آموزش مهارتهاي زندگي به دانش آموزان
آموزش مهارت هاي زندگي در سال 1979 و با اقدامات دکتر گيلبرت بوتوين آغاز شد. او در
آن سال مجموعه آموزش مهارت هاي زندگي براي دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم را تدوين کرد که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه شد. اين برنامه آموزشي به نوجوانان ياد مي داد که چگونه با استفاده از مهارت هاي رفتار جراتمندانه، تصميم گيري و تفکر نقاد در مقابل وسوسه يا پيشنهاد سوءمصرف مواد از سوي همسالانشان مقاومت کنند.
کنار آمدن با فشارهاي زندگي، داشتن زندگي هدفمند و انعطاف پذير براي مواجهه با مشکلات زندگي، برقراري تعامل سازنده با ديگران با بيشترين سود و کمترين ضرر به خود و ديگران، روابط بين فردي بالنده و رشددهنده با کمترين کشمکش و تعارض، خروج از بحران هاي زندگي با مديريت صحيح و بيشترين مصلحت روش انتخابي و برآمدن از پس مسئوليت هاي فردي و اجتماعي در زندگي، همواره بخشي از واقعيت زندگي انسان بوده است که در ادوار مختلف به اشکال گوناگون نمود و بروز داشته است.
در اين مطلب مي خواهيم به اين موضوع بپردازيم که در ايران اوضاع آموختن مهارت هاي زندگي به فرزندان چگونه است و چگونه بايد باشد و از کجا شروع شود.
سازمان بهداشت جهاني و يونيسف و سازمان هاي ديگر تعاريف متعددي از مهارت هاي زندگي دارند. دريک نگاه کلي، مهارت هاي زندگي يعني ايجاد روابط بين فردي مناسب و موثر، انجام مسئوليت هاي اجتماعي، تصميم گيري صحيح، حل تعارضات و کشمکش ها بدون توسل به اعمالي که به خود يا ديگران صدمه مي زند، توانايي انجام رفتارهاي سازگارانه و مثبت به گونه اي که فرد بتواند با معضلات و مشکلات زندگي روزمره خود کنار بيايد و توانايي هايي است که باعث ارتقاي بهداشت رواني افراد جامعه، غناي روابط انساني، افزايش سلامت و رفتارهاي سلامت در سطح جامعه مي شوند.
نزديک به 4 دهه است که در سطح دنيا آموزش مهارت هاي زندگي از کودکي مورد توجه قرار گرفته و اين دوره آموزشي در 2 گروه مهارت هاي عام شامل خودآگاهي، همدلي، ارتباط موثر، روابط بين فردي موثر، کنترل خشم، مقابله با هيجان هاي منفي، آموزش حل مساله، تصميم گيري، تفکر خلاق، تفکر انتقادي و مديريت زمان از يک سو و مهارت هاي خاص مانند آموزش مذاکره، آموزش کار گروهي، آموزش پيش و پس از ازادواج، مديريت بحران، پيشگيري از آسيب هاي رواني، کاهش سوء مصرف مواد و… است، اما در کشور ما حدود يک دهه است که به اين موضوع توجه ويژه اي شده اما نه در سطح کلان کشوري و بيشتر در سطح آموزش به متخصصان امر به صورت کارگاه. اما مهارت هايي که بايد آموزش آنها از کودکي به بچه ها شروع شود عبارتند از:
-1 مهارت تصميم گيري: در اين مهارت افراد مي آموزند که تصميم گيري و اهميت و مراحل آن چيست و متوجه مي شوند موفقيت در زندگي در گروي تصميم درست و به موقع است.
-2 مهارت حل مساله: اين مهارت عبارت است از تعريف دقيق مشکلي که فرد با آن روبرو است، شناسايي و بررسي راه حل هاي موجود و برگزيدن و اجراي راه حل مناسب و ارزيابي فرايند حل مساله؛ به طوري که با انتخاب راه حلي با بيشترين منفعت و کمترين ضرر مادي و معنوي از راه هاي غيرسالم براي حل مشکلات خويش استفاده نکند و بر مشکلاتش نيفزايد.
-3 مهارت تفکر خلاق: توليد انديشه و نوعي ديگر ديدن است. فرد در مواجهه با مشکلات در حال کشف راه حل هاي نو و بديع است که کمتر کسي به آن توجه کرده است. در اين مهارت افراد فرا مي گيرند که با شيوه هاي متفاوت بينديشند و از تجربه هاي متعارف و معمولي خود فراتر روند و راه حل هايي را خلق کنند که خاص و ويژه خودشان است.
-4 مهارت تفکر نقاد: اين مهارت عبارت است از توانايي تحليل عيني اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصي و بررسي صحت يا سقم چيزي با دليل و مدرک و استدلال و سپس پذيرفتن يا رد کردن آن.
-5 توانايي برقرار کردن ارتباط موثر: اين مهارت به معناي ابراز احساسات، نيازها و نقطه نظرهاي فردي با گوش دادن فعالانه به مخاطب و ايجاد بيشترين رضايت با کمترين تنش و کشمکش است .
-6 مهارت ايجاد و حفظ روابط بين فردي: مهارتي است براي تعامل مثبت با افراد به خصوص اعضاي خانواده در زندگي روزمره، شناسايي مرز روابط با ديگران و ايجاد روابط صميمانه متعهدانه.
-7 خودآگاهي: خودآگاهي به معني توانايي فرد در شناخت خود و نيز شناسايي خواسته ها، نيازها و احساسات و نقاط ضعف و قدرت است. در اين مهارت فرد مي آموزد که چه شرايط يا موقعيت هايي براي او عذاب آور هستند.
-8 مهارت همدلي: در اين مهارت فرد مي آموزد که چگونه احساسات افراد ديگر را تحت شرايط مختلف درک کند، تفاوت هاي فردي را بپذيرد و با پيش داوري و قضاوت با ديگران برخورد نکند.
-9 مهارت هاي مقابله با هيجان ها: شناخت هيجان هايي از قبيل شادي و ترس و حسادت و غم و… و تاثير آنها بر رفتار خود و ديگران و فراگيري نحوه اداره آنها و واکنش مناسب در برابر آنها.
-10 مهارت مقابله با استرس: در اين مهارت فرد مي آموزد که چگونه با فشارها و نقش هاي ناشي از زندگي و همچنين استرس هاي ديگر مقابله يا آنها را مديريت کند تا باعث فرسودگي رواني و جسماني اش نشود .
*از کجا بايد شروع کرد؟
در آموزش مهارت هاي زندگي، هدف اصلي تغيير رفتار مخرب به سازنده است. اين مهارت ها بايد از دوران پيش از دبستان شروع شود و به نوعي در مدرسه و سربازي و دانشگاه و حتي مراحل بعدي زندگي در اجتماع، مداوم آموزش و بازآموزي انجام بگيرد اما متاسفانه هم به دليل ناآگاهي والدين از اصول فرزندپروري و هم اهميت ندادن به اين جنبه بسيار مهم آموزشي از سنين پيش از دبستان، اين مهارت ها از کودکي در وجود کودکان نهادينه نمي شود و امکان يادگيري آسان آنها در کودکي از بين مي رود.
در آموزش و پرورش متاسفانه بيشترين تمرکز بر قسمت آموزش و کسب مهارت هاي ابزاري و شناختي (سواد) است تا ابعاد ديگر پرورش رواني و اجتماعي مثل آموزش مهارت هاي زندگي با افزايش دانش تئوري و نيز انجام تکراري و مداوم يک عمل، مهارت و تسلط ما در آن زمينه روز به روز در بيشتر موارد بهينه و مطلوب مي شود (مصداق کار نيکوکردن از پرکردن) است. به بيان ديگر، مهارت هاي زندگي شبيه جعبه ابزار با ابزارهاي مختلف مثل انبردست، آچار و… هستند.
حال اگر جعبه ابزار يک کودک به جاي مجهزبودن به ابزار مختلف فقط شامل چند ابزار محدود و ناکارآمد باشد، در مواجهه با پيچ هاي زندگي، توان انتخاب زيادي نخواهد داشت و به صورت غريزي و ابتدايي سعي در حل مشکلات خواهدکرد مانند گريه کردن براي به دست آوردن همه چيز، داد و بيدادکردن و کتک زدن و…
*اگر مهارت آموزي را جدي نگيريم …
در دوره کودکي، تعارض ها و کشمکش ها به دليل عدم بلوغ رشد رواني- شناختي جلوه چنداني ندارد، اما با افزايش سن و هنگام مواجهه با دشواري هاي ويژه سنين نوجواني و جواني، کشمکش هاي دروني و بيروني همزمان با رشد جسماني و رواني انتظار جامعه و خانواده از فرد نوجوان و جوان افزايش مي يابد به طوري که مي پذيرند به دليل زندگي اجتماعي، بخشي از تمايلات خود را محدود يا جهت دهي کنند و در چارچوب هنجارهاي اجتماعي و گروهي قرار گيرند.
در اين راستا نوجوانان و جواناني که شيوه هاي صحيح رفتار هيجاني و مهارت هاي لازم را براي تطبيق خود با خانواده و جامعه نياموخته باشند و ظرفيت هاي روان شناختي آنها ارتقا نيافته باشد با آسيب هاي جدي و متعددي روبرو خواهندشد که عواقب آن هم دامنگير خودشان مي شود و هم ديگران و در صورتي که رفتارهاي ضداجتماعي در آنها شکل گيرد و از خود واکنش هاي منفي بروز دهند يا توان مديريت اين واکنش هاي منفي را نداشته باشند، باعث آسيب هاي روان شناختي در شخص و کژروي ها و ناهنجاري هايي در اجتماع خواهدشد.
بنابراين اگر در زمان کودکي براي آموزش مهارت هاي زندگي انرژي گذاشته نشد، بايد خانواده و مدرسه به خصوص در زمان نوجواني و بلوغ، براي آموزش اين مهارت ها و افزايش ظرفيت روان شناختي نوجوان تلاش کنند چون بعداز 18 سالگي که شخصيت فرد و هوش هيجاني اش تقريبا به وضعيت ثبات نسبي رسيد، ايجاد و شکل دهي رفتار، مشکل تر و زمان بر خواهدشد. البته حتي اگر دوره نوجواني هم از دست برود، آموزش در دوران جواني زمان سربازي يا دانشگاه بايد انجام شود.
* آموزش مهارت ها
فوايد بسيار زياد اين آموزش به فرد و جامعه بر مي گردد، بنابراين آموزش مهارت هاي زندگي بايد به طور مستمر در طول زندگي براي نهادينه کردن دانش تئوري به صورت تجربه زندگي عملي ادامه داشته باشد. متاسفانه در خانواده ها، مدارس، دوران سربازي و حتي در دانشگاه و رسانه ها و اجتماع ما آموزش مهارت هاي زندگي جدي گرفته نمي شود در صورتي که با گذراندن واحدها و دروسي که به جز پاس کردن و فراموشي آن بعد امتحان به دليل وجود نداشتن نياز کاربردي آن در علم يا اجتماع (مدرسه و دانشگاه)، گذراندن زمان زيادي در امور خدماتي بدون ارتقاي شخصيت با آموزش مهارت هاي زندگي (سربازي)، عدم بررسي کارشناسي مرتب در برنامه هاي رسانه اي و بي توجهي به يکي از مهم ترين ابعاد آموزش فرهنگي (رسانه) فرصتي براي يادگيري فرزندان اين مرز و بوم در اين خصوص باقي نمي ماند و استرس هاي زندگي مي تواند به جاي مديريت شدن، با سوق دادن فرد به سمت رفتارهاي پرخطر، بنيان خانواده و اجتماع را به شدت تحت تاثير قرار دهد.
*هدف را گم نکنيم
هدف از هر آموزشي تغيير رفتار است، يعني با آموزش، فرد ممکن است دانش و آگاهي و معلوماتش بالا برود، باورها و نگرش اش به موضوعي تغيير کند ولي الزاما باعث تغيير رفتارش نشود. يعني مثلا بداند مصرف سيگار مضر است (آگاهي) راهکارهاي کاهش و قطع مصرف سيگار را ياد بگيرد (تغيير نگرش) ولي باز سيگار مصرف کند (نداشتن ضمانت اجرايي براي تغيير رفتار) يا فرد مي داند رفتارهاي پرخاشگرانه ناکارآمد و ويرانگر در بيشتر موارد بد هستند (آگاهي)، راه هاي کنترل خشم را هم بداند (تغيير نگرش) اما باز در عمل، رفتار پرخاشگرانه اي نشان بدهد (عدم تغيير رفتار).
منبع: هفته نامه سلامت
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle

بسیار عالی بود