پژوهش در حاشيه نظام آموزشي

پژوهش در حاشيه نظام آموزشي
——————
با توجه به اينکه مسؤلان بلندپايه کشور همواره مساله پژوهشمحوري و نفوذ پژوهش به تار و پود بخشهاي مختلف کشور را مورد تاکيد قرار ميدهند اما اين حوزه، همچنان با بيمهري مواجه بوده و در مقام عمل از شعارها و وعدههاي متوليان امر بهرهاي نبرده است.
به گزارش ايسنا، زماني که در مقام قياس به کشورهاي پيشرفته صنعتي مينگريم اولين نکته در تشکيل زيرساخت مستحکم توسعه را در توجه و تمرکز بر پژوهش و فعاليتهاي علمي در اين کشورها مييابيم، در واقع کشورهاي پيشرفته به خوبي دانستهاند که پژوهش نه تنها حلقه مفقوده توسعه است بلکه منبع اصلي توليد اطلاعات جديد و منشاء دستيابي به پيشرفت پايدار در حوزههاي مختلف اعم از اقتصادي و اجتماعي محسوب ميشود
.
در اين ميان کشور ما که همواره در مسائل علمي سعي کرده به عنوان يکي از سرد مداران منطقه نقش ايفا کند و حتي در سند چشمانداز 1404 دستيابي به مقام نخست علم و فناوري در منطقه را جزو اهداف اصلي خود برشمرده است به اندازه کافي نتوانسته بر اين حوزه تمرکز و توجه کافي داشته باشد. در واقع عدم توجه کافي به حوزه پژوهش منجر به اين شده که اغلب پژوهشگران و محققان در ايران تبديل به پژوهشگران کتابخانهاي شوند به گونهاي که تحقيقات اين افراد بيشتر در قالب مجلات و مقالات علمي در دسترس عموم قرار ميگيرد و تاثير ملموسي بر صنعت و اقتصاد و حل مشکلات جامعه و حتي کارآفريني ندارد.
البته بايد اين نکته را متذکر شد تا زماني که پژوهش در کشور در قالب يک کالاي لوکس شناخته شود و ويژگيهايي همچون تقاضامحوري، نيازسنجي، قدرت حل مساله و پايهريز نظام تنومند اقتصادي و اجتماعي را نداشته باشد و دانشگاهها پرداختن به اين حوزه را چندان الزامي ندانند، قاعدتاً نميتواند نقش اصلي خود را در جامعه ايفا کند و به حاشيه نظام آموزش عالي کشور رانده ميشود کمااينکه هم اکنون زماني که صحبت از پيشرفت علمي ايران ميشود همگان موضوع رتبه ايران در شاخص توليد علم را پيش ميکشند در حالي که رتبه پانزدهم ايران در توليد علم جهان تنها مربوط به ميزان توليدات مقالات علمي ميشود.
بر اساس اين گزارش، پژوهش زماني ميتواند نقش حلال مشکلات و نردبان دستيابي به توسعه در جامعه را بازي کند که متوليان امر “جلوگيري از اتلاف بودجه و وقت، کاهش دوبارهکاري و تصميمگيري درست” را از جمله ويژگيهاي ذاتي پژوهش بدانند و اين موضوع را نه در گفتمان و شعار بلکه در مقام عمل باور کنند، چرا که پژوهشگران و دانشگاهيان از جمله اصليترين مشکلات اين حوزه را عدم اعتقاد متوليان و مديران به پژوهشورزي در برنامهريزيهاي کشور عنوان و تاکيد ميکنند تا زماني که متوليان امر تنها در مقام سخنوري و شعار جايگاه پژوهش ر ا در حيطههاي مختلف ارتقا دهند نه فقط نتيجه ژرفي برجاي نميگذارد بلکه انگيزه محققان را در انجام پروژههاي تقاضامحور کاهش ميدهد.
همچنين در اين ميان بايد به نقش منابع مالي نيز اشاره کرد که به دليل عدم کفايت منابع مالي کنوني در امر پژوهش و هدايت نادرست منابع موجود به سمت مسيرهايي غير از پژوهش، اين حوزه را با چالشهايي مواجه کرده است. البته رويکرد متوليان دولتي بهرهبرداري دقيق و منطقي از حوزه پژوهش است اما اين رويکرد در بخش بودجه ريزي و حمايت مالي هنوز چندان به منصه ظهور نرسيده است.
