مدرسه داری مدرن - الگوها و نمونه ها

مدرسه خلاق ، توسعه پايدار، آينده پايدار

به نظر مي‌رسد مدرسه‌هاي عصر سنتي و مدرن از بسياري از تنگناها و ناملايمات رنج مي‌برند. اگرچه نقدهاي فراواني براي اصلاح آن‌ها ارائه شده است،

 اما بسياري از اين نقدها عملاً نتوانسته است كار خاصي انجام دهد. مدرسه خلاق، مدرسه‌اي است كه هم از لحاظ معماري و هم از لحاظ مفاهيم ارزشي تفاوت‌هاي بسياري با مدارس سنتي و مدرن دارد.

در مدرسه خلاق تلاش مي‌شود با آميزه‌اي از رنگ و طرح و ايده‌هاي نوين در معماري كلاس‌ها و حتي نوع ساخت حياط مدارس، اتاق معلمان، مديران و پرسنل خدمه تحولي اساسي را پديدآورند. يك كلاس درس خلاق، كلاسي است كه بايد حتي از اتلاف سوخت و انرژي در آن جلوگيري به عمل آيد به طوري كه براي مثال تا حد امكان از پنجره‌هاي قدي بسيار بلند استفاده نشود تا سرما و گرما اتلاف نگردد


در كلاس درس خلاق نحوه چينش ميز و صندلي‌ها به گونه‌اي است كه به ارتباطات گسترده دانش‌آموزان با يكديگر كمك مي‌كند. همچنين از تراكم و فشارهاي فيزيكي آن‌ها به يكديگر جلوگيري مي‌شود.

همچنين فضاهاي ميان ميز و صندلي‌ها به گونه‌اي در نظر گرفته مي‌شود كه عبور دانش‌آموزان و معلم‌ها به سادگي صورت گيرد. مهم‌ترين نكته در طراحي داخلي اين مدارس، توجه به تركيب رنگ‌هاي به كار رفته در اشياي داخلي است. 

برهمين اساس خريد پرده، لوستر، آويزها بايد توسط مجموعه‌اي از روانشناسان، متخصصين دكوراسيون و تزيينات داخلي انجام گيرد. همچنين تعيين محل كلي مدرسه، نحوه ساخت آن، استفاده از مصالح بدون نظر متخصصين و كارشناسان صورت نمي‌گيرد. چرا كه آن چه در ساخت مدرسه مهم است، مكان جغرافيايي مدرسه و هم‌چنين فضاي كلاس‌ها و اتاق معلمين و مديران است. نكته ديگر اين كه لازم است از طراحي يكدست در مدارس پرهيز گردد. دليلي ندارد كه همه كلاس‌ها مطابق يك الگو ساخته شوند.

بلكه مي‌توان با توجه به استفاده‌هاي متفاوت و دروس مختلف، كلاس‌ها را به اشكال گوناگون طراحي كرد. مثلاً مي‌توان در كلاس درسي كه قرار است در آن جغرافيا تدريس شود، كلاس به شكل كره زمين احداث گردد كه بچه‌ها بتوانند با حضور برروي نقشه جهان به‌طور عيني و عملي زمين را لمس كرده، بشناسند و يا براي كلاس موسيقي لازم است كه اتاق‌هاي آگوستيك مطابق با استانداردهاي لازم براي آموزش موسيقي ايجاد شود. به‌طور كلي كلاس‌هاي خلاق كلاس‌هايي است كه ممكن است هر روز ريتم متفاوتي با گذشته داشته باشند. برهمين اساس مي‌توان از ديوارهاي كاذب با رنگ‌هاي متنوع براي آن‌ها استفاده كرد كه مثلاً اگر قرار است روزي شادي و سرور در كلاس جريان يابد از رنگ‌هاي انرژي‌زا استفاده شود و اگر قرار است روزي طنين سكوت در كلاس‌ها نواخته شود طبيعتاً بايد از رنگ‌هاي آرامش‌بخش و تسكين‌دهنده استفاده كرد.

علاوه بر اين آن‌چه حائز اهميت است، توجه به فضاي شهري، الگوهاي مصرف، سبك‌هاي زندگي، محيط زيست و ارتباط ميان آن‌هاست. اين‌كه يك شهر پويا، شهري است كه در آن همه شهروندان در آن احساس امنيت و آرامش بكنند، امري بديهي است. براي رسيدن به الگوي استاندارد زندگي در شهر، مدارس نقش اساسي ايفا مي‌كنند. اگرچه ما در ابتداي اين بحث به رابطه ميان فضاي مدارس و دانش‌آموزان پرداختيم، اما نبايد فراموش كنيم كه دستيابي به اهداف مورد نظر بدون توجه به روح و كالبد شهرها ميسر نيست. 

به عنوان مثال ما نمي‌توانيم هارموني1 و تناسب2 رنگ‌ها را در مدارس رعايت كنيم وقتي كه در كنار اين مدارس خرابه‌ها و فضاي زشت و نابهنجار داشته باشيم. وقتي از توسعه پايدار صحبت مي‌كنيم، مقصود ما صرفا تحويل در يك بخش يا يك جزء از كل نيست، بلكه هدف اين است كه كل ساختار يك جامعه اعم از شهر و روستا و … تغيير كند.

اگر مي‌خواهيم شهرهايي مدرن و داراي قواعد و استانداردهاي بالايي براي زندگي انسان‌ها داشته باشيم، لازم است قواعد زندگي در جمع را هم در نهادهاي دولتي و هم در نهادهاي مدني و مردمي نهادينه كنيم. ما در صورتي مي‌توانيم احترام به قانون، احترام به يكديگر و … را پديد آوريم كه هريك از اجزاء يك جامعه بر بخش‌هاي ديگر، نقش نظارتي و كنترل داشته باشند. 

شك نبايد كرد كه مدرسه خلاق محل مناسبي براي ارتقاء فرهنگ مسئوليت‌پذيري و دوست داشتن يكديگر است، اما همه اين‌ها براي تقويت، به بسترهاي خود نياز دارد.

به عنوان نمونه اگر در كلاس‌ها قوانين مدني و رعايت حقوق ديگران آموزش داده شوند اما بعد از ظهر همين دانش‌آموزان را در صف‌هاي اتوبوسي كه بدون تقلب و جلو زدن نمي‌توانند به موقع به خانه برسند، ببينيم طبيعتاً ما به يك تناقض مواجه خواهيم شد. لذا براي دستيابي به پيشرفت و توسعه همه جانبه لازم است، نظام برنامه‌ريزي همه جانبه‌نگر بوده و ضمن شفاف‌سازي معضلات موجود به بررسي و حل آن‌ها كمك كند. 

متأسفانه گاهي اوقات در كشورهاي جهان سوم ديده مي‌شود كه علي‌رغم سرمايه گذاري‌هايي كه به شكل زيربنايي صورت مي‌گيرد اما شرايط زندگي بهتر نمي‌شود. امروز در شهرهاي بزرگ دنيا، مردم با آلودگي هوا، كيفيت پايين سيستم حمل و نقل، ترافيك، كوچك شدن پياده‌روها و عريض شدن اتوبان‌ها مواجه هستند؛ اما براي آن كه اين معضلات مرتفع گردد، نياز به مشاركت وسيع مردم است. 

مشاركت مي‌تواند به درك بهتري از فرهنگ‌ها، خرده فرهنگ‌ها و هنجارها بيانجامد. امروز در جهان با رشد سريع شهرنشيني رو به رو هستيم و هر روز شهرها بزرگتر و بزرگتر مي‌شوند.

حال اگر اين رشد سريع را مديريت نكنيم، به جاي دستيابي به يك زندگي سالم با جامعه‌اي مملو از نابهنجاري‌ها و بزهكاري‌هاي بالارو به رو خواهيم شد و در همين جاست كه نقش مدرسه خلاق آشكار مي‌شود. همه مي‌دانند كه انديشه مشاركت پيش‌زمينه حركت به سوي توسعه است؛ اما براي دستيابي به مشاركت همگاني لازم است به دو نهاد خانواده و آموزش و پرورش توجه بيشتري شود. آموزش اگر مبتني بر تفكر خلاق و انتقادي باشد، مي‌تواند كمك شاياني نمايد؛ اما برعكس اگر در مدارس به رشد تفكر دانش‌آموزان توجه نشود، به طور حتم با بن‌بست مواجه خواهيم شد.

در اين خصوص ايزنر3 استاد علوم تربيتي دانشگاه استنفورد 4 مي‌گويد: «تفكر انتقادي يعني توانايي نقد افكار و لذت بردن از كاوشي كه فرد مي‌تواند داشته باشد. به منظور افزايش اين توانايي بايد به دانش‌آموزان افكاري ارائه شود كه ارزش كاوش‌گري داشته باشد.» او در ادامه مي‌افزايد: 

«افكار نيرومند، افكاري هستند كه مي‌توانند دانش‌آموزان را به جانب مقصدي هدايت كنند.»(ايزنر، 2004). در مجموع مي‌توان رابطه بين معماري، دكوراسيون، زيبايي‌شناسي، زندگي شهري، مدارس و دانش‌آموزان را در گزينه‌هاي زير مورد توجه قرار داد: 

1ـ توسعه پايدار زماني به دست مي آيدكه تمام ابعاد زيست محيطي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي به طور همزمان مورد توجه قرار گيرند. اگر همه بخش‌ها به طور همزمان رشد ننمايند ما با توسعه ناهمگون مواجه مي‌شويم. 

2ـ ژان گيران 5 در تحليلي از فضا مي‌گويد: «فقط نه مكاني با سه بعد كه انسان در آن زندگي كرده و جابه‌جا مي‌شود، بلكه حادثه‌اي است كه از خلال آن يك اثر تحقق يافته كه ابعاد فيزيكي خود را پشت سر مي‌گذارد تا به رده يك اثر هنري برسد» (فكوهي، 1383).

بر اين اساس مي‌توان گفت كلاس درس به مثابه يك تابلو نقاشي است كه اگر هر در را در آن بگشايي با رنگين‌كماني از نور و زيبايي مواجه مي‌شويم و در خود مدرسه نيز همه چيز زيبا و شنيدني و ديدني و لمس كردني است.

3ـ عده زيادي از جامعه‌شناسان معتقدند دستاوردهاي مدرنيته براي همه كشورها به يك اندازه مفيد نبوده است.

مثلاً عده‌اي مي‌گويند ايجاد اتوبان‌ها و افزايش تعداد اتومبيل‌ها منجربه تخريب محيط زيست و افت كيفيت زندگي شده است. حتي برخي مثل بري‌ريچردز معتقدند: «اتومبيل از يك نظر مي‌تواند نماد يا تبلور ويرانگري باشد. مي‌دانيم كه مي‌توان از آن به صورت آلت قتل يا وسيله‌اي براي نابودي جان آدميزاد استفاده كرد. اين موضوع مسئوليت سنگيني را بر دوش رانندگان مي‌گذارد، چرا كه نه فقط بايد با احتياط برانند، بلكه هم چنين مجبورند دائماً با خيالاتي زندگي كنند كه تحت اختيار داشتن چنين شيء بالقوه خطرناكي به ذهن متبادر مي‌كند» (ريچاردز، 1994).

لذا اتومبيل طبق اين ديدگاه ماهيتي ستيزه‌جويانه دارد. اما اين كه خودرو بتواند از وسيله‌اي مخرب به وسيله‌اي دوست داشتني مبدل شود، بستگي به آموزش‌هاي عميق و ژرف به شهروندان دارد. هر كشوري مي‌تواند انواع خودرو را توليد يا وارد نمايد (البته با برنامه‌ريزي و نظر كارشناسي)، اما به موازات آن نيز بايد تحولات عميقي در ذهن استفاده‌كنندگان آن پديد آورد. در چنين حوزه و مقياسي است كه مدرسه خلاق مي‌تواند جايگاه ويژه‌اي يافته و به دروني كردن هنجارهاي لازم براي آن كمك شاياني نمايد.

4ـ شهرهاي امروز دنيا به مكاني براي تبليغ كالاها مبدل شده است. چشمان هر شهروندي در روز باصدها بيلبورد و تابلوي تبليغاتي برخورد مي‌كند. 

به نوعي ما مصرف‌كننده اجباري شكل‌ها و جملات تبليغاتي كمپاني‌هاي بزرگ و شركت‌ها هستيم. هم‌چنين استفاده از شخصيت‌هاي مورد علاقه مردم مثل هنرپيشه‌ها، خوانندگان، ورزشكاران و… بخش ديگري از گفتمان مصرف عصر جديد است. 

مصرف به خودي خود امري ناپسند و نابهنجار تلقي نمي‌شود. اما تنوع الگوهاي مصرف و گسترش بي‌حد و حصر بازار بدون توجه به مديريت مصرف مي‌تواند معضلاتي را به همراه داشته باشد. از جمله اين تنش‌ها مي‌توان به مشكلات روحي ـ رواني افزايش آلودگي محيط زيست و گسترش فاصله طبقاتي اشاره كرد. چه بسا خانواده‌اي براي تغذيه فرزندانشان در مدرسه از موز، كيك شكلاتي و گوشت ژيگو و سوسيس بوقلمون استفاده نمايند، در حالي كه در همان زمان دانش‌آموزاني از خوردن يك وعده غذاي مناسب در روز محروم باشند.

لذا در مدرسه خلاق هدف اين است كه ضمن توجه به الگوهاي نوين مصرف، آموزش و برنامه‌ريزي در اين زمينه به ايجاد تناسب و تعادل هم از لحاظ رفاهي و هم در ديدگاه افراد منجر شود.

5ـ‌ توسعه زماني مي‌تواند دروني شود كه ما به تمام ابعاد فيزيكي و معنوي آن بپردازيم. زندگي براي ما يك تعهد اخلاقي و هنري نيز تلقي مي‌شود. ما بايد با طراحي الگوهاي مناسب در زمينه‌هاي فرهنگي، اجتماعي، فردي و زيبايي شناختي جامعه‌اي نوين را برپا سازيم. 

رهيافت‌هاي جديد طوري طراحي مي‌شوند كه به پايداري اكولوژيك كمك‌ شاياني مي‌كنند، مثلاً با ترويج الگوي بازيافت زباله و يا استفاده بهينه از انرژي مي‌توان به ارتقاي محيط زيست شهري كمك كرد. همان‌طور كه قبلاً اشاره شد، امروز ساختار شهرها در كشورهاي در حال توسعه به رشد فضاي غيربهداشتي و گسترش آلاينده‌هاي خطرناك و… منجر گرديده است. چنين مسائلي زماني بهبود مي‌يابد كه در مدارس نحوه يادگيري و سوژه‌هاي مورد مطالعه ما تغيير كند. در رسيدن به چنين هدفي محتواي كتب درسي، نحوه تدريس و الگوهاي يادگيري نوين مي‌تواند نقش حائز اهميتي را ايفا نمايند. آن‌چه مورد نظر است اين است كه دانش‌آموزان امروز بتوانند به دستاوردهاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي خود كمك كنند و به افزايش توانمندي‌هاي خود در مدارس برسند. 

مي‌توان ذهن، فكر، احساس، قريحه، ذوق، شور، شوق، منش و خلق و خوي تك‌تك دانش‌آموزان را مبتني براساس يك جامعه توسعه يافته تربيت نمود. به شرط آن كه نقش اساسي مدرسه خلاق در اين دايره فراموش نگردد و ارتباط ميان نهاد آموزش و پرورش با ساير نهادها برقرار گردد.

6ـ يكي از منابع مهم در طبيعت استفاده از انرژي خورشيدي است. انرژي خورشيدي باعث صرفه‌جويي در مصرف نفت و كاهش انتشار گازهاي آلاينده مي‌گردد. در حال حاضر در كشور فرانسه استفاده از انرژي خورشيدي را در برخي از مدارس آغاز كرده‌اند كه اين امر كمك شاياني به صرفه‌جويي در مصرف انرژي‌هاي فسيلي و محدود مي‌كند. ضمن اين‌كه به واسطه استفاده از فناوري‌هاي نوين، توانمندي‌هاي بشري بيشتر خواهد شد.

7ـ همان‌طور كه مي‌دانيم يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي توسعه در دنياي امروز، توجه به مصرف بهينه‌ي انرژي است. انرژي امري حياتي است كه بدون آن زندگي ميسر نيست. لذا وقتي قرار است با انرژي زندگي نماييم لازم است نحوه‌ي استفاده از آن را بدانيم. 

امروز كه جوامع بشري وارد مرحله مصرف انبوه شده‌اند و تكنولوژي رفاه نسبي را براي بشر به ارمغان آورده، لازم است فرهنگ‌سازي مناسب صورت گرفته تا شهروندان جهان بدانند كه ما نبايد بي‌حد و حصر منابع انرژي را اتلاف نماييم چون اين امر در دراز مدت منجر به آلودگي محيط زيست و از بين رفتن منابع انرژي خواهد شد. كلاس‌هاي مدرسه‌ي خلاق مكان مناسبي است كه به دانش‌آموزان ياد داده شود كه چگونه و تا چه حد مصرف ‌كنند تا زياني به منابع انرژي وارد نشود.

پي نويس:

1- Harmony

2- Congruence

3- Isner

4-Stanford University

5- Jean Giran

منبع: جامعه‌شناسي آموزش و پرورش در مدرسه خلاق

روزنامه اطلاعات

codex09x

page11


Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا