عمومی

چرا در تعليم و تربيت فرزندان خود با مشکل مواجه‌ايم؟

دکتراسدالله مرادي – پژوهشگرتعليم وتربيت

در گذشته تربيت فرزندان کاري سخت و دشوار نبود چرا که روابط و مناسبات خانوادگي و اجتماعي ساده و بسيط بود. فرزندان بدون چون و چرا ارزش‌ها و سنت‌هاي خانوادگي را پذيرا بودند و با آن زندگي مي‌کردند. اما امروزه علي‌رغم اين‌که رفاه و علم و آگاهي خانواده بالاتر رفته، خانواده در تربيت فرزند خود با مشکلات و مسائل بنيادين دست به گريبان است و گويا تربيت فرزندان در اين عصر هر روز نيز دشوارتر و بغرنج‌تر مي‌شود.
جامعه شناسان تعليم و تربيت معتقدند با وجود تغيير و تحولات شتابان اين روزگار در عرصه‌هاي فرهنگ و آموزش، هنوز هم خانواده مهم‌ترين و تأثيرگذارترين نهاد تربيتي است چون که در کانون پرمهر خانواده ژرف‌ترين و پايدارترين منش‌هاي تربيتي نرم نرمک شکل مي‌پذيرد و راسخ مي‌شود. 
ما به عنوان پدر و مادر اگر در پي توانمندي و موفقيت و سرفرازي فرزندان خويش هستيم شايسته است از يک سو مشکلات و مسائل تربيتي را مجدانه و آگاهانه بررسي و تحليل کنيم و از ديگر سو به دنبال روش‌هاي جديد تربيتي و راه حل‌هاي مفيد و تأثيرگذار باشيم.
چرا در تعليم و تربيت فرزندان خود با مشکلات و مسائل گوناگون و پيچيده مواجه‌ايم؟

 1-عدم توجه به انسان‌شناسي معطوف به تعليم و تربيت: بسياري از مشکلات و مسائل تربيتي ما در خانه و مدرسه ريشه در انسان‌شناسي معطوف به تعليم و تربيت دارد. به طور کلي دو نگاه به تربيت انسان در باب تعليم و تربيت وجود دارد. در يک نگاه انسان موجودي بيش‌تر منفعل و کنش پذير تصور مي‌ شود و به تبع در تربيتش، محيط و عوامل محيطي نقش اصلي و مسلطي دارند.

اين نگاه بيش‌تر ميان روانشناسان رفتارگرا مطرح است. جان واتسون در اين خصوص مي‌نويسد: « چند کودک نوپاي سالم به من بدهيد و امکاناتي را که براي پرورش آن‌ها لازم مي‌دانم در اختيارم بگذاريد. آن وقت تعهد مي‌کنم صرف نظر از استعدادها، علاقه‌ها، تمايلات، توانايي‌ها، شغل و نژاد و اجداد اين کودکان، از بين آن ‌ها به طور تصادفي يکي را انتخاب، و طوري تربيت کنم که هر متخصصي که مي ‌خواهم بشود؛ پزشک، حقوقدان، تاجر و حتي گدا يا دزد ( هيلگارد، زمينه‌ي روانشناسي، ص 103). در نگاه ديگر، انسان موجودي بيش‌تر کنش ‌گر و باز و رازگونه و پيش بيني‌ناپذير تصور مي‌شود.

اين نگاه ميان روانشناسان انسان‌گرا و بعضي از فلاسفه مطرح است. تئودور آدورنودر اين باره مي‌ گويد: «من معتقدم گفتن اين که انسان چيست، کاري مطلقاً ناممکن است و اگر اين سخن زيست‌شناسان درست باشد که مهم‌ترين خصوصيت انسان دقيقاً اين است که او «باز» و نامعين است و نمي‌توان او را با دايره معيني از افعال عيني تعريف کرد، اين «باز» بودن شامل اين نيز هست که ما اساساً نمي‌توانيم پيش‌بيني کنيم که اين انسان چه خواهد شد … (انسان‌شناسي فلسفي، ديرکس هانس ، ص 1509)

حافظ نيز مي‌ گويد:

وجود ما معمائيست حافظ 

که تحقيقش فسونست و فسا نه

2-عدم توجه به حيطه‌ استعدادها و علائق فرزندان: در تعليم و تربيت علاوه بر انسان‌شناسي لازم است به خودشناسي نيز توجه شود. در انسان‌شناسي بيش‌تر سخن از خصوصيات مشترک انسان‌ها مي‌رود اما در خودشناسي خصوصيات منحصر‌به فرد هر انسان بررسي و مطالعه مي‌شود. يکي از اهداف مهم تعليم و تربيت اين است که به فرزند يا شاگرد خودکمک کنيم که براي انتخاب رشته‌ تحصيلي و شغل آينده خود، شناخت دقيق از حيطه‌ علائق و استعدادهاي خويش پيدا کند. فرزندان و شاگردان ما در انتخاب رشته‌ تحصيلي بيش‌تر به علائق خود توجه مي‌کنند و حال آن که شايسته است هم به علائق هم به استعدادهاي خود توجه کنند. براي مثال ممکن است همه علاقه به خلباني داشته باشند اما بي‌شک همه استعداد خلباني ندارند. فرآيند تعليم و تربيت در آن‌جا معجزه مي‌کند و بسيار موفقيت‌آميز است که ميان حيطه‌ علائق فرد از يک‌سو و حيطه‌ استعدادهاي آن از سوي ديگر تطابق و هماهنگي برقرار شود. يعني فرد دستش در کاري قرار گيرد که دلش در آن کار است. به قول مولانا:

هرکسي را بهر کاري ساختند 

مهر آن را در دلش انداختند

در فرآيند تعليم و تربيت خصوصيات منحصربه‌فرد شاگردان از منظرهاي گوناگون مانند حيطه‌ علائق و استعدادها ، هوش چندگانه و … قابل بررسي و تحليل است. براي مثال در گذشته بيش‌تر به هوش رياضي توجه مي‌شد اما امروزه نظريه هوش چندگانه گاردنر مطرح است که تحول بزرگي در روانشناسي تربيتي در پي داشته است. گاردنرمعتقد است که هشت نوع مشخص هوش يا ساختار ذهني وجود دارد:

– مهارت‌هاي کلامي: توانايي فکر کردن با استفاده از واژه ها و به کار بردن زمان براي بيان معنا (نويسندگان، خبرنگاران، سخنرانان).

– مهارت هاي رياضي: توانايي انجام دادن عمليات رياضي (دانشمندان، مهندسان، حسابداران).

– مهارت‌هاي فضايي: توانايي تجسم سه بعدي (معمارها، نقاش‌ها، مجسمه‌سازها، دريانوردها)

– مهارت‌هاي حسي –حرکتي –جسماني: توانايي کار کردن با اشياء و قابليت جسماني (جراح‌ها، صنعتگرها، رقصنده‌ها، ورزشکارها)

– مهارت‌هاي موسيقي: حساسيت به زير و بمي صدا، ملودي، ضرباهنگ، و غيره (آهنگسازها، نوازندگان و شنونده‌هاي حساس)

– مهارت‌هاي درون فردي: توانايي درک خود و اداره‌ي موفق زندگي شخصي(عالمان ديني، روانشناسان)

– مهارت‌هاي بين فردي: توانايي درک و تعامل کارساز با ديگران (معلم‌هاي موفق، متخصصان بهداشت رواني)

– مهارت‌هاي طبيعت‌گرايانه: توانايي مشاهده الگوها در طبيعت و درک نظام‌هاي طبيعي و ساخته‌ي دست بشر(کشاورزها،گياه‌شناس‌ها، بوم شناسان، باغبان‌ها)،(روانشناسي تربيتي، جان دبليو. سانتراک، ص 132)

موفقيت و نيک‌بختي فرزند ما در گرو اين است که او نسبت به خصوصيات و روحيات منحصر‌به‌فرد خود شناخت دقيق پيدا کند تا از اين رهگذر بتواند فرآيند تعليم و تربيت و رشته‌ تحصيلي‌اش را متناسب با حيطه‌ علائق و استعدادهاي خويش انتخاب کند و در نتيجه نسبت به شغل آينده خود اميدوار و خشنود و شاداب و هدفدار باشد.

