تحولات آموزش متوسطه در دو قرن اخیر در اروپای غربی و آمریکا
۷-برابری فرصتهای آموزشی
پیش از این گفته شد که هم در اروپا و هم در آمریکا از اوایل قرن نوزدهم تلاش برای خارج کردن آموزش و پرورش از انحصار قشر مرفه و تعمیم آن در میان همگان آغاز شد؛زیرا در آن زمان عقیده بر این بود که تأسیس مدارس دولتی به منزلهء ایجاد فرصتهای آموزشی یکسان است و نیز تصور میشد که با تأمین فرصتهای آموزشی یکسان میتوان به برابری فرصتهای اجتماعی کمک کرد.به عنوان مثال،هوراسمان در گزارش دربارهء آموزش و پرورش در آمریکا در سال ۱۸۴۸ نوشت که آموزش دولتی رایگان بزرگترین عامل ایجاد برابری است.(۱۵)
همچنین این باور وجود داشت که اگر همه افراد به منابع آموزشی یکسان در مدارس دولتی دسترسی داشته باشند،برابری فرصتهای آموزشی محقق خواهد شد.در نتیجهء چنین باوری،فرض بر این بود که اگر دانشآموزان مردود شوند،مردودی آنها نتیجهء عملکرد و نیز محدودیت توانای خود آنهاست.به عبارت دیگر،در آن زمان عدم موفقیت شاگردان را به نابرابریهای موجود در مدرسه یا جامعه نسبت نمیدادند.
با گذشت زمان و انجا تحقیقاتی دربارهء عملکرد آموزش و پرورش در اروپا و آمریکا،خوشبینی اوّلیه نسبت به وجود برابری فرصتهای آموزشی در این جوامع و نیز خوشبینی نسبت به نقش تقاطع مدرسه در ایجاد فرصتهای اجتماعی یکسان،جای خود را به بدبینی داد.برای نمونه،ساموئل باولز در یکی از تحقیقات خود دربارهء نابرابری آموزشی و اجتماعی چنین نوشت: «بررسی سوابق تاریخی آموزش و پرورش در ایالات متحده آمریکا و نیز بررسی دقیق وضع موجود دانشکدهها و مدارس نشان میدهد که وضع مدارس به گونهای است که



