نگاهي انتقادي بر ادبيات ابتدايي

سيد قدرت اله عزيزي زاويه
خلخال
مقدمه
با بررسي و تأمل در متون و ادبيات فارسي ابتدايي چنان مشاهده ميگردد كه شعر اصيل و مايه دار سنتي در كتابهاي جديد فارسي ابتدايي كم رنگ و حتي بيرنگ و بيجايگاه گشته است و كاملا محسوس است كه دانشآموزان فعلي، نوعي بيگانگي نسبت به شعر يافتهاند و اين امر نيز ناشي از عدم دقت در تدوين و تأليف كتب درسي و قايل نشدن جايگاه خاص براي شعر در كتابهاي ادبيات ابتدايي بوده است و اين روند در گذر زمان باعث ميشود تا ذوق و خلاقيت ادبي و هنري دانشآموزانمان با فرهنگ اصيل كمتر بهرهمند گشته و بهجاي آن ادبيات پوچ بيمايه كلاسيك قرار بگيرد و نوعي ضعف را در مقاطع راهنمايي و دبيرستان و بالاتر كه دروس تخصصي تر مي گردد،چنان فرصت و امكان لازم در جهت آشنايي وبهره مندي از شعر اصيل پيش نيايد.
مؤلفان و برنامهريزان كتب درسي بايد نهايت دقت را در تدوين و تأ ليف كتابها خصوصاً كتب ادبيات كه ريشه در تمدن و فرهنگ اين مرز و بوم دارد، داشته باشند، حال آيا اين زحمت كشان توانسته اند در اين راستا اداي دين نمايند يا نه، بايد ارزيابي شود. اين در حالي است كه اغلب دستاندركاران آموزشي و معلمان جاي خالي شعر را در كتابها احساس مي نمايند و از اين روند راضي نيستند. شعر و متنهاي اصيل به طرق مختلف مورد بيمهري مولفان كتب ادبيات ابتدايي قرار گرفتهاند:
الف: ازكتاب حذف شدهاند؛ مثل اينكه اصلاً شعر جزء ادبيات نيست و دانشآموزان نبايد با آنها آشنا شوند.
ب: از متن درسها حذف شدهاند در قسمتي تحت عنوان با هم بخوانيم آورده شدهاند كه در اين شرايط بي اهميت گشته و حالتي بازيچه و تفريحي محض به خود گرفته اند، ديگر مولف فرصت و امكان تحليل اشعار و در يافت پيام اشعار را گرفته است و هيچگونه سوال در ذهن دانش آموز دز رابطه با شعر ايجاد نمي شود.
ج :اشعار اصيل حذف شده و بجاي آنها اشعاري كم اهميت و حتي پوچ و بي مغز خيلي كودكانه آورده شده كه هر خواننده ي با درايتي به اين مفهوم كه مولف چقدر كودكانه فكر مي كرده است پي مي برد.
د :در قسمت متن اصلي درس از ادبيات اصيل و مايه دار استفاده ي چنداني نشده است اين در حالي است كه اغلب متون اصيل و قديمي در زبان و ادبيات فارسي اشعار بزرگان و عرفا ي معروف مي باشد.
شاعري گفته است كه :شعر گل سرخ نيست بلكه عطر آن است،دريا نيست بلكه خروش آن است،چيزيست كه مرا وادار به آن چنان ديدن و شنيدن و احساسي مي كند كه نثر قادر به آن نيست.
شعر داراي وزن،آهنگ،نظم و نوعي الهام است و اين الهام باعث مي شود كه افراد مختلف معاني گوناگون از آن استنباط نمايند،البته بايد توجه داشت كه ابهام و ايهام در شعر بايد آنچنان باشد كه بر زيبايي شعر بيفزايد نه آن را بصورت معما و دور از فهم در آورد.كه اين حالت در اغلب اشعار كتب ابتدايي به چشم مي خورد كه اشعار بصورت معما در آمده اند و ديگر جايگاهي براي تحليل و نقد وجود ندارد.
در كتب قديمي كه اشعار مطرح شده در متن اصلي درس آمده بودند جايگاهي براي كاربرد ؛ بيان احساس شاگردان،تجزيه وتحليل ؛بافعاليتهايي نظير برگرداندن اشعار به نثر و انشا نويسي در باره ي موضوعات اشعار،تركيب ؛در حفظ كردن اشعار و… قائل شده بودند و اين امر نوعي استراحت ذهني با مطرح شدن نوع جديدي از متن ادبي تحت عنوان شعر و روش تدريس خاص آن به ميان مي آورد و نوعي آمادگي ويژه را در دانشآموزان براي بهره مندي از اشعار بزرگان علمي و فرهنگي ايجاد مي كرد كه اين امر خيلي شايسته بود.
در مقاله اي كه سالها قبل در هفته نامه ي نگاه و تحليل اين كتب آمده بود حميد رضا خموشي از آران وبيدگل چنين آمده است:در كتاب به شعر كودكان توجه شده است و در پايان درس شعر كودك به عنوان با هم بخوانيم و با استفاده از نوار كاست و ضبط اجرا مي شود.در تحليل نظر اين بزرگوار بايد گفت كه دانش آموز دبستاني كودك نيست كه با شعر كودكانه با احساسات او بازي كرد بلكه سالها پيش كودكي را سپري كرده و حالا نوجوان است پس بايد مسائل جدي زندگي را بياموزد و نه با افكار كودكانه با او و انديشه هايش كه روز به روز در حال تكامل است بازي كرد.
ويا خود ايشان در معايب كتب جديد فارسي مي گويد :در نوار كاست شعر هاي كودكان كتاب بخوانيم به آهنگ و موزيك بيشتر از خود شعر توجه شده است. در تحليل اين موضوع بايد گفت كه چرا اجازه ندهيم با آوردن اشعار ثقيل و آهنگين از گنجينه ي بي انتهاي ادب فارسي خود دانش آموز براي آن اشعار در ذهن خويش آهنگ و موزيك درست كنند.
آري هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست. كو گوش شنوايي؟
عواقب و پيامدهاي ناشي از حذف و كم رنگ كردن اشعار اصيل در متون و ادبيات ابتدايي
بدنبال هر عملكردي هزاران بازخورد داده ميشود و اين امر نيز در تاليف كتب درسي بايد مد نظر باشد كه مولف با تاليف يك اثر و خصوصا كتاب درسي كه در هزاران كلاس درس با هزاران نوع روش تدريس مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد و ميليونها دانش آموز راه زندگي و افكار خويش را در راستاي آ ن كتابها و پيام هايي كه از آن كتابها گرفته اند،دنبال مي كنند حال مولفان ارجمند بايد در نظر داشته باشند كه حذف ادبيات واشعار اصيل و سنتي از كتابهاي ابتدايي باعث مي گردد تا به مرور زمان نوعي بيگانگي نسبت به آثار و متون و اشعار ادبي و گنجينه هاي علمي و هنري ايجاد شده و فرد نيز از آن نتواند استفاده نمايد و تحت تاثير تهاجمات فرهنگي هم شكست پذير گردد.
در جريان قرار دادن دروس متني و داستاني از ارزش كتابهاي درسي كاسته است اگر واقع بينانه بنگريم در قياس كتابهاي فارسي قبلي كه از روند آموزش خارج گشته اند با كتابهاي جديد تفاوت از زمين تا آسمان است،جذابيت كتب قديم طوري است كه مزه ي داستانها و اشعار گيرا و حكمي و پند آموز آن هنوز پس از 30 يا 40 سال از خاطر فرد خارج نمي گردد ولي جذابيت كتب جديد آني و در طول يك سالتحصيلي از بين مي رود و شايد اگر از يك دانش آموز بخواهيم كه آنچه از سال قبل در خاطر دارد بيان نمايد،چيزي نتواند ارائه نمايد تا چه رسد به سالهاي متمادي و ايجاد انگيزه.
به نظر بنده حقير كه در حدود 10 سال هست با آموزش ابتدايي در مدارس ابتدايي با سمت آموزگار مشغول هستم و خوشبختانه نصف اين مدت را با كتابهاي قديم و ديگر را با كتابهاي جديد سرو كار داشته ام مي توانم در نظر شخصي خويش چنين بگويم كه تعويض و تغيير كتابهاي ادبيات در اين حد يك كودتاي آموزشي و يك اعمال نظر در حق اين كتب بود البته اين انتظار ميرفت كه چنين كاري انجام شود ولي نه در اين حد كه ادبيات اصيل كنار گذاشته شده و نوعي ادبيات مجله اي و روز نامه اي در كتب آموزشي جايگزين شود.
