روشهاي ايجاد انگيزه در دانشآموزان
اطلاعات يكشنبه 16بهمن1390 ـ 12ربيع الاول 1433ـ 5 فوريه 2012ـ شماره 25241
انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است. از انگيزه بيروني ميتوان به تقويت کنندههايي چون پول، تاييد، محبت، احترام، نمره و از تقويت کنندههاي دروني ميتوان به رضايت خاطر و احساس خوب ناشي از يادگيري اشاره کرد.
آنچه که بيشتر موجب رفتار خود جوش ميشود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليتهاي پرورشي معلم يا مربي اين است که دانشآموز به تدريج از انگيزههاي بيروني به سمت انگيزههاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است که افراد با انگيزه دروني، احساس کفايت بيشتري در خود دارند و کمتر به ديگران اجازه ميدهند که محرّک رفتارشان شوند. اين گروه از دانشآموزان، خود تعيين کننده رفتارها هستند و به خاطر کفايتي که در خود احساس ميکنند، باور دارند که ميتوانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.
اين گروه از دانشآموزان با انگيزه درون گرا، تصورشان اين است که موفقيت و ناموفقيت در تحصيل به دليل چگونگي رفتار درست يا نادرست خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانشآموزان با انگيزه برون گرا، احساس بيکفايتي يا کفايت کم دارند و همواره تصور ميکنند که موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي مانند معلم و سؤالات سخت است. اين گروه از دانشآموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. زيرا اندک تلاش آنها به دليل همان انگيزه بيروني، همچون فرار از تنبيه يا کسب خواسته معلم است. اينان در صورت کسب موفقيت اندک هم آن را به شانس و تصادف نسبت ميدهند، نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانشآموزان حتي اگر نيم نگاهي به موفقيت داشته باشند، دسترسي به آن را آن قدر دشوار ميدانند که دست به عمل نميزنند. در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد. در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد، چشاندن طعم موفقيت به آنها و در هم شکستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است که موفقيت، موفقيت ميآورد. با توجه به اين که انسان آمادگي دارد تا فعاليتها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يک درس منجر به موفقيت در دروس ديگر ميشود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهمتر است.
در واقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بيعلاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترک تحصيل ميشود و البته عکس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه ميشود كه شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب و با ارزشيابيهاي مناسب فضاي کلاس را لذت بخش کنند.
به طور کلي به منظور افزايش انگيزه دانشآموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزهها راهکارهاي زير توصيه ميشود:
2. براي موفقيت دانشآموزان، پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين کنيم.
3. با احترام گذاشتن به تفاوتهاي فردي دانشآموزان، هرگز آنها را با يکديگر مقايسه نکنيم.
4. دانشآموزان را در کلاس، کمتر درگير مسائل عاطفي منفي كنيم و نسبت به حساسيتهاي عاطفي آنان آشنا و در کاهش آن کوشا باشيم. سخت گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوتهاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است که موجب درگيري ذهني و کاهش علاقه به يادگيري ميشود.
5. بلافاصله پس از آزمون يا پرسش کلاسي، دانشآموزان را از نتيجه کار آگاه کنيد.
6. براي اين که دانشآموز بداند در طول تحصيل بايد به دنبال آموختن چه چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار او را در ابتداي درس فراموش نکنيم.
7. چگونگي يادگيري و انجام کار براي دانشآموز مشخص شود.
8. به منظور افزايش حس کفايت در دانشآموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان همكلاسي آموزش دهد.
9. در مورد مشکلات درسي دانشآموز و ريشه يابي آن، با او تبادل نظر و گفتگو کنيم.
10. تشويق کلامي در کلاس، به صورت انفرادي بسيار مهم است.
11. مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح کنيم.
12. از بروز رقابت ناسالم در بين دانشآموزان پيشگيري كنيم.
13. در فرآيند آموزش، متکلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشارکت دهيم.
14. علاقه به دانشآموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يکايک آنها، سطح انگيزهها را افزايش ميدهد.
15. آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
16. براي دانشآموزان با انگيزه، خوراک علمي کافي داشته باشيم.
17. با محول کردن مسئوليت به دانشآموزان کم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل
کم توجهي در آنها را بررسي کنيم.
