چالش هاي آموزش و پرورش از نگاه معلمان
معلمان معتقدند: نوع نگاه مجريان قانون به آموزش و پرورش بسيار مهم است. هرگاه موضوع آموزش به آينده سازان ايران از ديدگاه
نظام اولويت پيدا کند شاهد تحول بنيادين در آموزش خواهيم بود.
معلمان اساسي ترين بخش از آموزش و پرورش کودکان ايران را برعهده دارند. به طور ميانگين در هر روز هر دانش آموز حداقل نزديک به 6 ساعت از بهترين زمان روز خود را در مدرسه و کلاس درس مي گذراند.از اين رو معلمان که در اين ساعات از نزديک با دانش آموزان تعامل مستقيم دارند و موظف به آموزش نکات درسي و رفتاري هستند به خوبي با مشکلات دانش آموزان، فضاي آموزشي و همچنين فرايندها و قوانيني که در امر آموزش با آن سرو کار دارند دست و پنجه نرم مي کنند.
بدون ترديد نيروي انساني و توانمندي آن، پس از نيازهاي سخت افزاري وزارت آموزش و پرورش، نيروي انساني و توانمندي هاي آن ها نقش مهمي بر موفقيت هاي آموزشي کشور دارند. اگر کارکنان اين نهاد به ويژه معلمان از نظر کمّي و کيفي از استانداردهاي مناسب برخوردار باشند، مي توانيم در چارچوب يک برنامه ريزي دقيق فرهنگ ايراني- اسلامي را به عنوان يک الگو منطقه و جهان عرضه کنيم.
بر اساس آمار براي نزديک به 14 ميليون دانش آموز در کل کشور و 900 هزار کارمند در اين وزارتخانه مشغول به کار هستند که بيشتر آن ها معلم هستند. از سوي ديگر گفته مقامات اين وزارتخانه حاکي از آن است به طور تقريبي به ازاي هر 20 دانش آموز يک معلم در اين نهاد مشغول به کار است. تعميم اين آمار که بيش از حد خوش بينانه هستند به شرايط کل کشور نادرست است.
گروه پژوهش و تحليل خبري ايرنا با حضور در جمع گروهي از دبيران چند مدرسه در تهران ديدگاه هاي آن ها را در زمينه کمبودهاي نرم افزاري جويا شد ، آنها خواستند تا نام آنها دراين گفت وگو فاش نشود .
به طور تقريبي بيشتر معلمان شاغل در مدرسه ها (در تهران) بيش از 15 سال تجربه تدريس را دارند و به همين دليل مي توان گفت انتقادها و نکته هاي مورد توجه آنان سخن بيشتر معلمان کشور است. البته وضعيت معيشتي و حس ناديده گرفته شدن آنها نسبت به ساير کارکنان دولت از ديگران انتقاد اين معلمان نيز بود که در گزارش پيشين به آن پرداخته شد.
اولويت نبودن آموزش و پرورش براي دولت ها
از مهمترين نکات در مباحث قانوني نوع نگاه به آموزش و پرورش است. برخي اين وزارتخانه را هزينه بر و غير مولد مي دانند و موفقيت در گرو آينده ساز دانستن اين نهاد است.
دبير عربي يکي از مدرسه هاي تهران در اين پژوهش ميداني پيش از همه رشته سخن را به دست گرفت و نکته اي را بيان کرد که همه جمع حاضر بر آن صحه گذاشتند. وي گفت: آموزش و پرورش به عنوان اولويت دولت ها در ايران مطرح نيست. در بسياري از دولت ها شاهد هستيم که اين نهاد و رسيدگي به مشکل هاي آن حتي در ميان 10 اولويت مورد توجه دولتمردان وجود ندارد.
وي گفت : در چند دهه گذشته اين جريان وجود داشت. برخي موقعيت ها، کارهايي انجام شد که آن هم به دليل تلاش هاي فردي به ويژه از سوي وزيران آموزش و پرورش بوده است. به طور کلي براي دولت ها مسايل اقتصادي، سياسي همچون موضوع نفت، ارز، بانک ها و …
داراي اهميت بالايي است و به مسايل آن ها پرداخته مي شود. حال آنکه آموزش و پرورش آينده انساني و اجتماعي کشور را شکل مي دهد.
دبير علوم اين جمع با 25 سال سابقه تدريس، محتواي آموزشي را يکي از موانع مهم در امر آموزش دانست و خاطرنشان کرد: بيشتر کتاب ها بي محتوا بوده و اگر هم محتوايي دارند بسيار سنگين و پرحجم هستند.
وي تاکيد کرد: بسياري از مواردي که معلم ها مجبور به تدريس آن در کلاس هاي درس هستند کاربردي نيست و در آينده زندگي و شغلي آن ها تاثير چنداني ندارند. به جاي آنکه به صورت نظري و تئوريک مواردي آموزش داده شوند، در تدوين کتاب ها بايد تلاش کرد تا آموزش را وارد زندگي افراد کرد. نبايد مطالب گسترده اي را به دانش آموزان عرضه کرد بلکه بايد به صورت برنامه ريزي شده درس هاي مفيد و کاربردي ارائه شود.
دبير درس کار و فناوري (حرفه و فن پيشين) به تغيير مثبت کتاب هاي درسي و به روز شدن آن ها اشاره کرد و گفت: کتاب ها نسبت به گذشته بهتر شده اند. محتواي آن ها به روز و کارآمدتر از قبل شده است اما کمبود امکانات فراوان است. به عنوان نمونه آموزش رايانه و برنامه نويسي ساده وارد کتاب دانش آموزان شده است اما امکانات درون مدرسه ها براي آن کفايت نمي کند. سايت هاي مدارس به تعداد کافي سيستم رايانه اي نداشته و بسياري از دانش آموزان به ويژه در مناطق جنوبي شهر فاقد رايانه در منزل هستند به همين دليل نمي توان انتظار نتيجه عالي را داشت زيرا محتوا با امکانات همخواني ندارد.
در اين جمع دبير زبان انگليسي و رياضي بر اين موضوع تاکيد کردند که ضعف در استعداديابي مهمترين چالش براي نظام، خانواده ها و معلمان است. در برخي درس هاي عملي همچون ورزش و کاروفناوري بايد استعداد دانش آموزان هرچه زودتر کشف شود تا بتوان استفاده بهينه اي از آن داشت.
فقدان نظام استعداديابي
فقدان نظام استعداديابي از ديگر موضوعاتي است که دبيران زبان انگليسي و رياضي به آن اشاره کردند و افزودند: حتي در خصوص هدايت تحصيلي ،خانواده و مدرسه مشکل هاي فراواني دارند که نمونه هايي از آن را تابستان سال گذشته شاهد بوديم.
دبير ديني و قرآن در اين جمع، چالش نبود قانون مناسب را بسيار تاثيرگذار دانست و گفت: به عنوان نمونه در مورد دانش آموزان خاطي قانون مناسبي که کارساز باشد نداريم. شايد گفته شود قوانين مشخصي وجود دارند اما اين قوانين نتوانسته اند از دردسرهاي معلم در کلاس درس کم کنند. برخورد با دانش آموز چه از سوي معلم و چه از سوي مدرسه سخت شده است. منظور از برخورد، تنبيه بدني نيست بلکه اتخاذ رويه اي است که قادر به اصلاح عمل خطاي دانش آموز در حيطه هاي درسي و انضباطي باشد.
برخي از معلمان نيز نسبت به نگاه رسانه ها به آموزش و پرورش گلايه داشتند. آنها مي گويند: هراز گاهي در رسانه ها
از تنبيه بدني دانش آموزان به وسيله معلمان سخن گفته مي شود. اين درحالي است که از نگاه معلمان تنبيه بدني بزرگترين لطمه روحي و جسمي را به معلم وارد مي کند. اما معلمان وقوع اين اتفاق را نشانه اي از نبود نظام مناسب براي اصلاح رفتار دانش آموز ارزيابي کردند. به همين دليل و با توجه به بي اهميت شدن بحث نمره، شاهد بي تفاوتي دانش آموزان به آموزش هستيم. اکنون در بسياري از مدارس دولتي نقش معلمان از سطح آموزش دهنده به مجري و برقرارکننده نظم در کلاس کاهش يافته است.
استفاده غيرتخصصي ازمعلمان
غيرتخصصي بودن دبيران از جمله ديگر دغدغه هاي اعلام شده از طرف اين معلمان بود. دبيري با اشاره به موضوع مديريت درست منابع گفت: مشکلي که در بسياري از مدرسه ها وجود دارد غيرتخصصي بودن است. به عنوان نمونه دبير ورزش مجبور مي شود در دبيرستان شيمي تدريس کند.
در همين ارتباط يکي از دبيران متوسطه عنوان کرد: معلمي را با داشتن مدرک کارشناسي ارشد فيزيک يا کارشناسي زبان عربي، به دليل کمبود نيرو مجبور مي کنند در مقطع ابتدايي تدريس کند.
وي اصرار داشت: در مدت 10 سال گذشته در اين مدرسه هيچ دبير هنري که در اين درس متخصص باشد براي مدرسه فرستاد نشده است. فکر مي کنم در منطقه ما که يکي از بزرگترين و پردانش آموزترين منطقه هاي تهران است تعداد معلم هاي هنر که در اين زمينه تخصص دارند به اندازه انگشتان دو دست نباشد.
