در باره معلم

عالم بودن، معلم بودن یک شرف است

⭕️عالم بودن، معلم بودن یک شرف است ، یک افتخار است و عزت نفس خود را برای اینکه حق ام را Malekianنمی دهند نباید از دست داد و کرنش کرد .

🔹انسان یک شرف اش این است که اگر فقیر هم هست عزت نفس اش را حفظ کند. علی بن ابیطالب در نهج البلاغه جمله ای دارند که می گویند: “چقدر نیک است که ثروتمندان در برابر فقرا، تواضع و فروتنی کنند و از آن زیباتر اینکه فقرا در برابر اغنیا کبر بورزند”. انسان اگر از لحاظ مادی هم افت بکند نباید عزت نفس اش را از دست بدهد. این نوع عجز و لابه ها با عزت نفس یک انسان منافات دارد. این معنایش این نیست که تو نباید بروی حق ات را بگیری، تو باید بروی از آن وزیر ، از آن کسی که رئیس اداره ات هست، از هرکس که هست باید بروی حق ات را بگیری ولی چنان بگیری که عزت نفس ات محفوظ بماند. خفیف نکن خودت را، خفیف نکن. حالا اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشورم چنان شده که حق من استیفا نمی شود ، اما من هنوز معتقدم که عالم بودن، معلم بودن یک شرف است ، یک افتخار است و عزت نفس ام را به خاطر اینکه حق ام را نمی دهند از دست نمی دهم و بنابراین کرنش نمی کنم.

🔹من خودم هم معلم ام، همسرم هم معلم است و شرف ام هم به این است که معلم ام، من هیچ چیز را بهتر از معلمی دوست ندارم، اما می گویم ما معلمان باید عزت نفس مان را حفظ کنیم. حتی صورت خودمان را با سیلی سرخ نگه داریم برای اینکه دیگران فکر نکنند که حالا چون حقوق ما کم است، عزت نفس مان را هم از دست داده ایم ؛ آن وقت با ما رفتاری بکنن که نه فقط مادیت نداشته باشیم ، معنویت مان را هم از دست بدهیم.

🔹بنابراین معلمان باید جوری رفتار کنند که کاملاً عزت نفس از حرکات و سکنات شان ببارد و کسی به طمع نیفتد که به یک معلمی بگوید آقا بعد از ظهر ها بیا در مغازه من. این برای یک معلم بد است.معلم باید فقر را تحمل بکند و البته حق اش را بگیرد.

🔹بالاخره هر چیزی در جهان هزینه هایی دارد، هیچ اشکالی ندارد.به گفته ی نیما یوشیج :” تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند”. جهان قاعده اش این است. توجه به هر چیزی، روی کردن به هر چیزی، فقط به قیمت پشت کردن به بقیه است، اگر من توجه به علم کردم یکی از چیزها که باید به آن پشت بکنم ثروت است. اگر این را بگویی و بگویی که این وضع لباس مندرس ام هم هزینه ای است که برای علم آموزی دارم می پردازم و افتخار هم می کنم؛ این اشکالی ندارد. نه اینکه برعکس برود بگوید: مردم آخر و عاقبت علم این است! بروید از اول شاگرد مغازه بشوید، چهار صباح دیگر هم یک مغازه ای و یک حجره ای و… این ها. این که اشکالی ندارد اگر لباست همان لباس مندرس است که می پوشی، اشکال ندارد اما به شرط اینکه سند افتخار خودت بدانی، نه سند و مدرک برای ذلت و خفت. #مصطفی_ملکیان
_______________
↩️ کانال مقاله ها 👇

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا