بازيهاي آموزشي و تأثير آن بر يادگيري
بازيهاي آموزشي و تأثير آن بر يادگيري
علي باوي كارشناس ارشد تكنولوژي آموزشي
اشاره:
ايجاد موقعيتهاي يادگيري تعاملي، روشهاي مطلوب آموزش و پرورش به شمار ميآيد. پژوهشگران و دانشمندان در حوزة آموزش و پرورش، ارزشهاي والاي «تعاملي بودن محيطهاي آموزشي» را پيوسته مطرح و بر آن تأكيد كردهاند. اين محيطها شامل موقعيتهايي هستند كه در آنها دانش آموزان به جاي اينكه گيرندگان غيرفعال اطلاعات از منابع آموزشي باشند، خود به طور مستقيم در فرايند يادگيري شركت فعالانه دارند. يكي از موقعيتهاي تعاملي بين شاگرد و معلم، «بازيهاي آموزشي» است كه در بطن خود، داراي هدف آموزشي است؛ يعني انتقال نكتهاي خاص، برجسته كردن قابليتهاي ويژه با تعميق مهارتها. در مقالة حاضر،ضمن ارائه تعريف بازي آموزشي، تأثير اين بازيها در يادگيري دانش آموزان بررسي شده است.
* سرآغاز
يكي از فعاليتهاي لذت بخش و سازنده براي همه، خصوصاً براي كودكان و نوجوانان، بازي است. كودكان از طريق بازيها كه با هيجان همراه است، زندگي در دنياي آينده را تمرين ميكنند. ويژگيهاي هر بازي و فايدههاي آن در رشد همه جانبة قواي ذهني، جسمي، شخصيتي و اجتماعي كودك باعث شده است توجه تعداد زيادي از دست اندركاران تعليم و تربيت به چگونگي نقش آن در امر آموزش كودكان معطوف شود بازي براي درمانگران وسيله مناسبي است تا به دنياي كودكان راه يابند و آن را بهتر بشناسند و به مشكلات آنان پي ببرند.
بازي آموزش است و كودك از طريق بازيها مهارتهاي گوناگوني كسب ميكند. بازي بهترين وسيلهاي است كه از طريق آن ميتوان بسياري از مفاهيم را آموزش داد(مقدم وتركمان،1381). بازيهاي آموزشي از جمله راهكارهايي هستند كه استفاده از آنها براي فعال كردن متعلمان و ايجاد خلاقيت در آنها، يكي از مباحث اصلي و تخصصي حوزه آموزشي را تشكيل ميدهد. بازي آموزشي يكي از موقعيتهاي ياددهي ـ يادگيري به شمار ميرود و فعاليتي است سازمان يافته و همراه با قوانين مشخص كه در آن دو يا چند دانش آموز براي رسيدن به اهداف آموزشي از قبل تعيين شده، در ارتباط با هم قرار ميگيرند. بازي تحميلي نيست و بايد معيارهايي داشته باشد؛ نخست آنكه متناسب با ويژگيها، نيازها و تواناييهاي كودكان باشد؛ دوم، به تقويت و دقت و تمركز و عكسالعمل به موقع و پرورش خلاقيت توجه داشته باشد؛ سوم، فعاليتها و رفتارهاي موجود در بازي، تعبير منطقي(معني و مفهوم) داشته باشد؛ چهارم، بين بخشهاي مختلف بازي رابطة منطقي وجود داشته باشد؛ پنجم، به گونهاي طراحي شود كه بر اعلام برنده و بازنده تأكيد زيادي نشود(افروز،1389).
اينكه از چه زماني نظر متفكران به اهميت بازي در رشد كودك جلب شده است، تاريخ مشخصي ندارد، ولي شايد فلاسفة يونان از جمله افلاطون، از اولين كساني باشند كه به ضرورت و نقش بازي در رشد كودك توجه كردهاند در بين مربيان، شايد برجستهترين كسي كه به مطالعات منظم در زمينة بازي و اهميت آن در تربيت كودك پرداخته است، فروبل باشد. از اواخر قرن19 به بعد، تحقيقات بسيار وسيعي در اين زمينه انجام شده و روانشناسان نظرات متعددي در اينباره دادهاند(مهرجو،1390).
*بازيهاي آموزشي
بازيهاي آموزشي ميتوانند به عنوان رسانهاي مفيد و كارآمد در سطوح رسمي و غيررسمي مورد استفادة معلمان قرار گيرند. هدف غايي اين بازيها فقط تفنن يا پركردن اوقات فراغت نيست، بلكه چنين بازيهايي، در ضمن ايجاد لحظاتي لذت بخش و فرحانگيز براي مخاطبان، با فراهم ساختن تجربههايي نزديك به تجربههاي دست اول، يادگيري سريعتر و پايدارتر را سبب ميشوند(امير تيموري،1387). حضور فعالانه متعلمان در فرآيند يادگيري، مستلزم فراهمسازي شرايط و زمينه مناسب در محيط آموزشي است.
به عقيده متخصصان حوزههاي آموزش و پداگوژي، استفاده از بازيهاي آموزشي در فرآيند تدريس، از جمله راهكارهايي است كه زمينه لازم را براي افزايش فعاليتهاي يادگيري متعلمان فراهم ميسازد. از ديدگاه اين متخصصان، بازيهاي آموزشي بر خلاف تصور رايج، به كودكان و دنياي آنها منحصر نميشود، بلكه با تغيير در عناصر يا نحوه بازي، قابليت استفاده براي آموزشي در تمامي شرايط سني را دارند. ضمن آنكه استفاده از بازي به متعلمان و فرآيند يادگيري منحصر نيست، بلكه در فرايند ياددهي نيز امكان و به عبارت دقيقتر، ضرورت طراحي و به كار بستن آنها احساس ميشود(حقاني،1385).
بازيهاي آموزشي خوب بيشتر بر تفكر و برنامهريزي تأكيد ميكنند تا حفظ كردن مطالب. دانش آموزاني كه در يادگيري مفاهيم موجود در نوشتهها و متون چاپي با مشكل روبهرو هستند بازيها را درك ميكنند و غالباً اعتماد به نفس خود را از راه نقش آفريني توسعه ميدهند.
امروزه اهميت و ارزش بازي در دوران كودكي به وسيلة پژوهشهاي گسترده مورد توجه قرار گرفته است. بازي روي رشد جسمي، عاطفي، ذهني، آموزشي، اخلاقي، شخصيتي و اجتماعي تأثير ميگذارد و ارزش تشخيصي و درماني نيز دارد(مقدم،1386).
زارع و همكاران(1388) از تحقيقي به اين نتيجه دست يافتند كه بازي آموزشي نمرات املاي دانش آموزان را افزايش ميدهد. كلين و فري تاگ(1991) از پژوهشي با عنوان تأثير استفاده از بازيهاي آموزشي بر انگيزش دانش آموزان9 تا 11 ساله به اين نتيجه رسيدند كه بازيهاي آموزشي بر چهار مؤلفة انگيزشي توجه، ارتباط، اعتماد و رضايت تأثير دارند. گرين و بولير(2003) انجام بازي را عاملي براي بهبود بخشي، توجه و فعاليتهاي بصري ذكر ميكنند.
بازي آموزشي خوب، تفكر و برنامهريزي را در دانش آموزان تشويق ميكند( ذوفن و لطفيپور، 1380). براساس نظريات پياژه و ويگوتسكي، بازي اصليترين عامل رشد شناختي كودك و يكي از روشهاي فكري قابل دسترس براي خردسالان است. كودكان در قالب بازي با درك واقعيتها و كنترل مهارتهاي شخصي به تعادل دست مييابند(انگجي و عسكري،1385).
* تاثير بازيهاي آموزشي بر مغز
پژوهشها دربارة مغز، به چگونگي تأثير يادگيري بر مغز و مهمتر اينكه كدام نوع يادگيري مغز را تغيير ميدهد، پرداختهاند. تجربههاي جديد بر رشد دارينهها(دندريتها) تأثير ميگذارند. ريشة دارينهها در پاسخ به تمايلات كه يادگيرنده با آن مواجه ميشود، رشد و شكل آن را تغيير ميدهد. تعامل با محيط ممكن است موجب جوانه زدن شاخههاي دندريتي جديد در سراسر مغز شود. رشد مغزي پس از تولد به شاخه شاخه شدن و جوانهزدن دارينهها اسناد داده ميشود كه در پاسخ به تجربه اتفاق ميافتد( برنيگر و ريچاردز ،2002). بازيهاي آموزشي ميتوانند شيوهاي فعال و برانگيزاننده براي دانش آموزان باشند تا به مرور آنچه ياد گرفتهاند، بپردازند. بازيهاي آموزشي ميتوانند عامل اساسي براي افزايش اندازة پي ياخته (نورون) و ارتباطات سيناپسي در مغز باشند. اين رشد بهويژه تحت تأثير تحريك جنبشي، تفكر انتقادي و حل مسأله قرار دارد.
مزاياي بازي آموزشي
1. پاداش ذاتي دارد؛ چون شاگردان بازي را دوست دارند و از روي ميل و رغبت در آن شركت ميكنند.
2. موقعيتهاي پيچيده زندگي را كه عناصر آن از زندگي واقعي گرفته شدهاند، به شيوهاي ساده و قابل فهم نمايش ميدهد.
3. انگيزه يادگيري ايجاد و توجه و علاقة فراگيرندگان را جلب ميكند.
4. از يكنواختي و كسالت باري محيطهاي ياددهي ـ يادگيري ميكاهد و جوي شاد و زنده را شكل ميدهد. در برخي از بازيها فراگيرندگان بدون اينكه خود احساس كنند به تمرين و تكرار مفاهيم يا مهارتهاي دشوار ميپردازند.
5 ـ مربيان با ايجاد ارتباطهاي اجتماعي از طريق بازي، علاوه بر آموزش مفاهيم شناختي، به بعضي از اهداف آموزشي، يادگيري عاطفي و نگرشي نيز دست مييابند. به علاوه، آموزگاران با شركت دادن دانشآموزان در برنامهريزي و تدارك وسايل لازم براي بازي ميتوانند به اهداف بيشتري نايل شوند. بازي آموزشي خوب ميتواند ضمن ايجاد تفريح و هيجان براي فراگيرندگان، چگونگي ارزيابي مخاطرات، برخورد اتفاقها و مسائل جديد، تفكر منطقي و انجام تصميمگيريهارا آموزش دهد. (امير تيموري، 1387).
براي افزايش تأثيرات بازيهاي آموزشي در كلاس توصيه ميشود به اين نكات توجه كنيد:
1.دانشآموزان را در برنامهريزيهاي اوليه و تدارك چنين فعاليتهايي شركت دهيد؛ بدين صورت كه دانشآموزان خودشان نقش خود را در بازي برگزينند و هرچه بيشتر در اين باره تبادل
نظر كنند.
2. منابعي را كه به عنوان مواد اصلي مورد نياز هستند، تدارك ببينند. به عبارت ديگر، دانشآموزان بايد به اطلاعات و واقعيتهايي كه بر اساس آنها تصميمگيري ميكنند دسترسي داشته باشند.
3. وقت به اندازة كافي داشته باشيد. براي اجراي بسياري از بازيها زماني چند برابر ساعت كلاسي لازم است.
4. در صورت تمام نشدن بازي، محلي را براي نگهداري وسايل در نظر بگيريد.
5. پس از اتمام بازي، وقت كافي در اختيار دانشآموزان قرار دهيد تا واكنشهاي خود را نسبت به بازي ابراز كنند و بين تصميمات فردي و نتايج بازي و آنچه در دنياي واقعي وجود دارد، مقايسهاي صورت دهند.
6. از تكراري شدن بازي جلوگيري كنيد. اگر بازي خاصي را يكبار براي دانشآموزان مطرح كردهايد، بار ديگر آن را ارائه نكنيد.
7. اهميت پيچيدگي بازي را در نظر بگيريد. بازي بايد چنان مهيج و جالب باشد كه به تفكر و جست و جو نياز داشته باشد و نتوان به راحتي به جواب آن دست يافت.
بنابراين، بازي نبايد ساده، بيتحرك و بيهدف باشد. پيچيدگي و جذابيت آن بايد در حدي باشد كه توجه همه را جلب كند.
نتيجهگيري
بازي عمدهترين شكل فعاليت كودك و مناسبترين آن براي بروز و رشد استعداد و خلاقيت او به شمار ميرود. بازي نقش بزرگي در زندگي و رشد كودك دارد. ضمن بازي بسياري از خصوصيات مثبت در او پرورش مييابد. آغاز رشد آفرينندگي و خلاقيت در كودكان، در سنين آمادگي و پيش از دبستان است. در اين سن، فعاليت كودك نسبت به دوران خردسالي تغيير مييابد و روابط جديدي ميان تفكر و عمل وي پديد ميآيد و احساس نشاط و سرزندگي بعد از بازي ميتواند راهگشاي حل بسياري از مشكلات باشد.
بازي با گشودن مسيري نو در يادگيري ميتواند نقش بارزي در بهبود زندگي ايفا كند و در كمك به معلمان براي مديريت بهتر كلاس، راندمان آموزشي را نيز افزايش دهد. بازي در رشد آفرينندگي نقش فعالي دارد و موجب حركت و به كارگيري ذهن در كسب تجربه و حل مسأله ميشود. برانگيختن ذوق و علاقة شاگرد به وسيلة بازي، تفكر همگرا را در ذهن سبب ميشود.
معلم در انتخاب بازي بايد دقت لازم را داشته باشد تا آن را با توجه به سطح آگاهي و مهارت شاگرد و منطبق با موضوع درس انتخاب كند، زيرا شاگرد زماني اعتماد به نفس لازم را داراست كه مهارت كافي را به دست آورده باشد.
آگاهي از انواع بازيها و ايجاد موقعيتهاي مناسب براي يادگيري از طريق بازي، در تعليم و تربيت كودكان مفيد است.
لذا لازم است مربيان تربيتي با فراهم كردن امكانات و ابزارهاي مناسب آموزشي ـ پرورشي، براي غنيسازي ابعاد فكري و شكوفايي استعدادهاي شاگردان گام بردارند. اخذ نتايج تربيتي مطلوب از بازي، به ميزان زيادي به كارداني مربي و آموزگار، آشنايي او با خصوصيات سني و ويژگيهاي خردسالان، رهبري صحيح و مطابق با اسلوب بازيهاي گوناگون وابسته است.
به نقل از نشريه رشد تكنولوژي

