تجربة مدرسههاي ايراني در مواجهه با كرونا

شايد هيچ رويدادي در چند دهة اخير به اندازة كرونا بر نظام آموزشي جهان تأثير عملي عميق نگذاشته باشد. به طور قطع، مواجهه با كرونا يك شوك براي مدرسهها بود. البته اين شوك را ميتوان به تعبير پياژه، عاملي براي بر هم زدن تعادل معلمان و مدرسهها و تلاش آنان براي رسيدن به تعادلي جديد در نظر گرفت كه پيمودن همين فاصله به منزلة يادگيري است. همگي با مفاهيم جذب و هضم و تطابق و اصل رعايت تعادل عرصههاي تازه پياژه آشنا هستيم. در مواجهه با اين شوك، مدرسهها و معلمان در دو گروه دستهبندي شدند: گروهي كه از قبل زيرساختهاي آموزش غيرحضوري را داشتند و از آن در كنار آموزش حضوري استفاده ميكردند و گروهي كه اين آمادگي را نداشتند. طبيعي است اكثر مدرسههاي ايران در اين دسته جاي گرفتند.
مدرسههاي گروه اول از قبل با استفاده از بسترهايي مانند مودل، يا روي پلتفرمي كه خود طراحي و اجرا كرده بودند، سامانهاي را براي آموزش و ارزشيابي به كار ميگرفتند. اين فضاي آموزشي روي وب قرار داشت و با استفاده از رايانه كامل ميشد. دانشآموزان با فضاي اين «LMS» آشنا بودند و بعضي از معلمان براي ارسال تكاليف آموزشي و دريافت نتايج، از آن استفاده ميكردند. برنامة هفتگي مدرسه، برنامة تكاليف روزانه و اطلاعيهها و برنامة امتحاني هم از اين طريق به اطلاع دانشآموزان ميرسيد.
در دوران كرونا و با تعطيل شدن مدرسه، اين بستر تقويت شد و به عنوان سامانة اصلي ارتباط بين دانشآموزان و مدرسه مورد استفاده قرار گرفت. اين سامانه مانند هرLMS ديگري سه بخش اصلي داشت: بخش الاوها شامل تدريسهاي ضبط شده، تمرينها و تكاليف، متنهاي آموزشي، قطعات ويديويي و صوتي؛ بخش كلاس بر خط و بخش آزمون. البته يك بخش ديگر را هم ميتوان بر اين سه بخش افزود و آن، بخش ارتباطي و اطلاعاتي سامانه بود كه ارتباط بين دانشآموزان با مدرسه، با يكديگر، با معلمان از طريق رايانامه و نيز مشاهدة اطلاعيهها و برنامههاي زماني را فراهم ميكرد. در بعضي مدرسهها، در كنار سامانة فوق، از يك پيامرسان يا به عبارت ديگر، يكي از شبكههاي اجتماعي داخلي، فقط براي ارسال اعلانهاي به روزرساني، استفاده ميشد. در گروه دوم، كه شامل اكثريت مدرسههاي كشور ميشد، معلمان و دانشآموزان در ابتداي كار با ابهام و سردرگمي بيشتري مواجه شدند. در روزهاي اول اکثريت فكر ميكردند با تعطيلي چند روزه و گذرايي مواجهند كه فرصتي است براي استراحت و نياز به اقدام خاصي ندارد. اما پس از چند روز، همه دريافتند كه موضوع جدي است و به دليل دلسوزي براي رشد و پيشرفت دانشآموزان و نيز به منظور دفاع از حيثيت حرفهاي خود، بايد كاري كنند. چنين بود كه اقدامات متنوعي در سطح مدرسههاي كشور انجام شد. در جمعبندي و پيشبيني آينده به نظر ميرسد در بازگشايي مدرسهها پس از كرونا، با نوع جديدي از مدرسههاي تركيبي، كه حاصل تلفيق مدرسههاي حضوري و مدرسههاي غيرحضوري هستند، روبهرو خواهيم بود. اين فضا به طور همزمان به آموزش دانشآموزان و والدين آنها توجه خواهد داشت. اين مدرسهها نقاط قوت هر دو رويكرد را با هم جمع ميكنند و نقاط ضعف هر يك را ميپوشانند.
معلماني در فضاي جديد از شايستگي تدريس بهرهمند خواهند بود (معلمان حرفهاي پسا كرونا) كه توانايي كار در اين فضاي تركيبي را داشته باشند. اين معلمان نيازمند كسب دو نوع شايستگي و توانمندي هستند: آموزش پداگوژي و آموزش فناوري؛ يعني كار با نرمافزارهاي مورد نياز. بستر فني آموزشهاي غيرحضوري بر پاية وب و رايانه است، اما بهطور همزمان قابليت دنبال كردن با تبلت يا گوشي همراه، با استفاده از فناوري فضاي ابري هم وجود خواهد داشت.
اين مطلب در شماره مهرماه ماهنامه آموزشي و تحليلي رشد «مدرسه فردا» براي معلمان در سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش منتشر شده است.
دكتر محمود اماني طهراني، دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش


