نقش آموزش و پرورش در توسعهي اقتصادي
آموزش و پرورش به عنوان يك پديدهي اجتماعي از گذشته تا حال به عنوان يك عنصر اثرگذار در فرآيند تحقق اهداف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي نقش مؤثري را ايفا ميكند.
يكي از اهداف رسمي آموزش و پرورش آمادگي براي زندگي آينده از راه يادگيري مؤثر و مفيد است. در هزارهي سوم كه فناوري اطلاعات عرصهي جهاني را تسخير كرده، دخالت منابع فيزيكي پيچيده و ورود ابزارهاي رايانهاي و بالا بودن آگاهي انسانها و تنوع زيستي جوامع، زمينهي اصلاحات را فراهم كرده و براي ايجاد اصلاحات منطقي، هماهنگي شيوههاي آموزشي با نيازهاي جامعه مورد توجه ميباشد.
در عصر جديد شرايط زندگي اجتماعي اقتصادي افراد زير و رو شد و فرزندان توانستند شرايط بهتري را براي خود تحصيل كنند. در نتيجه رابطهاي تازه ميان تحصيل در مدرسه و كار توليدي و موفقيت اجتماعي و اقتصادي به ظهور رسيد.
علوم و فنون پيوسته رو به پيشرفت بوده و جوانان به كسب معرفت و فنون بيشتري نيازمند شدند. توجه به علوم و فنون، ضرورت توسعه مدارس فني و حرفهاي و كاردانش را بيشتر ميكند. آموزشگاهها هر روز بيشتر و بيشتر عهدهدار و مسؤول تربيت متخصص و فني ميشوند. در چنين دنيايي ناگزير آموزش و پرورش نيز بايد مسؤوليت اقتصادي و اجتماعي بيشتري را به عهده بگيرد. كارشناسان توسعه، اولويت و سرمايهگذاري در آموزش و پرورش را روشي مطمئن در رفع بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي ميدانند.
- سيدمهدي حسيني- اسلامشهر
آموزش و پرورش به عنوان يك پديدهي اجتماعي از گذشته تا حال به عنوان يك عنصر اثرگذار در فرآيند تحقق اهداف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي نقش مؤثري را ايفا ميكند.
يكي از اهداف رسمي آموزش و پرورش آمادگي براي زندگي آينده از راه يادگيري مؤثر و مفيد است. در هزارهي سوم كه فناوري اطلاعات عرصهي جهاني را تسخير كرده، دخالت منابع فيزيكي پيچيده و ورود ابزارهاي رايانهاي و بالا بودن آگاهي انسانها و تنوع زيستي جوامع، زمينهي اصلاحات را فراهم كرده و براي ايجاد اصلاحات منطقي، هماهنگي شيوههاي آموزشي با نيازهاي جامعه مورد توجه ميباشد.
در عصر جديد شرايط زندگي اجتماعي اقتصادي افراد زير و رو شد و فرزندان توانستند شرايط بهتري را براي خود تحصيل كنند. در نتيجه رابطهاي تازه ميان تحصيل در مدرسه و كار توليدي و موفقيت اجتماعي و اقتصادي به ظهور رسيد.
علوم و فنون پيوسته رو به پيشرفت بوده و جوانان به كسب معرفت و فنون بيشتري نيازمند شدند. توجه به علوم و فنون، ضرورت توسعه مدارس فني و حرفهاي و كاردانش را بيشتر ميكند. آموزشگاهها هر روز بيشتر و بيشتر عهدهدار و مسؤول تربيت متخصص و فني ميشوند. در چنين دنيايي ناگزير آموزش و پرورش نيز بايد مسؤوليت اقتصادي و اجتماعي بيشتري را به عهده بگيرد. كارشناسان توسعه، اولويت و سرمايهگذاري در آموزش و پرورش را روشي مطمئن در رفع بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي ميدانند.
آدام اسميت در كتاب «ثروت و ملل» بهدست آوردن مهارتها در دورهي تحصيل يا كارآموزي را مستلزم هزينههايي ميداند كه سرمايهي ثابت ناميده ميشود.
اين مهارتها نه فقط قسمتي از ثروت و دارايي هر فرد به حساب ميآيد، بلكه ثروت جامعهاي را نيز كه فرد بدان تعلق دارد، تشكيل ميدهد.
در توسعه بايد شاخص توسعه را بشناسيم. انسان عامل توسعه ميباشد و بايد در ايجاد توسعه و خلق توسعه شركت كند و با تسلط بر توسعه، آن را در خدمت زندگي بهتر خود درآورد. در توسعهي اقتصادي، آموزش نيروي انساني كارآمد و خلاق مورد توجه ميباشد. (دكتر بياني، 83)
آموزش و پرورش مصرف است يا سرمايه؟
اگر آموزش و پرورش مصرف باشد، در شرايط بحران اقتصادي و شرايط حاد ميبايستي مقدار آن كاهش پيدا كند. اگر چنانچه سرمايهگذاري است و منجر به افزايش توليد و شكوفايي استعداد ميشود، در هر شرايطي ميبايست آموزش و پرورش گسترش پيدا كند. اگر آموزش و پرورش باعث شود كه سليقه، ذوق و استعداد فرد پالايش شود و تنها به افراد خرسندي بدهد، چنين آموزش و پرورشي مصرفي است. اگر با افزايش مهارت، درآمد آنان را افزايش دهد، در اين صورت آموزش و پرورش يك سرمايهگذار تلقي ميشود. اگر آموزش و پرورش رضايت را در زمان حال تأمين ميكند كه بعد از آن محو ميشود، مصرفي است. اگر چنانچه باعث شود در آينده مهارت ما زياد شود يا در اثر آموزش امكان مطالعه در آينده فراهم شود، سرمايهگذاري است. در هر حال اگر چنانچه آموزش و پرورش يك كالاي مصرفي تلقي شود، يك كالاي مصرفي بادوام است. اما اگر آموزش و پرورش سرمايهگذاري به حساب آيد ميتوان ميزان درآمد و مصرف را در آينده، به وجود آورد و منجر به افزايش مهارتها گردد كه نوعي سرمايهگذاري تلقي ميشود.
به طور خلاصه، آموزش و پرورش موجب ايجاد خلاقيتها و بروز استعدادها ميشود و مهارت را بالا ميبرد لذا هزينه در آموزش و پرورش نه يك هزينه مصرفي بلكه سرمايهگذاري تلقي ميگردد و سرمايه انساني كه در اثر سرمايهگذاري از طريق آموزش و پرورش حاصل ميشود، نظير سرمايههاي فيزيكي بهرهوري را افزايش ميدهد.
سرمايهي ثابت جامعه
بنا به عقيدهي آدام اسميت، نيروهاي مكتسب و مفيد تمامي اعضاي جامعه قسمتي از سرمايهي ثابت جامعه به حساب ميآيند.
افزايش امكان توليد افراد از طريق آموزش و پرورش نوعي سرمايهگذاري محسوب ميشود كه سود سرشاري عايد سرمايهگذار ميكند زيرا بدين طريق به بسياري از افراد كه ممكن است گمنام از اين دنيا بروند فرصت داده ميشود تا استعدادهاي نهايي خود را بروز دهند. بنابراين، باارزشترين نوع سرمايهگذاري، در راه آموزش و پرورش است.
از نظر اقتصادي، ارزش تربيت يك صنعتكار يا مخترع بزرگ، جبران هزينهي آموزش و پرورش يك شهر را ميكند.
اثرات مثبت نقش آموزش و پرورش در اقتصاد كشور
1- كاهش ميزان باروري- فرزند كمتر زندگي بهتر (كاهش هزينههاي اوليه- ثانويه).
2- كاهش هزينهي بهداشت و درمان.
3- افزايش نرخ سرمايهگذاري و پسانداز (كم شدن رشد نقدينگي، استفاده از سرمايههاي اندك در توسعهي اقتصادي).
4- توجه به اقتصاد خانوار.
شومپيتر (پدر كارآفرين) ميگويد: عامل اساسي توسعه اقتصادي نوآوري است. هرچه نوآوريها بيشتر باشد اقتصاد پويا و كارآمدتر است. نوآوري موتور توسعه اقتصادي است. بنابراين ميتوان ادعا كرد داشتن نيروي انساني كارآمد و آموزشديده ميتواند در پيشرفت اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي مثمرثمر باشد و زمينهي رشد و توسعه همهجانبه را فراهم كند و آنچه باعث كيفيت سرمايهي انساني ميشود ناشي از قدرت تأثيرگذاري آموزش و پرورش است.
پيشنهاد
1- آموزش مهارتهاي زندگي و نظمپذيري كه در مدارس بدان كمتر توجه شده است.
2- توسعه هنرستانهاي فني – حرفهاي و كاردانش با توجه به استعداد و توانايي دانشآموزان.
3- كاربردي كردن آموزشها به طوري كه با نيازهاي جامعهي فعلي هماهنگي داشته باشد. (توجه به كيفيت آموزش)
4- استفاده از مديران حرفهاي، هوشمند و دانا و خلاق در مراكز آموزش فني – حرفهاي. (با افراد ساده و سطحينگر نميتوانيم مشكلات پيچيده را حل كنيم.)
5- همكاري مؤسسات صنعتي، توليدي و اقتصادي با مراكز آموزش فني – حرفهاي جهت آشنايي دانشآموزان با مهارتهاي نوين. (كارآموزي)
6- از بين بردن شكاف بين آموزش و واقعيات يعني بين آموختههاي فراگيران و واقعيات (بهروز شدن محتوي كتب درسي)
7- ترويج فرهنگ بهرهوري در مدارس.
8- توجه به پژوهش كه منجر به پيشرفت و خلق انديشه جديد ميشود.
*****
