راههاي برخورد با رفتارهاي نامناسب دانشآموزان

اغلب معلمان تازهكار، توجه خود را بر آمادهسازي موضوعي كه ميخواهند تدريس كنند متمركز ميسازند. آنها درباره چگونگي مديريت كلاس درس، وقت اندكي صرف ميكنند و همين مسأله باعث ميشود كه در جريان تدريس با بعضي برخوردهاي نادرست برخي دانشآموزان روبهرو شوند. البته اين به اين معنا نيست كه معلمان باتجربه با از اين دست مشكلات مواجه نميشوند. مراد اين است كه معلمان تازهكار به ميزان بيشتري نسبت به معلمان باتجربه با اين نوع برخوردها درگير ميشوند. بعضي از رفتارهاي نامناسب از نوع «كماهميت» هستند. مثلاً صحبت كردن، يادداشت نوشتن براي يك همكلاسي به هنگام تدريس، تأخير در ارائه تكليف درسي، مخصوصاً اگر چنين رفتارهايي به ندرت اتفاق بيفتد، بدرفتاري به حساب نميآيد. برخي از رفتارها به قدري شديد و نامناسب هستند كه جريان تدريس و تربيت را به طور كلي مختل ميكنند. مثلاً داد كشيدن بر سر معلم، كتككاري كردن با شاگردان ديگر، امتناع از شركت در فعاليتهاي درسي در شمار رفتارهاي كاملاً نامناسب به حساب ميآيند. معلم ميتواند برحسب شرايطي كه پيش ميآيد، از راهبردهاي متفاوتي براي رفع اين مشكلات استفاده كند. در ادامه به چند راهبرد اساسي برخورد با رفتارهاي نامناسب دانشآموزان ميپردازيم:
اغلب معلمان تازهكار، توجه خود را بر آمادهسازي موضوعي كه ميخواهند تدريس كنند متمركز ميسازند. آنها درباره چگونگي مديريت كلاس درس، وقت اندكي صرف ميكنند و همين مسأله باعث ميشود كه در جريان تدريس با بعضي برخوردهاي نادرست برخي دانشآموزان روبهرو شوند. البته اين به اين معنا نيست كه معلمان باتجربه با از اين دست مشكلات مواجه نميشوند. مراد اين است كه معلمان تازهكار به ميزان بيشتري نسبت به معلمان باتجربه با اين نوع برخوردها درگير ميشوند. بعضي از رفتارهاي نامناسب از نوع «كماهميت» هستند. مثلاً صحبت كردن، يادداشت نوشتن براي يك همكلاسي به هنگام تدريس، تأخير در ارائه تكليف درسي، مخصوصاً اگر چنين رفتارهايي به ندرت اتفاق بيفتد، بدرفتاري به حساب نميآيد. برخي از رفتارها به قدري شديد و نامناسب هستند كه جريان تدريس و تربيت را به طور كلي مختل ميكنند. مثلاً داد كشيدن بر سر معلم، كتككاري كردن با شاگردان ديگر، امتناع از شركت در فعاليتهاي درسي در شمار رفتارهاي كاملاً نامناسب به حساب ميآيند. معلم ميتواند برحسب شرايطي كه پيش ميآيد، از راهبردهاي متفاوتي براي رفع اين مشكلات استفاده كند. در ادامه به چند راهبرد اساسي برخورد با رفتارهاي نامناسب دانشآموزان ميپردازيم:
برنامهريزي
در آغاز سال تحصيلي كه تدريس كلاس هنوز شروع نشده است، برنامهريزي مشروح، كاري وقتگير و كسالتآور است، اما معلماني كه برنامههاي دقيق، عملي و روشن براي شروع، ادامه و پايان تدريس طرح ميكنند، طبق برنامه انتظارات خود را به دانشآموزان ميگويند. آنان ميدانند چه، به چه كسي و چگونه تدريس خواهند كرد و موارد مورد نياز دانشآموزان را به طور كامل ميدانند. اين معلمان حتي براي دانشآموزاني كه كار خود را زود به پايان ميرسانند، برنامههاي فوقالعاده درنظر دارند. بنابراين علاج را قبل از وقوع واقعه انجام ميدهند و به اين ترتيب از شكلگيري برخوردهاي نامناسب جلوگيري ميكنند.
