آموزش تركيبي
زري آقاجاني -كارشناس ارشد برنامهريزي
اشاره :بسياري از آموزگاران با روشهاي آموزشي متفاوت مانند آموزش چهره به چهره، فاصلهاي، فاصلهدار، بر خط، آزاد، انعطافپذير، سيار، الكترونيكي و مجازي و… آشنايي دارند يا نام آنها را شنيدهاند.
آيا فكر ميكنيد بتوان تمام اين روشها را با هم در يك جا جمع كرد و در فرآيند تدريس از آن بهرهمند شد؟ پاسخ اين است: «غير ممكن، غير ممكن است».
در اين مقاله قصد بر اين است كه دربارة رويكرد جديدي در آموزش كه به آموزش تركيبي معروف است، اطلاعاتي به آموزگاران ارائه شود. البته اين رويكرد جديد نيست و از آن زمان كه به عنوان جايگزيني براي آموزش الكترونيكي در نظر گرفته شد و مقالات متعددي با نگاه نو درباره آن نوشتند، جديد به نظر ميآيد (برسين، 2003).
تاريخچه پيدايش يادگيري تركيبي
اساس پيدايش يادگيري تركيبي در چهار دوره قابل بررسي است كه عبارتاند از:
الف) دوره آموزشي مربي ـ محور(1983): در اين دوره دسترسي به رايانه براي همگان امكانپذير نبود و يادگيرندگان براي آموزش ميبايستي حتماً در كلاسها حضور پيدا كنند.
بنابراين هزينه و وقت زيادي صرف آن ميشد.
ب) دوره چند رسانهاي (1984 ـ 1993): استفاده از سيديرامها و پاورپوينتها و لوحهاي فشرده در اين دوره رونق گرفت.
به رغم اينكه آموزش جذاب بود، در هزينهها صرفهجــويي ميشد و محدوديتهاي زماني و مكاني از بين ميرفت اما نبود تعامل و پويايي لازم در آموزش باعث كاهش انگيزه در فراگيرندگان ميشد.
ج) دوره اول آموزش الكترونيك (1994 ـ 1999): با گسترش وبگاهها، پستهاي الكترونيك، تكامل چند رسانهاي صدا و تصاوير متحرك توجه فراگيرندگان به شيوه آموزشي كاملتر و جذابتري جلب شد اما كيفيت پايين و هزينههاي بالاي آن بازهم آموزش مناسبتري را ميطلبيد.
د) دوره دوم آموزش الكترونيك (2000 ـ 2005): اين دوره عصر پيشرفتهاي الكترونيكي مانند جاوا و به كارگيري شبكههاي اينترنتي وبگاههاي گسترده و كامل بود اما خلا آموزشي همچنان باقي بود.
پس از طي مراحل فوق، متخصصان راهحل را در تركيب شيوههاي آموزشي گذشته همراه با استفاده مناسب از ابزار و فناوري نوين اطلاعات و ارتباطات يافتند و بدينترتيب، روش حاصل از اين آميختگي را تركيبي ناميدند. تركيب روشهاي آموزشي متعدد باعث اثربخشي بيشتر و صرف هزينة كمتر در يادگيري ميشود اساساً اين رويكرد براي رفع ناتواني آموزشهاي سنتي و مجازي و پاسخگويي به نيازهاي آموزشي يادگيرندگان در عصر دانايي به وجود آمد.
متخصصان فكر ميكردند كه با ظهور اين رويكرد دانشآموزان در كلاسهاي درس حضور نمييابند.
اما بايد اذعان كرد از آنجا كه تعامل در كلاس از اركان آموزش واقعي و كامل است نه تنها كلاسها خالي نشدند بلكه انگيزه بيشتري براي حضور در كلاس ايجاد شد.
يادگيري تركيبي، محيطهاي يادگيري را با هم تركيب ميكند و با ايجاد يادگيري همزمان و غيرهمزمان فضايي را فراهم ميآورد كه در آن نقاط قوت دو شيوه آموزشي سنتي و الكترونيكي براي حصول به يادگيري بهتر استفاده ميشود.
بدينترتيب، دانشآموزان آنچه را در كلاسها از طريق سخنراني، كتاب و شركت در آزمايشگاه ميآموزند براي بسط و درك بهتر با استفاده از فناوري از طريق اينترنت، نرمافزار، رايانه و … يادگيريشان را كامل و عميق ميسازند. در اين محيط آموزشي مشاركت، خلاقيت، اتكا به خود و يافتن پاسخ سؤالات بدون كمك معلم و از همه مهمتر لذت يادگيري فراهم ميشود.
معلم در اينجا فقط نقش هدايتگر دارد و متكلموحده نيست. پس محيط براي شركت فعال دانشآموزان در يادگيري كاملاً مهياست.
رويكرد يادگيري تركيبي مانند پيوستاري است كه در يك سرآموزش سنتي و چهره به چهره قرار دارد و در سر ديگر آموزش مبتنيبر خط واقع است.
در رويكرد تركيبي هدف كيفيت يادگيري است؛ بنابراين، در استفاده از ابزار و فناوري ميبايست به شرايط يادگيرنده كاملاً توجه شود ولي اين به معني بيتوجهي به توسعهي كمّي فعاليتها نيست.
رويكرد تركيبي در بُعد عمومي برعمق بخشيدن به يادگيري و در بعُد افقي برگسترش منابع و ابزار و وسايل كمكآموزشي در فرايند آموزش تأكيد دارد.
آموزش تركيبي به دليل ارتقاي پداگوژي، افزايش دسترسي و انعطافپذيري و همچنين كاهش هزينهها، فردمحوري و تعامل اجتماعي مورد توجه مربيان و متربيان است.
الگوهاي اصلي يادگيري تركيبي به اختصار عبارتند از:
1 ـ الگوي محرك مهارت: تعامل با معلم يا تسهيلكننده(ميتواند يك همكلاسي باشد) براي پرورش دانش و مهارت از طريق پستالكترونيكي، بحث و گفتگو در جلسات چهره به چهره با سرعت شخصي است؛ مانند دورههاي مبتنيبر وب و كتابها.
2 ـ الگوي محرك گرايش (محرك رفتار): از طريق تركيب جلسات چهره به چهره به رويدادها و فعاليتهاي مشاركتي همراه با فناوري ايجاد ميشود.
3 ـ الگوي محرك صلاحيت: به يادگيري (در محلهاي كار) از طريق تركيب ابزارهاي پشتيباني برخط و مربي به صورت همزمان اشاره دارد.
چرا يادگيري تركيبي؟
اگر زندگينامه كساني كه جايزه نوبل دريافت كردهاند را مطالعه كرده باشيد، حتماً اين نكته جالب را دريافتهايد كه اكثر آنان در رشتهاي جايزه گرفتهاند كه در آن رشته درس نخواندهاند!
در اين مورد شايد بديهيترين دليل اين باشد كه خودشان خواستهاند ياد بگيرند و دغدغهي نمره و اضطراب و اجبار در يادگيري نداشتهاند.
اگر اكنون نظامهاي آموزشي دنيا به دنبال روشهاي جذاب يادگيري هستند براي اين است كه آموزش را از كليشه اطلاعات و محفوظات خارج كنند و به آن خاصيت كارآفريني دهند تا هروقت كه درس و مدرسه تمام ميشود، افراد به آساني وارد محيط كار شوند.
امروزه بايد از رويكردهايي در آموزش بهرهگرفت كه دانشآموزان را ترغيب به ساختن علم ميكند.