همچنين به گفته فعالان عرصه پژوهش بخش خصوصي که ميتواند در راستاي تامين منابع مالي نقش ارزندهاي را ايفا کند گاهي اوقات با در نظر گرفتن سوددهي و عدم ريسکپذيري، استانداردها و مباني علمي را در طرح هاي پژوهشي مدنظر قرار نميدهد و بيشتر به فکر سودآوري است که اين موضوع منجر به عدم هزينهکرد اين بخش در طرحهاي پژوهشي و دانشمحور شده است.
دانشگاه مهد پژوهشمحوري
از سوي ديگر، دانشگاههاي ايران که يکي از مهدهاي اصلي براي پژوهشمحوري و تربيت پژوهشگران محسوب مي شوند. طبق آنچه که مديران برخي از اين دانشگاهها اذعان ميکنند هنوز به بلوغ کافي براي گذر از مرحله آموزشمحوري و ورود به مرحله پژوهش محوري و کارآفريني نرسيدهاند .
سرپرست دانشگاه جامع علمي کاربردي در اين راستا ميگويد: متأسفانه اغلب قريب به اتفاق دانشگاههاي کشور هنوز در مرحله اول، يعني دانشگاههاي
آموزش محور قرار دارند، چون دانشگاههاي پژوهش محور دانشگاههايي هستند که محتواي آموزشي خود را براساس دستاوردهاي پژوهشي تنظيم ميکنند و فعاليتشان پژوهش محور ميشود. در اين شرايط به سختي ميتوان گفت که چند دانشگاه پژوهش محور در کشور در حال فعاليت است. در حال حاضر تنها تعدادي از دانشگاههاي برتر در سراسر کشور در حال فعاليت بهصورت پژوهش محور هستند و ساير دانشگاههاي کشور در حال حاضر آموزش محور هستند و تا رسيدن به مرحله پژوهش محوري فاصله زيادي دارند.
دکتر محمدحسين اميد ادامه ميدهد: به هر حال در يک زماني طولاني متقاضيان آموزش عالي خيلي بيشتر از ظرفيت دانشگاهها بودند، به همين دليل سياستهاي کميت گرايانه در آموزش عالي خيلي رونق داشت و در دورهاي دانشگاهها به لحاظ کمي رشد کردند، حتي در دورهاي دانشگاه ها را ملزم ميکردند که هم در کارشناسي هم کارشناسي ارشد و دکتري بيش از اعلام نياز و ظرفيتشان دانشجو بگيرند.
وي توضيح ميدهد: ايجاد اين ميزان ظرفيت زياد آن هم بدون تامين زيرساخت هاي لازم باعث شد که دانشگاهها نتوانند فرآيند تبديل شدن به دانشگاه پژوهش محور و تبـديل شدن به دانشـگاه کارآفـرين را طي کنند.
حجم بالاي متقاضيان ورود و تحصيل در دانشگاهها و اصرار دولتهاي وقت براي پذيرش اين متقاضيان، باعث شد که آموزش، محور کار دانشگاهها قرار بگيرد. مواجهه دانشگاهها با محدوديت منابع براي کار پژوهشي نيز از ديگر عوامل عقب ماندگي دانشگاهها در تبديل شدن به نسل هاي بعدي دانشگاهها است.
اميد با اشاره به اينکه کشورهاي در حال توسعه از ترکيه تا کُره و چين و ژاپن و اروپايي ها که جلوتر هستند همه اينها سهم تحقيقاتشان از توليد ناخالص ملي بيش از يک درصد هست و در بعضي جاها به 4 درصد مي رسد، ميگويد: کشور کُره 30 سال پيش به مراتب عقب افتادهتر از ما بود ولي بعد از سي سال در رده کشورهاي توسعه يافته قرار ميگيرد دليلش اين است که در تحقيق و توسعه سرمايه گذاري کرده، بخش خصوصي هم سرمايه گذاري کرده در تحقيق و توسعه و دولت هم حمايت کرده است، همانطور که گفتم سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملي در کُره بالاي سه درصد است. در کشور ما اين سهم در طول سال هاي بعد از انقلاب يکبار در سال 84-83 به حدود 0.7 درصد رسيده است و در تمام سال هاي قبل و بعد از آن و در حال حاضر سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملي زير نيم درصد است .
به گفته سرپرست دانشگاه جامع علميکاربردي، نيم درصد از توليد ناخالص ملي به تحقيقات ميرسد از اين نيم درصد، حدود 0.45 درصد در اختيار دستگاه هاي
غير از دانشگاه قرار گرفته، يعني دانشگاه ها از توليد ناخالص داخلي فقط نيم صدم درصد سهم دارند در حالي که در دنيا بالاي دو، سه درصد است. بنابراين چه توقعي داريم که دانشگاههايي که از توليد ناخالص ملي براي تحقيق و پژوهش 0.50 درصد سهم دريافت ميکنند، بخواهند پژوهش محور شوند، پژوهش هزينه و زيرساخت نياز دارد. بيش از 20 سال است که نتوانستيم تجهيزات و آزمايشگاههايمان را بروز کنيم در حالي که دنيا سال به سال در حال تغيير است. حتي در بعضي از رشتههاي تخصصي اين تغيير به ماه رسيده است. در نانو، در بايو، در هوافضا اين تحقيقات حتي به فصل و ماه ميرسد. بنابراين، تحقيقات ما هم منابع و هم تجهيزاتش محدود است به همين دليل نتوانستيم
سرمايه گذاري کنيم و نتيجهاش اين شده که به سمت آموزش و نه پژوهش و کارآفريني حرکت کرديم.
پژوهشمحور کردن صنايع
بر اساس اين گزارش، از جمله موارد ديگري که ميتواند در تقاضامحور کردن پژوهش در کشور کمک کند، گسترش ارتباط اين حوزه با صنايع مختلف است که اين مساله نه فقط به خط توليد محصول در کشور رنگ و بوي علم و دانش ميدهد بلکه از اتلاف وقت و هزينه و دوبارهکاري جلوگيري ميکند و همچنين ميتواند اقبال عمومي را نيز جذب کند.
مالک نادري مدير اداره ارتباط با صنعت و کارآفريني دانشگاه اميرکبير با بيان اينکه هماکنون در مسير گسترش ارتباط دانشگاهيان با بخش صنعت در حال حرکت هستيم و در اين راستا زماني مراکز رشد و پارکهاي علم و فناوري شکل گرفت و در حال حاضر نيز شرکتهاي دانشبنيان در حال فعاليت و استارتاپها در حال شکلگيري هستند، ميگويد: اما آنچه که مشخص بوده اين است که ما به دليل فراهم نبودن اکوسيستم و سهم زير نيم درصد پژوهش در توليد ناخالص ملي با سرعت کمي در حال حرکت در اين مسير هستيم البته از سويي ديگر نيز اوضاع صنعت در کشور چندان تعريفي ندارد و اين مساله به ارتباط اين بخش با دانشگاه تاثير بسزايي گذاشته است.
وي معتقد است: اگر چرخ صنعت خوب بچرخد پول بيشتري داشته و در ارتباط با بخش دانشگاهي کشور هزينه بيشتري ميکند، اما متاسفانه فعاليت 90 درصد دانشگاههاي کشور حول محور بخشهاي آموزشي است و اين دانشگاهها به نوعي وقت آموزش عالي را پر ميکنند و فقط 10 درصد دانشگاهها و مراکز با وجود کمبود امکانات با سرعتي معقول در حال فعاليت هستند.
وي افزايش سرعت حرکت دانشگاهها در مسير توسعه را نيازمند حمايتهاي مادي و معنوي ميداند و توضيح مي دهد: با تکنولوژي سنتي نميتوان به پيشرفت دست يافت و بايد باور کرد که تنها از طريق توسعه تکنولوژي ميتوان به سمت دستيابي به پيشرفت حرکت کرد که در اين راستا لازم است فضاي کسبوکار بهبود يابد زيرا در غير اين صورت حتي اگر پول تزريق شود نميتوان به جايي رسيد.
دانشگاه هاي واگرا
همچنين معاون پژوهشي دانشگاه تربيتمدرس ضمن تاکيد بر اينکه محوريت فعاليت صنعت بايد به اين صورت باشد که با گرفتن ماده اوليه و بهکارگيري تعدادي نيروي انساني متخصص و با برنامهريزي و مديريت علمي دقيق و صحيح و با استاندارد بالا مدام کار توليدي کند و استانداردها و خط توليد خود را بهروز کرده و به تنوع کالاهاي خود بينديشد تا بتواند نيازهاي مردم را پاسخ دهد از عدم همگرايي صنعت با اين ويژگيها انتقاد کرد.
دکتر يعقوب فتحالهي با اشاره به اينکه عمده صنعت ما با برنامههاي دانشگاهي واگرا است، ميگويد: تا زماني که ويژگيهاي متعالي در وجود صنعت و اقتصاد رسوب نکند اين بخش به هيچوجه با دانشگاه که در سطح بالا کار علمي ميکند همگرا نميشود، از طرفي در بدنه اقتصاد، شکوفايي لازم به منظور بهبود امور توليد را نميبينيم از اين رو چگونه ميتوان توقع همگرايي دانشگاه و صنعت را داشت.
وي ضمن تاکيد بر اينکه براي همگرايي صنعت با پژوهش بايد اقتصاد در راستاي شکوفايي، پويايي و پايايي حرکت کند توجه به برنامهريزي دقيق براي توليد و شناسايي بازيگران اقتصادي و هدايت سرمايهها براي رفع نيازهاي ملي و نوسازي توليد را الزامي عنوان کرده و همچنين با طرح اين سوال که در بدنه اقتصاد ما نشاني از نياز به دانش و فناوري وجود دارد يا خير؟ ادامه ميدهد: محوريت فعاليت صنايع بر مدار علم، تکنولوژي و نوآوري ضروري است؛ کشور از نظر نيروي انساني غني است اما ما چه برنامهاي براي بهکارگيري اين نعمت الهي در راستاي توسعه ملي داريم؟ بايد از صنعتگران پرسيد آيا برنامهاي براي جذب نخبگان دارند؟
از سوي ديگر، دبير ستاد توسعه، فناوري و نوآوري در صنعت نفت، گاز و زغال سنگ ضمن تاکيد بر نوسازي زيرساختهاي آزمايشگاهي و کارگاهها به افزايش تقاضا براي دانش و فناوري و پژوهش اشاره کرده و ميگويد: عدهاي مساله مازاد عرضه نيروي انساني و عدهاي مساله کمبود نيروي انساني را مطرح ميکنند که البته بايد توجه داشته باشيم که اين موضوع بستگي به سياستگذاريهاي بخش اقتصاد و صنعت به عنوان بخش تقاضا دارد. بسياري از شاخصها نشان ميدهد که نظام اقتصادي و صنعتي دچار کمبود تقاضاي نيروي انساني است.
جعفر توفيقي ادامه ميدهد: همچنين عدهاي معتقدند که اين تعداد پژوهش و مقاله بدون بازخورد هستند اما طبق مطالعهاي که انجام دادم مدلهاي صنعتي کشورهاي توسعه يافته در دل اقتصاد دانشبنيان ميگنجد که اين موضوع در کشور ما به صورت عيني وجود ندارد .
وي با بيان اينکه برخي عنوان ميکنند که پژوهش در کشور بايد ماموريتگرا شود، ميگويد: پژوهش زماني ماموريتگرا ميشود که متقاضي وجود داشته باشد موضوعي که در صنعت هستهاي کشور تجربه کرديم که حتي ميتوان گفت يکي از دلايلي که ايران در برجام توانست حرف خود را به کرسي بنشاند پشتوانه علمي و دانش و فناوري بود .
فرهنگ پژوهشمحور
اگرچه توجه و تمرکز متوليان و مسؤولان به امر پژوهش ضرورتي انکار ناپذير است و براي دستيابي به پيشرفت و حل مشکلات و نيازها در اين حوزه بايد اقدامات و برنامهريزيهاي گستردهاي انجام شود اما عدم همخواني فرهنگ جامعه با روحيه پژوهشمحوري در به حاشيه رانده شدن پژوهش از متن نيز خود مزيد بر علت شده است
درواقع تا زماني که آحاد جامعه تاثير دستاوردهاي پژوهشي در بهبود شرايط اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و حتي سياسي را باور نکنند و ر وحيه پژوهشمحور نداشته باشند و به نوعي فرهنگسازي در اين زمينه انجام نشود نميتوان انتظار ورود به مدينه فاضله توسعه را داشت.
بنابراين تامين منابع مالي و بودجه کافي، گسترش ارتباط علم با صنعت، پژوهشمحور شدن دانشگاهها، نهادينه شدن فرهنگ پژوهش در ميان مسئولان، تربيت نيروي متخصص در امر پژوهش، ريسکپذيري بخش خصوصي در اجراي طرحهاي پژوهشي، تعيين اهداف مشخص در پژوهش، افزايش انگيزه پژوهشگران و محققان، به روزرساني تجهيزات و فرهنگسازي از طريق مبادي مختلف از جمله اصليترين مسائلي هستند که بايد در امر پژوهش مورد توجه قرار گيرند که اميد است اين بار نه در مقام سخنراني و شعار بلکه در حيطه عمل شاهد بروز تحولات عظيم و عميقي در حوزه پژوهش باشيم.
———————
