تقلب سياه يا خاكستري؟
تقلب سياه يا خاكستري؟
تقلب را دورويي، نيرنگ و خيانت معني كردهاند و درواقع متقلب ناچار است براي رسيدن به مقصود خود به هر فريبي متوسل شود. اما تقلب در مدرسه معصومانهتر از اين حرفهاست. نياز شديد به موفقيت تحصيلي، اهميت دادن غيرمنطقي به نمره و مشاهده تقلب دانشآموزان ديگر از جمله عواملي هستند كه دانشآموز را به تقلب ترغيب ميكنند اما تقلب در شرايط امتحان اتفاق ميافتد و اگر امتحاني در كار نبود، چه بسا تقلبي هم رخ نميداد. اكنون كه نميتوان امتحان را حذف كرد، شايد بتوان تقلب را در خدمت يادگيري قرارداد. «آشتي با تقلب» به همين معني است كه ممنوعيتهاي تقلب را در شرايط كنترل شدهاي برداريم تا دانشآموزان در ساية تلاش خود براي يادداشت برداري و مشورت با هم، درسها را بياموزند.
علتهاي رايج تقلب
* براي رسيدن به قهرماني مثلاً يك باشگاه فوتبال ممكن است براي رسيدن به قهرماني داور را بخرد و اين يعني:1. تيم اين باشگاه نميتواند از طريق بازي عادلانه و بدون تقلب قهرمان شود.
2. دست كم يكي از داورهاي فوتبال را ميتوان خريد
* براي رسيدن به خوش بختي. مثلاً يك رئيس شعبه يا كارمند بانك ممكن است براي به جيب زدن مبلغ هنگفتي، اسنادي جعلي مبني برردوبدل شدن پولي تنظيم كند و پول را براي خود بردارد تا با آن خوش بختي بخرد و اين يعني:1. اين كارمند نميتواند از طريق درآمد شرافتمندانه و بدون تقلب خوش بخت شود.
2. دست كم معدودي مقررات اداري و مالي ضعفهايي دارند كه راه سوء استفاده را باز ميگذارند. به اين نوع تقلب «اختلاس» ميگويند.
* براي جلو افتادن از ديگران. مثلاً يك داوطلب كنكور ممكن است براي تضمين قبولي خود در رشتة پزشكي دانشگاه تهران، سوالات كنكور را به هر قيمتي كه شده است بخرد و اين يعني:1. اين داوطلب كنكور نميتواند از طريق كوشش فردي خود و بدون تقلب دانشجو شود.
2. دست كم يكي از طراحان سؤالات كنكور قبل از امتحان سوالات خود را ميفروشد.
اما تقلب در مدرسه از جنس هيچ يك از نمونههاي بالا، يا هر نوع تقلب ديگري كه ممكن است در جامعه رواج داشته باشد، نيست. تقلب دانشآموزان در مدرسه بسيار معصومانهتر از اين حرفهاست.
تقلب در مدرسه
* معصومه، 17 ساله، دانشآموز درسخواني است.
همة تكاليفش را به دقت انجام ميدهد و در مرور درسها كوتاهي نميكند. اما اين هفته، هم بايد خودش را براي مسابقة دو و ميداني استاني آماده ميكرد و هم از شهرستان مهمان داشتند. به همين خاطر فرصت نكرد براي امتحان نيمترم شيمي درس بخواند. اگر از اين امتحان كمتر از 18 بگيرد، ديگر جزو پنج نفر شاگردان ممتاز كلاس نخواهد بود. كلافه و درمانده با خود ميانديشد: «فقط يكبار تقلب كه خيلي بد نيست، هست؟»
* احمد، 16 ساله به رياضيات به خصوص هندسه خيلي علاقه دارد، اما با درسهاي زبان انگليسي و زبان فارسي اصلاً كنار نميآيد. چه ارزشي دارد كلي وقت بگذارد تا تمرينهاي زبان انگليسي را حل كند و تازه مطمئن نباشد كه پاسخها درستاند يا نه. پاسخ تمرينهاي زبان را در اينترنت هم ميتوان پيدا كرد و به جاي آن ميتواند 20 تست رياضي بزند كه در كنكور هم ميآيد.
* مسعود، 14 ساله، از دورة پيشدبستان مدرسه را خيلي خستهكننده ميدانست. او عقيده دارد مطالب درسي در زندگي واقعي به كار برده نميشوند و او به جاي درسخواندن ميتواند كارهاي بهتري انجام دهد. او درس نميخواند، ولي خود را مستحق نمرة خوب ميداند و به همين خاطر هم تقلب ميكند.براساس نمونههاي بالا، سه گروه از دانشآموزاني كه به احتمال زياد به تقلب دست ميزنند، شناسايي ميشوند:
1. دانشآموزاني كه آمادگي امتحان دادن ندارند: اينان تقلبكنندة حرفهاي نيستند و فقط به دليل مشغلة زياد و نداشتن وقت كافي به سمت تقلب سوق پيدا ميكنند. اگر اين امكان وجود داشته باشد كه به چنين دانشآموزاني اجازه دهيم يك هفتة بعد امتحان بدهند، شايد آنها هرگز تقلب نكنند.
2. دانشآموزاني كه ارزش انجام تكاليف را نميدانند: اين گروه نميدانند كه با انجام تكليف است كه نكات درسي را ميآموزند. اگر به آنها به روشني تفهيم شود كه انجام تمرينات چهقدر ارزشمند است، به احتمال قوي از رونويسي پاسخها از روي منابع ديگر اجتناب ميكنند و به تقلب دست نميزنند.
3. دانشآموزاني كه فقط مدرك تحصيلي را ميخواهند و به يادگيري اهميت نميدهند: اين گروه ممكن است تقلبكنندگاني حرفهاي باشند، زيرا هم خود را مستحق نمرة خوب ميدانند و هم در تقلب مشكل اخلاقي نميبينند. البته تعداد اين قبيل دانشآموزان زياد نيست، اما به هر حال آنها هم در مدرسه حضور دارند.
چرا تقلب؟
اكنون ميتوانيم بگوييم چرا دانشآموزان تقلب ميكنند:
* نياز شديد به موفقيت تحصيلي: احساس شكست ناشي از ردشدن در يك پاية تحصيلي آنقدر شديد است كه دانشآموز به هر عملي متوسل ميشود تا اين احساس را تجربه نكند.
* اهميت دادن به نمره و نه يادگيري: چنين فرهنگي را نخست خانواده و سپس مدرسه در ذهن دانشآموزان شكل ميدهد. گاهي دانشآموز به خاطر آنكه نيمنمره از رقيبش عقب افتاده است، روزگار خود را سياه ميكند. به خصوص وقتي دانشآموز ميبيند كه معلم ناعادلانه و سهلانگارانه فقط به نمره توجه دارد، بيشتر ترغيب ميشود كه تقلب كند تا نمرهاي را كه ميخواهد حتما به دست آورد.
* مشاهدة تقلب دانشآموزان ديگر: در شرايط خاصي ممكن است تقلب «همهگير» شود. وقتي دانشآموز مشاهده ميكند ديگران تقلب ميكنند و نه تنها تنبيه هم نميشوند، بلكه به آساني نمرههاي خوب ميگيرند، او هم وسوسه ميشود. در شرايطي كه معلم و مدرسه نسبت به تقلبكردن دانشآموزان عكسالعمل نشان نميدهند، دانشآموز راحتتر غيراخلاقي نبودن تقلب را براي خود توجيه ميكند.
يك بازي هيجانانگيز!
نام يكي از بازيهاي محبوب رايانهاي كه از جمله بازيهاي «فلش» محسوب ميشود و آن را آنلاين بازي ميكنند، «تقلب در مدرسه» است. فروشندة اين بازي در آگهي تبليغي خود نوشته است: «بازي زيبا و جالب تقلب 3، هيجان تقلب را به شما ميدهد. بايد بدون اينكه معلم متوجه شما شود، در كلاس به سمت دوست خود حركت كنيد و لحظهاي آنجا تأمل كنيد تا تقلب را بگيريد و دوباره به صندلي خود بازگريد…»
اگر امتحان در كار نبود
روشن است كه اگر امتحاني در كار نبود، تقلبي هم صورت نميگرفت.
اما مگر ميشود بدون امتحان دادن تحصيل كرد؟ حتي ارزشيابي توصيفي كه چندي است در دورة ابتدايي به اجرا درميآيد، به هر حال نوعي امتحان است. كارشناسان و متخصصان تعليم و تربيت حذف امتحان را تأييد نميكنند و دكتر سرمد اين گونه آب پاكي را روي دستمان ميريزد: «تقريباً در هيچ مورد راهي براي گريز از امتحان وجود ندارد. حتي در سالهايي كه دانشآموزان چهار سال اول ابتدايي را بدون گذراندن امتحان به معني مرسوم آن پشتسر ميگذارند، هم در بين هفتهها و ماههاي سال به طرق مختلف معلمان آنها را ارزيابي ميكنند، و هم براي ورود به كلاس پنجم بايد از سدي بزرگ به نام امتحان عبور كنند» (سرمد؛ 1388: 202).
كارشناسان امتحان ر ا اجتنابناپذير ميدانند، زيرا در هر صورت معلم بايد به طريقي ميزان يادگيري شاگردانش را بسنجد تا به آنها اجازه دهد به پاية بالاتر بروند. به علاوه، براي ارزشيابي اهدافي به اين شرح قائلاند:
* ايجاد رغبت در شاگردان براي يادگيري و يادگيري بيشتر.
* تحكيم مباني شخصيتي شاگردان با ايجاد تغييرات تدريجي در آن.
* تشخيص اينكه شاگردان تا چه حد به اهداف تعيين شدة درس دست يافتهاند تا بتوان براساس آن براي آينده برنامهريزي كرد.
* شناخت تفاوتهاي فردي دانشآموزان براي فراهم ساختن امكانات كمك به افراد نيازمند.
* ارزشيابي معلم از كار و عملكرد خودش به منظور ادامة روش يا روشهاي تدريس، اصلاح آنها يا تغيير بنيادي آنها (ماهنامة تربيت، 1374: 24ـ22).
اما ميدانيم كه دست كم در مورد تعدادي از دانشآموزان اين اهداف درست برعكس تحقق مييابند. يعني، امتحان نه تنها در دانشآموز رغبت به يادگيري ايجاد نميكند، بلكه در مواردي او را از درس و مدرسه بيزار ميكند. بعضي دانشآموزان را شكستخورده و عقدهاي ميكند. اساساً نمره ملاك دقيقي براي تعيين اينكه دانشآموز به اهداف تعيين شده دست يافته يا نه، محسوب نميشود. و سرانجام نه فقط تفاوتهاي فردي دانش آموزان از طريق امتحان معلوم نميشود، معلم هم نميتواند براساس نمرههاي دانش آموزان روش تدريس خود را تغيير دهد. زيرا به روشني نشان نميدهد كه چه جنبههايي ضرور تا بايد تغيير كنند.در اين ميان برخي كارشناسان ميكوشند از امتحان و به زعم خودشان ارزشيابي پيشرفت تحصيلي چهرة موجهتري ارائه بدهند. لذا آن را محدود ميكنند به: «فرآيند جمعآوري اطلاعات دربارة عملكرد تحصيلي و يادگيري دانش آموزان.» اما آيا واقعاً معلم در مدرسه فرصت آن را دارد كه به جمعآوري اطلاعات دربارة يادگيري دانش آموزان بپردازد و آيا يكي دو برگة امتحاني ابزار مناسبي براي گردآوري اطلاعات در خصوص عملكرد تحصيلي و يادگيري آنان محسوب ميشوند؟
ارزشيابي پيشرفت تحصيلي انواع متفاوت دارد كه هر كدام براي رسيدن به منظور معيني مناسب هستند. ولي امتحاني كه در مدرسه بيشترين اهميت را دارد، امتحان پايان نيمسال يا پايان سال تحصيلي است.
در حالي كه:
* اين امتحان مشخص ميكند كه دانش آموزان به پاية بالاتر بروند يا نه. در نتيجه از اين امتحان نميتوان در جهت اصلاح برنامه بهره گرفت.
* اين امتحان به طبقهبندي و مقايسة دانش آموزان با هم ميپردازد. همين موضوع باعث رقابت بيهودة دانش آموزان با هم ميشود.
* در اين امتحان، نمره عملاً مهمتر از يادگيري است. بنابراين كافي است دانش آموز نمره بياورد. تا همه باور كنند، او ياد گرفته است.
در حالي كه امكان دارد درس را سطحي ياد گرفته باشد يا به طور تصادفي به سؤالات امتحان پاسخهاي درست داده باشد.بنابراين مادامي كه وزن امتحانات نهايي و نمرهتا اين حد سنگين است، احتمالي تقلب همواره وجود دارد. اما اگر نميشود امتحان را حذف كرد، شايد بتوان به تقلب به گونهاي ديگر نگريست. اين كاري است كه توسط پنه لوپه ترانك1 انجام شده است؛ زني كه مؤسس يك شركت آموزشي، مشاور شغلي 200 روزنامه و ساكن مزرعهاي در ويكانسين آمريكاست و به دو پسرش در خانه درس ميدهد.
آشتي با تقلب
ترانك ديدگاهي غيرمتعارف را درباره تقلب مطرح ميكند. او به مدرسة «استاوسنت»2 اشاره ميكند كه مدرسهاي پرطرفدار در شهر نيويورك سيتي است و ورود به آن سختتر از ورود به دانشگاه هاروارد است.
در اين مدرسه سيستم تقلب حيرتانگيزي به اين ترتيب وجود دارد كه هر دانش آموز بايد در يك موضوع درسي خاص متخصص باشد و دانشآموزان ديگر ميدانند كه چگونه پاسخ سؤالات و راه حل تمرينها را از او بگيرند.او مينويسد، اين مسخره است كه مدرسهها تا اين حد از تقلب عصباني هستند. زيرا آنچه كه مدرسهها تقلب مينامند، همان كاري است كه مردم در جهان كار، «رفتار مؤثر در محيط كار» مينامند و توضيح ميدهد كه در مدرسه نگاه كردن به ورقة دانش آموزي ديگر به منظور يافتن پاسخ درست، ممنوع است. اما در دنياي كار، كساني سريعترين پيشرفت را دارند كه ميدانند براي دريافت پاسخ درست، از چه كسي بايد سؤال كنند. اين مهارت بسيار مهمي در محل كار است و مدرسه با آموزش اين موضوع به بچهها كه چنين رفتاري نادرست است به آنها صدمه ميزند. البته پنهلو ترانك نوع خاصي از تقلب را مدنظر دارد؛ تقلب از روي برگة امتحاني ديگران يا پرسيدن پاسخ درست سؤالات امتحاني. او به انواع ديگر تقلب هيچ اشارهاي نميكند، اما ديدگاهي را مطرح ميكند كه تقلب را فرصت ميداند نه تهديد، او شرح ميدهد كه ما در دوراني زندگي ميكنيم كه به ياري فناوري، اطلاعات به طور گسترده در اختيار همگان قرار ميگيرد و دانش آموزان پاسخ هر پرسش و مسئلهاي را ميتوانند در اينترنت بيابند. از اين رو، جلوگيري از تبادل اطلاعات بين دانش آموزان و همكاري آنها با هم، شيوة درستي نيست.
خانم ترانك با بيان خاطرهاي از پسربچهاش مينويسد: پسر من اولين امتحان خود را در يك كلاس تئوري موسيقي داد. وقتي امتحان كنندگان به او گفتند برو و براي امتحان آماده شو، او از من پرسيد امتحان يعني چه. من به او گفتم آنها از بچههاي كلاس ميپرسند كه چه آموختهاند و بچهها نيز به معلم خواهند گفت كه چه آموختهاند، پسرم آن هفته را به آموزش پيانو گذراند. عاقبت آزمون شروع شد و در طول آن او مرتب به برگههاي امتحاني دانش آموزان اطرافش نگاه ميكرد.
دانش آموزان ديگر از اين رفتار او وحشتزده ميشدند، اما چيزي نميگفتند من نشسته بودم و نگاه ميكردم، جالب بود كه پسرم تمايلي طبيعي داشت كه وقتي چيزي را نميداند، آن را از افراد اطرافش بپرسد، من اجازه دادم كه او اين كار را انجام دهد.اكنون اگر اين ديدگاه را «آشتي با تقلب» بناميم ممكن است به راهكارهاي نويني دست يابيم؛ از جمله اينكه:
* هر امتحاني را در چند نوبت برگزار كنيم و به دانش آموزان اجازه دهيم، يادداشتهاي خود را (كه پيش از اين تقلب محسوب ميشد) به طور علني به جلسه امتحان بياورند و از روي آنها بنويسد. در اين صورت، هربار كه دانش آموز ميكوشد يادداشتهاي خود را تنظيم كند، كتاب را مرور ميكند و بعضي مطالب را هم ميخواهند و با دقّت از رويشان مينويسد
* به دانش آموزان داوطلب و مستعد كمك كنيم، دفترچة سؤال و جواب تهيه كنند و دفترچة خود را به طور غيرعلني در اختيار دوستانشان و دانش آموزان علاقهمند قرار دهند. در اين صورت، در كنار آموزش رسمي، آموزش غيررسمي هم شكل ميگيرد.
* به دانش آموزان كلاس در گروههايي و به نوبت اجازه دهيم تا سؤال امتحان طرح كنند و از ساير دانش آموزان امتحان بگيرند. اما در همان جلسه امتحان و در حضور همة دانش آموزان برگهها را تصحيح كنند و به كسانيكه پاسخ غلط دادهاند، اجازه دهند كه پاسخهاي خود را اصلاح كنند.
سرانجام معلم اين برگههاي امتحاني را بررسي كند و به آنها امتياز دهد. در اين صورت، دانش آموزان روي مفاهيم درسي تمركز ميكنند و آنها را عميقتر ميآموزند.
* در يك جلسة امتحان دانش آموزان را تنها بگذاريم تا با هم مشورت كنند، به كتابهايشان مراجعه كنند و پاسخ پرسشها را بنويسند. آن گاه تك تك دانش آموزان را فرا بخوانيم و در مورد پرسشهاي امتحاني به طور شفاهي از آنها توضيح بخواهيم. در اين صورت معلوم ميشود كه هر دانشآموز چه مطالبي را نياموخته است و چه مطالبي را دوباره بايد بخواند و ياد بگيرد.
* اصلاً امتحان برگزار نكنيم، اما از هر دانش آموز بخواهيم مداركي جمعآوري و ارائه كند كه نشان دهد درسهاي كتاب را آموخته است.
خلاصة درس بنويسد، پرسش و تمرين طراحي كند، به همكلاسيهايشان درس بدهد، دفترچة پرسش و پاسخ تهيه كند، در كلاس كنفرانس بدهد، و…. در اين صورت بدون فشار امتحان، دانش آموز حاصل آموختههاي خود را ارائه ميدهد
بهروز راستاني
به نقل از نشريه رشد معلم
ــــــــــــــــــــــ
پينويسها:
-1 Penelope Trunk
-2 Stuy vesant
منابع:
1ـ مقالة «رويكرد جامعهشناختي به تقلب در امتحان در مدرسه و دانشگاه»، مندرج در: سايت «جامعه و من». به نشاني:
http://jameehva man,blogfa.com
2ـ سرمد، غلامعلي(1388) نگرشي كاربردي بر روشهاي تدريس و هنر معلمي. آواي نور. تهران. چاپ چهاردهم
-3
why school should relax about cheating