پيشنهادهايي براي بهبود آموزش زبان انگليسي

پيشنهادهايي براي بهبود آموزش زبان انگليسي
بدون شک تسلط قدرتهاي استکباري بر کشورهاي جهان و استمرار استعمار آنها در طول ساليان دراز بدون طرحهاي متعدّد و برنامه ريزيهاي گسترده صورت نگرفته است. دستاندرکاران و عوامل آنها براي شئون مختلف کشورهاي تحت سلطه، متناسب با سوابق تاريخي و فرهنگشان مقرّرات و آئين نامههاي ويژهاي تدوين و پس از محاسبات دقيق زمينههاي اجراي آنها را فراهم کرده اند. مقررات و آييننامههايي که در جهت تأمين منافع خودشان بوده است. حضور مستشاران آنها در کشورهاي مستعمره صرفاً جهت نظارت بر حسن اجراي آن روشها و قوانين بوده تا تحقق اهداف شان تضمين گردد.
محققين، اين مقرّرات و آئين نامهها را که امروزه از آنها به عنوان روشهاي اجرايي ياد ميشود، به ريلهاي قطاري تشبيه کردهاند که مسافرين و بارهاي قطار را به مقصد مورد نظر سوق ميدهند، به عبارت سادهتر، اين ريلها در جهتي تعبيه شدهاند که منافع ريل گزار را تأمين کنند. مهم نيست که رانندة قطار چه کسي باشد و يا قطار ساخت کدام کشور باشد، مهم جهت ريلهايي است که با دقّت فراوان و بر مبناي تحقيقات انجام گرفته ساخته شدهاند
.
با توجه به اين موضوع، مستشاران انگليسي و سپس آمريکايي در طول بيش از نيم قرن تسلط همه جانبه بر ايران، آئيننامهها و مقرّراتي براي وزارتخانهها، سازمانها و نهادهاي کشوري و لشگري تدوين کرده بودند که با اجراي آنها منافع کشورشان را تأمين ميكردند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با قرار گرفتن مديران انقلابي در رأس امور، بخشي از روشها در جهت تأمين منافع داخلي تغيير يافتهاند، اما در مراکزي مسئولين فرصت بازنگري آئيننامه و مقرّرات مربوطه را پيدا نکرده و روشهاي مزبور دست نخورده باقي ماندهاند.
بحث فوقالذکر را در سال گذشته، در دانشگاه علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد براي دانشجويان کارشناسي ارشد مطرح ميكردم که در ميانة بحث، يکي از دانشجويان بلند شد و اظهار داشت:
«استاد بنده هم اکنون نمايندة مجلس شوراي اسلامي هستم و در… انجام وظيفه ميكنم، فرمايشات شما را تأييد ميكنم، براي مثال: قوانين گمرک ما، متعلق به 80 سال پيش ميباشد، اما تصميم گرفتهايم گروههاي ويژهاي براي بررسي اين امور و اصلاح آنها تشکيل دهيم و…» اوايل سال 1362 بود که رهبر معظم انقلاب در يکي از سخنرانيهاي خود تأکيد فرمودند: «جنگ با روشهاي آمريکايي مهمتر از جنگ با خود آمريکاست.»
اين جملة بسيار مهم با مفهوم عميقي که دارد، شاه بيت غزلي است که بنده به توضيح آن پرداختهام. انشاءالله زماني ما به پيروزي کامل بر مبناي واقعي آن دست پيدا خواهيم کرد که توفيق بازنگري تمام مقرّرات و قوانين بازمانده از رژيم شاهنشاهي را داشته باشيم و به جاي آنها قوانين و مقرّراتي را جايگزين کنيم که برخاسته از فرهنگ و معارف ديني مان باشد.
***
مطالب فوقالذکر مقدمهاي بود براي مطرح کردن مشکلي که در تدوين دروس بعضي از رشتههاي دانشگاهي وجود دارد. حدود سيزده سال پيش، موفق به تدريس در رشتة (مترجمي زبان انگليسي) در دانشگاه آزاد اسلامي شدم. واحدهايي که مقرّر شده بود تدريس آنها به عهدة بنده واگذار شود
(بررسي آثار ترجمه شدة اسلامي 1 و 2) در مجموع 4 واحد بود. اين چهار واحد درسي معمولاً در ترمهاي آخر رشتة مزبور تدريس ميشد. انتظار داشتم دانشجوياني که در حال فارغالتحصيل شدن بودند بتوانند ضمن صحبت کردن به زبان انگليسي، توانايي نوشتن نامه و يا گزارش به زبان انگليسي را نيز داشته باشند.
متأسفانه انتظار بنده بيجا بود و با واقعيت تطبيق نميكرد.! اغلب دانشجويان در حال فارغالتحصيلي به رغم چهار سال تلاش و تحمل هزينههاي تحصيلي قادر به صحبت يا نوشتن يک نامه يا گزارش به زبان انگليسي نبودند.!
بنده که به علّت سوابق تحصيلي ميدانستم در يک دورة برنامهريزي شدة شش ماهه ميتوان دانشجويان را به سطح مکالمة صحيح زبان و نوشتن متن ارتقاء داد، به بررسي موضوع پرداختم. متوجه شدم، واحدهاي مختلفي که دانشجويان علاوه بر گرامر و مکالمه موظّفند در طول چهار سال بگذرانند آن چنان متنوع و بعضاً پيچيده است که بعضي از دانشجويان را از هرچه موضوع (يادگيري زبان انگليسي) است دل زده و گاهي اوقات منزجر ميکنند.
نمونة واحدهايي که يک دانشجوي مترجم انگليسي بايد در طول چهار سال بگذراند عبارتند از:
متون سياسي (2 واحد)، متون اقتصادي (2 واحد)، متون اسناد و مدارک (4 واحد)، ادبيات نمايشي (2 واحد)، ادبيات داستاني (2 واحد)، ترجمه نوار و فيلم (2 واحد)، فيلم مستند و خبر (2 واحد)، ترجمة ادبي و شعر (2 واحد) و…
همانطوري که ملاحظه ميشود يادگيري بخشي از اين واحدها کافي است که تعدادي از جوانان علاقمند به يادگيري زبان خارجي را گيج و از ادامة تحصيل منصرف کند.! سي و شش سال است که اين برنامه درسي تدريس ميشود و مشخص نيست چه کسي و يا چه کساني چندين سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي چنين برنامهاي را براي رشتة مترجمي تدوين کردهاند.!
سؤالي که به ذهن خطور ميکند اين است، (چرا مسئولين مربوطه به فکر نيفتادهاند کارآيي اين برنامه را ارزيابي کنند و در صورت اشکال به بازنگري آن بپردازند.!) آيا با تغيير و تحولي که در تدريس زبانها در طول سالهاي اخير اتفاق افتاده، بهتر نيست يک تجديد نظري در اين روشها صورت پذيرد؟!
پيشنهادات بنده که چند سال در اين رشته تدريس کردهام به شرح ذيل ميباشد.! اميدوارم با برنامهريزي براساس پيشنهاداتي که ميشود بتوانيم:
1) دانشجويان را نسبت به ادامة تحصيل در اين رشته دلسرد نکنيم.
2) از اتلاف وقت عزيزان دانشجو جلوگيري کنيم.
3) جلوي صرف هزينههاي اضافي را بگيريم.
4) مترجمين متخصص و توانمند تربيت کنيم.
***
به نظر بنده اگر قرار بر اين است دانشجوي علاقمند به تحصيل در رشتة مترجمي حتماً چهار سال تحصيل کند، بايستي دو سال اول تحصيلي را فقط روي گرامر و مکالمه بر اساس روشهاي جديدي که ابداع شده آموزش ببيند تا پس از اتمام اين دوره بتواند به خوبي صحبت کرده و متون معمولي و ساده را ترجمه نمايد. پس از دورة آموزشي دو سال اول، ترجمه را حداقل در چند حوزه به شرح زير تخصصي کنيم:
1. حوزة ادبيات و علوم انساني 2.حوزة الهيات و معارف اسلامي 3. حوزة الکترونيک و کامپيوتر 4. حوزة علوم پزشکي 5. حوزة علوم پايه و رياضيات 6. حوزة…
بدون ترديد ورود به اين حوزههاي تخصصي نياز به آشنايي دانشجويان با واژهها و اصطلاحات مربوطه دارد که با گذراندن چند واحد درسي به زبان فارسي در حوزههاي مزبور زمينة ورود ايشان به آن تخصصها فراهم ميشود، با اين تقسيم بندي به علائق شخصي و تمايلات روحي و رواني دانشجويان نيز پاسخ داده ميشود.
بنابراين دانشجويان رشتة مترجمي در طول مدّت تحصيلي خود ميتوانند جهت گيري خود را در وادي ترجمه مشخص کنند. ديگر اين اتفاق نميافتد که دانشجو پس از فارغالتحصيلي در انتخاب و محدودة ترجمه مورد علاقة خود متحيّر و سرگردان بماند و نتواند تصميم درستي بگيرد.
اگر مسئولين امر مختصر مطالعهاي از کتب و مقالات ترجمه شده در حوزههاي مختلـف را داشته باشنـد ميتوانند به سـادگي به کيفيّـت بسـيار پايين ترجـمــهها
پي بـبـرند.
اين امر حکايت از درد مزمن آموزشهاي مربوطه در زمينة ترجمه دارد. اميدوارم به لطف و عنايت حضرت حق بتوانيم قدمي مثبت در اين جهت برداريم. انشاءالله
در پايان لازم به يادآوري است که بهترين روش گزينش دانشجو براي رشتة مترجمي، انتخاب دانشجو از رشتة علوم انساني است.
اگر به هر دليلي به ناچار از رشتههاي ديگر براي مترجمي، دانشجو پذيرفته ميشود بايد برنامهاي چند واحدي براي آشنايي دانشجويان با ادبيات فارسي به عنوان پيش نياز در نظر گرفته شود، عملاً ثابت شده است دانشجوياني که با زبان فارسي آشنا نيستند و توانايي نوشتن نامهاي يا گزارشي به زبان فارسي ندارند، در ياد گرفتن زبان دوّم با مشکل مواجه ميشوند.
مهدي نوروزي