18. شيوههاي تدريس را از سنتي به شيوههاي روز تغيير دهيم و با استفاده از تکنولوژي آموزشي، حواس پنج گانه دانشآموزان را به کار گيريم.
19. ميان درس کلاس و مسائل زندگي که به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار کنيم.
20. تدريس را با طرح مطالب و پرسشهاي جالب توجه آغاز و با برانگيختن حس کنجکاوي، دانشآموزان را برانگيختهتر سازيم.
21. به وضع جسماني دانشآموزان توجه کنيم و علتهاي جسمي بي توجهي و کاهش انگيزه آنان را بيابيم.
22. محيط کلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب كنيم تا مانع بروز کسالت روحي شويم.
23. با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محلهاي که در آن تدريس ميکنيم، آشنا شويم و در طول تدريس از مثالهاي آشنا استفاده کنيم.
24. به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانشآموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تکاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشکالات، جنبههاي مثبت را تشويق کنيم.
25. در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل کنيم.
26. زمان يادگيري بايد در حد توان دانشآموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان کلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
27. دانشآموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه كنيم تا بداند براي رسيدن به هدف، چه گامهاي ديگري بايد بردارد.
28. براي افزايش انگيزه دانشآموزان، هميشه خوشاخلاق و خوش رو باشيم.
29. به منظور افزايش حس کفايت و مشارکت در ارائه دروس از نظرات دانشآموزان استفاده کنيم.
30. در شروع تدريس مطمئن باشيم که دانشآموزان آماده هستند.
31. تمامي مطالب دشوار را يکجا و در يک جلسه آموزش ندهيم.
32. به خاطر داشته باشيم توجه يا بي توجهي افراطي به دانشآموزان قوي و ضعيف موجب متشنج شدن فضاي کلاس ميشود.
33. دانشآموزان را به گروههاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم بندي نکنيم.
34. از ورود به موضوعهاي حاشيهاي که موجب انحراف توجه کلاس ميشود، بپرهيزيم.
35. با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانشآموزان فرصت تفکر و اظهار نظر بدهيم.
36. هرگز دانشآموزان را مجبور به انجام فعاليتهاي تحقيرکننده مثل «جريمه» نکنيم.
37. افراد درون گرا، کمرو، مضطرب را که تمايلي به ابراز وجود ندارند، بيشتر مورد توجه قرار دهيم و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشارکت در بحثهاي کلاسي و کارهاي گروهي تشويق کنيم.
38. در روشهاي تدريس، کنفرانس و سمينار را مورد نظر قرار دهيم.
39. تأکيد بر نمره، اضطراب دانشآموزان را افزايش ميدهد و مانع از توجه کامل به موضوع درس ميشود. اين دانشآموزان با وجود تلاش زياد از نمرههاي پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده ميگيرند که در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
40. گاهي از تجربههاي دوران تحصيل و شکستها و موفقيتهاي خود براي دانشآموزان صحبت کنيد.
نقش انگيزش در يادگيري
در چهارچوب کلاس درس، انگيزش به خصوصيات رفتاري همچون علاقه، هشياري، توجه، تمرکز و پشتکار اطلاق ميشود. اين جنبههاي انگيزشي جنبههايي هستند که معلم مستقيماً در کلاس با آنها سروکار دارد.
اگر دانشآموزي به درس توجه نکند، به گفتهها و راهنماييهاي معلم ارزشي نگذارد و تکاليف خود را انجام ندهد، ياد دادن مطلب به او بسيار دشوار خواهد بود.
همچنين مربيان آموزشي با خصوصيات انگيزشي دراز مدت نيز سروکار دارند. براي مثال، معلم دبستان، نه تنها ميخواهد که کودکان به درس کلاس توجه کنند، بلکه مايل است به آنان بياموزد که در زندگي آينده خود نيز از خواندن لذت ببرند. همچنين معلم تاريخ نه تنها علاقه مند است که شاگردان درسهاي او را بياموزند، بلکه اميدوار است که اين شاگردان در آينده نيز رويدادهاي اجتماعي و تاريخي را دنبال کنند.
سرور سماواتي
codex09x
page11