يک معلم مقطع ابتدايي که از نزديک با اين چالش دست به گريبان بود در گفت وگو با پژوهشگر ايرنا اين گونه توضيح داد که تنها به علت همراهي با همسرش از شهرستان هاي تهران به داخل شهر آمده است. وي به علت کمبود معلم مجبور شد تعهدي براي تدريس در مقطع ابتدايي بدهد. آموزش و پرورش براي آماده سازي اين معلم تنها چند کلاس يکي دو روزه را برگزار کرد و وي را با مدرک کارشناسي رشته عربي به دبستان فرستاد. حال که دوره تعهد وي روبه اتمام است آموزش و پرورش به وي اجازه نمي دهد تا به همان مقطعي که در آن تجربه و تخصص دارد بازگردد.
اين بانوي معلم در ادامه گفت: امسال مرا اجبار کردند که پايه چهارم دبستان را تدريس کنم اما جالب اينجاست که حتي 2 هفته هم به من اجازه تدريس در پايه داده نشد و با نخستين اعتراض خانواده ها به اداره آموزش و پرورش، از تدريس من جلوگيري کردند.
مشکلات فوق در کنار اجبار براي تدريس معلمان غير متخصص در دوره ابتدايي بر روند آموزشي کودکان در سال هاي نخستين آموزش تاثير منفي داشته است. تاوان اين بي برنامگي در مديريت منابع را نخست معلمان با فشار رواني بر خود تحمل مي کنند. در مرحله بعد همين امر موجب دردسرهاي زيادي براي خانواده ها مي شود ضمن اينکه عامل مهمي در ضعف دانش آموزان در دوره هاي تحصيلي بعدي نيز است.
نياز شديد به معلم و نبودآموزش روز
ازدحام و حضور تعداد بيش از حد دانش آموزان در کلاس هاي درس از مهمترين دلايل در کاهش بازدهي آموزش و بي ثمر شدن شيوه هاي آموزشي هستند. تعداد دانش آموزان رابطه مستقيمي با آموزش دارد. اين امر انرژي معلم را براي برقراري نظم و سپس آموزش و در نهايت سنجش يادگيري دانش آموزان صرف مي کند.
تعداد زياد دانش آموزان در کلاس و کمبود زمان، آخرين گام در آموزش (سنجش ميزان يادگيري) را ناقص باقي مي گذارد. هر قدر که يک معلم در تدريس خبره باشد و از بهترين روش هاي آموزشي نيز استفاده کند، ازدحام در کلاس موجب اتلاف انرژي و کاهش بهره وري آموزشي مي شود.
دبير يکي از دبيرستان هاي تهران که همزمان در مناطق شمالي و جنوبي تهران تدريس مي کند مي گويد: در شهر تهران چندان تفاوتي ميان کلاس هاي درس مدرسه هاي شمال شهر با جنوب شهر وجود ندارد. به طور کلي آمار تراکم دانش آموزان در کلاس هاي درس بالا است و در بهترين حالت و با توجه به تاکيد اداره هاي آموزش و پرورش به طور معمول 33 تا 35 دانش آموز در کلاس ها
نشسته اند. البته اين آمار در برخي مدارس جنوب شهر تهران بيشتر است و حتي به نزديک 40 نفر نيز مي رسد.
از ديگر کمبود ها در آموزش و پرورش، نداشتن کارشناسان امور آزمايشگاهي و محيط هاي ويژه انجام آزمايش ها و کارگاه هاي مربوط به درس کارو فناوري است. نبود اين امکانات باعث افت دانش آموزان در دروسي مي شود که با زندگي آن ها در آينده ارتباط نزديک تري دارد. همچنين اکثر قريب به اتفاق مدرسه ها مشاوران خبره را براي شناخت استعدادها يا حل و فصل مشکلات تحصيلي و رواني دانش آموزان در اختيار ندارند.
ازسوي ديگر آموزش پرورش قادر نبوده است در چند سال گذشته، همگام با طرح تحول اين نهاد، براي بروز رساني توان کارکنان خود هم تراز با تغيير کتاب ها گام بردارد. هنوز معلماني وجود دارند که تمايل يا توان استفاده از روش هاي نوين يا شيوه هاي آموزشي جديد راندارند زيرا از آن واهمه دارند. البته دليل عمده اين موضوع بي انگيزه بودن معلم ها براي ارتقاي سطح دانش آن ها است. ارتقاي دانش يا مدرک تحصيلي و کسب آموزش هاي جديد با کمترين بازخورد مثبت از سوي اين نهاد روبرو مي شود و گاهي اوقات حتي با آن برخوردي سلبي مي شود.
مشکلات معيشتي
ديگر چالش انساني آموزش و پرورش به شرايط مهمترين مجريان آموزش يعني معلمان باز مي گردد. شايد اين تکراري باشد که بگوييم مشکلات گوناگون آموزشي، اقتصادي و معيشتي معلمان موجب بي انگيزه شدن آن ها و تحميل هزينه هاي سنگين بر آموزش و پرورش شده است.
نگاه مصرفي به آموزش و پرورش، سطح پايين پرداختي به معلمان به نسبت ديگر کارکنان، انجام با تاخير تعهدها و اقدام هاي صرفا تبليغي و رسانه اي درکنار نداشتن بسياري از امتيازهاي معيشتي و رفاهي از جمله اين مسايل هستند.
معلمي چهل ساله با نزديک به 18 سال سابقه تدريس در اين زمينه دلي پر درد داشت و گفت: با اينکه ميزان بهره وري کاري معلمان در روز از بسياري از کارمندان بيشتر است اما به نسبت کارمنداني که داراي مدرک تحصيلي پايين تري هستند به شدت احساس تبعيض و ياس مي کنم زيرا يک جوان با مدرک پايين تر با سابقه کار کم، بيشتر از بنده حقوق مي گيرد. البته اگر اعتراض کنيم هميشه به حکم کارگزيني ارجاع مي شود. بله شايد در حکم کارگزيني حتي من بيشتر دريافت مي کنم اما هيچ گاه از امتيازهاي ديگر خبري نيست. هيچ اضافه کاري را ندارم حال آنکه ديگر اداره ها بين 50 تا 175 ساعت اضافه کاري ماهانه دريافت مي کنند. حق مسکن، حق اياب و ذهاب، حق غذا، کمک هاي موردي، پاداش هاي گوناگون، بن کارت و يا ديگر امتيازها خود در ماه به بيشتر از يک ميليون تومان مي رسد. اين تفاوت تنها به اين دليل است که آموزش و پرورش يک سازمان مصرفي تعريف مي شود نه يک بخش حکومتي آينده ساز.
وي افزود: براي معلمان تنها صندوق هايي کوچک در اداره ها درنظر گرفته شده که از پول خودشان بين 5 تا 10 ميليون به آن ها وام داده مي شود آيا مي توان اين مبلغ را با وام هاي هنگفت مسکن و غيره کارمندان ديگر نهادها يا بانک ها مقايسه کرد؟
معلم زبان انگليسي مدرسه اي در مقطع متوسطه نيز اظهار کرد : مظلوميت از اين بيشتر که در سفرها، محل هاي اقامتي معلم کلاس هاي درسي با امکانات کم است ضمن اينکه بايد هزينه زيادي براي آن پرداخت کنند.
وي افزود: به عنوان نمونه براي سفر به مشهد مقدس در يکي از شهرهاي نزديک به آن مجبور به توقف شديم و براي کلاس درسي که براي معلمان تجهيز شده بود مجبور به پرداخت 80 هزار تومان براي يک شب شديم آن هم بدون غذا يا صبحانه. اين درحالي است که سازمان هاي ديگر نه تنها پولي از کارکنانشان در سفر نمي گيرد بلکه امکانات رايگان زيادي را در اختيار آن ها قرار مي دهند.
دبير ديگري تاکيد کرد: انجام ندادن تعهدات قانوني و حتي پرداخت حقوق تدريس اضافي (حق التدريس) معلمان با بيشتر از 6 ماه تاخير قابل توجيه نيست. آيا در هيچ اداره دولتي چپنين اتفاقي مي افتد؟ هنوز مزاياي بازنشستگي معلمان پس از يک سال پرداخت نشده است.
با توجه به اين مشکلات به ويژه تبعيض هاي آشکار، از انگيزه و اشتياق معلمان کاسته شده است. بسياري از معلمان به همين دليل مجبور مي شوند به کارهاي دوم و سوم غيرمرتبطي که در خور حرفه معلمي نيست روي بياورند تا هزينه هاي زندگي خود را جبران کنند.
جالب تر اينجاست که حتي توزيع امکانات رفاهي در داخل آموزش و پرورش هم با تبعيض صورت مي گيرد. کارکنان ستادي اين وزارتخانه به راحتي از امکانات رفاهي، ورزشي و خانه هاي معلم آموزش و پرورش در سراسر ايران استفاده مي کنند. حال آنکه اين امکانات براي معلمان درست و به موقع اطلاع رساني نمي شود يا اگر معلمي براي دريافت آن ها مراجعه کند با پاسخ منفي روبرو مي شود.
مشکلات وزارت آموزش و پروش براي اجراي مناسب فرايندهاي آموزشي بسيار زياد است. نيازهاي سخت افزاري و مشکلات نيروي انساني در نخستين سطح از اين چالش ها قرار دارند. تا زماني که اين مشکلات حل نشوند يا چاره اي براي جبران آن در نظر گرفته نشود نمي توان از نظام آموزشي انتظار داشت تا شيوه هاي به روز آموزشي را به خوبي به کار گيرد و در نهايت موفق عمل کند.
—————–
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
