در باره معلم

راههای ارتقاء منزلت اجتماعی معلمان

۱-ارتقای جایگاه تعلیم و تربیت از طریق تغییر سیاست‏های کلان‏ کشور

همهء مصاحبه‏شوندگان که بیش‏تر آنان را صاحب‏نظران تعلیم و تربیت ایران‏ تشکیل می‏دهند،تأکید کرده‏اند که برای ارتقای منزلت اجتماعی معلمان لازم‏ است سیاست‏های کلان کشور در جهت اهمیت دادن به توسعهء منابع انسانی و اولویت دادن به سرمایه‏گذاری در تعلیم و تربیت تغییر یابد.حدود ۹۰ درصد معلمان مورد مطالعه هم همین‏نظر را دارند و بر این باورند که بدون تغییر سیاست‏های کلان کشور و اولویت دادن به سرمایه‏گذاری در آموزش و پرورش،منزلت اجتماعی معلمان ارتقا نمی‏یابد.

باوجوداین شواهد و دلایل منطقی،دیگر تردیدی باقی نمی‏ماند که راه‏ اصلی ارتقای منزلت اجتماعی معلمان،ارتقای جایگاه تعلیم و تربیت در جامعه‏ است؛زیرا بدون شناخت اهمیت آموزش و پرورش،نقش حساس عامل اصلی‏ آن(معلم)به‏درستی درک نخواهد شد.از سوی دیگر،ارتقای جایگاه تعلیم و تربیت صرفا از طریق تغییر سیاست‏های کلان کشور امکان‏پذیر است و برای‏ تغییر سیاست‏های کشور،ابتدا باید سیاست‏گذاران ما باور داشته باشندکه تعلیم‏ و تربیت کلید پیشرفت کشور است.این سخن شعار صرف نیست و دست‏کم‏ در چند کشور پیشرفته از جمله ژاپن،به واقعیت پیوسته است.زمانی که این‏ باور قلبی به وجود آید سیاست‏های کلان کشور تغییر می‏یابند،منابع انسانی‏ اهمیت پیدا می‏کنند،به تعلیم و تربیت در میان سایر گزینه‏های سرمایه‏گذاری‏ اولویت داده می‏شود،نتایج کار معلمان برای جامعه توجیه می‏گردد و حساسیت نقش معلم در توسعه کشور و فن‏آوری به‏درستی تبیین می‏شود، نگرش و تصورات غلط مسؤولان و مردم در مورد نسبت دادن نقش

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۷۸)


مصرف‏کننده به آموزش و پرورش اصلاح می‏گردد و نقش تولیدی نظام‏ آموزشی به رسمیت شناخته می‏شود.در این صورت با تمام وجود درمی‏یابیم‏ که باارزش‏ترین سرمایه‏های کشور در اختیار معلمان است آیندهء کشور هم‏ به ایفای نقش این گروه بستگی دارد.زمانی که اهمیت و حساسیت نقش معلم‏ برای مسؤولان سیاسی و مردم آشکار می‏شود و آنان به این امر ایمان آورند قدر و منزلت معلمان در جامعه بالا می‏رود.

۲-تأمین امکانات رفاهی و رفع فقر و محرومیت از زندگی معلمان

زمانی که مسألهء منزلت اجتماعی معلمان مطرح می‏شود،وضعیت معیشتی و حقوق و دستمزد آنان تداعی می‏گردد.می‏توان گفت که میزان حقوق و دستمز فرد در هر سمت،تاحدودی بیانگر ارزش و جایگاهی است که جامعه‏ برای آن شغل قایل است.با مطالعهء پیشینهء موضوع درمی‏یابیم که منزلت‏ اجتماعی معلمان،از وضعیت معیشتی و بویژه حقوق و دستمزد آنان به‏شدت‏ متأثر می‏شود.نتایج پژوهش حاضر هم از این نظر حمایت می‏کند.واقعیت این‏ است که معلمان به فقر و محرومیت دچارند.تنها ۹ درصد معلمان مورد مطالعه-صرف نظر از این که سرپرست خانواده بودند یا نه-اعلام کرده‏اند که حقوق و مزایای دریافتی آنان برای تأمین هزینه‏های زندگی کافی است. متوسط دریافتی ماهانهء معلمان مورد مطالعه،۷۵ هزار تومان است که در شرایط کنونی دارندگان این درآمد زیر خط فقر قرار دارند.حتی بعضی از معلمان هر ماه بیش از ۵۰ هزار تومان دریافت نمی‏کنند و این در حالی است که ۵۸ درصد نمونهء آماری اظهار کرده‏اند کمه فاقد مسکن‏اند و ۸۱ درصد آنان هم وسیلهء نقلیهء شخصی ندارند.مصاحبه‏شوندگان هم بیان کرده‏اند که وضع معیشتی معلمان‏ مناسب نیست؛آنان همواره دربارهء تأمین امکانات زندگی نگرانی و دغدغه‏ دارند و برطرف نشدن نیازهای اولیه و نداشتن امنیت روانی،آنان را از پرداختن‏ به وظایف شغلی و پی‏گیری نیازهای رشد باز می‏دارد.تقریبا همهء

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۷۹)


مصاحبه‏شوندگان اعتقاد دارند که پایین بودن جایگاه اجتماعی معلمان از محرومیت آنان از امکانات رفاهی و تسهیلات زندگی ناشی می‏شود.حدود ۹۵ درصد معلمان مورد مطالعه نیز اعتقاد دارند که با تأمین رفاه و رفع فقر و محرومیت از زندگی معلمان می‏توان منزلت اجتماعی آنان را ارتقا داد.

علاوه بر نتایج پژوهش حاضر،شواهد دیگری نیز نشان می‏دهد که وضع‏ معیشتی معلمان ایران رضایت‏بخش نیست.بهترین شواهد این مدعا سند برنامهء سوم توسعهء اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی کشور است.در فصل دهم این سند، در بخش نقاط ضعف،تنگناها و مشکلات،اشاره شده است که به منزلت و معیشت معلمان توجه کافی نمی‏شود و در آنان انگیزهء کافی برای خدمت وجود ندارد(سند برنامهء سوم،ص ۳۲۵).واقعیت این است که بسیاری از معلمان در زیر خط فقر زندگی می‏کنند.اکثر آنان یا بیش‏تر از یک نوبت کار می‏کنند یا علاوه بر ساعات موظف،به تدریس در مدارس غیر انتفاعی،آموزشگاهها یا تدریس خصوصی مشغول می‏شوند تا بتوانند امرار معاش کنند.چه بسیارند معلمانی که به کارهایی چون مسافرکشی،فروشندگی،حسابداری،واسطه‏گری‏ و دیگر مشاغلی که دور از شأن رفیع معلمی است،مشغول‏اند.(حضرتی، ۱۳۷۹).

برخلاف برخی تصورها،اسناد و مدارک موجود نشان می‏دهد که وضع‏ مالی و معیشتی معلمان ایران در دوران قبل از انقلاب اسلامی نیز رضایت‏ بخش نبوده است.چنان‏که فقر و نداری جامعهء معلمان کشور در آثار نویسندگان و شاعران معاصر انعکاس یافته است.

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۰)


نوابخش‏”حدود چهل سال پیش در یکی از غزل‏های اجتماعی خود،وضع‏ معیشتی معلم را به شرح زیر توصیف کرده است.*

توران میر هادی،رییس مدرسهء تجربی فرهاد که از معلمان شناخته‏شدهء تهران‏ بود،در مصاحبه‏ای در سال ۱۳۶۶ تدریس اضافی،کار در شرکت‏های‏ خصوصی و مسافرکشی را از انواع کارهایی که معلمان انجام می‏دهند،بر می‏شمرد و با توجه به بدی شرایط زندگی معلمان می‏گوید:”باید در مورد حقوق و رفاه معلمان خیلی سریع اقدامات قاطع انجام شود”.

(*)

بس که می‏سوزد ز غم جان تو ای آموزگار زندگی گردیده زندان تو ای آموزگار خوان علم و معرفت را در جهان گسترده‏ای‏ لیک هست از نان تهی خوان تو ای آموزگار زاستین بس گوهر دانش فروریزی ولی‏ فقر بگرفته گریبان تو ای آموزگار عمر خود را صرف اطفال کسان کردی و نیست‏ هیچ‏کس در فکر طفلان تو ای آموزگار هیچ اقدامی نشد از این مقامات رفیع‏ بهر اوضاع پریشان تو ای آموزگار

زنده‏یاد،ابو القاسم حالت نیز چهل و چند سال پیش در شعر بی‏خانمان خود،داستان زندگی مستأجری را روایت می‏کند که صاحبخانه اثاث زندگی را بیرون ریخته و شاعر از زبان او گفته است:

نظم این ملک به آن است که بر خاک نشاند هرکه را چون من بی‏چیز نه ملکی است نه مالی‏ گر سرانجام شدم خاک‏نشین،بود سزایم‏ که ز آغاز چرا فکر زر و سیم نبودم‏ کرده خدمت به وطن پیرم و اندر وطن خود آن‏قدر جای ندارم که در آن‏جا به سر آرم

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۱)


وقتی دربارهء منزلت اجتماعی معلمان ایران بحث می‏کنیم و وضع مالی یا معیشتی آنان را به عنوان مهم‏ترین یا مشخص‏ترین عامل تعیین‏کننده مورد توجه‏ قرار می‏دهیم،شایسته است به خاطر بیاوریم که کشور ما یکی از کشورهای‏ جهان سوم است و وضع معلمان این‏گونه کشورها تقریبا یکسان است.در این‏ گروه از کشورها،برای معلمان کاملا عادی است که یک نوبت در مدرسه‏ای و نوبت دوم در مدرسه دیگری تدریس کنند.در مناطق شهری،معلمان،مشاغل‏ کوچک دایر می‏کنند و در مناطق روستایی بیش‏تر اوقات خود را به کار زمین‏های کشاورزی می‏پردازند.در دانشگاهها،استادان و مربیان به کار مشاوره‏ در شرکت‏های خصوصی مشغول می‏شوند و وقت کمی به دانشجویان و پژوهش اختصاص می‏دهند.به‏هرحال،حقوق معلمان به‏ندرت با نرخ تورم‏ هماهنگ بوده است؛به‏طوری‏که وقتی افزایش می‏یابد،تأثیر آن بر انگیزش‏ معلمان منفی است.تنزل وضع اجتماعی حرفهء معلمی نیز با کاهش نسبی‏ قدرت خرید در ارتباط است.این واقعیت که فارغ التحصیلان پسر میل ندارند حد اقل در سطوح ابتدایی وارد حرفهء آموزشی شوند،نشانهء پایین بودن موقعیت‏ اجتماعی معلمان است.در بعضی از کشورها معلمی بیش‏تر به عنوان حرفهء زنان در نظر گرفته می‏شود.این تنزل وضع اجتماعی حرفهء آموزشی،بر کشورهای درحال‏توسعه‏نیافته تأثیر می‏گذارد.در کشورهای درحال‏توسعه، حقوق معلمان کاهش یافته است.اگرچه این امر پدیدهء تازه‏ای نیست اما در سال‏های اخیر به علت کاهش بودجه و بحران‏های اقتصادی تسریع شده است. ناظران به‏خوبی آگاه‏اند که معلمان برخی از کشورها در همهء سطوح(از ابتدایی‏ تا دانشگاه)به جای پرداختن به امر آموزش بیش‏تر نگران تأمین معاش خودند و هرگاه ممکن باشد به شغل دوم یا سوم مشغول می‏شوند(مختاری،۱۳۷۲).

در اکثر کشورهای درحال‏توسعه سه عامل عمده موجب آن می‏شود که‏ افراد باکفایت از شغل معلمی کم‏تر استقبال کنند:۱-پایین بودن سطح حقوق

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۲)


و دستمزد،۲-شرایط کار معلم و ۳-موقعیت اجتماعی معلمان.طبق آمارهای‏ موجود در کشورهای درحال‏توسعه،هر سال عدهء کثیری از معلمان،به علت‏ پایین بودن حقوق و مزایا و در نهایت،پایین بودن پایگاه و مرتبهء اجتماعی‏ تغییر شغل می‏دهند.درحالی‏که در کشورهای توسعه‏یافته،حقوق و دستمز معلم در شرایط مساوی بالاتر از سایر مشاغل است و معلمان از تأمین شغلی قابل توجهی برخوردارند(جی واد،۱۳۷۴).

به نظر می‏رسد که متقاضیان شغل،به حقوق دریافتی بیش از سایر مزایا اهمیت می‏دهند؛چرا که پول می‏تواند به کالا و خدمات برای ارضای نیازهای‏ فیزیولوژیک تبدیل می‏شود و در عین حال،به عنوان یک کالای اقتصادی نیازهای‏ ایمنی را ارضا کند.به اعتقاد مازلو۳قوی‏ترین نیاز افراد تعیین‏کنندهء نوع رفتار آن‏ها در لحظات خاص است.ارضای نیازهای پاداشی است که به رفتارهای‏ برانگیخته داده می‏شود.بخشی از این نیازها که به‏طور مستقیم با پول ارضا می‏شود،در سازمان‏ها از طریق نظام‏های پرداخت برای جبران خدمات برآورده‏ می‏گردد،بنابراین،در جامعه‏ای که نیازهای فیزیولوژیک ارضا نشده است، پرداخت پول می‏تواند پاداش برانگیزنده برای کارکنان سازمان باشد(کبیری،به‏ نقل از یاری،۱۳۷۵).از سوی دیگر،پول نمادی از موفقیت است و در بسیاری‏ از فرهنگ‏ها،افراد برحسب حقوقی که می‏گیرند و پولی که دارند،ارزیابی‏ می‏شوند.در نتیجه،افراد سازمان‏های با حقوق پایین‏تر را به‏سرعت به سوی‏ سازمان‏های با حقوق بالاتر ترک می‏کنند.البته باید دانست که اطلاعات‏ داوطلبان استخدام همواره کامل نیست؛بنابراین،آن‏ها برمبنای ادراکات خود از نوع شغل و میزان حقوق آن تصمیم‏گیری می‏کنند.تصمیم‏گیری آن‏ها مبتنی بر عدالت ادراک شده است و آن‏چه باعث رفتار می‏شود،ادراکات افراد است؛ بنابراین،کافی نیست که سیستم واقعا عادلانه طراحی شده باشد بلکه ایجاد ارتباطات کافی برای ابلاغ سیستم،ضرورتی اجتناب‏ناپذیر است.یک سیستم

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۳)


ارتباط مؤثر باید بازخورد لازم را از کارکنان در رابطه با اهمیت نسبی‏ پاداش‏های مالی و غیر مالی که انتظارش را دارند،تسهیل نموده و در کارکنان‏ این احساس را به وجود آورد که با آن‏ها عادلانه رفتار می‏شود.برای ادراک‏ عدالت،کارکنان نهاده‏ها ستانده‏های خود را در شغل خویش با نهاده‏ها و ستانده‏های دیگر کارکنان مقایسه می‏کنند.درصورتی‏که پرداخته‏های یک‏ سازمان با دیگر سازمان‏ها قدرت رقابت نداشته باشد،توان جذب نیروهای‏ انسانی کاهش می‏یابد و سازمان نمی‏تواند نیروی کیفی را جذب کند.هم‏چنین‏ ادراک نبود عدالت بر کارکنان تأثیر نامطلوبی می‏گذارد و ممکن است باعث‏ شود که سازمان را ترک کنند یا برای کاهش آثار نبود عدالت به مشارکت کم‏تر، غیبت،کار ضعیف‏تر،خلاقیت کم‏تر،ترک محل کار یا استعفا متوسل شوند (یاری،۱۳۷۵).

در شرایط حاضر،وضعیت معیشتی و رفاهی فرهنگیان از دو جهت ضربات‏ جبران‏ناپذیری را بر آموزش و پرورش وارد می‏سازد؛اول آن‏که انگیزه و حتی‏ امکان فعالیت همه‏جانبه،متعهدانه و ایثارگرانه را از نیروهای موجود آموزش و پرورش سلب می‏کند و علاوه بر ایجاد ناامیدی و دل‏سردی،ممکن است آنان‏ را به فعالیت‏های دیگیری وادار کند که در نتیجهء آن‏ها مشکلاتی چون تحقیق یا فساد را نیز تجربه نمایند.ضربهء دوم،کاهش و حتی از میان رفتن انگیزهء افراد مستعد و باکفایت در پیوستن به این بخش زیربنایی و انسان‏ساز جامعه است‏ (شاهد،۱۳۷۹)؛بنابراین،تأمین رفاه و رفع فقر و محرومیت از زندگی معلمان‏ ضرورت دارد.

۳-اصلاح شیوه‏های تأمین و تربیت معلم(جذب و پرورش معلمان‏ شایسته و باکفایت)

زیباترین طرح اصلاح و بازسازی نظام آموزشی درصورتی‏که معلم به‏ تعداد کافی و باکیفیت مطلوب در اختیار نباشد،با شکست روبه‏رو خواهد شد

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۴)


(پیاژه،به نقل از صافی،۱۳۷۶).درنهایت،کیفیزت آموزش و پرورش به کیفیت‏ معلمان آن بستگی دارد(امین ورزلی،۱۳۷۹)؛بنابراین،بسیار مهم است که‏ تواناترین و شایسته‏ترین افراد حرفهء معلمی به کار گرفته شوند وبه آنان‏ فرصت داده شود که دانش و مهارت خود را طی دوران خدمت افزایش دهند. ژاپنی‏ها عقیده دارند که شایستگی هر نظام آموزشی به اندازهء شایستگی معلمان‏ آن است.درحقیقت،هیچ کشوری نمی‏تواند از سطح معلمانش بالاتر رود.در کشور ژاپن که به داشتن مدارس برتر جهان معروف است،گرایش جمعی و رقابت برای ورود به آموزش و پرورش بسیار جدی است و بهترین افراد جذب شغل معلمی می‏شوند(حضرتی،۱۳۷۹).معلمان مدارس ژاپن برحسب‏ یک سنت دیرینه از بین افرادی که از نظر اخلاقی،شخصیت و دانش و تخصص با صلاحیت‏اند،انتخاب می‏شوند؛زیرا مسؤولان بر این باورند که‏ شخصیت دانش‏آموزان متأثر از ویژگی‏های رفتاری معلمان است.به همین‏ جهت،باید در انتخاب آن‏ها دقت لازم به عمل آید.جامعهء ژاپن معلم را مظهر تقوا فضایل اخلاقی و کمالات انسانی می‏داند و از او با عنوان “Sence” یعنی فردی قابل احترام که از نظر دانش و اخلاق از دیگران برتر است،نام‏ می‏برد.

جذب و تربیت معلمان شایسته یکی از مشکلات مشترک بسیاری از کشورهاست.چنان‏که در سال ۱۹۹۸ میلادی در کنفرانس ملبورن بیانیه‏ای صادر شد که در بخشی از آن توصیه‏هایی دربارهء یادگیری برای زیستن ارایه شده بوده‏ در کنار این توصیه‏ها،نگرانی‏هایی نیز ابزار گردیده بود؛از جمله:انتخاب‏ معلمان و داوطلبان تدریس،تربیت و آموزش کسانی که آمادهء تدریس‏ می‏شوند،توسعهء شغلی معلمان،آموزش حرفه‏ای مستمر برای معلمان،شرایط کاری معلمان و موقعیت معلمان به عنوان متخصص(حضرتی،۱۳۷۹).

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۵)


در کشور ما به دلایل مختلف(افزایش جمعیت دانش‏آموزی،حاکمیت‏ مدیریت غیر علمی،کمبود منابع و…)انتخاب و تربیت معلم با مشکل جدی‏ مواجه بوده است.به قول کاردان(۱۳۵۴)،وقتی قرار باشد میلیون‏ها کودک‏ در مدارس نگهداری شوند،چاره‏ای جز این نیست که هرکس با هر کیفیتی‏ به عنوان معلم به کار گمارده شود تا عجالتا بچه‏ها را نگه دارد.نیاز روزافزون به معلم سبب شده است که ملاک‏های مناسب در انتخاب معلمان‏ کم‏تر مورد توجه قرار گیرد(جواهر فروش‏زاده،۱۳۷۲).پس،غالبا افرادی که‏ در جاهای دیگر با اقبال مواجه نمی‏شوند،به آموزش و پرورش روی می‏آورند. در تربیت معلم هم آن‏چه تدریس می‏شود معلمی نیست بلکه تکرار دانسته‏ها و حد اکثر مطالب قالبی و کلیشه‏ای است که در مدرسه کاربردی ندارد.از پژوهش،کارهای میدانی،تحقیقات،کنفرانس‏ها و میزگردهای علمی خبری‏ نیست(حضرتی،۱۳۷۹).به باور اکثر دست‏اندرکاران،مراکز کنونی تربیت معلم‏ در تمامی زمینه‏ها(نحوهء گزینش،سطح علمی و آموزشی اعضای هیأت علمی، امکانات آموزش و پژوهش و…)با یک نظام آموزش و پرورش مطلوب هیچ‏ سنخیتی ندارد.به همیت دلیل،این مراکز نه‏تنها در تربیت نیروی انسانی‏ کارآمد برای آموزش و پرورش موفق نبوده‏اند بلکه انگیزه و رغبتی در افراد نخبه و مستعد جامعه برای ورود به این مراکز ایجاد نکرده‏اند(شاهد،۱۳۷۹). البته این بحث به ایران محدود نمی‏شود.

پیاژه روان‏شناس معاصر،در کتاب آموزش و پرورش و روان‏شناسی که در سال ۱۹۶۱ منتشر شده است،در بیان علل تنزل مقام معلم در مغرب‏زمین‏ می‏گوید:چون معلمان کنونی در مراکزی جدا از مؤسسات دانشگاهی تربیت‏ می‏شوند،نه‏تنها روش‏های جدید آموزش را نمی‏دانند بلکه به علت بی‏خبری‏ از تحقیقات تربیتی و آشنا نبودن با روش‏های آن،نسبت به پیشرفت علوم و فنون آموزش عقب مانده‏اند و وقتی جامعه آنان را با صاحبان فنون دیگر

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۶)


مقایسه می‏کنند که لا اقل کارشان را خوب می‏دانند و هر روز زیر فشار پیشرفت‏ تکنولوژی،بر دانش و کارآمدی خود می‏افزایند،نباید انتظار داشت که جامعه‏ برای معلمان منزلت خاصی قایل باشد.

از آن‏چه بیان شد می‏توان نتیجه گرفت که وجود معلمان شایسته و با کفایت،معلمانی که از هر لحاظ صلاحیت‏های شخصی،اخلاقی،روانی،علمی‏ و حرفه‏ای را داشته باشند،برای نظام تعلیم و تربیت اهمیت حیاتی دارد.با وجود این،شواهد علمی و پژوهشی موجود(برای مثال،مینو،۱۳۷۲؛حضرتی، ۱۳۷۹؛شکاری،۱۳۷۲؛مختاری،۱۳۷۲؛صادق‏پور،۱۳۷۲؛کاردان ۱۳۵۴؛ جواهر فروش‏زاده،۱۳۷۲)از وضعیت نامطلوب فرایند جذب و تربیت معلم در کشور ما حکایت می‏کند.در پژوهش حاضر نیز همین نتیجه به دست آمده‏ است.مصاحبه‏شوندگان اظهار داشته‏اند که ضوابط و معیارهای گزینش معلم، علمی نیست.افرادی که انتخاب می‏شوند،از استعداد،دانش،تخصص و انگیزش کافی برای اشتغال معلمی برخوردار نیستند.در گزینش‏ها به جای این‏ که به ویژگی‏های مطلوب شخصیتی-اعم از شناختی،عاطفی و روانی- حرکتی-و به‏طورکلی صلاحیت‏های مربوط به حرفهء معلمی توجه شود، مسایل ظاهری و سطحی مورد توجه قرار می‏گیرد.در نتیجه،افردی که وارد آموزش و پرورش می‏شوند،غالبا ویژگی‏های ورودی مطلوب را ندارند. هم‏چنین،مصاحبه‏شوندگان تصریح کرده‏اند که در مراکز تربیت معلم کیفیت‏ برنامه‏ها برای پرورش معلمان مناسب نیست.سطح آموزش در این‏گونه مراکز بسیار پایین است و محیط،کسل‏کننده و سرد و بی‏روح است.مدرسان این‏ مراکز از نظر علمی در سطح پایینی قرار دارند؛کتاب‏های درسی قدیمی است و اطلاعات موجود در منابع و کتاب‏ها به‏روز نیست به همیت دلیل،شأن معلمان‏ در جامعه تنزل پیدا کرده است.برای ارتقای جایگاه اجتماعی معلمان،لازم‏ است در معیارها و ضوابط گزینش معلم تحولی اساسی به وجود آید و از

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۷)


معیارهایی استفاده شود که صرفا به حرفهء معلمی مربوط می‏شوند و با استفاده‏ از آن‏ها عملا می‏توان افراد مناسب و مستعد و شایسته را وارد آموزش و پرورش کرد.برنامه‏های تربیت معلم هم باید متحول شوند؛چنان‏که محصول‏ نهایی آن‏ها افرادی برخوردار از صلاحیت‏های حرفه‏ای و ویژگی‏های مطلوب‏ شخصیتی باشد.در چنین شرایطی،می‏توان انتظار داشت که منزلت اجتماعی‏ معلمان ارتقا یابد.حدود ۸۵ درصد معلمان مورد مطالعه هم ضرورت اصلاح‏ شیوه‏های تأمین و تربیت معلم را به منظور ارتقای منزلت اجتماعی معلمان‏ مورد تأکید قرار داده‏اند.

۴-تمرکززدایی و اعمال سیاست مشارکت همه‏جانبهء معلمان در آموزش‏ و پرورش

حدود ۹۰ درصد معلمان مورد مطالعه معتقدند که اعمال سیاست مشارکت‏ معلمان در آموزش و پرورش(مشارکت در تدوین برنامه‏های آموزشی و پرورشی،انتخاب مسؤولان بالاتر توسط معلمان و پیروی از سیاست مدرسه‏ محوری)می‏تواند منزلت اجتماعی معلمان را ارتقا دهد.مصاحبه‏شوندگان هم‏ اعتقاد دارند که مشارکت دادن معلمان در برنامه‏ریزی‏ها و تصمیم‏گیری‏ها می‏تواند به ارتقای شأن آنان در جامعه بینجامد.مشارکت معلمان در تصمیم‏گیری‏های مربوط به آموزش و پرورش موجب می‏شود که آنان نسبت به‏ هدف‏های نهایی تعلیم و تربیت احساس تعهد کنند و برای تحقق آن‏ها بکوشند.در چنین حالتی،نظام آموزشی در رسیدن به اهداف خود توفیق پیدا می‏کند و کارایی آن بیش‏تر می‏شود در نتیجه،مردم به مفید بودن نظام آموزشی‏ پی می‏برند و از عاملان این نظام-یعنی معلمان-قدردانی می‏کنند.

باوجوداین،به نظر می‏رسد که مشارکت دادن معلمان در تصمیم‏گیری‏های‏ اساسی نیازمند تغییر تفکرات مدیران سطوح عالی کشور و دستگاه تعلیم و تربیت است.باتوجه به مجموعهء تکالیف و مسؤولیت‏هایی که جامعه از

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۸)