يادگيري تركيبي به دليل ماهيتي كه از لحاظ تركيبي شيوههاي قبلي و موجود در يادگيري دارد، انتقال دانش(معلممحوري) را كاهش و مفهومسازي و توليد دانش را از طريق نقش فعال دانشآموزان در فرايند يادگيري افزايش ميدهد و زمينههاي رسيدن به شعار«كمتر بيشتر است» را مهيا ميسازد.
برخي مزاياي يادگيري تركيبي
افزايش سطح يادگيري
تقويت يادگيري اجتماعي
خلق تفكر جمعي
افزايش خلاقيت
ايجاد انگيزه (بيشتر دروني)
تعامل با محتواي آموزشي
امكان ارتباط همزمان و غيرهمزمان
صرفهجويي در هزينه
ايجاد حس همكاري و احترام
انعطافپذيري
كاهش زمان آموزش
كشف سبكهاي جديد يادگيري
نگرش معلمان و مديران
ديدگاه آموزگاران در بهكارگيري يادگيري تركيبي بسيار مهم است؛ چرا كه هر تغييري مستلزم تقبل مشكلات و مسائلي است.
ما در كشوري زندگي ميكــنيم كه انقلاب و پس از آن جنگ را پــشتسـر گذاشته و اكــنون درحال مقابله با تحريمهاي گــوناگون است.
در دنيا بــودهاند مردماني كه با همكاري با دولتهايشان و همدلي با همديگر كشورشان را به حدي رساندهاند كه در
توليد فناوري و پيشرفت در آن حريف كشورهاي به اصطلاح توسعه يافته شدهاند.
در طراحي سند چشمانداز 1404 همين هدف براي ايران اسلامي در نظر گرفته شده است اما اين امر ميسر نميشود مگر با حمايت مرجع اصلي تعليم و تربيت و ياران هميشه نستوه آن يعني معلمان.
معلم در يادگيري تركيبي اگر به زبان انگليسي آشنايي داشته باشد و يا دورههاي كار با فناوري اطلاعات و ارتباطات را گذرانده باشد در آموزش فعالتر و كاملتر عمل ميكند ولي لزوماً براي شروع نيازي به اين دو مقوله نيست.
زيرا ميتوان از ابزارهاي ديگر فناوري نظير سيدي، ويدئوپروژكتور، فيلم، انيميشن و نرمافزارهاي آموزشي استاندارد استفاده كرد.
مهم اين است كه محيط يادگيري و برنامه درسي با توجه به امكانات و نيازها براي يادگيري بهتر با نوع مناسبي از ابزار فناوري اطلاعات و ارتباطات تركيب شود.
معلمان اغلب به دليل اينكه به شيوههاي امتحان شده گذشته عادت دارند، از نوآوري و ريسك در تدريس زياد استقبال نميكنند (البته مشكلات كمبود وقت و وسايل و نرمافزارهاي مفيد و استاندارد كارشناسي شده در زمينه آموزشي و تربيتي، خود مبين بيعلاقه بودن به تغيير است). نقش مديران مدارس در بسترسازي فرهنگي براي معلمان و دانشآموزان و حتي اوليا بسيار حياتي است.
مديران با ايجاد كارگاههاي آموزشي مهارتهاي كار با رايانه و اينترنت و ترغيب معلمان به استفاده از مهارت آموخته شده در كلاس درس، تجهيز مدرسه حتي با يك كامپيوتر، ايجاد وبگاه براي مدرسه و… ميتوانند در رشد و تغيير محيط يادگيري مدرسه تأثير بسزايي داشته باشند.
ويژگيهاي كلاس تركيبي
در كلاس تركيبي چيدمان نيمكت يا صندليها به گونهاي است كه تبادل نظر و ارتباط چهره به چهره را آسان ميسازد (البته در شرايط مطلوب ساختمان نيز بايد طراحي مناسبي داشته باشد).
اگر چه تجهيزات در برقراري محيط يادگيري غني مؤثر است اما كامپيوتر، راديو، تلويزيون و ويدئو يا پخش سيدي نيز ابزارهاي مناسبي هستند.
دانشآموزان در محيط يادگيري تركيبي
روش، دانشآموزمحور است؛ پس شاگردان در فرايند يادگيري درگير و فعالاند. وابستگي به معلم نسبت به محيط يادگيري سنتي بسيار كم است.
دانشآموزان با يكديگر در گروههاي كوچك ارتباط دارند.
به همديگر كمك ميكنند و رفتارشان با هم محترمانه است.
از يكديگر ياد ميگيرند و با هم مشاركت كامل دارند.
معلم در محيط يادگيري تركيبي
* راهنمايي و هدايت فعاليتهاي دانشآموزان
* مديريت فعاليت دانشآموزان
* كمك به افزايش مهارت دانشآموزان
* تشويق دانشآموزان به همافزايي
با توجه به تحقيقات انجام شده در زمينه كاربست رويكرد جديد يادگيري تركيبي در آموزش براي رسيدن به وضع مطلوب هنوز راه زيادي در پيش است. ساختارهاي آموزشي در آموزش و پرورش، برنامهريزي آموزشي و درسي و اولياي مدارس همگي براي رسيدن به وضع مطلوب بايد از خود همفكري و همدلي نشان دهند.
در نظام آموزشي ما هنوز بهطور رضايتبخشي از فاوا و يا تكفا در آموزش استفاده نميشود اما جاي اميدواري هست كه با آموزش مهارتهاي كار با رايانه و چگونگي استفاده از اينترنت و ديگر ابزارهاي فناوري در دوره تربيت معلم و نحوه كاربست آن در فرايند تدريس، معلماني با سواد اطلاعاتي و مسلط به محتوا و دانش تدريس بر مبناي پيشرفتهاي فناورانه روز دنيا پرورش يابند و وارد چرخه آموزش كشور شوند.
منابع:
1ـ كرمي، مهدي و محمد عطاران؛ «توسعه دانش محتوايي و مهارت تدريس دانشجو معلمان از طريق مدل تلقين يادگيري مسئله محور و فناوري اطلاعات و ارتباطات»، فصلنامه فناوري اطلاعات و ارتباطات در علوم تربيتي2 (3)، 173ـ151، 1391.
2ـ صفاريان، سعيد؛ وحيد فلاح، حمزه ميرحسيني؛ «تأثير آموزش به كمك نرمافزار آموزشي و روش تدريس سنتي بر يادگيري درس رياضي»، فصلنامه فناوري اطلاعات و ارتباطات در علوم تربيتي1 (2)، 1389.
3ـ وگريف، روپرت و لين دويس؛ تفكر و يادگيري از طريق فناوري اطلاعات و ارتباطات، مترجم: ناهيد شفيعي؛ دانشگاه آزاد اسلامي، واحد اسلامشهر، 1387.
4ـ ساروي عمراني، بهاره و ناصر؛ همتي؛ يادگيري تركيبي، انتشارات بشري، تهران، 1389.
5ـ ذاكري، عليرضا؛ صالح حاجي خواجهلو، هادي رشيد افرايي و شهناز نگويي؛ «بررسي نگرش معلمان نسبت به كاربرد فناوريهاي آموزشي در فرايند تدريس» نشريه علمي پژوهشي فناوري آموزش 6 (2)، 1390.
6ـ ذوفن، شهناز؛ كاربرد فناوريهاي جديد در آموزش، انتشارات سمت، تهران، 1389.
7ـ خسروي بابادي، علياكبر؛ جزوه چاپ نشده؛ دانشگاه آزاد اسلامي، تهران مركزي.
8. Brian Kerr. (2007). cade/amtec conference. faculty of education, memoriall universtiy
9. Charls R. Graham. (2004). Blended Leaming System; Defenition, Current Trends, and Future Direction. Brigham Young University. USA
منبع روزنامه اطلاعات
