رمزهاي يادگيري كودكان
بهترين مربيان پيشدبستاني ميدانند كه كودكان سه تا شش سال ويژگيهايي دارند! آنها ميدانند كه كودكان چگونه فكر ميكنند، بازي ميكنند و ياد ميگيرند. لازم است مربيان دورة پيشدبستان پيش از اين كه شگردها و راهبردهاي آموزشي خوبي را بياموزند، نحوة رشد كودكان و انتظاراتي كه در اين دوره از آنها ميرود را به خوبي بشناسند.
شناخت رشد كودك در تمام دورة كار حرفهاي مربي به وي كمك ميكند. بهگونهاي كه مربيان با استفاده از روشهاي گوناگون ميتوانند براساس چگونگي رشد كودكان به فعاليتهاي روزانة كودكان غنا ببخشند.
براي مثال، وقتي كه شما به عنوان مربي:
* به كودك ياد ميدهيد كه كفشهايش را مرتب كند، در واقع به او كمك كردهايد كه حركات راست به چپ چشمهايش را كه بعدها هنگام مطالعه نياز دارد، تقويت كند!
* به كودك كمك ميكنيد تا اسباببازيهايش را در سبد مخصوص قرار دهد، اين كمك شما مهارتهاي موردنياز حافظة ديداري كلمات هنگام خواندن را توسعه ميدهد.
* برنامهاي تقويمي را پيگيري ميكنيد، با اين كار آموزش زمان و وقت را تقويت كردهايد!
* اجازه ميدهيد كه كودك ميز ناهار را بچيند، آگاهي فضايي موردنياز براي حل مسائل جمع و تفريق در رياضيات را براي مراحل بعد فراهم كردهايد!
رشد كودكان متناسب با آهنگ حركت خودشان
در حالي كه شناخت رهنمودها و ويژگيهاي كودكان در سنيني مشخص بهعنوان راهنما براي مربيان ضروري است، اغلب مربيان و والدين نگران اين مسئله هستند كه كودك آنها نميتواند همان كاري را انجام دهد كه كودك همسن وي ميتواند انجام دهد. مثلاً نميتواند اعداد را جمع بزند؛ با وجود اينكه از نظر رشد شناختي و اجتماعي كودكي طبيعي است!
در چنين وضعيتي مربيان بايد از والدين بخواهند كه به كودك خود، فرصت كافي براي رشد و پيشرفت را بدهند. دانستن اين كلمه كه كودكان با سرعت پيشرفتِ خودشان رشد مييابند و رشد هر كودك متناسب با آهنگ حركت خود آنِ كودك است، براي مربيان و والدين اصلي مهم و ضروري است.
شايان ذكر است كه گاهي آموزش استانداردها باعث ميشود اين حقيقت ناديده گرفته شود كه همة كودكان، نميتوانند تمامي مهارتها را در يك محدودة سني مشخص در خود رشد دهند! بنابراين، مربيان بايد آگاه باشند كه كودكان در سنين مشخص، متناسب با سرعت پيشرفت خود رشد مييابند و همه بهطور يكسان و مشابه، پيشرفت نميكنند.
اولين گام براي يك مربي در دورة پيشدبستان شناخت تواناييهاي كودكان است. اما ياريكردن مربي به كودكان براي گوشدادن، يادگرفتن و همكاريكردن آنها با ساير كودكان جز گامهاي بعدي براي يك مربي خوب محسوب ميشود.
رشد مغز و يادگيري كودكان
مربيان دورة پيشدبستاني بهمنظور پايهريزي محيط يادگيري و تعامل با دانشآموزان، بر نحوة كار و رشد مغز كودكان و اينكه آنها چگونه ياد ميگيرند، تكيه دارند.
بسياري از پژوهشهايي كه امروزه به مربيان در اين زمينه ياري ميرساند، به فعاليتهاي روانشناس معروف روسي ليوويگوتسكي برميگردد كه در دهة 1920 ميلادي روي رشدشناختي كودكان كار ميكرد. اما مطالعات بر روي عملكرد مغز رشتهاي جديد است و در دهة 1980 به اوج خود رسيد. بهگونهاي كه نشان داد ميتواند براي كلاس درس، ابزار تدريس مفيدي محسوب شود.بسياري از «يادگيريهاي مغز ـ محور» درباره اين كه آيا بازي و موسيقي ميتوانند در يادگيري مهارتهاي رياضيات براي كودكان مؤثر و مفيد باشند، بحث دارند. با وجود اين دركِ نحوة يادگيري كودكان كه ميتواند براي مربيان در مراكز پيشدبستان و والدين در خانهها بهطور گستردهاي مفيد باشد، اكنون بسيار قابل قبول و موردتأييد است.
يادگيري مغز محور در كودكان
* كودكان به احساس امنيت براي يادگيري نيازمندند. اين عبارت فقط امنيت جسماني را كه البته بسيار ضروري است، شامل نميشود. منظور از احساس امنيت آن است كه كودك بداند كسي از او مراقبت ميكند يا كسي حواسش به وي است. اين احساس امن به معناي واقعيتِ دانستن اينكه بعدها چه انتظاري از كودك وجود دارد و درك و فهميدن انتظار ديگران از سوي كودك است. به عبارت بهتر، كودكاني كه احساس امنيت ميكنند، خطرپذيرتر هم ميشوند.
* مغز تكرار را دوست دارد. اين نكتة مهم دليل آن است كه كودكان ميخواهند داستاني تكراري بشنوند؛ شعري تكراري را بخوانند يا بازي موردعلاقهشان را تكرار كنند.
* كودكان نحوة انجام دادن امور جديد را از طريق تماشاي تلويزيون ياد ميگيرند. آنها نميتوانند چگونگي انجامدادن امور جديد را از طريق شنيدن آموزشها بياموزند. كودكان به تمرين و ممارست واقعي و عيني فعاليتهاي مهم نياز دارند.
* مغز بهترينها را ياد ميگيرد. بهويژه زماني كه بين دورههاي آرام و فعال، تعادل برقرار باشد. كودكان به بيدارشدن، دويدن، پريدن، ليلي كردن و چرخيدن نياز دارند. جنبش و تحرك مغز را برميانگيزاند.
* مغز موسيقي و ريتم را دوست دارد. كودكان ميتوانند از طريق آوازها و ترانهها كه به فرايند مغز و ذخيرهكردن اطلاعات كمك ميكند، ياد بگيرند.
* يك روش گسترده و كامل براي دستيابي به مغز جوانِ كودكان از طريقِ احساسات است. بيشترين احساسات در يك فعاليت يا آموزش اين حالت است كه كودكان ياد خواهند گرفت. كودكان از طريق حواس بسيار ميآموزند. لمسكردن اشيا براي كودكان حسي بسيار جالب و خوشايند است.
* كودكان پيشدبستاني حافظهاي بسيار قوي دربارة داستانها دارند. در مقابل، براي اصطلاحات نامربوط يا پراكنده حافظة محدودي دارند. حتي تمرين و كاربرد گنجينة لغات نيز به آنها براي يادآوري فهرست تصادفي از اصطلاحات كمك چنداني نميكند.
بنابراين، درك و فهم نحوة يادگيري كودكان مبنايي است براي مربيان تا بتوانند بهترين روشهاي آموزشي را طراحي كنند.
مربيان از طريق شناخت كاركرد مغزِ كودكان، ميزان و نوع يادگيري حافظة آنها و آگاهي از آنچه براي مغز كودكان مطلوب يا نامطلوب است، ميتوانند در آموختن و كسب تجارب كودكان، موفق و متفاوت عمل كنند.به عبارت ديگر، براساس آنچه اشاره شد، مربيان ميتوانند روشهاي آموزشي را برگزينند كه به كودكان احساس امنيت بدهد، از حواس كودكان براي يادگيري بيشتر كمك بگيرند، آوازها و ترانههايي را به آنها آموزش دهند كه كودكان با خواندن آنها لذت ببرند.
از تكرار خواستههاي كودكان خسته نشوند و با آنها همراه و همدل باشند.
منابع
Holewa, Lisa and Rice JOun (2008); What
Kindergarten Teachers Know, Published by the penguin Group (USA) Inc.
نقل از رشد پيش دبستاني
codex09x
