم: لازمه سلامتي و شادابي و رشد طبيعي و شکوفايي کودکان در اين دوره و چه بسا در بزرگسالي، رسيدگي و توجه به مسائل کودکان در خردسالي است. ثابت شده است که کودکان شاداب و سالم و همچنين بزرگسالان کار آمد، از پشتوانه دوران خردسالي مناسب برخوردار بودهاند.
گذر از اين دوران حساس و پرخطر، بردباري کافي، کارداني و دانش بزرگترها را نيز ميطلبد. بزرگسالان ميتوانند با فراهم کردن زمينه و ابزار مناسب در راستاي پاسخگويي به پرسشها، حل مشکلات و کاهش درد و رنج کودکان گام بردارند.
«کتاب درماني» يکي از شيوههاي کهن درماني است که امروزه مورد توجه بسياري از کارشناسان و مربيان گستره آموزش قرار گرفته است. اين روش درمان، به دليل بيخطر و بدون درد بودن، مناسب حال کودکان است.
با کمک کتاب درماني ميتوان بسياري از اختلالات رواني و جسمي آنها مانند افسردگي، ترس، اضطراب، زورگويي، دروغگويي، پرخاشگري، لکنت زبان و… را درمان کرد. بدون آن که کودک آسيب جدي ببيند يا حتي احساس درد کند.
کتاب درماني چيست؟
اصطلاح «کتاب درماني» (بيبليوتراپي) از دو واژه «بيبليوس» به معناي کتاب و «تراپيا» به معناي درمان گرفته شده است.
(بلوچ زراعتکار، 1383به نقل از مهري و ناصري، 1390) کارشناسان، اين روش درماني را در حوزههاي مختلف گسترش دادهاند و ميکوشند تا از اين شيوه که به نظر ميرسد کم و بيش فراموش شده است، براي درمان بسياري از اختلالات رواني و جسمي کودکان و حتي بزرگسالان بهره ببرند.
دو روش استفاده
روش مستقيم: در اين روش، خود کودک با داستان درگير ميشود و ما منتظر واکنش از سوي کودک تحت درمان ميمانيم.
روش غيرمستقيم: اين شيوه با بالا بردن آگاهي اطرافيان و دادن اطلاعات لازم براي برخورد با کودک اجرا ميشود.
موفقيت در هر دو روش به توانمندي، برنامهريزي و آگاهي درمانگر از کتاب و وضعيت کودک بستگي دارد.
تاريخچه كتاب درماني
درباره تاريخچه کتاب درماني ميتوان به جمله مشهوري از هرينگ اشاره کرد که گفته است: «پيشينه کتاب درماني به اندازه پيشينه خود کتاب يا بهتر است بگوييم به «قدمت خواندن است.» (هرينگ، 1987به نقل از تبريزي و تبريزي 1388: 21) از سوي ديگر، برخي «پيشينه کتاب درماني را به دوران باستان ميرسانند. در آن زمان، کتابخانه را به نام «درمانگاه روح» ميشناختند.
در کتابخانه اسکندريه، به تالار مطالعه «روان» ميگفتند. در قرن 18 و19 ميلادي، روش کتاب درماني به شکل گسترده در اروپا و امريکا به کار گرفته شد.» (بلوچ زراعتکار،1383به نقل از مهري و ناصري، 1390)» با نگاهي به متون و منابع مختلف درمييابيم که کتاب درماني، شيوهاي نو و منحصر به دوران معاصر نيست و ريشههاي آن به پيشينه حضور کتاب در زندگي انسان بازميگردد.
مراحل کتاب درماني
کودکان هنگام استفاده از کتاب، بيشتر سه فرآيند را تجربه ميکنند. در آغاز، کودک خود را به جاي شخصيت و قهرمان داستان ميگذارد، همانند سازي و همذاتپنداري ميکند و درمييابد که کودکان ديگر نيز ممکن است مشکل او را داشته باشند.
در مرحله بعد، احساسات کودک درگير ميشود و کشمکش دروني او شکل ميگيرد. اين وضعيت او را واميدارد تا مشکلات خود را بهتر بشناسد و از رويارويي با آنها نهراسد. سرانجام توانايي حل مسأله را پيدا ميکند و راه مناسب را برميگزيند. اين موضوع، نتيجهاي رضايتبخش، يعني رسيدن به احساس آرامش و امنيت را براي او به همراه دارد.
چند پيشنهاد
با بررسي منابع و متون حوزه کتاب درماني، انجام مراحل زير براي اين کار پيشنهاد ميشود:
* شناسايي نيازهاي کودکان مورد نظر
* انتخاب کتابهاي مناسب براي آنها
* ايجاد فضاي مناسب براي کتاب خواني و برپايي نشستها
* گفت وگو، نقاشي، نوشتن و اجراي نمايش، پس از نشستهاي کتاب خواني
* تشويق کودک براي فعاليت بيشتر
* اختصاص زماني براي اين که کودک بتواند به داستان واکنش نشان دهد
* انتخاب يک کتابخوان ماهر و آشنا با کتاب درماني
سودهاي کتاب درماني
به نظر ميرسد ما بعد از مطالعه هر کتاب تا مدتها تحت تاثير محتوا و فضاي آن قرار داريم.
کتابهاي خوب و مناسب، برروح و جان کودک هم تاثيرات ژرفي به جاي ميگذارند. کودک بيمار با سرکوب احساسات خود و انکار آنها، سبب آزار خود و ايجاد مشکل براي ديگران ميشود. مطالعه، اين فرصت را براي او فراهم ميآورد تا هيجانهاي خود را تخليه کند.
اضطراب کودک با مطالعه کتاب و همذاتپنداري با شخصيت اصلي داستان کاهش پيدا ميکند و سرانجام به احساس امنيت و آرامش دست مييابد. اين روش درمان، تخيل کودک را فعال و در عين حال که به او کمک ميکند راههاي جديد را تجربه کند، به او ياري ميرساند تا راههاي چيره شدن بر مشکلات را پيدا کند و راه مناسب را برگزيند.
برخي مشکلات کتاب درماني
گرچه براي کتاب درماني امتيازهاي بيشماري برشمرده ميشود، ممکن است مشکلاتي نيز به هنگام کتاب درماني پيش بيايد. يکي از اين مشکلات، گزينش کتاب مناسب براي کودکان است.
نشستهاي کتاب درماني را ميتوان به شکل انفرادي يا گروهي برنامهريزي کرد. فرد کتابخوان در اين مرحله بايد با دقت و بردباري کتاب مناسب را انتخاب کند.
بنابراين، درمانگر در عين شناخت مشکلات کودکان بايد آگاهي کافي از کتابهاي آنها داشته باشد و کتابي را برگزيند که مناسب حال کودکان بيمار باشد و با مشکلات آنها همخواني داشته باشد. در غير اين صورت، ممکن است اين شيوه درمان، با نتيجه عکس، براي کودک بيمار مشکلساز شود.در انتخاب کتاب مناسب براي کتاب درماني، کتابخوان يا درمانگر ميتواند از تجربه ديگران استفاده کند.
همچنين از کتابهايي که پيشتر در همين زمينه مورد استفاده قرارگرفتهاند، بهره ببرد تا درمان او نتيجه مطلوب داشته باشد.
معيارهاي انتخاب کتاب
انتخاب کتاب مناسب ميتواند به موفقيت فرآيند کتاب درماني کمک کند. برخي از معيارهاي اتنخاب کتاب براي کودکان، اين موارد هستند:
* کتاب بايد متناسب با مشکلات کودک باشد
* کتاب بايد مورد علاقه کودک قرار گيرد
* داستان کتاب بايد
واقع گرايانه باشد و خلاقيت
کودک را برانگيزاند
* ازکيفيت ادبي لازم برخوردار باشد
* مشکلات کودک را به شکل درست بازتاب دهد
* هيجانهاي کودک را به شکل مناسب تخليه کند
منابع:
1. اشرفيريزي، حسن، درآمدي بر مطالعه و نقش خدمات ويژه کتابخانههاي عمومي در توسعه فرهنگ مطالعه، تهران، چاپار، 1383
2. تبريزي، مصطفي و تبريزي، اميد، کتاب درماني، تهران، فراروان 1388
3. بلوچ زراعتکار، کيميا، تاثير کتاب درماني بر افسردگي خفيف دانشجويان دختر دانشکده توانبخشي دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه علوم پزشکي ايران، پاياننامه کارشناسي ارشد دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني ايران، 1383
4. پريرخ، مهري و ناصري، زهرا، بررسي ميزان تاثير برنامههاي کتاب درماني بر کاهش پرخاشگري کودکان، مجله علمي پژوهشي مطالعات ادبيات کودک دانشگاه شيراز، شماره 1، ص 41، 1390
5. پريرخ، مهري، نقش ادبيات کودکان و نوجوانان در رشد آنان، فصلنامه کتابداري و اطلاعرساني، شماره 23، صص 23-37، 1382

