مطالعه تابستاني دانشآموزان
تابستان كمكم از راه ميرسد و والدين دانشآموزان در حال برنامهريزي براي پر كردن اوقات فراغت آنها هستند؛ آموزش شنا، كلاس زبان، موسيقي، نقاشي، كامپيوتر، كلاسهاي تقويتي و…، اما والدين محترم و دلسوز چقدر وقت براي مطالعه فرزندان خود اختصاص ميدهند؟ آيا براي تقويت فرزندان خود در مطالعه كتابهاي درسي برنامهريزي ميكنند؟ آيا به اين فكر ميكنند كه سه ماه تعطيلي تابستان اگر بيمطالعه بگذرد، بيهوده گذشته است؟ حتي اگر فرزندان آنها انواع كلاسها را در طول تابستان رفته باشند. گرچه بهترين شيوه مطالعه، توزيع آن در همه فصلها است. نه فقط در تابستان.
در شرايطي که براساس آمار اعلام شده، ميزان مطالعه غيردرسي دانشآموزان ايراني 53 دقيقه در ماه يا کمتر از 2 دقيقه در روز است، چه بايد کرد؟ چگونه بايد ابتدا نظام تعليم و تربيت و والدين و سپس دانشآموزان را مجاب کرد که مطالعه غيردرسي هم به اندازه مطالعه کتابهاي درسي ضروري است؟
|
اطلاعات: یکشنبه 29خرداد 1390 -16رجب1432 -19ژوئن 2011 – شماره 25058
|
|
تابستان كمكم از راه ميرسد و والدين دانشآموزان در حال برنامهريزي براي پر كردن اوقات فراغت آنها هستند؛ آموزش شنا، كلاس زبان، موسيقي، نقاشي، كامپيوتر، كلاسهاي تقويتي و…، اما والدين محترم و دلسوز چقدر وقت براي مطالعه فرزندان خود اختصاص ميدهند؟ آيا براي تقويت فرزندان خود در مطالعه كتابهاي درسي برنامهريزي ميكنند؟ آيا به اين فكر ميكنند كه سه ماه تعطيلي تابستان اگر بيمطالعه بگذرد، بيهوده گذشته است؟ حتي اگر فرزندان آنها انواع كلاسها را در طول تابستان رفته باشند. گرچه بهترين شيوه مطالعه، توزيع آن در همه فصلها است. نه فقط در تابستان. در شرايطي که براساس آمار اعلام شده، ميزان مطالعه غيردرسي دانشآموزان ايراني 53 دقيقه در ماه يا کمتر از 2 دقيقه در روز است، چه بايد کرد؟ چگونه بايد ابتدا نظام تعليم و تربيت و والدين و سپس دانشآموزان را مجاب کرد که مطالعه غيردرسي هم به اندازه مطالعه کتابهاي درسي ضروري است؟ مطالعه، يکي از عوامل مؤثر براي شکوفايي استعدادهاي بالقوه انساني براي رسيدن به کمال است. انسان در پرتو مطالعه ميتواند با عقايد و افکار گذشتگان آشنا شود و راه خير و صلاح را از راه فساد تشخيص دهد. مطالعه، عاملي مؤثر براي جلوگيري از تک بعدي فکر کردن است و زمينه پرورش استعدادهاي بشر را در ابعاد مختلف فراهم ميکند و يکي از ارکان توسعه و پيشرفت هر کشوري است. عادت به مطالعه مستمر و مفيد به خصوص براي نوجوانان و جوانان، يک نياز اساسي در آموزش و پرورش کشور است و لازم است اولياي دانشآموزان و مسئولان دبيرستانها و دستاندرکاران نظام تعليم و تربيت با هدف به روز کردن اطلاعات خود در اين امر مهم اقدام كنند. يافتن راهي مناسب براي آموزش شيوههاي تخصصي مطالعه به دانشآموزان و وادار کردن دانشآموزان به مطالعه کتابهاي غيردرسي امري ضروري به نظر ميرسد. اگر مطالعه براي انسان به صورت وظيفه جلوهگر شود، رغبت به مطالعه هم