کلیات آموزش و پرورش

آرمان گرايي ناکام در نظام آموزشي

خالد توکلي

علي رغم تمام تعارفاتي که با معلمين مي شود بر اساس واقعيت هاي موجود معلمين حق و امکان تحقيق ندارند. بدين گونه که بر اساس شرايط و ضوابط شوراي عالي آموزش و پرورش عقد قرارداد پژوهشي فقط با اعضاي هيئت علمي يا موسسات علمي پژوهشي امکان پذير است.
*در زمينه بودجه پژوهشي نيز آرمان ها با واقعيت ها تفاوت هاي چشمگيري دارد. کل بودجه پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش 6 ميليارد تومان است که در مقايسه با آرمان هايي که براي آموزش و پرورش در نظر گرفته شده است، رقم بسيار ناچيزي است 
تبليغ و تکرار مرتب آرمان هاي آموزشي از يک سو و ناتواني نظام آموزشي از تحقق آنها نتايج ناخواسته زيان باري براي آموزش و پرورش و معلمان در بر داشته است که فقدان و فرسايش انگيزه هم در ميان معلمين و هم در ميان دانش آموزان را در بر داشته است .
در يک نظام اجتماعي، خرده نظام آموزشي وظايف و کارکردهاي اساسي و عمده اي هم در سطح کلان و هم در سطح خرد بر عهده دارد. جامعه پذيري، انتقال ارزش ها و فرهنگ، ايجاد احساس تعلق و تعهد نسبت به جامعه، ايجاد مهارت و حتي مواظبت و مراقبت از کودکان و نوجوانان در مدارس از جمله اين وظايف به شمار مي آيند. 
بسياري از جامعه شناسان کارکردگرا معتقدند در صورتي که نظام آموزشي در ايفاي نقشي که دارد به خوبي عمل نکند، آن گاه ممکن است تداوم نظام اجتماعي با مشکل يا مشکلاتي مواجه شود. بسياري از آمار و تحقيقاتي که در مورد نظام آموزشي ايران منتشر شده است – براي نمونه در مورد فرار مغزها، افت تحصيلي، ترک تحصيل، مدارک تقلبي، پايان نامه نويسي پولي، بحران هويت، اعتياد در مدارس، فرسايش سرمايه اجتماعي و … نشان مي دهد که اين نظام با بحران کارآمدي عميقي دست به گريبان است و هر روز بيش از پيش از عهده وظايفي که دارد ناتوان تر مي شود.

معلمان در طول سال هاي گذشته براي ممانعت از به وجود آمدن چنين فضايي و تغيير مطلوب در نظام آموزشي تلاش فراواني از خود نشان داده و در اين راه هزينه هاي هنگفتي پرداخته اند تا اول مهر همچنان جان تازه اي به جامعه ببخشد و سرآغازي باشد تا اميدواري، اعتماد، مهرباني و شور و شوق در جامعه حضور داشته باشد و زمينه مناسبي فراهم آيد تا شهرونداني تربيت شوند که بتوانند آينده خوبي را براي اين مرز و بوم رقم بزنند. شواهد اما حکايت از آن دارد که فرهنگيان در دست يابي به اهداف خويش ناکام مانده اند و ابعاد و گستره ي مشکلاتي که در نظام آموزشي به وجود آمده است رو به افزايش است. حال اين پرسش پيش مي آيد چرا چنين وضعيت و مسائل به ظاهر لاينحلي در آموزش و پرورش به وجود آمده است؟

جلايي پور بر اين باور است که عامل مؤثر در تکوين پديده ي اعتياد، «سياست هاي آرمان گرايانه غير واقعبينانه» در حکومت ايران است. اين اصطلاح به اين معني است که «حکومت ايران با تکيه بر سازمان عظيم بوروکراسي خود و رانت عظيم نفت و با دعوي ديني، آن هم ادعاي اصيل ترين تفسير از دين، خود را حامل و مجري سياست هايي مي دانسته که آن سياست ها به لحاظ آرماني صحت داشته ولي به لحاظ اجرايي غير واقع بينانه و غير عملي بوده است» (جلايي پور و محمدي؛ 1388: 502). از نظر وي به علت تبليغ و تکرار مرتب اين سياست ها در صدا و سيما – علي رغم جدي نگرفتن آن از سوي مردم – براي سياست گزاران به «مکانيزمي باورساز» تبديل مي شود که نتايج ناخواسته زيانباري از جمله گسترش «اعتياد» را در ايران به دنبال داشته است (همان: 502). نگارنده بر اين اعتقاد است که مسائل و مشکلات آموزشي نيز از اين منظر قابل تجزيه و تحليل است. 

بدين گونه که در نظام آموزشي ايران، آرمان گرايي غير واقع بينانه اي وجود دارد که به طور ناخواسته و حتي شايد خواسته، مسائل و مشکلات فراواني از جمله ناديده گرفتن مطالبات معلمان و در نتيجه فرسايش علاقه و انگيزه ايشان را موجب شده است. 

در دوران اصلاحات، فرياد دادخواهي معلمان در قالب انجمن هاي صنفي و حرکت هاي منظم و قانوني به گوش مسئولان رسانده شد. اگر چه ميان آنچه معلمين مطالبه مي کردند و آنچه به ايشان داده شد، فاصله بسيار بود اما هر چه بود عزم براي تغييري تدريجي در وضعيت فرهنگيان شروع شد و از آن مهم تر به گونه اي رفتار شد که جايگاه و احترام معلم حفظ شود تا آن جا که در تحقيقي که در آن سال ها در مورد اعتماد اجتماعي نسبت به اقشار مختلفي چون دانشگاهيان، پزشکان، روحانيون، نيروهاي انتظامي و … انجام شد نتايج به دست آمده، اعتماد مردم به معلمين را به طور معني داري بيش از ديگران نشان مي داد .

در سال هاي بعد اعتراض و تلاش هاي قانوني و به حق معلمان تداوم يافت اما نه تنها مطالبات شان مورد توجه قرار نگرفت بلکه به آن جنبه ي امنيتي نيز داده شد.از يک سو بحث تعطيلات تابستاني مدارس را مطرح کردند و بر حقوقي که معلمان در تابستان مي گيرند اشکال شرعي وارد کردند و پس از آن در ايام تعطيلات تابستاني و نوروز، پيامک هاي مختلفي در ميان مردم رد و بدل شد که مضمون همگي آنها زياد بودن تعطيلات معلمان بود.

بدين گونه معلمان به عنوان کساني که حقوقي که مي گيرند اشکال شرعي دارد، به جامعه معرفي شدند و اعتراض هاي قانوني و منصفانه آنها را بي اساس جلوه دادند و تلاش شد تا نه تنها اعتراض معلمين از حمايت هاي بدنه جامعه بي بهره شود بلکه مورد طعن و تمسخر مردم نيز قرار بگيرند.

امروزه در ميان نظام هاي اجتماعي ايران، نظام آموزشي (آموزش و پرورش) روز به روز بيشتر رو به تحليل مي رود و مشکلات آن لاينحل تر به نظر مي آيد. افت تحصيلي کم ترين آسيبي است که در مدارس به چشم مي خورد. فرسايش انگيزه و علاقه هم در ميان معلمان و هم در ميان دانش آموزان افزايش فراواني داشته است. بي اعتمادي مردم ، دامن آموزش و پرورش را نيز گرفته است و … . 

آنچه اين وضعيت را به وجود آورده است کمبود امکانات نيست، بحران مدرنيته و دوران جواني يا فقر اقتصادي و بيکاري نيست. اگر چه اين عوامل از اهميت خاصي برخوردارند اما نمي توانند علت مؤثر به حساب آيند.

عاملي که به طور مؤثر در پيدايش اين وضعيت دخيل بوده «آرمان گرايي غيرواقع بينانه» است، براي نمونه رئيس سازمان آموزش و پرورش تهران در مصاحبه با تلويزيون مدرسه را «قطعه اي از بهشت» ناميد. حال پرسش اين جاست که آيا واقعاً مدارس از چنين وضعيت آرماني برخوردارند؟ واقعيت اين است در سياست هاي کلي سند تحول بنيادين آمده است که هدف آموزش و پرورش رسيدن به حيات طيبه و پرورش و تربيت انسان هاي مؤمن، پرهيزکار، اميدوار، آزادمنش، مسئوليت پذير، ظلم ستيز، خودباور، ايثارگر و … است. در قسمت باورها و بايدهاي دولت تدبير و اميد نيز آمده است: «رسالت خطير آموزش و پرروش، رشد و شکوفايي استعدادهاي فطري و فراهم آوردن زمينه تربيت پذيري دانش آموزان در تمام ساحت هاي وجودي براي دست يابي به مراتبي از حيات طيبه است». 

واقعيت آموزش و پرورش با اين آرمان ها تفاوت بسياري دارد: 1/1 درصد از دانش آموزان شيشه مصرف مي کنند. 4 درصد هم سابقه يک بار مصرف شيشه دارند. در ميان دانشجويان معتاد، 60 درصد مصرف کنندگان مواد مخدر گفته‌اند که شروع مصرف آن ها از دوره دانش آموزي بوده است.

در سال 1387 قائم مقام دبيرکل وقت ستاد مبارزه با مواد مخدر از وجود 30 هزار دانش آموز معتاد در کشور خبر مي دهد. همچنين بر اساس طرح شيوع شناسي مصرف مواد مخدر که در سال 1390 انجام شد ميزان مصرف مواد در گروه سني 15 تا 19 سال معادل 13.56 درصد، گروه سني 20 تا 24 سال معادل 16.83 درصد، 25 تا 29 سال معادل 14.32 درصد است و باقي مانده اين رقم به گروه هاي سني 30 تا 64 سال اختصاص دارد. طبيعي است که گروه سني 15 تا 19 ساله هايي که در اين آمار به آن ها اشاره شده است در سن تحصيل هستند که ممکن است در مدارس کشور مشغول به تحصيل باشند يا به علت اعتياد نباشند (سايت تبيان: 10 مهر 1393). علاوه بر اين وجود آزار جنسي دانش آموزان و وجود خشونت در مدارس تأييد مي شود (سايت تابناک: 20 خرداد 1393).

در زمينه ي پژوهش نيز وضعيت بر همين منوال است: آموزش و پرورش به عنوان جايگاهي براي توسعه تفکر، تحقيق و پژوهش در نظر گرفته مي شود و در شکل آرماني آن اين گونه توصيف مي شود: تدوين و اجراي نظام حمايت مادي و معنوي از معلمان پژوهشگر با اعطاي فرصت هاي مطالعاتي و انتشار نتايج تحقيق ايشان؛ ايجاد و توسعه شبکه تحقيقاتي از ستاد تا مدرسه و تخصيص منابع بر اساس نياز هر منطقه؛ برقراري ارتباط سازمان يافته با حوزه علميه و مؤسسات آموزش عالي و بهره مندي از پشتيباني آنان در اجراي طرح هاي پژوهشي؛ رصد نتايج بين المللي در زمينه کيفيت نظام هاي آموزشي و برنامه ريزي؛ ايجاد مرکز اسناد، مدارک و اطلاعات نظام آموزش و پرورش کشور و… .

علي رغم تمام تعارفاتي که با معلمين مي شود بر اساس واقعيت هاي موجود معلمين حق و امکان تحقيق ندارند. بدين گونه که بر اساس شرايط و ضوابط شوراي عالي آموزش و پرورش عقد قرارداد پژوهشي فقط با اعضاي هيئت علمي يا موسسات علمي پژوهشي امکان پذير است و به اين سادگي معلمان از فرآيند تحقيق حذف مي شوند و تمامي برنامه هايي که براي ارتقاي سطح پژوهشي معلمان در نظر گرفته شده است از جمله فرصت مطالعاتي و انتشار نتايج تحقيق معلمان، خود به خود از حيز انتفاع ساقط مي شوند.

در زمينه بودجه پژوهشي نيز آرمان ها با واقعيت ها تفاوت هاي چشم گيري دارد. کل بودجه پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش 6 ميليارد تومان است که در مقايسه با آرمان هايي که براي آموزش و پرورش در نظر گرفته شده است، رقم بسيار ناچيزي است. علاوه بر اين به علل مختلف از جمله عدم اعتقاد به تحقيق و تأليف و کمبود بودجه، در بسياري از ادارات آموزش و پرورش سازوکار و ساختار مناسب و حتي نامناسبي براي ارزيابي و پاداش مقالات و تأليفات معلمين وجود ندارد.واقعيت آموزش و پرورش اين است که حدود 98 درصد بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق معلمان مي شود و مسائل و مشکلات فراواني گريبان اين نهاد را گرفته و آن را فرسوده ساخته است. تبليغ و تکرار مرتب آرمان هاي آموزشي از يک سو و ناتواني نظام آموزشي از تحقق آنها نتايج ناخواسته زيان باري براي آموزش و پرورش و معلمان در بر داشته است که فقدان و فرسايش انگيزه هم در ميان معلمين و هم در ميان دانش آموزان را در بر داشته است. علاوه بر اين، آرمان گرايي غير واقع بينانه موجب شده است جايگاه فرهنگي معلم در جامعه و سرمايه اجتماعي او به تدريج رو به کاهش رود و اين نيز به نوبه خود نظام آموزشي را از آرمان هاي مورد نظر خود هر چه بيشتر دور سازد.

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا