نقش آموزش در توسعه كشور
جمهوري اسلامي ايران در سند چشم انداز در حوزه علمي و فناوري برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري، متكي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي در توليد ملي و متكي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي تعريف شده است.
در اين حوزه سهم آموزش و پرورش، آموزش عالي و حوزههاي علميه به عنوان متوليان اصلي تربيت سرمايه انساني كشور ويژه است.
توجه به مباني آموزش شامل تعيين صحيح و دقيق جهتگيريها، سياستگذاريها و استراتژيهاي فعاليتهاي آموزشي، نقش عوامل محيطي، شخصي و اجتماعي، همچنين شناخت، بررسي و تحليل و بازمهندسي اركان آموزش حائز اهميت است.
متــون و منابع آموزشي جايگاه تعيينكنندهاي دردانـشافزايي بروز دانشآموزان دارد. چنانچه متون براساس تناسب سطح علمي و سني آنان و متناسب با نيازهاي كشور در حوزههاي تخصصي توسط معلمان ارائه شود، زمينه لازم براي رسيدن به اهداف آموزشي را فراهم ميسازد.
یکشنبه 27شهریور 1390 – 19شوال 1432 -18سپتامبر 2011- اطلاعات
در اين حوزه سهم آموزش و پرورش، آموزش عالي و حوزههاي علميه به عنوان متوليان اصلي تربيت سرمايه انساني كشور ويژه است.
توجه به مباني آموزش شامل تعيين صحيح و دقيق جهتگيريها، سياستگذاريها و استراتژيهاي فعاليتهاي آموزشي، نقش عوامل محيطي، شخصي و اجتماعي، همچنين شناخت، بررسي و تحليل و بازمهندسي اركان آموزش حائز اهميت است.
متــون و منابع آموزشي جايگاه تعيينكنندهاي دردانـشافزايي بروز دانشآموزان دارد. چنانچه متون براساس تناسب سطح علمي و سني آنان و متناسب با نيازهاي كشور در حوزههاي تخصصي توسط معلمان ارائه شود، زمينه لازم براي رسيدن به اهداف آموزشي را فراهم ميسازد.
متن آموزشي كاربردي در كنار تجهيزات و تكنولوژيهاي متناسب با دروس و رشتههاي آموزشي ميتواند در ترغيب دانشپژوهان براي فراگيري مباحث درسي ايجاد خلاقيت مؤثر باشد و در هنگام قرار گرفتن در فضاهاي شغلي دانشها و مهارتهاي برگرفته از دوران تحصيل به كار آيد.
آموزش در رهبري تغيير در جامعه نيز نقشي اساسي دارد. موفقيت آموزش در ايجاد، كنترل و رهبري تغييرات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، علمي و فناوري بستگي دارد به اينكه معلمان در طول تحصيل، وظيفه و نقش تربيت را در ارتباط بين برنامهريزي و علم و هدايت دريابند.
مراكز آموزشي هرگز نبايد از مسير عادي و جاري خود خارج شوند. بلكه بايد همواره به آينده بنگرند و سهم خود را در تغييرات اجتماعي و فرهنگي آينده كاملا بدانند و به مسئوليتهاي تازه خود پي ببرند بدون اين كه زمان حال و نيازها و مقتضيات آن را فراموش كنند.
اهداف آموزش و پرورش در ايران
اهدافي كه براي آموزش و پرورش ايران در نظر گرفته شده، دقيقاً در جهت ساختن انسانهاي پويا، متعالي، با دانش و درك و فهم بالا و اخلاق و آداب اسلامي است.
اگر چه رسيدن به اين اهداف، مدتها طول خواهد كشيد، ولي تمامي آنهايي كه به نوعي با تعليم و تربيت سر و كار دارند، بايد خود را موظف به حركت در راه رسيدن به اين اهداف بدانند.
اين اهداف عبارتند از:
1ـ رشد فضايل اخلاقي و تزكيه دانشآموزان بر پايه تعاليم عالي اسلام.
2ـ تبيين ارزشهاي اسلامي و پرورش دانشآموزان براساس آن.
3ـ تقويت و تحكيم روحيه اتكال به خدا و اعتماد به نفس.
4ـ ايجاد روحيه تعبد ديني و التزام علمي به احكام اسلامي.
5ـ ارتقاي بينش سياسي براساس اصل ولايت فقيه در زمينههاي مختلف به منظور مشاركت آگاهانه در سرنوشت سياسي كشور.
6ـ ايجاد زمينههاي لازم براي حفظ و تداوم استقلال فرهنگي، اقتصادي و سياسي از طريق آشنا ساختن دانشآموزان با علوم و فنون و صنايع و حرف مورد نياز جامعه براساس اولويتهاي موجود در كشور.
7ـ شناخت، شكوفا كردن و پرورش استعدادهاي دانشآموزان و تقويت روح بررسي و تتبع و تحقيق و ابتكار و خلاقيت در تمامي زمينههاي علمي، فني، فرهنگي و علوم اسلامي با تأكيد بر نفي روحيه مدركگرايي
8ـ رشد دادن و تقويت روحيه عدالتپذيري و عدالتگستري و ظلمستيزي و مبارزه با تبعيضهاي ناروا
9ـ تقويت روحيه دعوت به خير.
10ـ ايجاد روحيه پاسداري از قداست و استواري بنيان و روابط خانواده براساس تعاليم عالي اسلام
11ـ ايجاد روحيه احترام به قانون و التزام به اجراي آن.
12ـ ايجاد و تقويت روحيه اخوّت اسلامي و تعاون عمومي و انفاق و ايثار.
13ـ ايجاد روحيه صرفهجويي و قناعت و پرهيز از اسراف و تبذير و مصرفزدگي.
14ـ تقويت حس مسئوليت و اهتمام به امور مسلمانان و پايبندي به نظم و انضباط.
در عصر ما، قدرت و توانايي بالقوه آموزش و پرورش براي پيشرفت بر همگان آشكار است.
با روشن شدن اين تأثيرات عظيم، ديگر هيچ ترديدي باقي نميماند كه بايد سرمايهگذاري همهجانبه روي آموزش و پرورش صورت گيرد، ولي به ياد داشته باشيم نبايد فقط افزايش كمّي را در نظر بگيريم.
مهمتر از كميّت، كيفيت آموزش و پرورش است، به هر ميزان كه بازدهي و مطلوبيت آموزش بالا باشد، به همان ميزان افراد ماهر، متخصص و متعهد پرورش مييابند.
عليرضا بردبار ـ دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت آموزش
پي نوشت ها:
1.عمادزاده م، (1374)، مباحثي از اقتصاد آموزش و پرورش اصفهان؛ جهاد دانشگاهي دانشگاه اصفهان.
2.گلابي، س، (1368)، پژوهش در برنامهريزي آموزشي، تهران: فردوس.
3.ميرفخرائي، م. ك. (1364) در اهميت آموزش و نيروي انساني، نشريه فرهنگ، شماره 5.
4.پرداسادميرا، ر. (1366)، برداشتي نو از مسائل توسعه، ترجمه، حميدرضا فراهاني راد، مجله گزيدههاي مسائل اقتصادي و اجتماعي، چاپ چهارم، آبان 1366، سازمان برنامه و بودجه.
5.فاتحي،ا، (1376)، بررسي كارايي دروني شاخه فني و حرفهاي آموزش و پرورش استان اصفهان طي سالهاي 72 ـ 1368 و مقايسه با اهداف پيشبيني شده در برنامه پنج ساله اول توسعه، پايان نامه كارشناسي ارشد رشته برنامهريزي آموزشي.
6.شاوردي، ت، (1372). نقش آموزش و پرورش در توسعه، رشد معلم، سال دوازدهم شماره2. مسلسل 35. آبان 73 ـ 1372.
codex09x
page11