شايد قسمتي از جذابيت كتب قديمي در پرداختن به فرهنگ و ادب روستايي بود كه بجاي آن فرهنگ وادب شهري جايگزين شد ه است.
كمتر كسي است كه با ديدن كتاب ادبيات فارسي ابتدايي به ياد حسنك و حيواناتش،كوكب خانم و مهمانان وسفره ي ساده ي رنگارنگش،روباه و خروس،چوپان دروغگو و عاقبت كارش و خلاصه چندين شعر جذاب و آموزنده اش نيفتد و چند بيتي از آنها را نيز نخواند و در عين حال به احساسات بي پيرايه و پاك دوران ابتدايي و كودكي قدم نگذارد هر چند خود پير و فرتوت گشته باشد و يا در علم و دانش به مقامات عاليه رسيده باشد كه اين مقام را شهريار سخن استاد دكتر محمد حسين شهريار به آذري مي سرايد و مي گويد :(كاش قييديپ بيرده اوشاق اوليديم بير گول آچوپ اوندان سورا سوليديم)
اگر در فوايد و آثار خواندن و شنيدن و در مراحل بالاتر ساختن و پرداختن شعر و احساسي كه در آدمي ايجاد مي كند بخواهيم سخن برانيم مشخص مي شود كه ما به آن نياز داريم همانطوريكه به غذا در حفظ جانمان نياز داريم براي پرورش روحمان نيز به شعر و موسيقي اصيل كه نتيجه ي زندگي هزاران عارف و عالم در دورانهاي گذشته بوده و حالا بدست ما رسيده است ما بايد آن را براي خودمان هم كه شده حفظ و حراست كرده و از آنها بهره ي لازم را ببريم.
كشيده شدن جوانان امروزي بسوي ادبيات كلاسيك و به نوعي به محتوا و كم محتوا نيز ناشي از ضعفهايي است كه ادبيات امروزي نتوانسته است آن ادبيات ديني و عرفاني و معنوي را به فرد برساند. جذابيت موسيقي سنتي از اشعار اصيل و پرمغز شعرا و عرفاي دورانهاي گذشته همچون سعدي، حافظ، سنايي، مولوي و… مي باشد. پس بايد برنامه ريزان و طراحان كتب درسي طوري عمل نمايند كه اول احساس و عواطف و اذهان بچه ها را با شعر اصيل آشنا نمايند و اين نيز با آوردن اين شاهكارهاي هنري و ادبي در كتب درسي دانش آموزان محقق خواهد بود و لاغير.
خصوصيات و ويزگيهاي شعر اصيل
1- بنيادين و پايه دار بودن ؛داراي وزن و قافيه ها ي مشخص و محكم و گيرا هستند.
2- دلچسب و آهنگين بودن ؛ناشي از وزن و قافيه هاي هنري بكار برده شده در آنهاست.
3- عرفاني بودن ؛ عرفان را مي توان دري از عالم مادي به بهشت دانست،مي توان مطالعه ي آثار عرفاني را نيز تماشا خانه و نگار خانه اي از آن بهشت برين دانست.
4- ديني و مذهبي بودن ؛شعر اصيل داراي بسياري از آموزه هاي ديني و مذهبي، اصول و فروع دين و ضيامهاي قرآ ني را به نوعي هنرمندانه به فرد انتقال مي دهد.
5- آرامش بخشي ؛ نوعي آرامش و احساس روحي و رواني را به فرد انتقال مي دهد.
6- احسا سات ملي و وطن دوستانه را با هنر مندي خاصي با فن خاص و خالي از تعصبات خشك به طرف مقابل انتقال مي دهد.
7- آموزشي بودن ؛ به علم و آگاهي فرد ميافزايد واين نيز ناشي از اين امر بوده كه گوينده اشعار اصيل وقديمي درزمان خود براغلب علوم آشنايي وآگاهي كامل داشته ودرسرودن اشعارش نيز سعي مي كند مطالبي علمي وآموزشي را به فرد انتقال دهد براي مثال اطلاعات نجومي – پزشكي – اخلاقي – معنوي – مذهبي وهزاران نوع اطلاعات كه درشعر كلاسيك امروزي كمتر يافت مي شود.
8- گنجينه اي ازادبيات عاميانه، ضرب المثل ها وحكايات جذاب وشنيدني هستند.
9- بي ريا بي تكلف بودن ؛ با توجه به تخصص و هنر مندي فرد و علم و اطلاعاتش در حوزه هاي مختلف باعث شده است تا فرد بدون تكلف و في البداهه سخنانش را بيان نمايد.
10- كاربردي بودن ؛طوري كه فرد از آن اشعار در زندگي استفاده نموده و سخنانش را زينت مي دهد و از آنها در حرف زدن و نوشتن اسفا ده مي نمايد.
11- اشعار سنتي و اصيل شاهكارهاي ادبي و هنري هستند كه از گذشتگان بر جاي مانده اند ؛در مثل ادبيات داريم كه فردوسي شعر حماسي را به قله رسانده است و حافظ،سنايي و مولوي شعر عرفاني را و سعدي شعر اخلاقي و عاشقانه را به قله رسانده است، در عين حال تك تك اثار اين بزرگان را مي توان شاهكار ادبي دانست ولي در آثارشعراي امروزي اين طور نيست شاعر فقط در چند اثر توانسته بدرخشد در ديگر سروده هايش به چنان هنرمندي دست نيافته است.
و…
خصو صيات و ويژگيهاي ادبيات امروزي و شعر نو
1- اغلب بدون وزن و قافيه ي خاص هستندكه اين امر از جذابيت آنها كاسته است.
2- ادبيات و شعر امروزي احساسات آني و زود گذر به فرد مي دهند و پس از مدتي از بين مي روند و چنان ارزشي در برابر فرد ندارند در مقابل شعر اصيل سنتي رفته رفته جايگاه بي حد و حصري را در ذهن و فكر براي خود ايجاد مي كرد و بقول يك اديب و دكتراي ادبيات كه در برنامه ي تلوزيوني ابراز ميكردند: « در 5 سالگي با آثار ادبي سعدي آشنا شده ام و حال بعد از 70 سال شيريني آن سخنان را مزه مي كنم و آنها را مي فهمم».
3- از عرفان و معنويت كمتر تأثير پذيرفته اند.
4- داراي معنا و مفهوم مادي و دنيوي هستند.
5- چون خالقان آن آثار از چنان پايه ي علمي قوي برخوردار نيستند به عبارتي آشنايي چنداني با علوم مختلف ندارند آثار آنها نيزعلمي و دانشمندانه نيستند.
6- شاهكار ادبي نيستند به عبارتي هر شاعر امروزي تنها در چند سروده موفق بوده ديگر سروده هايش چنان جذابيتي ندارند ولي در مقابل تك تك ادبيات قديم شاهكار ادبي و هنري هستند.
نتيجه گيري :بياييم به به خودمان و اصل و ريشه اي كه در آن رشد يافته ايم به عرفان و مسلكمان كه در دنيا به آن مي باليم،افتخار كنيم و آن را در اذهان بچه هايمان نيز رشد دهيم و از نوعي بيگانگي فرهنگي و خود برهنگي رها شويم و اين را بدانيم كه هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت.
در كتابهاي ادبيات تازه تاليف شده تجديد نظر كنيم و جايگاه شايسته اي را براي ادبيات اصيل و سنتي قائل شويم.
كتابهاي ادبيات را توسط اساتيد ادبيات مورد ارزيابي و داوري مجدد قرار دهيم كمبود ها و كاستي ها را مورد اصلاح و ترميم قرار دهيم.
منابع و مآخذ
1-كتابهاي درسي ادبيات فارسي ابتدايي
2- 2- دفتر تاليف و برنامه ريزي كتب درسي، روش تدريس فارسي ابتدايي،مراكز تربيت معلم،شركت چاپ و نشر ايران
3-نگاه به رويدادهاي آموزش و پرورش،نقاط قوت و ضعف كتاب فارسي جديد،نيمه ي دوم شهريور ماه 1382
*****