معلمان انتظار دارد،می‏توان گفت که مشارکت همه‏جانبه در آموزش و پرورش‏ حق معلمان است اما این حق به‏طورکمل به رسمیت شناخته نشده و در حال‏ حاضر انتظارات مردم و مسؤولان از معلمان،بیش از اختیاراتی است که به آنان‏ داده شده است.در توصیف نقش معلم،غالبا او مسؤول همهء نارسایی‏های تعلیم‏ و تربیت قلمداد می‏شود ولی عملا اجازه هیچ‏گونه دخالتی در برنامه‏ها و تصمیم‏گیری‏های آموزش و پرورش را ندارد.به نظر می‏رسد که نگاه مسؤولان‏ جامعه به معلم،نگاه از بالا به پایین است.به همین دلیل،وقتی دربارهء معلم‏ بحث می‏کنند بیش‏تر به تکالیف و مسؤولیت‏های او توجه دارند ولی از حقوق‏ و اختیاراتی که باید در اختیار معلمان باشد،غفلت می‏ورزند.البته نگاه از بالا به‏ پایین در جامعهء ما حاکمیت دارد و منحصر به مسؤولان آموزش و پرورش‏ نیست.به قول پور نجاتی(۱۳۷۹)،رییس کمیسیون فرهنگی مجلس،مسأله‏ اساسی که جامعهء ما با آن روبه‏روست،وجود دو نگاه متفاوت در ادارهء کشور است؛یکی نگاه عمودی یا نگاه از بالا به پایین،یعنی نگاه اقتدار گرایانه،اتوپیایی و شعارگونه است که در بهترین شکل خود،صرفا از موضع تشخیص و تعیین مصلحت جامعه است.لازمهء این نگاه،بهره‏گیری‏ هرچه بیش‏تر از توده‏های مردم به عنوان ابزار حمایت است.در این نگاه، خواست مردم به میزانی که در چارچوب تدابیر اتخاذ شده قرار دارد،مباح‏ و موجه است و مردم بیش از آن‏که حق داشته باشند،تکلیف دارند.در نگاه دیگر که نگاهی افقی به جامعه است،از یک زاویهء عقلانی در چارچوب‏ ارزش‏های مورد احترام جامعه به مسایل نگریسته می‏شود.این نگاه سه عنصر خواست،نیاز و مصلحت جامعه را مورد توجه قرار می‏دهد.

از آن‏چه بیان شد،می‏توان چنین نتیجه گرفت که فراهم کردن زمینهء مشارکت همه‏جانبهء معلمان در مدیریت آموزش و پرورش کشور به منظور افزایش کارآیی نظام آموزشی ضرورت دارد و این ضرورت به سیاست‏های

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۸۹)


کلان دولت برمی‏گردد.وزارت آموزش و پرورش هم در پی پیاده کردن‏ سیاست مدرسه محوری است و تحقق این امر مستلزم مشارکت گستردهء معلمان در برنامه‏ریزی و اجرای برنامه‏های آموزش و پرورش می‏باشد.با این‏ حال،مشارکت‏خواهی مسؤولان وزارت آموزش و پرورش باید شکل جدی‏تر و عملی‏تری به خود بگیرد.

در جریان تمرکززدایی از دستگاه آموزش و پرورش،پیوسته به موضوع‏ خودمختاری مدارس و معلمان اشاره می‏شود.اما باید به یاد داشته باشیم که‏ خودمختاری مدرسه را نمی‏توان محقق ساخت؛مگر آن‏که معلم خودمختار باشد(مثلا نمی‏توان دستگاه اداری یا مالی را از حالت متمرکز به‏درآورد و در عین حال،پایگاه نقش معلمان را دست نخورده،حفظ کرد).خودمختاری معلم‏ در اصل مستلزم استقلال حرفه‏ای است و این امر خود به اقدام‏های خاصی نیاز دارد.دادن خودمختاری یا استقلال بیش‏تر به مدارس،بدون ایجاد شرایطی به‏ نفع استقلال حرفه‏ای معلمان،ممکن است به جای کاهش میزان ناکارایی و بی‏عدالتی و کیفیت نامطلوب نظام آموزشی،به همهء این‏ها بیش‏تر دامن زند (روزاماریا تورس،ترجمهء محمدی،۱۳۷۷).

۵-ایجاد تشکل‏های صنفی برای دفاع از حقوق معلمان و حریم تعلیم و تربیت

نتایج پژوهش حاضر نشان می‏دهد که ایجاد تشکل‏های صنفی در میان‏ معلمان می‏تواند منزلت اجتماعی معلم را ارتقا دهد.۸۴ درصد معلمان مورد مطالعه و تقریبا همهء مصاحبه‏شوندگان با این نظر موافق‏اند.درصورتی‏که‏ معلمان دارای تشکل‏های صنفی باشند،می‏توان انتظار داشت که این تشکل‏ها از حریم شغل معلمی دفاع کنند؛چنان‏که نظام پزشکی می‏تواند از شغل پزشکی‏ دفاع کند.وجود تشکل‏های صنفی در میان معلمان،نقش آنان را توسعه

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۰)


می‏دهد.در این‏صورت،آن‏ها از حالت کارمندی و الزامات محدودکنندهء آن‏ خارج می‏شوند و به موجوداتی اثرگذار در سرنوشت خود تبدیل می‏گردند.

مصاحبه‏شوندگان ازاین که معلمان ایران هنوز تشکل صنفی مناسبی ندارند، اظهار تأسف کرده و تصریح نموده‏اند که تقریبا همهء صنوف برای دفاع از منافع صنفی خود،متشکل شده‏اند ولی معلمان که قاعدتا باید پیشتاز باشند، تشکل مناسبی ندارند،آن‏ها به صورت منفعل و گاهی با احساس یأس و درماندگی در انتظار سرنوشت نامعلوم خویش‏اند و این انفعال،جایگاه و شأن اجتماعی‏شان را تنزل داده است.

درصورتی‏که معلمان تشکل صنفی نداشته باشند،هرکسی می‏تواند بدون‏ ضوابط علمی و حرفه‏ای وارد شغل معلمی شود و دیگران،بدون توجه به نظر و رأی معلمان برایشان تصمیم می‏گیرند؛تصمیمی که معلمان حق چون‏وچرا در آن را ندارند.بدیهی است که در چنین شرایطی،آموزش و پرورش از افکار و اندیشه‏های کارکنان خود محروم می‏شود و روزبه‏روز از اندیشه و تدبیر تهی می‏گردد.در نتیجه،جامعه از وجود آموزش و پرورش پویا،پیشرو و سازندهء آینده محروم می‏شود.بااین که وجود تشکل‏های صنفی برای دفاع از حقوق معلمان و حریم تعلیم و تربیت ضروری به نظر می‏رسد،و تشکل‏ها می‏توانند منزلت اجتماعی معلم و تعلیم و تربیت را ارتقا دهد.لازم است‏ تصریح شود که ایجاد تشکل‏های صنفی،مستلزم فراهم کردن مقدماتی است. ابتدا باید دانست که تشکل صنفی،یک تشکل سیاسی نیست.این امر به آن‏ معنا نیست که تشکل صنفی حق ندارد با حوزهء سیاست ارتباط برقرار کند بلکه‏ به این معناست که چون فعالیت هر تشکل صنفی مطالبهء خواسته‏ها و حقوق‏ افراد یک صنف است،ارتباط آن با دیگر حوزه‏های جامعه-از جمله سیاست- باید تأمین‏کنندهء منافع و خواسته‏های افراد آن باشد.به عبارت دیگر،یک تشکل‏ صنفی تا آن‏جا می‏تواند در متن رویدادهای مختلف یک جامعه قرار گیرد و با

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۱)


جریانات سیاسی مختلف همراه باشد که این ارتباط در درجهء اول هیچ لطمه‏ای‏ را متوجه افراد صنف مذکور نسازد و در درجهء دوم تأمین‏کنندهء برخی از مطالبات و خواسته‏های ایشان باشد.این نکته در جوامعی که سیاست در آن‏ها توسعه نیافته و گرفتار فضایی سیاست‏زده شده‏اند،اهمیت دوچندان می‏یابد؛ زیرا در چنین جوامعی وارد شدن تشکل‏های صنفی به جریانات سیاسی و همسویی و همراهی تام با آن‏ها،باعث بروز برخوردهای سلیقه‏ای و گزینشی‏ اهالی حوزهء سیاست با افراد آن صنف خاص می‏شود و دست‏یابی آن‏ها به‏ منافع و مطالبتشان را به پیروی‏ها و شکست‏های آن جریان سیاسی و نیز میزان برخورداری آن از قدرت و حاکمیت منوط می‏سازد(الیاسی،۱۳۷۹).

نکتهء دیگری که لازم است دربارهء تشکل‏ها تصریح شود،این است که‏ معلمان قبل از هرچیز باید به آگاهی صنفی و سیاسی دست یابند.قبل از آن‏ که معلمان دربارهء مشکلات خود با جامعه و مسؤولان سخن بگویند و حقوق‏ فراموش‏شدهء خود را از جامعه و نهادهای مسؤول مانند مجلس و دولت مطالبه‏ کنند،باید به شناخت وضع موجود آموزش و پرورش همت گمارند،مسایل‏ آموزش و پرورش را اولویت‏بندی کنند و در میان خود به نوعی اجماع نسبی‏ برسند.درغیراین‏صورت،گرفتار پراکنده‏گویی و جزیی‏نگری خواهند شد و هیچ‏کس حرف‏های آنان را جدی نخواهد گرفت معلمان ابتدا باید هم‏ گفت‏وگو کنند و به سؤال‏هایی دربارهء خود پاسخ گویند؛برای مثال،آیا ما معلمان،درک درستی از حقوق پایمال‏شدهء خود داریم؟آیا تحلیل جامعی از وضعیت کنونی آموزش و پرورش می‏توانیم ارایه دهیم؟آیا برای مسایل و مشکلات آموزش و پرورش راه‏حل‏های واقع‏بینانه و منطقی داریم؟آیا می‏دانیم‏ تشکل‏های صنفی معلمان از نظر ماهیت و شکل چه مشخصاتی باید داشته‏ باشند؟بدیهی است تا زمانی‏که به این سؤال‏ها پاسخ داده نشود و یک جریان‏ فکری قوی در میان معلمان ایجاد نگردد و بحث‏های گسترده‏ای دربارهء ماهیت

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۲)


و شکل مناسب تشکل‏های معلمی صورت نگیرد،مقدمات لازم برای ایجاد تشکل‏های صنفی فراهم می‏شود.

۶-استقرار انضباط اجتماعی و اقتصادی در جامعه

ما از نظریهء سیستمی آموخته‏ایم که آموزش و پرورش به عنوان یک نظام، تحت تأثیر نظام‏های بزرگی است که آن را احاطه کرده‏اند.منزلت اجتماعی افراد و گروه‏ها در مقایسه با افرد و گروه‏های دیگر معنا پیدا می‏کند.به عبارت‏ دیگر،منزلت اجتماعی افراد و گروه‏ها با یک‏دیگر درحال‏رقابت است و پیروزی هر فرد یا گروه منزلت آن را بالاتر از گروه‏های دیگر قرار می‏دهد.با این توضیح،روشن می‏شود که وقتی در جامعه‏ای بی‏نظمی اقتصادی و اجتماعی وجود داشته باشد،ممکن است جایگاه گروه‏ها و صاحبان مشاغل‏ به‏طورغیرعادی تغییر یابد و بعضی از گروه‏ها یا افراد بدون داشتن استحقاق، در جایگاه بالاتری قرار بگیرند.این شرایط در کشور ما حاکم بوده و بعد از انقلاب اسلامی تا حدودی تشدید شده است؛چنان‏که افرادی توانسته‏اند به‏ ثروت‏ها و قدرت‏های بادآورده‏ای دست یابند و در میان مردم نفوذ پیدا کنند. عظیمی(۱۳۸۰)در یک مصاحبهء تلویزیونی که در تاریخ ششم فروردین از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد،اظهار داشت:متأسفانه در جامعهء ما توزیع‏ درآمد و ثروت نه برابر است و نه عادلانه.یک عده به رانت‏ها-پول‏هایی که‏ در اثر کار کردن به دست نیامده است-دسترسی دارند و عده‏ای دیگر ندارند. به‏طوری‏که ۱۰ درصد بالای جامعه به اندازهء ۲۰ برابر ۱۰ درصد پایین‏ جامعه درآمد و مصرف دارند و این مسأله موجب می‏شود که مردم احساس‏ تبعیض و بی‏عدالتی کنند.نهاوندیان(۱۳۸۰)نیز نظر مشابهی داشت و اظهار کرد که درحال‏حاضر کار،خلاقیت و اندیشه در جامعهء ما امنیت ندارد و این‏ نشانهء بیماری اقتصادی جامعهء ماست.به نظر می‏رسد وجود بی‏نظمی‏های‏ اقتصادی و اجتماعی و به همراه آن،وجود ثروت‏ها و موقعیت‏های بادآورده،

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۳)


شأن اجتماعی معلمان را تنزل داده سبب آن شده است که گروه‏های بی‏هویت‏ در جایگاهی بالاتر از معلمان قرار گیرند؛برای مثال،شغل آزاد که ماهیت‏ چندان مشخصی هم ندارد،در جامعه ما اهمیت و ارزش خاصی پیدا کرده‏ است.گاهی دیده می‏شود افراد باتبختر خاصی اعلام می‏کنند که در شغل آزاد اشتغال دارند.در مقابل این افراد،کارمندان دولت وقتی شغل خود را اعلام‏ می‏کنند،مفاهیمی به کار می‏برند و حالتی به خود می‏گیرند که ظاهرا به نظر می‏رسد احساس افتخارآمیزی به آنان دست نمی‏دهد و حتی گاهی نوعی‏ احساس شبیه به حقارت در آن‏ها پدیدار می‏گردد.معلمان هم از کارمندان‏ دولت و حتی محروم‏ترین آن‏ها محسوب می‏شوند.

بنابراین با استقرار انضباط اجتماعی و اقتصادی می‏توان منزلت اجتماعی‏ معلمان را ارتقا داد.مصاحبه‏شونده‏ها و معلمان مورد مطالعه با این نظر موافق‏اند.حدود ۹۸ درصد معلمان مورد مطالعه و همهء صاحب‏نظران‏ مصاحبه‏کننده اعتقاد دارند که توزیع عادلانهء درآمدها و فرصت‏ها می‏تواند منزلت اجتماعی معلمان را ارتقا دهد.

۷-افزایش کارایی نظام آموزشی از طریق اصلاح مدیریت نیروی‏ انسانی

شواهد موجود نشان می‏دهد که مدیریت نیروی انسانی در وزارت آموزش‏ و پرورش به مشکلات متعددی دچار است.صاحب‏نظران مورد مصاحبه‏ اعتقاد دارند که در آموزش و پرورش،انتصاب‏ها براساس معیارهای علمی‏ و تخصصی انجام نمی‏پذیرد،ملاک‏های ارزش‏یابی مناسب نیست و حتی التزام به رعایت ملاک‏های ارزش‏یابی وجود ندارد؛نظام‏ شایسته‏سالاری حاکمیت ندارد و توزیع فرصت‏ها در میان کارکنان آموزش و پرورش عادلانه نیست.حدود ۹۴ درصد معلمان مورد مطالعه هم معتقدند که‏ مدیریت نیروی انسانی در آموزش و پرورش مطلوب نیست و این امر موجب

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۴)


تنزل منزلت اجتماعی معلمان شده است؛چرا که کارایی نظام آموزشی در اثر ضعف مدیریت نیروی انسانی کاهش یافته و بدیهی است که مردم بدون دلیل‏ به عاملان نظامی که کارآمد و اثربخش نیست،احترام نمی‏گذارند.

اصولا نظام‏های بزرگ اداری،کارایی کمی دارند.نظام آموزش و پرورش‏ ایران نیز بسیار متمرکز،بزرگ و پراکنده است؛بنابراین،امکان مدیریت مطلوب‏ فراهم نیست و کارایی نظام همواره پایین است.در چنین شرایطی،شغل معلمی‏ آسیب‏پذیر می‏شود و ارزش خود را از دست می‏دهد.حتی نظام تعلیم و تربیت‏ از توجه به عوامل خود(معلمان)غافل می‏شود و این غفلت،شأن معلم را باز هم تنزل می‏دهد؛زیرا به قول معروف،”احترام امامزاده به متولی آن است‏”.

مدیریت نیروی انسانی شامل گزینش،آموزش و نگهداشت نیروی انسانی‏ است.دربارهء گزینش و تربیت معلم قبلا به‏طورمفصل بحث شد.در این‏جا محور بحث ما نگهداشت نیروی انسانی است.یاری(۱۳۷۵)می‏گوید:افراد باید در مقایسهء پاداش‏های خود با دیگر افراد سازمان که از نظر شغلی مساعی‏ مشابهی دارند،احساس عدالت کنند.درغیراین‏صورت،افراد احساس‏ نابرابری می‏کنند و سازمان را مجموعه‏ای می‏دانند که در آن بی‏عدالتی و حق‏کشی حاکم است؛بنابراین،باید بین رفتار و دریافت پاداش،رابطهء روشنی‏ وجود داشته باشد و کارمند باید این رابطه را درک کند.ادراک نبود عدالت‏ تأثیر نامطلوبی بر کارکنان می‏گذارد که ممکن است باعث شود آن‏ها سازمان را ترک کنند یا برای کاهش آثار نبود عدالت به مشارکت کم‏تر،غیبت،کار ضعیف‏تر خلاقیت کم‏تر و ترک محل کار یا استعفا متوسل شوند(یاری، ۱۳۷۵).

براساس نتایج پژوهش حاضر و شواهد پژوهشی دیگر،می‏توان گفت که‏ استفاده مناسب از منابع موجود در نظام تعلیم و تربیت،اعمال انضباط شایسته‏ و ایجاد رابطهء روشن میان پاداش‏ها و عملکرد،توزیع عادلانهء فرصت‏ها و پرهیز

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۵)


از اعمال تبعیض در میان معلمان و به‏طورکلی ارزش‏یابی دقیق،علمی و منصفانه از عملکرد معلمان و تقویت شایستگان موجب افزایش کارایی نظام‏ آموزشی می‏شود و در اثر آن،شأن و جایگاه عاملان اصلی این نظام-یعنی‏ معلمان-ارتقا می‏یابد.

خلاصهء یافته‏ها و پیشنهادها

پژوهش حاضر نشان می‏دهد که منزلت اجتماعی معلمان تهران نسبتا پایین‏ است و معلمان مورد مطالعه منزلت خود را پایین ارزیابی کرده‏اند.اکثر مصاحبه‏ شوندگان هم اعتقاد دارند که معلمان،به‏ویژه در تهران منزلت بالایی ندارند.بر اساس مجموع نظریات معلمان مورد مطالعه و صاحب‏نظران تعلیم و تربیت و نیز به کمک یافته‏های سایر پژوهش‏های انجام‏شده،راههای برای ارتقای‏ منزلت اجتماعی معلمان مشخص شد.راه‏کارهای عمده برای ارتقای منزلت‏ اجتماعی معلم را به شرح زیر خلاصه می‏کنیم و به عنوان پیشنهادهای این‏ پژوهش به مخاطبان مربوط ارایه می‏دهیم.

۱-ارتقای جایگاه تعلیم و تربیت از طریق تغییر سیاست‏های کلان کشور در جهت اولویت دادن به سرمایه‏گذاری در تعلیم و تربیت.

۲-تأمین امکانات رفاهی و رفع فقر و محرومیت از زندگی معلمان.

۳-اصلاح شیوه‏های گزینش و تربیت معلم و تلاش برای جذب و پرورش‏ معلمان شایسته و باکفایت.

۴-اجرای سیاست تمرکززدایی و فراهم کردن زمینهء مشارکت همه‏جانبهء معلمان در آموزش و پرورش.

۵-ایجاد تشکل‏های صنفی برای دفاع از حقوق معلمان و حریم تعلیم و تربیت.

۶-استقرار انضباط اجتماعی و اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی.

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۶)


۷-افزایش کارایی نظام آموزشی از طریق اصلاح مدیریت نیروی انسانی و استقرار نظام شایسته‏سالاری.

۸-سخت‏کوشی و تلاش مسؤولانهء معلمان برای افزایش دانش،تخصص، انگیزش،مناعت طبع و سایر صلاحیت‏های حرفه‏ای و در عین حال،پرهیز آنان‏ از کم‏کاری،فرار از مسؤولیت،مظلوم‏نمایی و تحریک حس ترحم دیگران.

محدودیت‏های پژوهش

این پژوهش،همانند سایر پژوهش‏ها محدودیت‏هایی دارد که توجه به آن‏ها ضروری است.یافته‏های این پژوهش بر”این‏جا”و”اکنون‏”نظر دارد و قابلیت‏ تعمیم آن محدود است.نتایج این پژوهش را بنا به دلایل زیر،نمی‏توان به‏ مناطق دیگر کشور و نیز معلمان زن تعمیم داد.

۱-تهران،پایتخت ایران است و در این شهر افراد و گروه‏هایی زندگی‏ می‏کنند که به طبقات بالای جامعه متعلق‏اند و نسبت به معلمان از ثروت، قدرت،تحصیلات،دانش،تخصص و رفاه بیش‏تری برخوردارند.

۲-معلمان هنگام ارزیابی منزلت اجتماعی خویش گرایش دارند خود را با دارندگان مشاغل بالا(مقامات سیاسی،پزشکان متخصص،مهندسان ارشد، صاحبان مؤسسات تولیدی و…)مقایسه نمایند و لذا منزلت خود را پایین‏تر از متوسط ارزیابی می‏کنند.

۳-آموزش و پرورش محیط مناسبی برای زنان محسوب می‏شود.از این‏ رو،بسیاری از زنان وابسته به طبقات بالا و متوسط جامعه جذب آموزش و پرورش شده‏اند.از طرف دیگر،فرصت‏های شغلی برای زنان نسبتا محدود است و درصد قابل توجهی از زنان،خانه‏دارند.علاوه‏بر این،با توجه به‏ فرهنگ حاکم بر جامعه،عوامل تعیین‏کنندهء منزلت اجتماعی زنان با مردان‏ متفاوت است؛برای مثال،داشتن درآمد بیش‏تر برای زنان به اندازهء مردان‏ اهمیت ندارد.

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۷)


پی‏نوشت‏ها

(۱)- Social status

(۲)- Anton De Grauwe

(۳)- Maslow,H.Abraham

فهرست منابع و مآخذ

-آریان‏پور،امیر حسین(مترجم)؛زمینهء جامعه‏شناسی(تألیف آگ برن و نیم کوف)چاپ دهم،تهران،شرکت سهامی کتاب‏های جیبی،۱۳۵۶.

-ابیضی،حجت ا…؛بررسی نیازهای مادی و معنوی(عزت نفس)معلمان و رابطهء آن با پیشرفت تحصیلی دانش‏آموزان(گزارش تحقیق)،تهران،ادارهء کل‏ آموزش و پرورش شهرستان‏های تهران،۱۳۷۶.

-اطلاعات؛جایگاه معلم در نظام اسلامی،روزنامهء کیهان،دوشنبه،۱۲ اردیبهشت ۷۹.

-الیاسی،م؛تشکل‏های صنفی و جریانات سیاسی،معلم،سازمان معلمان‏ تهران.شمارهء ۶،خرداد ۷۹.

-امین ورزلی،نصر الدین؛معرفی و تبیین نظام‏یافتهء تربیت معلم آموزش و پرورش ایران،رشد معلم سال هجدهم،شمارهء هفت،اردیبهشت ۷۹.

-براهنی،محمد تقی؛روش‏های گزینش معلم در ایران نشریهء دانشکدهء علوم‏ تربیتی دانشگاه تهران،دورهء پنجم شمارهء اول و دوم،۱۳۵۴.

-پناهی،حسینعلی؛بررسی علل عدم رغبت دانش‏آموزان ممتاز برای ادامهء تحصیل در رشته‏های دبیری و مراکز تربیت معلم(گزارش تحقیق)،تبریز، ادارهء کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی،۱۳۷۳.

-پور نجاتی،احمد؛مصاحبهء مطبوعاتی،روزنامهء همبستگی.۲۸ اسفندماه ۷۲.

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۸)


-جواهر فروش‏زاده،عبد الرحیم؛دیدگاههای اساسی در تربیت معلم در ایران. خلاصه مقالات چهارمین سمپوزیوم جایگاه تربیت:نقش تربیتی معلم.تهران‏ وزارت آموزش و پرورش،معاونت پرورشی،۱۳۷۲.

-جی واد،رقیه؛بررسی پایگاه اجتماعی معلمان از دیدگاه خودشان(گزارش‏ تحقیق)،ایسلام،اداره کل آموزش و پرورش،۱۳۷۴.

-حضرتی،حجت؛چرا معلمان الگوی دانش‏آموزان نیستند؟روزنامهء همشهری سه‏شنبه،۱ شهریور ۷۹.

-خاتمی،سید محمد؛سخنرانی،ویژه‏نامه معلم،سیزدهمین یادوارهء بزرگداشت‏ مقام معلم.تهران،وزارت آموزش و پرورش،ستاد بزرگداشت مقام معلم، ۱۳۷۶.

-خزایی،علیرضا؛شأن و منزلت اجتماعی معلمان،بیم‏ها و امیدها.چکیده‏ مقاله‏های برگزیده همایش معلم،جامعه و مسؤولان.اصفهان،اداره کل آموزش‏ و پرورش،۱۳۷۹.

-دهقان،داریوش(مترجم)؛گزارش همایش بین المللی بانکوک(۱۹۹۵) مقاله،۱۳۷۶.سازمان مدیریت و برنامه‏ریزی؛سند برنامه سوم توسعه کشور، ۱۳۷۸.

-شاهد علی؛جذب نیروی انسانی در آموزش و پرورش معلم.سازمان‏ معلمان تهران،نیمهء دوم مهرماه،شماره ۹،۱۳۷۹.

-شکاری،عباس؛مطالعهء تطبیقی نظام تربیت معلم چین و ایران بعد از انقلاب مربوطه،خلاصه مقالات چهارمین سمپوزیوم،جایگاه تربیت:نقش‏ تربیتی معلم.تهران،وزارت آموزش و پرورش،معاونت پرورشی،۱۳۷۲.

-شعبانی،حسین؛بررسی جایگاه اجتماعی معلمان ابتدایی،راهنمایی و متوسطه از دیدگاه خود آنان و اولیای دانش‏آموزان(گزارش تحقیق)،سمنان، ادارهء کل آموزش و پرورش،۱۳۷۸.

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۹۹)


-صادق‏پور،جما؛علل گرایش جوانان به مرکز تربیت معلم،خلاصه مقالات‏ چهارمین سمپوزیوم جایگاه تربیت:نقش تربیتی معلم.تهران،وزارت آموزش‏ و پرورش،معاونت پرورشی،۱۳۷۲.

-صافی،احمد؛سیمای معلی(چاپ اول)،تهران،انجمن اولیا و مربیان‏ جمهوری اسلامی ایران،۱۳۷۶.

-غلامی،هـ؛وضع کنونی آموزش و پرورش و سیمای آینده.روزنامه‏ اطلاعات،دوشنبه ۱۲ اردیبهشت،۱۳۷۹.

-قره‏آغاجی،سلیم و همکاران؛همبستگی مشکلات اقتصادی و اجتماعی‏ معلمان با تعلیم و تربیت دانش‏آموزان آذربایجان شرقی(گزارش تحقیق)، تبریز،اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی،۱۳۶۷.

-کاردان،علی محمد؛علل تنزل مقام معلم در جامعه،نشریهء دانشکدهء علوم‏ تربیتی دانشگاه تهران.دوره پنجم،شماره ۱ و ۲،۱۳۵۴.

-محمدی،فریبرز(مترجم)؛به سوی الگویی تازه از تربیت معلم(تألیف‏ روزاماریا تورس)،تهران پژوهشکدهء تعلیم و تربیت،۱۳۷۷.

-مختاری،سید احمد؛نحوه تحلیل از مقام معلم در پیشبرد اهداف‏ برنامه‏های پژوهش در دبستان‏های استان مرکزی(گزارش تحقیق)، اراک،اداره کل آموزش و پرورش استان مرکزی،۱۳۷۲.

-مینو،سید محمد؛بررسی میزان علاقه دانش‏آموزان مراکز تربیت معلم و دانش‏سراها به حرفهء معلمی و مشکلات و تنگناهای واحدهای آموزشی‏ مذکر در جواب‏گویی به انگیزهء آنان(گزارش تحقیق)،زنجان،اداره کل‏ آموزش و پرورش،۱۳۷۲.

تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) » شماره ۷۴ (صفحه ۱۰۰)


-یاری،حیدر؛بررسی تأثیر نظام هماهنگ پرداخت کارکنان بر جذب و نگه‏ داشتن نیروی آموزشی مناطق محروم آموزش و پرورش استان لرستان‏ (پایان‏نامهء کارشناسی ارشد)،تهران،دانشگاه تهران،دانشکدهء مدیریت،۱۳۷۵.

– Grauwe,AD(1998)changing teachers for a changing world(report)paris: UNESCO/In ternatinal Institute for Educational planing:IIEP Newsletter/April Juwe 1998.

پایان مقاله

برگهٔ قبلی 1 2

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا