آموزش ابتدايي و توسعه
آموزش ابتدايي و توسعه
دكتر ابراهيم جعفري
اگر بر اين باور باشيم که زيربناي توسعه هر کشوري از طريق آموزش و پرورش بنيان گذاشته ميشود، بدون ترديد ستونهاي اصلي آن را بايد در آموزش ابتدايي جست و جو کرد.اين اهميت به اندازهاي است که بي توجهي به آن آثار زيانباري را در ابعاد مختلف بر پيکره پيشرفت و تعالي هر جامعهاي بر جاي ميگذارد.
کودکي نخستين و مهمترين دوره زندگي آدمي است. به دليل اين که در اين دوره ساختار شخصيتي و رفتاري انسان شکل ميگيرد، ايام کودکي را دوراني سرنوشت ساز دانسته اند. اهميت اين دوران و آموزش ابتدايي در شکل گيري شخصيت،تربيت پذيري و کسب علم به اندازهاي است که رسول گرامي اسلام(ص)در اين باره فرموده اند: «حکايت کسي که در کودکي ميآموزد، همانند نقش کندن بر سنگ است و حکايت کسي که در بزرگسالي ميآموزد، همانند کسي است که بر آب مينويسد.»
«ميتوليپمن» فيلسوف آمريکايي و بنيانگذار فلسفه براي کودکان در تجربيات آموزشي خود به اين نتيجه رسيده است که فراگيران دورههاي تحصيلي بالاتر که فاقد قدرت استدلال، تميز و داوري هستند، در دوره ابتدايي اين مهارت را نياموخته اند. بستر اصلي اين تجربهها دردوره ابتدايي توسط معلمان که گاهي جايگزين پدران و مادران در تعليم و تربيت ميگردند،پايه گذاري ميشود. از اين رو نقش معلمان اين دوره بسيار حائز اهميت است.مهمترين ويژگي دانش آموزان ابتدايي اين است که از دوران تحصيلي آنها به عنوان «پنجره فرصت» در آموزش و پرورش ياد ميشود؛ فرصتي ارزشمند که اگر از دست برود، ديگر کاري نميتوان انجام داد.
شادروان دکتر حسين عظيمي (اقتصاد دان)که حق بزرگي نسبت به تهيه و تدوين مباني توسعه(بومي) کشورمان بر گردن ما دارد، بر اين اعتقاد است که «روزي توسعه در ايران شروع خواهد شد که از آموزش ابتدايي،فرهنگ سازي و باورهاي لازم را براي اين منظور آغاز نماييم. و قطعا تا زماني که آموزش ابتدايي ايران متحول نشود، محال است که توسعه شکل بگيرد.» به نظر ايشان سرمايههاي ما نه در چاههاي نفت و بانکها،بلکه در دبستانها جمع شده اند.دکتر عظيمي ميگويد:«زماني که در آکسفورد استاد دانشگاه بودم،همکارانم ميگفتند اگرچه شما استاد دانشگاه هستيد،ولي اگر بخواهيد معلم ابتدايي بشويد، بايد آموزشهاي ويژهاي ببينيد ؛چرا که دوران ابتدايي دنياي ديگري است.»
«داگلاس نورث» برنده جايزه نوبل سال 1993 نيز در مورد اهميت و جايگاه آموزش ابتدايي چنين گفته است:«براي درک اين که آيا جامعهاي در آينده به توسعه خواهد رسيد، به جاي بررسي فن آوريهاي آن جامعه که از ظواهر توسعه است، بايد ميزان خلاقيت، پرسشگري، تحرک، روحيه کار جمعي و تنوع طلبي کودکان آن کشور را سنجيد. اگر ميخواهيد ببينيد کشوري توسعه يافته است، به کارخانهها و صنايع آن نگاه نکنيد؛ کافي است سري به مدارس آن بزنيد. اگر محيط آموزشي و روشهاي آموزشي آنان محيطي آرام،خلاق و نوآورانه بود، بدانيد نسلي که در حال تربيت است،مي تواند در آينده جامعه را با خلاقيت و نوآوري خود توسعه بخشد. از اين رو براي فهم اين که کشوري توسعه يافته و يا در حال توسعه است، نيازي به اندازه گيري درآمد ملي يا سرانه آن نيست ؛ کافي است به دبستانها برويم و به روان شناسي آموزش کودکان توجه کنيم؛ زيرا نطفههاي توسعه در دبستانها بسته ميشود.
از آنجا که اقتصاد کشور ژاپن مبتني بر سرمايه انساني،فن آوري پيشرفته و توليد کالا و خدمات کيفي است، انسان و تربيت او جايگاه ويژهاي را به خود اختصاص ميدهد.در نتيجه معلم،مدرسه، آموزش، برنامه ريزي و هرآنچه با پرورش و قيمتي ساختن انسان ارتباط دارد، حائز اهميت ميباشد. از اين رو جا دارد ويژگيهاي آموزش ابتدايي را در اين کشور مورد بررسي قرار دهيم.
دراواخر قرن نوزدهم ميلادي (دهه 1890)دولت ژاپن تصميم گرفت مقام و جايگاه خود را در توسعه همه جانبه کشور افزايش دهد؛ به طوري که به مقام اول جهان برسد. پس از مطالعه و بررسي به اين نتيجه رسيدند که کليد اصلي آن توجه به آموزش و پرورش دوره ابتدايي است. بنابراين از هر جهت (معلم، فضا، امکانات و…) بر اين دوره تحصيلي تمرکز كردند و به هدف خود رسيدند.برخي از اهداف آموزش و پرورش پايه ابتدايي ژاپن عبارتند از: همکاري،درک متقابل، خوش قول بودن، خوب گوش دادن، سخت کوشي و با دقت انديشيدن، مسئوليت پذيري، خوش اخلاق بودن، عشق ورزي به طبيعت، با احساس زيبا نگريستن، دوستي عميق با پدر و مادر و احترام ويژه به آموزگاران و…
به اين ترتيب در ساختار و نظام آموزش ابتدايي اين کشور «پرورش شخصيت کودک» مورد توجه بي اندازه قرار گرفته است. يکي از موارد جالب توجه که در اين مقطع بر آن تاکيد ميگردد،«کار گروهي(TEAM WORK) »
است. در مدارس ابتدايي ژاپن سعي بر اين است که دانش آموزان علاوه بر فردمحوري، بتوانند به صورت گروهي به موفقيت برسند؛ در حالي که در مدارس ايران هنوز بچهها بر رقابتهاي فردي اصرار دارند.
جا دارد فرازهايي از يک پيام زيبا را که چندي قبل با عنوان «تربيت نسل فردا در ژاپن» در شبکههاي اجتماعي انتشار يافته بود، يادآور شوم.
1ـ دانش آموزان همراه با معلمهاي خود هر روز به مدت 15 دقيقه به نظافت مدرسه ميپردازند و اين کار موجب تربيت نسلي متواضع و مشتاق نظافت ميگردد.
2ـ يکي از مواد درسي اول تا ششم ابتدايي «گامي به سوي اخلاق» است که اخلاق و شيوه تعامل با ديگران را آموزش ميدهند.
3ـ از اول ابتدايي تا سوم دبيرستان چيزي به نام مردودي وجود ندارد. چون هدف تربيت، نهادينه کردن مفاهيم و ساختن شخصيت است؛نه فقط تعليم و تلقين
4ـ کارگر نظافت و رفتگر را «مهندس بهداشت» مينامند و هر ماه پنج الي هشت هزار دلار آمريکايي به او ميپردازند. براي ورود به اين پيشه از داوطلبان آزمون کتبي و شفاهي به عمل ميآورند.
5ـ ميانگين تاخير در قطار در سال 7 ثانيه است – مردماني هستند که ارزش وقت را ميدانند و با دقتي پايان ناپذير بر دقيقه و ثانيه حريص هستند.
در حين نگارش اين مقاله با مطالعه اخبار متوجه شدم روزهاي چهارم و پنجم ماه جاري(دي ماه 1394) همايش ملي آموزش ابتدايي و تجليل از دکتر غلامحسين شکوهي پدر علم تعليم و تربيت ايران در زادگاهش بيرجند برگزار شده و رئيس محترم جمهوري جناب آقاي دکتر روحاني پيامي را به اين همايش ارسال نموده اند. در اين پيام ضمن اداي احترام به دکتر شکوهي آمده است: در منظومه بزرگ عوامل موثر بر فرهنگ جامعه، مقطع ابتدايي از اساسيترين و مهمترين مقاطع تحصيلي است و به جرات ميتوان گفت هيچ يک از دورههاي تحصيلي از چنين اهميتي برخوردار نيست ؛ چرا که اساس و شالوده شخصيت فکري و اجتماعي فرد در آن بنيان نهاده ميشود.
دکتر غلامحسين شکوهي اولين وزير آموزش و پرورش نظام جمهوري اسلامي پس از پيروزي انقلاب و داراي 60 سال سابقه علمي، چهره ماندگاري است که با 89 سال سن هنوز هم در سپهر تعليم و تربيت ايران زمين ميدرخشد. او که از شاگردان «ژان پياژه» و عاشق کودکان در مدارس است، در کتاب ارزشمند «مباني و اصول آموزش و پرورش» مينويسد: «کتاب حاضر را از روي بلندپروازي و با فروتني تمام به معلمان تقديم داشته ام. چنانچه همکاران گرامي اين پيشکش را به حق شايسته خويش ندانند، با اجازه خودشان آن را به کودکان که همه بايد در خدمت آنان باشيم، تقديم خواهم کرد. باشد که يکي از دو گروه به ديده اغماض با حسن قبول در آن بنگرد.»
دکتر شکوهي کودک را در نظام تعليم، کانون توجه قرار ميدهد و شرط لازم معلمي را پذيرش کودک به عنوان انساني مستقل و داراي ويژگيهايي ميداند که بايد آنها را شناخت و سپس به پرورش و آموزش او پرداخت.از جمله آثار استاد «روش آموختن حساب و هندسه، مباني اصول آموزش و پرورش با 27 بار تجديد چاپ»، «تعليم و تربيت و مراحل آن با 20 بار تجديد چاپ» و در بخش ترجمه «تعليم و تربيت»تاليف امانوئل کانتو و «مربيان بزرگ» تاليف ژان شاتو است.
با آرزوي سلامتي و تندرستي براي دکتر شکوهي مناسب ميدانم از مرحوم علي بخش نوروزي معلم فداکارمقطع ابتدايي در روستاي طسوج از توابع شهر چرام استان کهگيلويه و بوير احمد ياد کنم که در روز 25 آذرماه سال جاري هنگام بازگشت به شهر در سوز و سرما گرفتار شد و خودروي او در ميان انبوه برف زمين گير
شد و بر اثر سرما زدگي جان شيرين خود را از دست داد. يادش گرامي و نامش جاويدان باد. اميدوارم وزارت آموزش و پرورش قدر و منزلت معلمهاي بزرگوار ابتدايي را دانسته و نيازهاي آنها را بيش از گذشته برآورده سازد.
خردمند به دانش راه رفتند
به دانايي ز كار آگاه رفتند
دانش گر بيابي كيميايي
دهد خاك وجودت را بهايي1
——————
پينويسها:
1ـ مولانا محمدابن حسام خوسفي