3-عدم توجه به تحولات شتابان اين عصر: در جهان گذشته (پيشامدرن) آهنگ تغيير و تحولات فکري و فرهنگي و علمي بس اندک و ناچيز بود. تعليم و تربيت درمکتب‌خانه‌ها در حد سواد خواندن و نوشتن بود و مدرسه‌ و دانشگاه به شکل امروز وجود نداشت. ارزش‌هاي ديني ، سنت‌ها و هنجارهاي اجتماعي پايدار بود و به طور طبيعي از نسلي به نسل بعد منتقل مي‌شد. حق رأي و حقوق شهروندي و دمکراسي وجود نداشت. روابط خانوادگي و مناسبات اجتماعي ساده و بسيط بود.

در آن محيط تربيت فرزندان، کاري سخت و دشوار نبود؛ چرا که فرزندان بدون چون و چرا ارزش‌ و هنجارهاي خانوادگي را پذيرا بودند و واقعاً با آن زندگي مي‌کردند اما در دوران جديد- از رنسانس به اين‌سو- آهنگ تغيير و تحولات فکري ، فرهنگي ، ديني و سياسي آرام آرام شتاب گرفت. در اين دوران نظام‌هاي علمي و فلسفي گذشته و آتوريته و مرجعيت کليسا فرو ريخت و عصر روشنگري، حقوق بشر، ليبراليسم، دمکراسي، آموزش و پرورش جديد، انقلاب صنعتي، انقلاب ارتباطات و … ظهور کرد و در نهايت مسأله‌ي دهکده جهاني و جهاني شدن مطرح شد.

امروزه آهنگ تغيير و تحولات در تمام حوزه‌ها و به خصوص در حوزه‌ رسانه‌ها شتاب تند و سرسام‌آوري گرفته و فرآيند تعليم و تربيت در نهاد خانه و مدرسه را با مسائل و چالش‌هاي فراواني روبرو کرده است. اغراق نيست اگر گفته شود خانه و مدرسه از آهنگ اين تغيير و تحولات عقب مانده و دارد زير چرخ غول‌آساي آن دست و پا مي‌زند و کاسه‌ي چه کنم چه کنم به دست گرفته است.

معلوم است که با واکنش‌هاي منفعلانه و تصويب چند قانون باز دارنده و تحکم‌آميز، نمي‌توان با تحولات شتابان اين عصر روبرو شد و آن‌ها را مهار کرد. در اين فضا ضروري است ما به عنوان پدر و مادر، و معلم و مربي واکنشي فعالانه، هوشيارانه و آگاهانه با تغيير و تحولات شتابان اين عصر داشته باشيم و با شناخت دقيق فرصت‌ها و تهديدهاي آن، از دل تهديدها فرصت‌سازي کنيم نه فرصت‌سوزي. فرزندان ما خواهي نخواهي در معرض آن تغيير و تحولات قرار مي‌گيرند و آهنگ آن تغيير و تحولات هر روز تندتر، متنوع‌تر و پيچيده‌تر مي‌شود؛ با آينده‌ي نامعلوم و پيش‌بيني‌ناپذير.

وقتي انقلاب ارتباطات و مسأله‌ دهکده‌ جهاني و جهاني شدن و قرابت انديشه‌ها و فرهنگ‌ها مطرح مي‌شود طبيعي است که در حوزه‌ آموزش و پرورش نيز متناسب با آن تغيير و تحولات، مسائلي چون تربيت شهروندي، تربيت چندفرهنگي، تربيت شهروند جهاني و تربيت شهروند آزادانديش طرح شود.

در عصر دهکده‌ جهاني و جهاني شدن ما راهي نداريم مگر اين که به دنبال الگو و پارادايم تربيتي نويني باشيم و سنجه‌ها و معيارهاي تربيتي و آموزشي خود را تا آنجا ارتقا و تعالي بخشيم که فرزندان ما در برابر آهنگ شتابان تغيير و تحولات اين روزگار از يک سو به ارزش‌هاي اصيل فرهنگ خود معرفت و آگاهي ژرف و پايدار پيدا کنند و از ديگر سو با استقلال فکري و خودانديشي و تفکر خلاق و نقاد با انديشه‌ها و فرهنگ‌هاي جهاني داد و ستد و تعامل مثبت و سازنده داشته باشند. (مرادي، فصل‌نامه‌ي خانواده مفيد، پاييز 92).

امروزه تربيت شهروند مطلوب جهاني، يعني تربيت شهروند آزادانديش اخلاقي و معنوي، نه يک انتخاب در ميان انتخاب هاي ديگر، بل يک الزام و ضرورت است که از آن گزير و گريزي نيست.

4-عدم توجه به تعليم و تربيت به عنوان يک علم:به سبب تحولات شتابان و پيچيده اين عصر، تعليم و تربيت امروزه به يک علم تبديل شده و ديگر نمي‌توان با روش‌هاي تنها سنتي و ساده‌انگارانه فرزندان خود تربيت کرد. در اين روزگار بر هر پدر و مادري فرض است که براي تربيت موفقيت‌آميز فرزند خود علوم و فنون تربيتي نوين را فرا بگيرد و نه تنها فرا بگيرد بلکه به مهارت‌هاي کاربست آن نيز عميقاً توجه کند.

تحولات شتابان و پيچيده و پيش‌بيني‌ناپذير اين عصر تا بدان آنجا فرآيند تعليم و تربيت را در نهاد خانواده دشوار و بغرنج نموده که حتي چه بسا دانشمندان علوم تربيتي نيز در تربيت فرزندان خود با مسائل و چالش‌هايي مواجه مي‌شوند.

5-خيرخواهي و آسيب‌هاي آن: بدون شک ما به عنوان پدر و مادر خيرخواه‌ترين، مهربان‌ترين، عاطفي‌ترين و پردغدغه‌ترين فرد نسبت به تربيت و سرنوشت فرزند خويش هستيم. اين خيرخواهي تا آن‌ جا دامنه دارد که حاضريم براي رفاه و آسايش و تربيت و سرنوشت و سرفرازي فرزند خود، رفاه و آسايش و آرامش خود را فدا کنيم و خود را عاشقانه به انواع رنج و سختي‌ها در افکنيم. 

اين مهرباني و خيرخواهي ما بي‌کران و بي‌حد و حساب است و نيروي عظيم دارد. اين نيروي عظيم مانند تيغ دو لبه عمل مي‌کند.

اگر با منطق تعليم و تربيت همراه شود توفيق‌هاي بزرگ و مؤثر تربيتي به دنبال خواهد داشت و اگر با روش‌هاي غلط تربيتي توأم شود همانند سيل بنيان‌کن، تخربب‌ها و ويراني‌هاي تربيتي به همراه خواهد داشت. بسياري از مسائل تربيتي مانند رفا‌ه‌زدگي، مصرف‌زدگي، تنبلي، مسئوليت‌ناپذيري، ناکارآمدگي در زندگي و … ريشه در مهرباني و خيرخواهي پدر و مادر دارد. يکي از مهم‌ترين آسيب‌ها در اين حوزه اين است که ما به عنوان پدر و مادر چون خود را خيرخواه فرزند خود مي‌دانيم اين حق را دانسته يا ندانسته براي خود قائليم که فرزند خود را از کودکي، که بيش‌تر انعطاف‌پذير و حرف گوش کن به نظر مي‌رسد، تحت کنترل خود درآوريم و بعداً در مراحل نوجواني و جواني آرام آرام در تسخير و تسلط کامل ما باشد و در رشته‌ تحصيلي که ما مي‌خواهيم ادامه تحصيل دهد.

اين اراده و خواست خيرخواهانه‌ي ما چه محقق شود چه محقق نشود در هر دو صورت آسيب‌زاست. اگر فرزند ما کاملاً درتسخير و تسلط ما باشد اين سبب مي‌شود که به استقلال فکري، خودانديشي، مسئوليت‌پذيري، شخصيت قوي، و نشاط و شادابي نرسد و اگر در برابر خواست ما مقاومت و سرسختي کند منجر به انساني پرخاش‌گر، لجوج و عصبي مي‌شود. خيرخواهي ما نمي‌بايست اختيار و آزادي فرزند ما را سلب کند.

ضروري است در فرآيند پيچيده تربيت، ما همواره فاصله خود را در تمام مراحل رشد با فرزند خود حفظ کنيم و به جاي تسخير و تسلط يک سويه بر او، با مشاوره و گفت‌و‌گو به او کمک کنيم که خودش بر اساس علائق و استعدادها و خصوصيات منحصربه‌فردش، آينده رشته‌ي تحصيلي و شغلي خود را انتخاب کند و بار اين انتخاب و مسئوليت‌هاي آن را بدوش بکشد: «اگر مي‌خواهيد فرزندان شما در طول دوره‌ رشد، شاد، موفق و با شما نزديک و صميمي باشند، کاري نکنيد که فاصله‌ بين شما و آن‌ها زياد شود و از هم دور شويد.» (تئوري انتخاب، ويليام گلسر، ص 354 )

6 -رقابت يا همکاري؟ :اکنون فرآيند تعليم و تربيت در خانه و مدرسه و دانشگاه ما بر اساس مقايسه و رقابت‌هاي نفس‌گير و فرساينده مي‌باشد. هر چند در رقابت ممکن است فرزند ما به موفقيت‌هاي نسبي و زودگذر برسد اما اين فرآيند آسيب‌هايي هم در پي دارد که مهم‌ترين آن به اين است که در آن روابط انساني و اخلاقي ناديده گرفته مي‌شود. اگر درصدد باشيم که فرآيند تعليم و تربيت ثمرات مثبت ديرپا و ماندگار داشته باشد شايسته است فرآيند تعليم و تربيت بر اساس همکاري و مشارکت و فعاليت گروهي باشد.

فرزندان ما رو به آينده دارند و قرار است فردا در زندگي همسر و پدر و مادر و … شوند. اگر در طي فرآيند تعليم و تربيت فقط بر رقابت با نزديکان و هم‌کلاسي‌شان تشويق شوند ممکن است آنان بتدريج به انسان‌هاي ناآرام وخودخواه و ستيزه‌جو تبديل شوند. اگر فرآيند تعليم و تربيت بر اساس همکاري و مشارکت و فعاليت‌هاي نوع دوستانه باشد هم موفقيت‌هاي تحصيلي پايدار به دنبال خواهد داشت هم آرام آرام روابط انساني و اخلاقي در ژرفاي جانشان راسخ مي‌شود.

7 -کنترل بيروني يا دروني؟ :در تعليم و تربيت دو الگو وجود دارد. يک الگو، کنترل بيروني است که در آن عوامل بيروني مثل پاداش، تنبيه، تحميل، مقايسه و … موجب رفتار انسان مي‌شود. الگوي ديگر، کنترل دروني است که در آن عوامل دروني مثل عشق، مهرورزي، تکريم، اعتماد و … سبب برانگيخته شدن و رفتار انسان مي‌شود: ويليام گلسردر اين خصوص مي نويسد: براي ايجاد و نگه‌داري روابط انساني مورد نيازمان بايد از انتخاب زور، اجبار، تحميل تنبيه، پاداش، کنترل، رياست، تحريک احساسات، انتقاد، سرزنش، شکايت، غرغر، اذيت و آزار، مقايسه (درجه‌بندي و رتبه‌بندي) و قهر و کناره‌گيري دست برداريم. بايد به جاي اين رفتارهاي تخريب‌گر، رفتارهاي مهروزي که عبارتند از: گوش دادن، حمايت، مذاکره، تشويق و دلگرمي، عشق، دوستي، اعتماد، پذيرش، گشاده رويي و احترام گذاردن را جايگزين کنيم.(تئوري انتخاب، ص 58).

سخن آخر: تعليم و تربيت در اين روزگار کاري است کارستان، چرا که انسان موجودي اسرارآميز و مرموز، پيچيده، ناشناخته و پيش‌بيني‌ناپذير است، چرا که شناخت دقيق حيطه‌ علائق و استعدادها، و روحيات و خصوصيات منحصر‌به‌فرد فرزند ما کاري است دشوار، چرا که آهنگ تغيير و تحولات فکري و فرهنگي و علمي اين عصر شتابان و سرسام‌آور است و اغراق نيست اگر گفته شود خانه و مدرسه از آهنگ اين تغيير و تحولات عقب‌مانده، چرا که خانواده به علوم و فنون تربيتي و مهارت کاري آن‌ها کمتر توجه دارد، چرا که خيرخواهي ما در حق فرزندان خود ممکن است دانسته يا ندانسته باعث شود که آن‌ها را تحت تسخير و تسلط کامل خود در آوريم و حق آزادي و انتخاب رشته‌ تحصيلي و شغل آينده‌ آنان را سلب کنيم، چرا که در خانه و مدرسه و دانشگاه، مقايسه و رقابت‌هاي نفس‌گير و فرساينده و مخرب روابط انساني جايگزين همکاري و مشارکت و فعاليت‌هاي گروهي و نوع دوستانه شده، چرا که کنترل بيروني که بر اساس پاداش و تنبيه و تهديد است اصل فرآيند تعليم و تربيت گرفته و از کنترل دروني که بر اساس مهروزي و عشق و تکريم و اعتماد است غفلت ورزيده‌ايم.

ما به عنوان پدر و مادر اگر خواهان سرفرازي فرزندان خويش هستيم (که هستيم)، تا از رهگذر فرآيند پيچيده‌ي تعليم و تربيت به شخصيت نيرومند و توانمند و آگاه و خودانديش و مسئوليت‌پذير و اخلاقي نائل شوند، شايسته است در اين عصر به منطق تعليم و تربيت و روش‌هاي درست آن هم علم و آگاهي پيدا کنيم هم در عمل تن دهيم .

سخنان برگزيده:

حال که معلوم شد تربيت به نوعي در واقع هنر است. بايد اذعان کرد که اين کار مهارت زيادي لازم دارد و محال است که به موفقيت کامل منتهي شود، زيرا تمام عواملي که براي توفيق لازم است در دست هيچ کس نيست . ژان ژاک روسو

منابع:

1-انسان شناسي فلسفي، هانس ديرکس، ترجمه محمد رضا بهشتي، انتشارات هرمس .

2- زمينه‌ي روانشناسي، هيلگارد، ترجمه محمد نقي براهني و …، انتشارات رشد.

3- روانشناسي تربيتي، جان دبليو. سانتراک، ترجمه شاهده سعيدي و …، انتشارات رسا.

4- تئوري انتخاب، ويليام گلسر، ترجمه دکتر علي صاحبي، نشر سايه سخن.

5- فصل‌نامه پژوهش‌هاي کاربردي روانشناسي دانشگاه تهران(2)4، 1392 .

6- فصل‌نامه خانواده مفيد، شماره 22، پاييز 92.

روزنامه اطلاعات  15 تیر 1393

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا