دغدغه والدين براي انتقال ارزش ها به فرزندان
واقعيت اين است که در ميان انبوه مسائل اجتماعي که جامعه امروز ايران درگير آن است، فاصله گرفتن نسل جوان از خانواده و نپذيرفتن اصول و قواعدي که در چارچوب خانواده وجود دارد، يکي از مهم ترين دغدغه هاست. اين روزها بسياري از والدين از رفتار و گفتار جواناني که خود تربيتشان کرده اند، گلايه دارند و نمي دانند که چرا با وجود داشتن اهداف بلند، اصول محکم و ارزش هاي صحيح فرزندشان درس نمي خواند، بي اعتقاد بار آمده و يا به ارزش هاي مورد تاييد خانواده پشت پا زده است. اين پديده البته مسبوق به سابقه است و مختص جوانان کشور ما و والدين امروزي نيست بلکه موضوعي است که در هر زمان و جامعه اي به شکلي بروز پيدا مي کند. اگر به نحوي با اين مشکل دست به گريبان هستيد و يا مي خواهيد دليل اين موضوع را دريابيد توصيه مي کنيم ادامه مطلب را مطالعه کنيد.
نويسنده: عظيمي مروي
واقعيت اين است که در ميان انبوه مسائل اجتماعي که جامعه امروز ايران درگير آن است، فاصله گرفتن نسل جوان از خانواده و نپذيرفتن اصول و قواعدي که در چارچوب خانواده وجود دارد، يکي از مهم ترين دغدغه هاست. اين روزها بسياري از والدين از رفتار و گفتار جواناني که خود تربيتشان کرده اند، گلايه دارند و نمي دانند که چرا با وجود داشتن اهداف بلند، اصول محکم و ارزش هاي صحيح فرزندشان درس نمي خواند، بي اعتقاد بار آمده و يا به ارزش هاي مورد تاييد خانواده پشت پا زده است. اين پديده البته مسبوق به سابقه است و مختص جوانان کشور ما و والدين امروزي نيست بلکه موضوعي است که در هر زمان و جامعه اي به شکلي بروز پيدا مي کند. اگر به نحوي با اين مشکل دست به گريبان هستيد و يا مي خواهيد دليل اين موضوع را دريابيد توصيه مي کنيم ادامه مطلب را مطالعه کنيد.
دکتر شهرام ناصري، روان پزشک و مشاور خانواده در اين باره به خراسان مي گويد: برخي اين مشکل را نمادي از گسست بين نسلي مي دانند اما واقعيت اين است که ما در انتقال ارزش ها به نسل بعد دچار مشکل شده ايم و نتوانسته ايم آن چنان که بايد و شايد، ارزش هاي خود را به نسل جوان منتقل کنيم. ما به عنوان والدين همواره سعي کرده ايم براي انتقال ارزش هاي خود از تنبيه و يا نصيحت استفاده کنيم. غافل از اين که در انتقال ارزش ها مسائل پيچيده اي مثل ساختار خانواده، قدرت، الگو و … وجود دارد. ناديده گرفتن اين جوانب بدون شک سودي به حال جوان ندارد. بهتر است در اين شرايط والدين ابتدا عملکرد خودشان را بررسي کنند تا دريابند چرا جوان آن ها فاصله زيادي با خانواده اش دارد. در بسياري از خانواده هاي ايراني جوان با اعضاي خانواده و والدين بيگانه است و والدين پس از چند بار تلاش براي باز کردن بحث و گفت وگو يا مکالمه با جوان مبهوت و شگفت زده از جواب هاي او در دل مي گويند که اين پسر يا دختري نيست که من تربيت کرده ام. بعد به مراکز مشاوره مراجعه مي کنند تا اين معما را حل کنند.
دکتر ناصري با بيان اين که چنين والديني ناخواسته و غيرعمدي جوان را با حرکات و رفتارهاي خود از خود دور کرده اند، مي افزايد: براي اين که بدانيم چرا جوانان ارزش هاي خانواده را پس مي زنند اول بهتر است بدانيم که ارزش چيست. بسياري از والدين مي گويند ما توقع زيادي از فرزند خود نداريم جز اين که ادب داشته باشد، درس خوان باشد و … غافل از اين که شما به عنوان والدين بايد تعبير شفاف و صحيحي از آن چه به عنوان ارزش يا خواسته خود از جوان مي خواهيد، ارائه دهيد. وقتي مي گوييم ادب داشته باش بايد تعريف مشخص، واضح و محدودي از ادب ارائه و آن را حداقلي تعريف کنيم. نه اين که يک روز بگوييم ادب يعني بلند صحبت نکني، روز بعد بگوييم ادب يعني پايت را جلوي ديگران دراز نکني و هر روز که مي گذرد تعريف جديدتري ارائه کنيم. در اين صورت است که بار سنگين، بزرگ و پر از ابهامي را روي دوش او گذاشته ايم. او ممکن است چند روز اين بار را بر دوش بگيرد اما بدون شک خسته مي شود و آن را زمين مي گذارد.
اين همان جايي است که والدين متعجب مي شوند که چرا قبلا مسائل موردنظر خانواده رعايت مي شد و حالا نمي شود. بنابراين با خود مي گويند که حتما دليل خاص و يا اتفاق و پيشامدي رخ داده که جوان به يک باره تغيير روش داده است.
اين مشاور خانواده تاکيد مي کند: اين موضوع تقصير نسل جديد و جوان نيست بلکه تقصير ماست که نتوانسته ايم ارزش هايمان را منتقل کنيم. بيشتر والدين تعريف درستي از ارزش ندارند و وقتي قرار است خواسته هاي خود را از جوان بگويند به کلي گويي رو مي آورند و نمي توانند بگويند دقيقا چه مي خواهند. طبيعي است که در چنين شرايطي جوان نتواند بفهمد چه کاري درست است و چه کاري نادرست.
از اين جا به بعد فرافکني والدين و يا توهم توطئه مطرح مي شود. والدين تصور مي کنند ديگران اعم از رسانه ها، دوستان و … نمي گذارند که آن ها شيوه تربيتي خود را اعمال کنند. در حالي که اگر ما کارمان را بلد باشيم، کسي نمي تواند امري را به جوان تحميل کند. بنابراين اولين کاري که والدين بايد انجام دهند تعريف حداقلي از ارزش هاست. ارزش هايي که محدود، شفاف و واضح بيان شود و جوان در صورت پذيرفتن مورد تشويق قرار بگيرد اما والدين به محض اين که تبعيت جوان از ارزش ها را مي بينند، سطح توقع خود را بالا مي برند. کمال گرا و ايده آل طلب مي شوند و مي خواهند جوان به آن چه خودشان نرسيده اند، برسد.
به اصطلاح به کمتر از ۲۰ راضي نمي شوند و همين جاست که فاصله ها شروع مي شود زيرا از آن جا که توقعات و خواسته هاي والدين سقفي ندارد، جوان پس از مدتي همه را به يک باره کنار مي گذارد و راه خودش را مي رود.
دکتر ناصري با تشبيه ارزش ها به صخره هاي محکم و بزرگ وسط رودخانه توضيح مي دهد: ما در حفظ ارزش هايمان بايد محکم باشيم و اجازه ندهيم کسي از آن عدول کند اما در ساير موارد بايد همراه جوان و طبق جريان آب حرکت کنيم. اگر زياده از حد صخره بچينيم و سدي در مقابل جوان درست کنيم، آب را راکد کرده ايم و بدون شک جوان پس از مدتي طغيان مي کند. آن جاست که به تمام ارزش ها پشت پا مي زند و خانواده را دچار بحران جدي مي کند. بسياري از والدين در اين مقطع مي گويند ما همه کار کرده ايم تا فرزندمان سالم بماند غافل از اين که جوان با رفتارهاي آن ها طغيان کرده است.
زماني که بحث ارزش ها و انتقال آن ها مطرح مي شود، از الگوها نام برده مي شود اما واقعيت اين است که در خصوص انتخاب الگو براي جوانان هم کاري انجام نداده ايم.
طاهره هميز، کارشناس امور جوانان با بيان اين مطلب به ايسنا مي گويد: ما فقط بايد خط مشي درست را به جوان نشان دهيم و انتخاب و تشخيص الگوي مناسب را به عهده وي بگذاريم زيرا الگوي تحميلي و قراردادي، الگوي جالبي نمي شود.
وي با اشاره به اين حديث که وقتي انسان پير مي شود حرص و آرزوهاي بلند در او جوان مي شود، تصريح مي کند: در حال حاضر بسياري از والدين فرزندان را به سمت الگوهايي سوق مي دهند که آرزوهاي جواني خودشان بوده است و يک آينده نامعلوم را براي او ترسيم مي کنند. به همين دليل لازم است اول روي افکار والدين و مربيان کار کنيم تا به تبع آن افکار جوانانمان هم از ابتدا خط درستي بگيرد. دکتر ناصري نيز با تاييد اين مطلب که الگوبرداري در شکل گيري شخصيت جوان تاثير مهمي دارد، مي گويد: بچه ها از رفتارهاي ما الگو بر مي دارند، نه از گفتار ما.
بين رفتار و گفتار اکثر والدين تفاوت زيادي وجود دارد. وقتي الگويي که در خانواده وجود دارد اصل نيست و قلابي است، طبيعي است که جوان براي يافتن الگويش به خارج از چارچوب خانواده مراجعه کند. وي افزود: اگر والدين خودشان الگوي صحيحي در اختيار جوان بگذارند هيچ امري نمي تواند جوان را تحت تاثير قرار دهد. بنابراين والدين در اين شرايط بايد نگاهي به خود بيندازند تا دريابند مشکل از کجاست. به جاي سرزنش کردن و فرافکني، اشتباهات خود را رصد و تلاش کنند دليل گرايش جوان به الگوهاي نامتعارف و خارج از چارچوب خانواده را بيابند. نکته اين جاست که معاشرت با جوان و نزديک شدن به او حتي وقتي الگوي صحيحي را انتخاب نکرده است، مي تواند به تغيير نگرش او منجر شود.



