مشاهیر تعلیم وتربیت

معلم باید کار تربیتی انجام دهد-مصاحبه با مجید جلالی مربی فوتبال

«مجید جلالی» مربی و کارشناس فوتبال که شغل اصلی‌اش معلمی است، بالاخره سال گذشته بعد از ۳۰ سال خدمت در آموزش و پرورش بازنشسته شد تا کمی به استراحت بپردازد. اما هنوز که موفق به این کار نشده است. با وجود اینکه کمتر از یک سال از دوری آقامعلم از کلاس‌های درس می‌گذرد، او خیلی زود دلتنگ شده و دوست دارد که اگر دوباره فرصتی دست دهد به حرفه‌اش برگردد. همیشه تا نام مجید جلالی به میان می‌آید در ذهن همه به کامپیوتر آقامجید و بحث‌های فنی او در مورد فوتبال تداعی می‌شود، اما ما این بار قصد داریم با این چهره شناخته‌شده در مورد سال‌هایی که در حیاط مدرسه در کنار دانش‌آموزان ورزش می‌کرد صحبت کنیم. جلالی در مصاحبه‌ای که پیش روی شما است از مسائل مختلفی صحبت می‌کند. او از تفاوت معلمی با مربیگری می‌گوید خاطرات تلخ و شیرینی را مطرح می‌کند که شنیدنش خالی از لطف نیست.

 

میرمحمد یعقوب‌پور

 

«مجید جلالی» مربی و کارشناس فوتبال که شغل اصلی‌اش معلمی است، بالاخره سال گذشته بعد از ۳۰ سال خدمت در آموزش و پرورش بازنشسته شد تا کمی به استراحت بپردازد. اما هنوز که موفق به این کار نشده است. با وجود اینکه کمتر از یک سال از دوری آقامعلم از کلاس‌های درس می‌گذرد، او خیلی زود دلتنگ شده و دوست دارد که اگر دوباره فرصتی دست دهد به حرفه‌اش برگردد. همیشه تا نام مجید جلالی به میان می‌آید در ذهن همه به کامپیوتر آقامجید و بحث‌های فنی او در مورد فوتبال تداعی می‌شود، اما ما این بار قصد داریم با این چهره شناخته‌شده در مورد سال‌هایی که در حیاط مدرسه در کنار دانش‌آموزان ورزش می‌کرد صحبت کنیم. جلالی در مصاحبه‌ای که پیش روی شما است از مسائل مختلفی صحبت می‌کند. او از تفاوت معلمی با مربیگری می‌گوید خاطرات تلخ و شیرینی را مطرح می‌کند که شنیدنش خالی از لطف نیست.

چه سالی وارد حرفه معلمی شدید؟

فکر می‌کنم سال ۵۵ یا ۵۶ بود که رسما وارد آموزش و پرورش شدم.

چطور شد به این سمت حرکت کردید؟

با توجه به شناختی که از خودم داشتم و علاقه شخصی‌ام این شغل را انتخاب کردم.

فکر می‌کنید در کارتان موفق بودید؟

امیدوارم موفق بوده باشم.

در حال حاضر تدریس می‌کنید؟

سال گذسته بعد از ۳۰ سال بازنشسته  شدم و یک سالی است که در خانه می‌نشینم.

در خانه که نیستید؟

خب با توجه به مسوولیتم در استقلال‌اهواز هنوز به کار کردن ادامه می‌دهم.

فقط در طول ۳۰ سال ورزش تدریس کردید؟

بله، در طول مدت خدمتم فقط معلم ورزش بودم.

حتما در این ۳۰ سال خیلی مدرسه عوض کردید؟

نه، اتفاقا من از آن عده افرادی بودم که خیلی مدرسه عوض نکردم. من ۲۴ سال در یک مدرسه بودم و خیلی کم از این مدرسه به آن مدرسه رفتم.

در کدام دبیرستان ۲۴ سال تدریس کردید؟

دبیرستان ابوریحان که یکی از قدیمی‌ترین دبیرستان‌های تهران است.

حتما این دبیرستان را خیلی دوست داشتید؟

با توجه به شرایط و مدیریت خوب به کار کردن در آنجا علاقه داشتم.

الان که یک‌سالی است از معلمی دور هستید به برگشتن فکر می‌کنید؟

همیشه کار معلمی را دوست داشتم و حتما اگر در آینده فرصتی برایم فراهم شود به کلاس درس برمی‌گردم. این مدت که خیلی دلتنگ معلمی شده‌ام.

حالا چطور شد همراه با معلمی به مربیگری هم رو آوردید؟

من قبل از اینکه معلم شوم، مربیگری را هم خیلی دوست داشتم. چون شاخه‌ای هم که در آن تدریس می‌کردم به حرفه مربیگری بسیار نزدیک بود، این بود که به مربیگری نیز پرداختم.

تداخلی بین معلمی و مربیگری وجود نداشت؟

نه. معلم ورزش بودن و مربی فوتبال بودن از هم جدا نیست. این دو حرفه خیلی به هم نزدیک است و مشخصه‌های شبیه به هم زیاد دارد.

اصلا معلم بودن با مربی بودن چه تفاوتی دارد؟

تفاوتش در این است که وقتی شما مربی هستی حرفه‌ای کار می‌کنی. در کارها با عقاید حرفه‌ای جلو می‌روی و برای تمام مسائل برنامه‌ریزی داری. در مقابل معلمی یک کار تربیتی است و اصلا حرفه‌ای نیست. معلمی یعنی ساختن. معلمی همانند کار سازندگی می‌ماند اما مربیگری نتیجه‌گرا است. در کل آموزش بخش معلمی را در بر می‌گیرد و پرورش بخش مربیگری را.

چه شباهتی این دو حرفه با هم دارند؟

شباهت‌های فراوانی بین این دو رشته وجود دارد که با کمی دقت در آن متوجه آنها خواهید شد.

یک معلم باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

یک معلم باید مشخصه‌هایی داشته باشد که بتواند سازندگی را به خوبی انجام دهد. همان‌طور که گفتم معلم باید کار تربیتی انجام دهد، پس باید علاوه بر علم کافی، شاخصه‌های اخلاقی موردنظر را هم داشته باشد.

اگر به عقب برگردیم، مجید جلالی باز هم معلمی را انتخاب می‌کند؟

صددرصد.

بهترین لحظه برای یک معلم چه لحظه‌ای است؟

بهترین لحظه برای یک معلم وقتی رقم می‌خورد که ببیند شاگردش پیشرفت کرده یا در حال پیشرفت است و به‌خاطر این موضوع شاگرد قدرشناس او است.

همه معلمان این نظر را دارند. آیا این حرف را از ته‌دلشان می‌زنند؟

واقعا برای یک معلم بهترین لحظه، لحظه‌ای است که گفتم. بهتر از این لحظه در معلمی وجود ندارد.

حتما مجید جلالی در طول مدت معلمی‌اش خاطرات زیادی جمع کرده است. اول از خاطرات خوب شروع کنیم…

همان‌طور که گفتید خاطره خیلی دارم، اما یکی از شیرین‌ترین خاطراتم که هیچ وقت از یادم نمی‌رود، وقتی بود که تازه وارد آموزش و پرورش شده بودم. در سال ۵۷ و ۵۸ بود که در مدرسه‌ای در جاده ساوه مشغول فعالیت بودم. آن زمان شاگردی داشتم که معلول بود. من به این شاگرد سخت می‌گرفتم که تو هم باید همراه سایر بچه‌های کلاس ورزش کنی و پا به پای آنها پیش بیایی. شاگرد در هفته‌های اول امتناع می‌کرد. می‌گفت از انجام این کار خجالت می‌کشد و از این‌جور حرف‌ها و برای ما مدام بهانه می‌آورد. بعد از این، اولیای این شاگرد راخواستیم و جلسه‌ای با حضور خود او برگزار کردیم. من به او گفتم بیا برای یک بار هم که شده این کار را امتحان کن، اگر بد بود از جلسه بعد، اصلا سر کلاس من نیا. بعد از این با کلی اصرار قبول کرد که با بچه‌های کلاس ورزش کند. زنگ ورزش شد و هنگام تیم‌بندی بود. من یادم هست هنگام تیم‌بندی خودم در آن تیمی رفتم که این شاگرد در آن بود. بعد شروع به بازی کردیم و پشت سر هم برنده شدیم و بیشتر زمان کلاس را در زمین بودیم. با این حرکت همین شاگرد تا پایان سال یکی از علاقه‌مندانی شده بود که زنگ ورزش را از سایر کلاس‌ها بیشتر دوست داشت و هر هفته لحظه‌شماری می‌کرد تا این کلاس فرا برسد. واقعا این یکی از بهترین خاطره‌های من در طول مدت تدریسم است که هیچ‌وقت از یادم نخواهد رفت.

حالا یک خاطره تلخ هم بگویید.

یک روز در سالن قرار بود بچه‌ها روی زمین با هم کشتی بگیرند. ما هم مقدمات را فراهم کردیم که کار را شروع کنیم. هنوز کار آغاز نشده بود که یکی از بچه‌ها شروع به انجام کارهای ژیمناستیک کرد که ناگاه تعادلش را از دست داد و بدجوری به زمین خورد و دو دستش شکست. بعد از این او را به بیمارستان منتقل کردیم و لازم شد که او را عملی جراحی کنند و کلا خیلی دردسر برای ما به وجود آورد. همانطور که آن خاطره، به کلی  از یادم نمی‌رود، این خاطره را هم همیشه به یاد دارم.

مجید جلالی سال‌ها است در فوتبال ایران فعالیت می‌کند. با توجه به فضای فرهنگی فوتبال ایران آیا ما اجازه داریم از واژه معلم به جای مربی استفاده کنیم؟

به نظرم محتوای این دو واژه واقعا با هم متفاوت است. مربیگری در فوتبال یک امر حرفه‌ای است و به همین خاطر خیلی چیزها به آن راه پیدا کرده است.

معلم بودن مجید جلالی چقدر در مربیگری به او کمک کرد؟

من معتقدم اگر یک مربی بتواند از خصلت‌های معلمی در کارهایش استفاده کند خیلی می‌تواند اثربخش باشد. خود من هم شخصا خیلی تلاش کردم این کار را انجام دهم و در کارهایم موفق‌تر هم شدم.

با توجه به رشته‌ای که در آن تدریس می‌کردید، ورزش در مدارس ما چقدر می‌تواند در قهرمان‌پروری، به ما کمک کند؟

مدارس ما فقط می‌تواند یک فضای استعدادیابی باشد و اصلا نمی‌تواند قهرمان را از سن کم پرورش دهد. به نظر من آموزش و پرورش باید با طراحی یک سیستم نظارتی و استعدادیابی، استعدادهای موجود در مدارس را شناسایی کند و بعد از این کار پرورش را افراد دیگری انجام دهند.

در حال حاضر چنین سیستمی در مدارس ما است؟

الان نیست. متاسفانه شاهد بدترین شرایط موجود در ورزش مدارس هستیم. در سال‌های گذشته با تلاش‌های زیاد، تربیت‌بدنی بعد از سال‌ها به معاونت منتقل شد و سبب شد ورزش در مدارس ما کمی پیشرفت کند اما متاسفانه باز هم این معاونت تقویت نشد تا شاهد چنینشرایطی نباشیم. این اوضاع اصلا جوابگوی ورزش ما نیست و بی‌شک در آینده هم نخواهد بود.

چه راه‌حلی برای حل این مشکل وجود دارد؟

راه‌حل که زیاد است فقط باید کمی روی آنها بررسی داشت. حالا در کل امیدوارم ورزش آموزش و پرورش جایگاه خودش را پیدا کند. ببینید هر قله‌ای احتیاج به دامنه دارد. اگر ما پایه‌ها را درست نکنیم بی‌شک در ادامه راه به مشکل خواهیم خورد.

حالا چند سوال درباره روز معلم و هفته معلم. چه نظری در مورد این روز دارید؟

خب، به هر حال روزی است که به نام معلمان گذاشته شده تا در این روز از آنها قدردانی بیشتری  شود و فعالیت آنها در یک روز سال بیشتر به نظر بیاید.

در طول دورانی که معلم بودید حتما هدیه‌های زیادی را هم گرفتید. بهترینش کدام بوده است؟

بله، بچه‌ها لطف داشتند و به ما هدیه هم می‌دادند. اما همانطور که گفتم هیچ چیز جای آن لحظه‌ای که معلم شاهد پیشرفت شاگردش است را نمی‌گیرد. خود من که این بهترین هدیه‌ام بوده است.

حتما در این روز خاطرات شیرینی هم برای مجید جلالی رقم خورده است.

اصلا این روز خودش خاطره است. واقعا روزهای به‌یادماندنی است که در خاطره هر معلمی باقی می‌ماند.

اگر حرف خاصی باقی مانده بیان کنید.

من هم این روز را به تمام معلمان عزیز تبریک می‌گویم و امیدوارم در کارهایشان بیش از پیش موفق و سربلند باشند.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۰ اردیبهشت1389

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا