دكتر اميد علي شهني كرمزاده استاد برجسته رياضيات

دكتر اميد علي شهني كرمزاده در سال 1323 در مسجدسليمان متولد شد و تحصيلات خويش تا ديپلم رياضي را در اين شهر به اتمام رساند و براي ادامه تحصيل در رشته رياضي به دانشگاه تهران رفت و فارغالتحصيل ممتاز رياضي در دانشگاههاي كشور شد و براي ادامه تحصيل به دانشگاه «اكستر» انگليس رفت و پس از اخذ دكترا در جبر جابهجايي بلافاصله در دانشگاه اهواز مشغول به كار شد. وي در سال 1384 چهره ماندگار كشورگرديد.
چرا به رياضيات عشق ميورزيد؟
من از بچگي علاقه به اسباببازي داشتم، ولي به خاطر شرايط مالي خانوادگي نميتوانستم داشته باشم، بنابراين من از كلاس سوم دبستان رياضي برايم مثل يك اسباببازي و سرگرمي بود و بعدها متوجه شدم كه كسي مثل «هاردي» (رياضيدان انگليسي) در سنين پيري اعتقاد داشت كه رياضي بازي جوانان است. ولي منظور هاردي از بازي چيز ديگري است كه در اينجا نيازي به باز كردن آن نيست.
جام جم آنلاين: يكي از خوانندگان خوشذوق روزنامه گفتگويي را با يكي از چهرههاي ماندگار علم و دانش كشورمان در حوزه رياضيات انجام داده است كه در جاي خود خواندني است.
دكتر اميد علي شهني كرمزاده استاد برجسته رياضيات كشورمان در اين گفتگو با سيده زينب موسوي از خوانندگان روزنامه جامجم از دغدغههايش و خاطرات تلخ و شيريناش در طول زندگي سخن گفته است.
دكتر اميد علي شهني كرمزاده در سال 1323 در مسجدسليمان متولد شد و تحصيلات خويش تا ديپلم رياضي را در اين شهر به اتمام رساند و براي ادامه تحصيل در رشته رياضي به دانشگاه تهران رفت و فارغالتحصيل ممتاز رياضي در دانشگاههاي كشور شد و براي ادامه تحصيل به دانشگاه «اكستر» انگليس رفت و پس از اخذ دكترا در جبر جابهجايي بلافاصله در دانشگاه اهواز مشغول به كار شد. وي در سال 1384 چهره ماندگار كشورگرديد.
چرا به رياضيات عشق ميورزيد؟
من از بچگي علاقه به اسباببازي داشتم، ولي به خاطر شرايط مالي خانوادگي نميتوانستم داشته باشم، بنابراين من از كلاس سوم دبستان رياضي برايم مثل يك اسباببازي و سرگرمي بود و بعدها متوجه شدم كه كسي مثل «هاردي» (رياضيدان انگليسي) در سنين پيري اعتقاد داشت كه رياضي بازي جوانان است. ولي منظور هاردي از بازي چيز ديگري است كه در اينجا نيازي به باز كردن آن نيست.
چگونه رياضي ميخوانيد؟
در هر لحظه كه فرصت كنم حتي زماني كه در يك مهماني باشم و كسي نباشد كه با من گفتگو كند به رياضي فكر ميكنم و حتي زماني كه بخواهم بخوابم به يك موضوع رياضي فكر ميكنم.
چطور يك شاخه از رياضي را انتخاب كردهايد؟
من به تمام شاخههاي رياضي علاقه دارم . در دانشگاهي كه من درس خواندم فقط دكتراي جبر جابهجايي بود و اگر دانشگاه ميگفت در آناليز، يا توپولوژي و يا هر شاخه ديگر ادامه تحصيل بده اين كار را ميكردم. من در دانشگاه تهران حتي يك درس در مورد نظريه حلقهها نخوانده بودم كه بعد خودم آن را خواندم. همچنين خودم علاقه به جبر ناجابجايي داشتم كه مجبور شدم خودم اين درس را بخوانم و عملا دانشگاه در خارج به من كمكي نكرد و همان قدر به هندسه دبيرستان علاقه دارم. در حال حاضر نيز در رشته جبر جابهجايي و ناجابهجايي و توپولوژي دكترا دارم.
اگر بخواهيد بهترين فعاليت خود را انتخاب كنيد كدام است و چرا؟
بهترين فعاليت را واقعا نميتوان انتخاب كرد. مثلا من از همان دوراني كه در دبيرستان روي هندسه كار كردم خيلي خوشم ميآيد و طرز فكرم در رياضي و ايده كار كردن و طرح كردن را از آنجا گرفتم و بعد از آن هميشه به تدريس علاقه داشتم. دوراني كه در المپيادها كار كردم را خيلي دوست دارم. چون تجربهاي كه در دبيرستان داشتم مال خودم بود و هيچكس به آن تجربه نياز نداشت و هيچ جا نميشد مطرح كرد . من اين تجارب را با يك استاد دانشگاه در ميان نميگذاشتم، چون لذت نميبردند، فقط به يك قسمت خاص رياضي علاقه داشتند و وقتي دانشآموزان المپيادي آمدند ديدم براي اولين بار چيزهايي كه من كار كرده بودم از زمان بچگي براي آنها مفيد است و از اينكه ميتوانستم به تعدادي از علاقهمندان سودي برسانم، خوشحال بودم.
آيا رياضيداناني وجود داشتهاند كه قهرمان شما باشند؟
بله، پرفسور هشترودي. درواقع بايد بگويم من در خارج از ايران خيلي رياضيدانان برجسته ديدهام، ولي فقط چند تا رياضيدان برجسته در دنيا هست. وقتي با آنها كار ميكنم و حرف ميزنم ياد هشترودي ميافتم. هشترودي توانايياش در رياضي بينظير بود. براي او رياضيات ابتدايي، متوسطه، نظريه اعداد تا رياضيات عالي به يك اندازه مهم بود و از آنهايي بود كه هم به رياضي عشق ميورزيد و هم مخاطب خود را عاشق رياضي ميكرد. سالهايي كه با ايشان كلاس داشتم پير بودند و سر كلاس درباره قسمتهاي مختلف رياضي سخنراني ميكردند درواقع به ما درس نميدادند، ولي ما مجبور ميشديم به خاطر فهميدن صحبتهاي ايشان كتاب بخوانيم. يعني به من انگيزه ميداد، ايده ميداد. در واقع در رياضي ايده دادن مهم است نه مقاله نوشتن معمولي كه بعد داخل قفسه برود. در دبيرستان معلمي داشتم به اسم «گيتيزاده». معلم رياضيمان بود و واقعا از آن ايده گرفتم و خيلي هم مشوق من بود. خيلي از معلمها بيتوجه بودند ولي ايشان وقتي علاقه من به رياضي را ديدند سوالهاي خيلي سخت ميگذاشتند و جايزه براي آن قرار ميدادند و به اين صورت ما را تشويق به كار جدي در رياضي ميكردند. دليل اين بود كه به رياضي علاقه داشت و معلم موفقي هم شد.
چه چيز باعث شده تا الان در ايران و حتي در اهواز بمانيد؟
حقيقت اين است كه براي من سخت است كه يك ايراني دوست داشته باشد در خارج از ايران زندگي كند. كشور اگر در هر شرايط سختي به سر ببرد در هر شرايط سياسي و اجتماعي، وطن ما اين است. با من كه به عنوان يك فرد رياضيدان صحبت ميكنيد، خود را مديون مردم كشورم ميدانم. مردم كشورم ماليات دادند كه من تحصيل كردم. من از دولت بورس گرفتم و اگر اين بورس را به خيليهاي ديگر ميدادند ممكن بود آنها هم دكترايشان را بگيرند. من اين شعار را كه ميگويند «علم مرز نميشناسد» قبول ندارم. علم مرز ميشناسد. اين شعار فقط به نفع كشورهاي پيشرفته شده. چون اين را گفتهاند براي كشورهايي كه از لحاظ علمي جلو نرفتهاند و بعد جوانهايي كه در اين كشورها برترند را به كشورهاي خود ببرند و آن كشورها پيشرفتهتر شوند.
دوست داشتيد چه هديهاي به اساتيد خود بدهيد؟
يادم ميآيد به اساتيد دانشگاه تهران كتاب رياضي خوب هديه دادم و بعد دوست داشتم به آنها نشان دهم كه چقدر معلمي آنها روي من اثر گذاشته است.
در مورد گذشته رياضي در ايران و پيشرفتهاي آن تا حالا صحبت كنيد.
يكسري از پيشرفتها طبيعياند. تا قبل از انقلاب 40 ـ 30 سال از عمر دانشگاهها ميگذشت. ما حتي اوايل انقلاب ديپلم رياضي در اهواز براي دختران نداشتيم و بنابراين كساني كه ديپلم گرفتند و بعد هم متقاضي دانشگاه بودند كم بودند و بنابراين ما علمآموزي كرديم، يعني الفباي علم را ياد گرفتيم و به طور طبيعي 40 ـ 30 سال طول ميكشد و احترامي كه من به «هشترودي» ميگذارم به خاطر همين است. وي با آن دانش و توانايي كه داشت آمد رياضيات عمومي، دبيرستان و حتي به معلمها درس داد و كساني مثل «هشترودي» وقتشان را روي تدريس به جوانان گذاشتند و به معناي امروز مقاله ندادند. البته رساله خيلي خوب داشتند كه به آن زياد ارجاع شده است. وقتي انقلاب شد وارد دوره تحقيق در رياضيات به صورت پيشرفته شديم. البته ايجاد دورههاي دكترا بعد از انقلاب واقعا جزو سياستهاي خيلي خوب آموزش عالي بود، ولي بايد توجه داشت اين امتيازها را نبايد كمي كنيم، يعني خيلي گسترده كنيم. بايد در فكر كيفيت باشيم و نبايد تعداد زيادي دانشجوي دكترا بگيريم و يك جاهايي بايد دانشجو را به خارج بفرستيم. چون اگر ما بخواهيم دانشجويان دكترا در هر زمينهاي را خودمان پرورش دهيم بايد از كيفيت بزنيم چون ما در همه زمينهها عالي نيستيم و اين براي آينده كشور بد است.
در مورد خيام چه نظري داريد؟
به نظر من خيام يك پديده باورنكردني است، با توجه به زماني كه ميزيسته و آن افكاري كه داشته. الان و امروزه با اين پيشرفت كه جهان داشته افكارش حالا براي جهان تازه است و ميفهمند. خيام نشان ميدهد كه يك انسان تا چقدر ميتواند اوج داشته باشد. بايد سعي كنيم كه اين روز جهاني شود. خيام نهتنها به عنوان يك انسان افتخار ما ايرانيان است بلكه افتخار بشريت است.
|
خبار مرتبط:
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||