كمتر ميشود. در حالي كه با برانگيختن حس كنجكاوي، شخص با حوصله فراوان آن را پيگيري ميكند و به آن اهميت ميدهد. عوامل مختلفي در امر كتاب و كتابخواني و توسعه فرهنگ و مطالعه، در ميان كودكان و نوجوانان ما دخيل هستند. براي اين كه بتوان راهكارهاي عملي توسعه كتابخواني در ميان كودكان و نوجونان را شناخت و به كار برد، بايد عوامل تأثيرگذار بر كتابخواني و نقش هر كدام در اين مقوله را شناخت و روشن كرد. تقويت مطالعه از كودكي زماني كه كلمات به گوش كودك تبديل به تصوير ميشوند و زماني كه كودك، خود قهرمان داستاني ميشود كه در آن هر امكاني ميسر است؛ آن زمان است كه قوه ابداع و ابتكار، قدرت بيان و عواطف، اعتماد به نفس و شور زندگي در او پر و بال ميگيرد و به او كمك ميكند تا به تدريج مهارتهاي فردي خود را گسترش دهد و تكامل بخشد. دوران كودكي دوراني است كه در آن كتاب و ادبيات كودك در كنار پدر و مادر نقش خود را به عنوان يك پرورش دهنده نشان ميدهد؛ ادبياتي كه در برگيرنده قصه، شعر، نمايش، افسانه و داستان است و بنا به تعريف كارشناسان ادبيات كودكان عبارت است از تلاشي هنرمندانه در قالب كلام، براي هدايت كودك به سوي رشد، با زبان و شيوهاي مناسب و در خور فهم. الگوها داستان و قصه نقش بسيار مهمي در تكوين شخصيت كودك دارد. از طريق خواندن قصهها و داستانهاي خوب، كودك به بسياري از ارزشهاي اخلاقي پي ميبرد. پايداري، شجاعت، نوع دوستي، اميدواري، آزادي، جوانمردي، طرفداري از حق و حقيقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزشهايي هستند كه هسته مركزي بسياري از قصهها و داستانهاي كودكان را شكل ميدهد. كودك هر قدر در سن پايينتري باشد، به قصهاي كه والدين و ديگران براي او تعريف ميكنند، علاقه بيشتري نشان ميدهد. كودكان از تماشاي تصويرها و اشياي مختلف لذت ميبرند و اگر كتابهايي با چنين مشخصاتي در اختيار آنها قرار گيرد، اولين سنگ بناي الفت و علاقه به كتاب در آنها گذاشته ميشود. آغاز مطالعه بسياري از خانوادهها بر اين باور هستند كه يادگيري مطالعه از زماني آغاز ميشود كه كودك بتواند الفبا را به خاطر بسپارد و كلمات را ادا كند، اما واقعيت اين است كه اساس مطالعه و علاقهمندي به مطالعه در دوران كودكي شكل ميگيرد. در واقع پايههاي مطالعه و خواندن زماني شكل ميگيرد كه كودك در مورد اشيا توضيح ميخواهد و والدين در مقام پاسخگويي به كودك خود برميآيند. دكتر مهرداد متينراد، روانشناس پرورشي در مورد كتاب و كتابخواني در دوران كودكي معتقد است يكي از روشهاي پرورشي در كودكان كتاب است كه مهارتهاي شناختي، عاطفي و اجتماعي را در كودكان توسعه ميدهد. زماني كه براي كودك كتابي البته متناسب سن او خوانده ميشود، در ذهن او همانندسازي و جابه جايي عاطفي ايجاد ميشود. اين عامل باعث توسعه مهارتهاي اجتماعي كودك ميشود. اين روانشناس پرورشي ميگويد: كودكي را در نظر بگيريد كه از طريق كتاب، به خصوص كتابهاي مصور با محيط دندانپزشكي و كار دندانپزشك آشنا ميشود. رفتار اين كودك نسبت به كودكي كه هيچگونه شناختي از اين محيط و شناسهها ندارد، بسيار متفاوت خواهد بود. چون اين كودك به نوعي با اين محيط آشنا است و در لحظه حضور در مطب خود را با قهرمان كتاب و داستانش يكي ميكند و سعي ميكند، همان رفتار را تقليد كند. متينراد، در ادامه بر اين نكته تأكيد دارد كه در كنار علاقهمند كردن كودكان به مطالعه، خانوادهها هم بايد الگوي همانندي براي فرزندان باشند، ميافزايد: مشاهده مطالعه والدين و همچنين دايره لغاتي كه پدر و مادر بر اثر مطالعه به دست ميآورند، يكي ديگر از عوامل رشد فكري در كودكان است. ايجاد انگيزه در كودكان زماني كه صحبت درباره مطالعه در كودكان ميشود، پدران و مادران خود را در برابر اين پرسش ميبينند كه چگونه ميتوانند فرزندان خود را به مطالعه تشويق كنند؟ شايد جواب اين پرسش را بايد در خود خانوادهها جست وجو كرد، محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين، طرز تفكر و نگرش پدر و مادر به مطالعه و كتابخواني، وجود كتاب و نشريههاي قابل دسترس در خانه و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانوادهها عامل بسيار مؤثري در ايجاد انگيزه و عادت مطالعه و همچنين فرهنگ كتابخواني است. به اعتقاد كارشناسان، روند رشد ذهني كودك تا قبل از شش سالگي به نحو بسيار بالايي سريع است و در اين سالها كودكان آمادگي بسيار زيادي در پذيرش الگوها و رفتارها دارند. در اين ميان قصهگويي از طريق كتاب به ويژه كتابهاي مصور به عنوان يك عنصر اساسي و مهم در ساختن اين الگوها بسيار مهم و تأثيرگذار است. در دوران پيش از دبستان بايد مطالعه و تحقيقهاي دقيقي انجام شود، اما بهترين راه، مشاركت پدر و مادر به همراه كودك در كتابخواني و تشويق كودك به اين كار است. قصه خواندن براي کودک باعث درگير شدن فكر كودك با فضايي ميشود كه سبب تحريك حس كنجكاوي در كودك براي پيگيري قصه ميشود و اين پيگيري در نهايت از طرف پدر يا مادر جواب داده خواهد شد و اين زمان مناسبي را در اختيار خانوادهها ميگذارد تا كودك را با كتاب آشنا كنند. انتخاب كتاب براي كودكان، يكي ديگر از راههاي ايجاد انگيزه در كودكان به شمار ميآيد. بهگونهاي كه امروز براي هر موضوعي كتابي در هر رده سني وجود دارد و انتخاب موضوع به فراخور شرايط و تجربه جديدي كه كودك با آن روبه رو ميشود، يكي ديگر از راههاي جذب كودك به مطالعه و كتابخواني است. به ويژه آن كه كتابهايي با تصويرها و رنگهاي متنوع ميتواند كمك بسيار زيادي به بالا بردن سطح فكري كودك كند؛ آن هم براي كودكي كه در راه رشد و كمال است. بررسي راهكارهاي ترغيب به مطالعه كتابخواني برآيندي از مجموعه عوامل است. اين عوامل به طور عمده شامل خانواده فرد، مدرسه و محيط آموزشي است. براي بررسي عوامل ذكر شده لازم است در زمان كودكي به نقش خانواده دقت كنيم. محيط خانوادگي، اولين محيط تربيتي است و ارتباط اعضاي خانواده با مقوله فرهنگ و كتاب، نقش بسزايي در نوع برخورد فرد با كتاب بازي ميكند. جامعهشناسان آموزش و پرورش، معتقدند تربيتي كه فرد در خانواده ميپذيرد، از نوع تربيت غيررسمي است كه تاثير شگرفي بر تربيت رسمي او خواهد گذاشت. آنچه كودك در دوران قبل از مدرسه در خانواده ميآموزد، به گونهاي بر روح و روانش نقش ميبندد كه تا آخر عمر باقي خواهد ماند و نحوه برخورد او را با مسائل گوناگون اجتماعي و آموزشي تحت تأثير قرار خواهد داد. اولين آشنايي كودك با كتاب، در خانواده محيط خانواده انجام ميگيرد. بايد توجه داشت كه برنامهريزي براي توسعه كتابخواني بايد از خانواده شروع شود. در عامل خانواده، عوامل فرعي زيادي تأثير گذارند كه هر يك به نحوي مقوله مطالعه را تحت تأثير قرار ميدهند. اين عوامل، شامل سطح سواد والدين، برخورد والدين و ساير اعضاي خانواده با كتابخواني، امكانات فرهنگي خانواده و شغل والدين است. عامل دوم، خود فرد است. مطالعات روانشناسي نشان ميدهد كه افراد از جهات مختلف با هم متفاوت هستند. اين تفاوتها موجب ميشوند كه نوع و ميزان مطالعه در كتابخواني در ميان آنان، متفاوت و متنوع شود. به ويژه اين كه جلوه تفاوتها در دوران بلوغ، بيشتر خود را نشان خواهد داد. در عامل فرد، عوامل فرعي فراواني قابل بررسي است كه هريك به نحوي بر نوع و ميزان مطالعه او تأثير ميگذارند. اين عوامل جنسيت، نيازها، علايق و وقت آزاد هستند. سومين عامل تأثيرگذار بر كتابخواني، محيط آموزشي آنان است. در اين عامل، عوامل فرعي بسياري مانند مدير مدرسه، معلمان، كتابخانه، كتابدار متخصص و فضاي عمومي، همچنين برنامههاي آموزشي مدرسه نقش دارد. به طور كلي شناخت زمينهها و عواملي كه فرهنگ مطالعه و خواندن برآيندي از آنهاست، كمك ميكند وضع موجود ترسيم شود و راههاي روشني پيش روي فرادستان و مسئولان كشور قرار گيرد تا بتوان راهكارهاي بهبود كتابخواني در ميان كودكان و نوجوانان را به اجرا گذاشت. آموزش عادت به مطالعه در جريان جامعهپذيري كودكان و نوجوانان، ميتواند تأثيري قطعي روي تحولات جامعه داشته باشد و اصلاحات و نوسازي فرهنگي، اجتماعي و سياسي را به ارمغان آورد. نداشتن استراتژي درست مطالعه در ميان دانشآموزان، در مطالعه كتابهاي درسي و غيردرسي سبب افت تحصيلي ميشود و افت تحصيلي باعث از بين رفتن بودجهها و ناكام ماندن برنامههاي آموزش و پرورش ميشود. آشنا كردن كودكان و نوجوانان با مطالعه و آموزش كتابخواني، نياز واقعي عصر ما است. بايد مطالعه و كتابخواني كه ويژگي اساسي و حياتي انسان متمدن آغاز قرن 21 است، در ذهن و روح دانشآموز دميده شود تا آنان دريابند كه براي داشتن يک زندگي موفق بايد مطالعه کنند. ضرورت ترغيب كودكان و نوجوانان به مطالعه و كتابخواني، با عوامل زير ارتباط محسوسي دارد: تنوع نيازهاي فردي و اجتماعي، تراكم و تنوع محتواي دروس در شاخهها و رشتههاي مختلف تحصيلي، توسعه روزافزون دانش و اطلاعات و ايجاد زمينههاي مناسب براي اوقات دانشآموزان، براي جلوگيري از بيكاري كه عامل مهمي در شكلگيري ناهنجاريهاي اجتماعي است. تغيير نقش سازمانهاي آموزش و پرورش، به عنوان نهادهاي تأمينكننده نيازهاي آموزشي و رشد ابعاد وجود آدمي. بايد در نظر داشت كه ما در عصري به سر ميبريم كه از يك سو، گسترش دانش و اطلاعات به صورت انفجاري رخ ميدهد. از سوي ديگر دستيابي به اطلاعات و جريان اطلاعات و ارتباطات، مرزها و محدوديتهاي گذشته را درنورديده است. راههاي ايجاد مهارت مطالعه برخي والدين فكر ميكنند يادگيري مطالعه، از زماني آغاز ميشود كه كودك بتواند الفبا را به خاطر بسپارد و كلمات را تلفظ كند. اما واقعيت اين است که اساس مطالعه، خيلي زودتر از اينها شكل ميگيرد. مهمترين مسأله اين است كه آموزش مطالعه به كودكان، تبديل به كاري ميشود كه به احساس نـزديـكـي بيـشتر كرودكان به والدين (يا شخص مراقبتكننده از آنها)در زندگي ميانجامد. در اين جا براي خانوادههايي كه ميخواهند به كودكانشان كمك كنند تا ارتباط بين كلمات و معاني آنها را درك كنند و به مطالعه و كتابخواني علاقهمند شوند، پيشنهادهايي شده است: براي زمان نوزادي و بچههاي خيلي كوچك: الف) در مواقع مختلف، مثلاً عوض كردن پوشك، حمام كردن، غذا دادن يا بازي كردن ميتوان با او حرف زد و برايش شعر و ترانه خواند. ب) ميتوان كتابها و كارتهاي آموزشي عكسدار با رنگهاي روشن را به او نشان داد. يادمان باشد كه در اين سن، كودك احتمالاً از نگاه كردن، انداختن و جوييدن كتاب بيشتر از مطالعه لذت ميبرد (بهتر است از كتابهاي پارچهاي يا پلاستيكي) استفاده شود. ج) براي افزايش دامنه لغات كودك هنگام تماشاي كتابها، ميتوان از او پرسيد: خانه اين حيوانات كجاست؟ د) ميتوان كلمات روي تابلوها را در اماكن مختلف مثل پارك و باغوحش، در زمان پيادهروي يا ماشينسواري، به اون نشان داد. هـ) در زماني كه متوجه ميشويم بچه به حروف روي اسباببازيها دقت ميكند، لازم است نام حروف را به او گفت. كلمات را بلند و معني آن را برايش توضيح داد. كودكان نوپا: الف) كتاب خواندن قبل از خواب، راه خوبي براي دل كندن از بازي حركتي و جست و خيز و پذيرش زمان استراحت و خواب است. كودكان نوپا ممكن است از ما بخواهند بارها داستان مورد علاقهشان را بخوانيم. آنها ممكن است كلمات و تصاوير را به هم ربط دهند. اگر ما هنگام كتاب خواندن مكث كنيم، خودشان جاي خالي كلمات را پر خواهند كرد. ب) بگذاريم كودكان همراه با ما فهرست خريد بنويسند. ممكن است آنها بخواهند مرتب كردن و شمارش پولها را در دست ما ببينند و انجام ساير كارهاي خريد روزانه را تقبل كنند. ج) بهتر است براي بچهها، يادداشت و نامه به صورت نقاشي تهيه و روي يخچال چسبانده شود. ميتوان نامها و كلمهها را برايشان هجي كرد تا آرامآرام با آنها آشنا شوند. كودكان پيش دبستاني: الف) كودكان بايد تشويق شوند تا كلمات نوشته شده روي برچسب كالاها يا تابلوهاي تبليغاتي و سردر مغازهها را پس از خواندن برايشان با صداي بلند تكرار كنند. در حدود 5 ـ4 سالگي، كودكان ممكن است شروع به پرسيدن سؤال درباره نوشتههاي كتابها بكنند. كتابهايي كه داراي عكسهايي با زيرنويس نا آشنا باشند، كمك ميكنند تا كودك رابطه ميان كلمات و اشيا را راحتتر دريابد. دانشآموزان ابتدايي: الف) والدين بايد به مطالعه همراه كودكان همچنان ادامه دهند؛ به ويژه پيش از خواب و حتي اگر كودك خواندن را آموخته است. ب) بهتر است طبق برنامهريزي مشخص، به طور منظم آنها را به كتابخانه برد. اين كار باعث ميشود كه كتاب، بخشي از برنامه زندگي بشود. ميتوانيم به كودكان نشان دهيم كه ما نيز براي كسب اطلاعات و لذت بردن، كتاب و مجله ميخوانيم. ج) بهتر است به قصههايي كه كودكان مينويسند، همچنان كه به لطيفهها (جوكها) و چيستانهايشان، گوش دهيم و ايشان را ترغيب كنيم كه نظريات خود را در مورد موضوعات مختلف بنويسند. د) با كلمات بازي كنيم و جمله بسازيم. مطالعه يا كتابخواني، يك رفتار فرهنگي است كه توسط فرد انجام ميشود و منظور از اين رفتار، آن است كه يك دانشآموز در طول شبانهروز، اوقاتي از وقت آزاد خود را به خواندن كتابهاي غير درسي، مجلات، روزنامهها و ساير ابزارهاي فرهنگي اختصاص ميدهد. راههاي نهادينه كردن علاقه به مطالعه در كودك و نوجوان ضرورتهاي اجتماعي، موقعيت تاريخي و فرهنگي جامعه، نيازهاي نظام اجتماعي، علايق و انگيزههاي فردي، امكانات و تواناييهاي نظام، در اختيار بودن كتاب و…. همگي عوامل تعيينكنندهاي در كتابخوانياند. مطالعه و كتابخواني دو بعد دارد. در يك طرف، فرد با تمامي ويژگيهاي منحصر به فردش حضور دارد كه اين ويژگيها، بر ميزان مطالعه غير درسي و كتابخواني مؤثر است و از طرف ديگر، عوامل بيرون از فرد مانند خانواده و محيط آموزشي، از عوامل مهم در ترويج فرهنگ مطالعه به شمار ميروند و محيط آموزشي، هدايتكننده جريان مطالعه در مسير مشخص آموزشي است . در محيط آموزشي، كتابخانه آموزشگاهي ميتواند كمك شاياني به مطالعه و كتابخواني كند: * ارائه دروس «شيوههاي مطالعه» در سالهاي اول راهنمايي * استفاده يك روز در هفته درس انشا يا ادبيات در كتابخانه مدرسه * معرفي تعدادي كتاب غيردرسي مرتبط با درس داده شده توسط معلمان در كلاس * ارائه كار پژوهشي در كلاس و مدرسه مرتبط با موضوع دروس مختلف * اهداي بن كتاب به عناوين مختلف به دانشآموز * برگزاري نمايشگاههاي كتاب، مسابقات كتابخواني * آشنا كردن والدين با فوايد مطالعه غيردرسي دانشآموز * كاهش حجم محتواي كتابهاي درسي * مسأله محور كردن محتواي كتابهاي درسي * به كارگيري كتابدار متخصص در كتابخانههاي آموزشگاهي * عيني ساختن محتواي كتابخانه بر مبناي نياز كودكان و نوجوانان * ساختن فضاي مناسب مطالعه در مدرسه و خانه و… * افزايش ساعات مورد استفاده دانشآموز در كتابخانههاي آموزشگاهي * ايجاد كتابخانههاي شخصي در خانواده * تلاش بيشتر رسانههاي جمعي براي ترغيب به مطالعه با طراحي برنامههاي آموزشي متعدد و مرتبط وظيفه معلم و مدرسه در ايجاد علاقه به مطالعه 1. معلمان بايد روش صحيح مطالعه را مانند دروس ديگر به شاگردان بياموزند. 2. معلمان ومسئولان آموزشگاه به انواع مختلف بايدعلاقه خود به مطالعه کردن را نشان دهند. مثلاً به کتابخانه و کتابفروشيها مراجعه کنند، خلاصه مقالات و نوشتهها را براي فراگيران بازگو كنند، کتابهاي مفيد و جديد به شاگردان معرفي كنند… 3. ارزش و اهميت مطالعه وکاربرد آن در زندگي را از راههاي گوناگون براي فراگيران توضيح دهند. 4. معرفي و تهيه کتابهاي جديد و نشريات مفيد و مناسب و متنوع به طور مستمر در محيط آموزشي انجام شود و در اختيار فراگيران قرار بگيرد. 5. تشکيل کتابخانه در مدرسه و کلاس. 6. فراهم ساختن امکانات و تسهيلات استفاده از کتابخانه و توجه به تزئينات معقول محيط کتابخانه. 7. تهيه کارت عضويت کتابخانه که اين امر براي بسياري از فراگيران ميتواند انگيزه محسوب شود. 8. معلمان شاگردان را تشويق كنند که براي يافتن پاسخ سؤالات خود، به تدريج به کتابخانه مراجعه كنند. 9. مقررات دست وپاگير و بيميلکننده، مانند اجبار در عضويت کتابخانه و خلاصهنويسي کتابهايي که براي مطالعه ميگيرند، از ميان برداشته شود. 10. کتابهاي پاره وکثيف چون عامل بيميلي است، در اختيار کودک قرار نگيرد و در انتخاب کتاب، ذوق کودک در نظر گرفته شود. 11. کودک را مجبور به مطالعه نکنيد. 12. مسئوليت دادن به دانشآموزان در تهيه روزنامه ديواري و کارهاي عملي. 13. کتابهايي که به دانشآموزان مبتدي در مطالعه، معرفي ميشود بايد محتوايي ساده داشته باشد. 14. مسئوليت اداره کتابخانه يا همکاري در اداره کتابخانه را به دانشآموزان بسپاريد تا زمينه علاقهمندي در مطالعه و شناخت کتاب به وجود آيد. 15. مفاهيم و محتواي بعضي کتابها به صورت نمايشنامه اجرا شود. 16. معلمان جلساتي از درس يا دقايقي از ساعات کلاسي را به مطالعه اختصاص دهند تا هم تنوعي در کلاسداري باشد و هم دانشآموزان با راهنمايي معلم با نحوه مطالعه آشنا شوند و هم يادگيري عميقتر باشد. 17. معلمان ميتوانند سايتهاي علمي و مفيد را به دانشآموزان معرفي کنند تا آنها وقت خود را با استفاده نامناسب از اينترنت مانندچت کردن و… هدر ندهند. 18. براي تعطيلات نوروز، تابستان يا هر تعطيلي ديگر، معلم ميتواند کتابهايي را براي مطالعه به جاي انجام هر تکليف ديگر معرفي کند. 19. از کلاس چهارم ابتدايي به بعد معلم ميتواند سؤالاتي ميان شاگردان تقسيم کند تا براي پاسخيابي به کتابخانه مراجعه كنند يا از کلاس پنجم ميتواند از شاگردان بخواهد تا شرححال شخصيتهاي شاعران و نويسندگان را جمعآوري كنند. در کلاسهاي بالاتر ميتوان خلاصهنويسي و نقادي و مقايسه کتابها يا به تصوير در آوردن مفاهيم بعضي کتابها را خواستار شد. 20. زمان مطالعه و چگونگي يک مطالعه خوب به دانشآموزان گوشزد شود. 21. در جلسات انجمن اولياء و مربيان، مسئولان مدرسه بايد اولياي دانشآموزان را با راه و روش مطالعه و چگونگي پيگيري و ايجاد علاقه به مطالعه فرزندان در خانه آشنا كنند. 22. در هنگام مطالعه دانشآموزان را به دقيقخواني همراه با خلاصهنويسي تشويق کنيد، زيرا عامل مهمي در تقويت حافظه و نگهداري مطالب است. گردآورنده: تقيان |

