چگونه کودکان را تشويق به حرف زدن کنيم؟

چگونه کودکان را تشويق به حرف زدن کنيم؟
کريستين لروي- برگردان معصومه خطيبي بايگي
تشويق کودکان به حرف زدن و کاهش نابرابريهاي زباني از اهداف اصلي چندين پژوهشي است که در مهدکودکها و پيشدبستانيهاي فرانسه انجامشده است. بعضي از اين راهکارها ميتوانند تبديل به الگويي براي پيروي شوند .
بنياد ترقيخواه تِرا نُوا (1)، در گزارشي که اخيراً منتشرشده از طرح افزايش پژوهشها در مهدکودکها و پيشدبستانيها براي ايجاد انگيزههاي زباني، پيشگيري زودهنگام از تأخيرهاي زباني و افزايش تعاملات والدين با اين مراکز از اهرمهاي پيشرفت تحصيلي کودکان و ارتقاء تساوي شانسهاي تحصيلي حمايت کرده است.. اين پژوهش نشان داده است که از سن 3 سالگي، دايره واژگان کودکان خانوادههاي مرفه سه برابر بيشتر از کودکان خانوادههاي متوسط و کمدرآمد است. چگونه ميتوان اين جبر اجتماعي را جبران کرد؟ در مدرسه چه فعاليتهايي در راستاي کاهش اين نابرابري ميتوان انجام داد بيآنکه به يادگيري تحصيلي کودکان آسيبي وارد کرد؟
*بچهها را در جايگاه مخاطب قرار دهيد
کودک درحاليکه فنجاني را برداشته است، ميگويد: «تهوه ميخورم»؛ کودکيار جمله را تغيير ميدهد و ميگويد: «آره، ما قهوه را در فنجان ميخوريم.» طرح «بچگانه حرفزدن» که در گرونوبل (2) توسط پژوهشگران آزمايشگاه علوم شناختي و متخصصان کودک ابداعشده است، به کودکان 18 تا 30 ماهه اختصاص دارد. هدف اين طرح يک اصل ساده است: با کودکان حرف نزنيم بلکه با آنها بهآرامي گفتگو کنيم. صحبت کردن صميمانه با کودکان چيزي فراتر از مکالمات جمعي روزمره است؛ براي اين کار بايد گفتگوها را شخصي کنيم، از کودک سؤالات واضح و مشخص بپرسيم؛ زمان لازم را براي پاسخ دادن در اختيار او قرار دهيم؛ حرف کودک را نبايد تصحيح کنيم بلکه بايد همان کلمات يا عبارت را بهصورت صحيح دوباره تکرار کنيم. بهموازات اين پژوهش، همکاري والدين با مهدکودکها و پيشدبستانيها بهمنظور مشارکت در طرح پيشرفت زباني کودکانشان گسترش چشمگيري داشته است. اين همکاري بهصورت گفتگوهاي منظم، حساسيتزايي به روشهايي که متخصصان به کار ميبرند و تقسيم ابزارهاي آموزشي (قرض دادن کتاب و غيره) است. نيمي از مهدکودکهاي گرونوبل از سال 2009 براي اين طرح بسيج شدهاند. بعدازآن گروههاي جديد محلي (بهعنوانمثال، شهرهاي رِن و ليل) هم به امکانات آموزشي مجهز شدند. يک ارزيابي آزمايشگاهي نشان داده است که نتايج اين پژوهش رضايتبخش بوده و عملکرد کودکان (دايره واژگان، کاربرد قواعد دستوري، افزايش طول متوسط عبارات بهکاربرده شده) تغييرات مثبتي داشته است. بهعلاوه کودکاني که در ابتداي اجراي طرح، سطح زباني خوبي نداشتند، در پايان دوره آزمايشي بيشترين پيشرفت را به خود اختصاص داده بودند.
*از طريق بازي وارد شويد
تام درحاليکه حرفهايش را با حرکات چهره و بدنش همراه ميکند، ماشين کوچکش را به ماشيندوستش ميزند و ميگويد: «مثلاً من پليسم. تو هم دزدي. بعد من تو را با ماشين مسابقهام گير مي ندازم!» دوستش هم توضيح ميدهد که چگونه با زيرکي و شجاعت تمام توانسته است از تعقيب و گريز پليس فرار کند. بازي فعاليت اصلي کودک است. بازي در فرآيند رشد زباني کودک و تربيت وي نقش اساسي ايفا ميکند زيرا امکان خلق جهاني «نيمه تخيلي» را به کودک ميدهد؛ در بازيهايي که هرکس نقش جديدي پيدا ميکند و بهطورکلي در فعاليتهاي نمادين، عملکرد زباني کودکان نسبت به زندگي عادي به بيشترين حد خود ميرسد. به همين دليل است که «اتاقکهاي بازي» در کلاسهاي مهدکودک براي رشد زباني کودکان بسيار اهميت دارد. کلاسهاي زيادي هستند که اتاقکهاي بازي را مکانهاي واقعي يادگيري تلقي ميکنند و بهطور مرتب، ابزارهاي آموزشي و قواعد بازي آنها را تقويت ميکنند. بهعنوانمثال، با اضافه کردن يک اسباببازي جديد آشپزي يا با دادن يک قاعده جديد به بچهها (مثلاً ميتوانيم بگوييم: امروز براي ناهار مهمانداريم) ميتوان آشپزخانه بازي کودکان را غني کرد. به عقيده برخي محققان، اين فعاليتهاي نمادين در رشد زباني و همچنين در ديگر يادگيريهاي تحصيلي بهخصوص فعاليتهاي مربوط به نوشتن تأثير بسزايي دارد.
*گوش کنيد و براي هم قصه تعريف کنيد
دنيز، خيّر موسسه «خواندن و آموزش خواندن به بچهها» پنجشنبهها به کلاس بازي مهدکودک ميآيد و براي بچهها قصه تعريف ميکند؛ بچهها با فرياد شادي از او استقبال ميکنند.
ادبيات کودکان (قصهها، آلبومهاي عکس، کتابهاي مصور و غيره) در همه مدارس و مهدکودکها وجود دارد. طرحهاي آموزشي و تربيتي فراواني با شيوهها و اشکال گوناگون بر ادبيات کودکان مبتني است. بهعنوانمثال، يک فرد بزرگسال (معلم يا والدين) ميتوانند آلبومهاي عکس را به بچهها نشان دهد و از آنها بخواهند درباره تصاوير حرف بزنند يا درباره آنها قصه تعريف کنند. فرد بزرگسال ميتواند تعامل بين کودکان را هم افزايش دهد، مثلاً از گروهي از بچههاي بزرگتر بخواهد که يک کتاب يا يک تصوير را به کوچکترها معرفي کنند. پژوهشهاي تربيتي در مناطق کمتر مرفه و متوسط جامعه نشان ميدهد که گفتوگوهاي شفاهي متناسب (سؤالات، عبارات و نظرات) باعث تقويت عملکردهاي زباني و سهيم شدن در گفتگوهاي کمتر صميمانه ميشود. هر يک از بچهها همچنين ميتوانند براي ورود به يک فعاليت واقعي زباني يک داستان تعريف کنند: اين قصه هم ميتواند برگرفته از تخيل خود کودک باشد و هم به کمک يکي از اسباببازيها يا ابزارهاي آموزشي (عکسها، نقاشيها، اشياء) گفته شود. وسيله موردنظر را هم يا خود کودک بهصورت شانسي انتخاب ميکند يا مربي يا والدين به او ميدهند. درهرحال، روشهاي زيادي براي تشويق کودکان به قصه گفتن وجود دارد.
*استفاده از زبانهاي خارجي
مثلاً در بازي با بچههاي، يک ماسکوت (همان عروسک يا شخصيت نمايشي) که از سفر برگشته است، به دانشآموزان مدرسهاي در حومه پاريس به زبان پرتغالي صبح بخير ميگويد: «بوم ديا». تبحر يافتن در زبان فرانسه از طريق آشنايي با ساير زبانهاي جهان امکانپذير است؛ اين مهم از اصول و پايههاي اساسي طرحهاي آموزشي است که هدف آنها کاهش نابرابريهاي زباني در بين کودکان است.
در يکي از شهرهاي کوچک منطقه پيکاردي فرانسه، يک عروسک فرانسويزبان به دور دنيا سفر ميکند و از جاهايي که ديدن ميکند، براي بچهها عکس، نوشته و فايلهاي صوتي و تصويري ميفرستد. دانشآموزان هم با ارسال تصاوير، متن يا فيلمهاي متنوعي از طبيعت محل زندگي خود به او پاسخ ميدهند. ماسکوت، بهطور منظم، به همراه يک دوست خارجي به کلاسهاي پيشدبستاني و مهدکودکها ميرود. اين دوست فقط به زبان مادرياش حرف ميزند و به يکي از والدين يا معلمهايي که با آن زبان خارجي آشنا است، نياز دارد تا حرف خود را به بچهها بفهماند. انتخاب کشورهايي که سر کلاس بايد در مورد آنها حرف زد، با توجه به خاستگاه جغرافي دانشآموزان فرق ميکند. اين تمرين موجب آشنايي خانوادهها باهم نيز ميشود. استفاده زودهنگام از ابزارهاي آموزشي چندزبانه در بعضي از مناطق فرانسه بهخصوص در منطقه ماوراي دريا (که زبان کرئول هائيتي و فرانسه در کنار هم استفاده ميشود) رواج دارد. بر اساس ارزيابي تخصصياي که اخيراً انجامشده است، استفاده از اين ابزارها تأثير مثبتي روي پيشرفت زباني دانشآموزان دارد.
*با صداها کارکنيد
«شامپانزه، شير، شتر، شامپو، شمع، شب …» مهدکودکيها و دانشآموزان پيشدبستاني با دقت به کارتها نگاه ميکنند و سعي ميکنند صداي مشترک بين تمامي تصاوير را پيدا کنند. آنها دور معلمشان جمع ميشوند تا صداي حروف را خوب بشناسند؛ بهاينترتيب، آنها در يک کلاس آواشناسي حضور دارند. هدف اين طرح جلوگيري از شکست تحصيلي با تقويت تواناييهايي ضروري براي يادگيري روخواني است. موسسه «آمادگي براي مدرسه» (3) از اين آزمايش استفاده کرده و ابزارهاي کمکآموزشي خاصي را به وجود آورده است. اين وسايل که مختص دانشآموزان دوره دوم تحصيلات ابتدايي (دوره آمادگي يا پيشدبستاني، کلاس اول و دوم ابتدايي) است، مورد ارزيابي قرارگرفته و نتايج رضايت بخشي هم داشتهاند: نسبت دانشآموزاني که در آواشناسي با مشکل جدي روبرو هستند، يکسوم کاهشيافته است. بهعلاوه، دانشآموزاني که قبل از اجراي طرح آزمايشي مشکل آواشناسي داشتند، بعد از دوره آزمايشي بيشترين پيشرفت را از آن خودکرده بودند. اين آزمايش همچنين نشان داد که ورود به حوزه «آواشناسي» براي بعضي از دانشآموزان مهدکودکي خيلي زود است. بر اساس اين ارزيابي، بعضي از دانشآموزان بهاحتمالزياد بايد روي ديگر فعاليتهايي که به آنها نياز بيشتري دارند، تمرکز کنند.
گسترش دايره واژگان کودکان
در سن سهسالگي، بعضي از کودکان هنوز در مرحله واژه –عبارت هستند، درحاليکه ديگر بچهها دايره واژگاني غنيتري دارند. يک گروه چند رشتهاي (معلمان، پژوهشگران و روانشناسان آموزشي) در بروتاني، در 30 کلاس مهدکودک و پيشدبستاني آزمايشي را ترتيب دادند. آموزش واژهها در اين کلاسها بهطور مرتب، سازماندهي شده و فشرده انجام ميشد. بچهها با کلمات بهصورت موضوعي آشنا ميشدند (براي نمونه، واژگان مربوط به مدرسه، بدن انسان يا احساسات)؛ براي هر موضوع 32 کلمه معرفي ميشد (16 تا اسم، 8 تا فعل و 8 تا صفت). معلماني که در اين آزمايش شرکت کرده بودند، به تأثير مثبت اين روش بر رشد واژگاني کودکان، خوانش بهتر متون و افزايش درک شفاهي آنها اتفاقنظر داشتند. روشهاي زيادي براي يادگيري واژگان به دانشآموزان وجود دارد. زمينهاي که بهاحتمالزياد تلاشهاي زيادي در آن صورت گرفته است.: شاهد اين مسئله هم تعداد زياد و تنوع بالاي وسيلههاي کمکآموزشي است که با اين هدف طراحيشدهاند (کتابهاي تصويري، موضوعي، کارتهاي بازي با کلمات و غيره). همه اين روشها و ابزارهاي کمکآموزشي يک هدف را دنبال ميکنند: مبارزه با نابرابري زباني و ايجاد آمادگي براي يادگيري بهتر روخواني، افزايش درک شفاهي و نوشتاري در کودکان. نقطه مشترک همه اين روشها توانايي حرف زدن، گفتگو کردن (با يک بزرگسال يا ديگر بچهها) و ايجاد ارتباط با آنها است.
مدتي است که شاهد چند برابر شدن اينگونه پژوهشها در مدارس و مهدکودکها شدهايم و وبلاگها و سايتهاي آموزشي زيادي هم بخشي از مباحث خود را به اين موضوع اختصاص دادهاند. اين مسئله نشان ميدهد که علاوه بر حاميان زياد اين طرح، افراد زيادي هم با شروع زودهنگام مداخلات آموزشي در سنين پايين موافق نيستند و معتقدند اين طرح ميتواند ازيکطرف، موجب محکوم شدن خانوادههاي کمدرآمد مالي شود و از طرفي ديگر، در کودکان انگيزهاي بيشازحد براي يادگيري ايجاد کند که لذت ارتباط و يادگيري معمولي را از آنها بگيرد و چهبسا آنها را دلزده کند. البته بعيد هم نيست که کودکان در فرايند يادگيري زباني، حرف زدن و ايجاد ارتباط کلامي با ديگران در حين بازي و استفاده از وسايل کمکآموزشي لذت هم ببرند.
منبع: مجله علوم انساني
پا نويس:
Terra nova
Grenoble
Agir pour l’ecole