بازنگري مداوم محيط كلاس
معلم بر تمامي امور كلاس اشراف كامل دارد. رفتارهاي ريز و درشت را زيرنظر دارد. در طول فعاليت يادگيري، هريك از دانشآموزان را مسئول انجام برخي از كارها ميكند و آنگاه با بازنگري روند فعاليتها از انجام كارها اطمينان مييابد. تنظيم و ترتيب كلاس درس و سؤال كردن از ويژگيهاي راهبرد بازنگري مداوم محيط كلاس است. معلم در چيدمان كلاس درس بايد طوري عمل كند كه تمامي حركات دانشآموزان را زيرنظر داشته باشد.
ناديده گرفتن
موقعي به كار ميرود كه چهار مورد زير تحقق يابد:
الف) احتمال تكرار رفتار بسيار كم باشد.
ب) رفتار نامناسب به شاگردان ديگر سرايت نكند.
ج) شرايط استثنايي موجب بروز آن شده باشد.
د) در فرايند تدريس و تربيت اثر بدي بر جاي نگذارد.
راهبرد اشارهاي و تذكر دادن به شاگرد
موقعي به كار ميرود كه آن رفتار، هم احتمال بروز اندكي در آينده داشته باشد و هم از اهميت كمي برخوردار باشد. مانند زماني كه شاگرد فراموش كرده است كه كتاب خود را در آغاز امتحان كنار بگذارد، يا وقتي يكي از شاگردان، يكي از همكلاسيهاي خود را مورد طعنه و تمسخر قرار ميدهد، يا هنگامي كه چند نفر از شاگردان در حين اجراي تكليف با يكديگر پچپچ ميكنند.
گفتوگوي خصوصي با شاگرد
موقعي كاربرد دارد كه تذكرات قبلي به دانشآموز براي تغيير رفتار نامناسبش تأثيري نداشته است. به عنوان مثال وقتي دانشآموزي هميشه دير به كلاس ميرسد، يا برخي از تكاليف منزل را انجام نميدهد، يا در برخورد با ديگران دچار ناراحتيهاي عاطفي ميشود، گفتوگوي خصوصي، راه خوبي براي حل مشكلات است.
خودنظمبخشي و اصلاح خود
در اين روش، معلم به گونهاي رفتار ميكند كه شاگردي كه رفتار نامناسبي دارد، با بررسي عملي كه انجام داده است خود را مقصر بداند و به اصلاح رفتار خود دست بزند. اين روش به شرط وجود رابطه مناسب بين معلم و شاگرد و به شرطي كه معلم قادر به درك درست علل رفتار شاگرد و پيام عمل او باشد، كارايي دارد.
گفتوگو با والدين
اين روش در مواردي ثمربخش است كه منبع رفتار شاگرد در بيرون از كلاس درس و مدرسه باشد. مثلاً زماني كه شاگرد درسهاي خود را در كلاس به خوبي پيش ميبرد، اما تكاليف منزل را انجام نميدهد. يا وقتي كه شاگرد به رفتارهاي نادرستي چون برداشتن وسايل ديگران و رفتارهاي غيراخلاقي و غيرقانوني دست ميزند، لازم است از اين راهبرد استفاده شود.
راهبرد كنترل
در بسياري از موارد بهخصوص زماني كه دانشآموز، خطاهاي خود را تكرار ميكند، يا رفتارهاي بسيار نامناسب از خود نشان ميدهد، رويكرد اصلاح رفتار، بهترين روش نيست و قدرت و ابهت معلم را نيز خدشهدار ميكند. روشي كه در چنين مواردي بايد به كار رود، راهبرد كنترل است. در اين روش با بروز رفتارهاي نامناسب از سوي دانشآموز، معلم بايد به آرامي مداخله كند. شرط اساسي حل اين مسائل آن است كه طرفهاي درگير آرامش خود را حفظ كنند و بتوانند بر دلايلي كه باعث ايجاد مشكل شده است، وقوف يابند.
راهبرد تغيير رفتار
اين راهبرد بر اصول نظريههاي رفتارگرايي و شرطي شدن مبتني است و در آن از دو روش استفاده ميشود:
الف) ايفاي نقش قوانين: نوعي رفتار درماني است كه پاداش ميدهد و رفتارهاي خطا را ناديده ميگيرد. در اين روش همچنين ممكن است از دانشآموز خواسته شود به دليل خطايي كه كرده است، خود را تنبيه كند.
ب) پيمان وابستگي: نوعي قرارداد بين معلم و شاگرد است كه به وضوح مشخص ميكند براي پاداش گرفتن، كدام يك از رفتارهاي شاگرد مورد قبول است.
حسين بهروش، كارشناس ارشد مديريت آموزشي
یکشنبه17مهر 1390 -اطلاعات



