سیستمها و فلسفه تعلیم وتربیت

جاي خالي مهارت‌هاي رفتاري در سيستم آموزشي

 

جاي خالي مهارت‌هاي رفتاري در سيستم آموزشي
————————–

يعقوب موسوي، جامعه‌شناس درباره جاي خالي مهارت‌هاي رفتاري در سيستم آموزشي مي‌گويد؛
مشی نامعلوم، پیگیری ناکافی

صدف فاطمي:  نوبت به ضرورت‌هاي آموزشي که مي‌رسد، هميشه همه نگاه‌ها به آموزش‌وپرورش به‌عنوان رسمي‌ترين و شناخته‌‌شده‌ترين نهاد تعليم و تربيت کشور خيره مي‌شود اما اين نهاد، امروزه بيشتر از اينکه راهکارهايي براي آموزش علوم رفتاري را در دستور کار داشته باشد، کارکرد اصلي خود را روي خواندن و نوشتن متمرکز کرده است. اين درحالي است که در بسياري از کشورهاي جهان، آموزش دروسي مانند رياضي، فيزيک و شيمي فقط راهي براي رسيدن به اهداف تربيتي مورد نظر در جامعه بوده و هر آموزشي که در مدارس صورت مي‌گيرد،

همزمان با يادگيري علم و دانش، رويکردي تربيتي هم در خود دارد. اين روزها با حرکت از سنت به مدرنيته، نياز به يادگيري فرهنگ استفاده از تازه‌ها بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شود؛ مهارت‌هايي که سبب ايجاد روابط بين فردي مناسب و مؤثر در کنار پذيرش مسئوليت‌هاي اجتماعي مي‌شود. با توجه به اينکه دانش‌آموزان چيزي نزديک به يک‌چهارم از ساعات روزانه خود را در مدرسه مي‌گذرانند، بدون شک، اين زمان مي‌تواند بهترين فرصت براي آموزش مهارت‌هايي باشد که فردا در جامعه به آنها نياز دارند. حالا مسئولان آموزشي در برنامه‌هاي جديدشان مي‌خواهند مهارت‌هاي زندگي را هم ميان کتاب‌هاي درسي بگنجانند و مي‌گويند که هدفشان فقط اضافه‌کردن يک کتاب به ديگر کتاب‌هاي درسي نيست. آنها ادعا مي‌کنند که اگر استادان و صاحب‌نظران با سيستم آموزش‌وپرورش کشور همکاري کنند، مي‌توانند راهکارهاي مؤثري براي آموزش علوم رفتاري پيش بگيرند اما چرا سيستم آموزشي کشور تا‌به‌حال با اين مشکلات مواجه بوده و براي تغيير روند نظام آموزشي چه بايد کرد؟
سيديعقوب موسوي، جامعه‌شناس و عضو هيأت‌علمي گروه جامعه‌شناسي دانشگاه الزهرا دراين‌باره مي‌گويد:
آموزش و پرورش کشور به‌دليل تراکم مسائل، موانع و محدوديت‌هاي مختلفي که به‌لحاظ نظام برنامه‌ريزي، اهداف راهبردي و همچنين ميانه‌اي با آنها روبه‌رو بوده، در تحقق برخي قسمت‌ها مشکلاتی بسيار جدي دارد که از جمله و مهم‌ترين بخش هم ساماندهي نظام شخصيتي، رفتاري و انساني به معناي واقعي عناصر و مجموعه‌هاي خودش است. در همه کشورها، نهاد اصلي، متولي و بنيادي براي تعليم و تربيت جامعه در دوران مدرن و حتي قبل از مدرن، نهاد آموزشي و تربيتي بوده است؛ همان چيزي که امروزه به آن آموزش‌وپرورش مي‌گويند. آموزش‌وپرورش کشور ما در اين بخش به دلايل مشکلاتي مانند نيروي انساني، روش برنامه‌هاي آموزشي، تربيتي، فرهنگي و حتي مواد و موضوعات تربيتي يعني فقدان يک چشم‌انداز روشن از الگوي عناصر انساني و اينکه در نهايت بنا دارد چه کساني را به جامعه تحويل دهد، نقص‌هاي زيادي در عملکردش داشته است.
به‌صورت بسيار کلي، اهدافي که در برنامه مربوط به تحول بنيادي آموزش‌وپرورش تا‌به‌حال آمده، بسيار خوب بوده اما اين کليات حالا بعد از گذشت سال‌ها، هنوز جنبه عملي پيدا نکرده است. به‌دليل وجود آن کليات، امکان، مجال و ظرفيت برنامه‌ريزي در دل آموزش‌وپرورش وجود ندارد زيرا میان آن کليات مطرح‌شده و اين دستگاه آموزش‌وپرورش، فاصله بسيار زيادی وجود دارد و براي اينکه اين فاصله کم شود، نياز به نيروهاي ماهري است؛ براي مثال، خود آموزش‌وپرورش بايد از کساني استفاده کند که توانايي کافي علمي، فکري، خلاقيت هنري، ذوق و مسئوليت را داشته باشند. ما در جامعه ايران هستيم و با توجه به باورهاي اعتقادي و مسئوليت‌هاي ارزشي، افراد بايد آن مهارت‌ها را موازي با اين باورها داشته باشند. افرادي که در اين حوزه مي‌توانند کارهايي از پيش ببرند، شامل مربيان، معلم‌ها، مديران و برنامه‌ريزهاي بخش‌هاي مياني و در مجموع حتي شامل اوليا هم مي‌شوند؛ يعني در تحقق چيزي به نام مهارت‌هاي زندگي به معناي تربيتي، اخلاقي و فرهنگي، اين مسئوليت بين سازمان آموزش‌وپرورش و نظام اوليا و مربيان مشترک است؛ اين به آن معناست که مشتريان آموزش‌وپرورش لزوما دانش‌آموزان، اطفال و کودکان نيستند و در نهايت، تعامل بين دو بخش اوليا و مربيان هم تأثير بسيار زيادي دارد.
متأسفانه به اين دليل که خط و مشی‌ها صراحت ندارند، روشن و شفاف نيست و نظام پيگيري در آن بسيار ضعيف است و تغيير روند سيستم آموزش‌وپرورش سخت‌تر مي‌شود. بايد اعتماد بسيار قوي بين کليت سيستم اجتماعي و سازمان آموزش‌وپرورش وجود داشته باشد؛ يعني آحاد مردم براي اين دستگاه، حرمت قائل شوند که اين حرمت صرفا جنبه اعتقادي ندارد بلکه بايد جنبه عملي هم داشته باشد؛ يعني مردم در تجربه زندگي روزمره، اين نهاد را اگر نگوييم مقدس بلکه مهم بدانند. اينها همه موجب شده با وجود اينکه بعد از انقلاب، چيزي به‌عنوان نهاد تربيتي و فرهنگي پيش‌بيني شده است اما گزارش‌هاي غيررسمي نشان مي‌دهد که آموزش‌وپرورش در رسيدن به اهداف و آرمان‌هاي تحول نظام آموزشي مشکلات زيادي دارد. اينکه آموزش‌وپرورش بتواند در نسل دانش‌آموزان اميدواري، اعتماد، باورمندي، مهارت‌يابي، انگيزه و اشتياقي ايجاد کند تا نياز به تشويق‌هاي کاذب نباشد و عشق به يادگيري در وجود خود دانش‌آموز بجوشد، کار آساني نيست اما وظيفه مهمي است. متأسفانه ما الان در وضعيتي هستيم که به کالبدشکافي و آسيب‌شناسي در سطوح مختلف نياز داریم. لازم است تغييرات حمايتي در بعد حقوقي، مالي، اجتماعي و سطوح اختيارات دستگاه آموزش‌وپرورش صورت بگيرد که براي مثال، معلم‌ها احساس قدرت فکري کنند و بدانند اگر قدمي در راستاي آموزش‌هاي فرهنگي برمي‌دارند، مورد حمايت و همکاري ديگران قرار مي‌گيرند. ما امروز در بحث‌هاي جامعه‌شناسي اصلا نمي‌توانيم به برخی عناصر بسيار بها بدهيم و آن‌طرف، عناصر ديگري را ناديده بگیریم. تعامل بين نظام‌واره‌هاي مختلفي که هسته مرکزي آنها تعليم و تربيت و توسعه مهارت‌هاي زيست، فرهنگ و فکر است مي‌تواند در نهايت، ما را به نتيجه مطلوب برساند.
روزنامه وقایع اتفاقیه    ۱۳۹۵ دوشنبه ۲۷ دي
———————-

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا