درباره کتابهای درسی و کمک درسی

معادله چندمجهولي-آموزش ریاضی

از زمان شروع تحصيلات ، بي شک يکي از مهمترين واحدهاي درسي رياضي است که فهم و درک آن و گرفتن نمره بالاتر در آن حتي از ديگر درسها نيز اهميتش بيشتر بوده و مهمترين توان هوشي و تحصيلي افراد براساس استعدادي که در اين درس دارند سنجش شده و رتبه بندي مي شوند و در واقع شاگرد اول کسي است که در درس رياضي نمره بالاتري مي گيرد؛ چرا که بيشتر افراد در مواجه با اين درس بسختي از عهده آن برآمده و برخلاف عقيده همه مدرسان رياضي که آن را درسي بسيار شيرين مي دانند در همه دوران تحصيل تلخ ترين ساعات درسي و سخت ترين و پراسترس ترين امتحانات متوجه رياضي خواهد بود و اما در مقاطع بالاتر در دبيرستان ، دانش آموز با درسي به نام آمار آشنا مي شود که از نظر محاسباتي به گفته بسياري درس قابل فهم ، کاربردي و دوست داشتني بوده و آن را آسان تر از رياضي مي دانند؛ اما عقيده اين گونه افراد نيز پس از ورود به دانشگاه و تحصيل در رشته هايي بويژه علوم مديريتي ، اقتصاد، آمار و رياضيات تغيير مي کند و آمار تا اندازه اي دشوارتر از رياضي برايشان شناخته مي شود. 
آيا به واقع دشواري و درک نه چندان آسان واحدهايي چون آمار و رياضيات که درصد بالاي واحدهاي مردودي را در دانشگاه به خود اختصاص مي دهند، باعث اين معضل است؟

 

در دانشگاه همه رشته ها به دليل نياز امور پژوهشي و کاربردي ، درس آمار را حداقل در 3 واحد مي گذرانند. سهم درس آمار در رشته هايي که آمار جنبه هاي کاربردي تري برايشان دارد همچون مديريت (همه گرايش ها) بيش از اين بوده و به غير از تحصيل کردگان رشته آمار که به شيوه تخصصي آمار را فرا مي گيرند و بيشتر واحدهاي درسي شان بر اين مبحث متمرکز است. دانشجويان دانشکده رياضيات 8 واحد و دانشکده مديريت 9 واحد در غالب واحدهاي پايه و تخصصي با آمار مواجه اند.
رياضيات نيز از درسهاي تخصصي بيشتر رشته ها چون مهندسي ، پزشکي ، مديريت ، اقتصاد است ؛ اما با توجه به حجم بالايي که دانشجويان در رشته ها و گرايش هاي مختلف واحدهاي مرتبط با آمار و رياضيات را مي گذرانند و بيشتر نيز اين 2 درس از درسهاي پيش نياز و پايه تلقي شده است که بدون گذراندن آنها امکان گرفتن واحدهاي وابسته وجود ندارد.
در عين حال بيشتر دانشجويان نيز در اين 2 درس ضعيفند و ناگزير 2 يا 3 ترم از عمر تحصيل خود را بابت مردودي در اين درسها اتلاف مي کنند، آيا نبايد اين مشکل ريشه يابي شود؟ در واقع اين پرسش مطرح مي شود، چرا بيشتر دانشجويان در گذراندن اين دروس بسختي از عهده آن برآمده و بايد زماني بيش از آنچه که براي ديگر درسها قائل مي شوند براي اين 2 درس خاص قائل شوند و با اين همه با نمرات پايين و نه چندان دلخواه آنها را بگذرانند؟ 

آموزش براي يک ترم

نکته جالب تر اين که بررسي ها نشان مي دهد دانشجوياني که اين واحدها را گذرانده اند حال چه با نمره موفق و چه پايين در مدتي حتي کمتر از يک ترم تحصيلي آنچه را فرا گرفته بودند به فراموشي مي سپارند و در واقع آموزش و فراگيري آن درسها با اين اتفاق ماهيت و فلسفه وجودي اش زير سوال مي رود. چه ارزش تحصيلي و علمي در تدريس اين دروس وجود دارد آن هم به شکلي که دانشجوياني که با نمره مناسب هم آن را گذرانده اند از خاطرشان مي رود؟
اين چه عملي است که ارزش و اعتبار و کاربرد آن به يک ترم و يک امتحان خلاصه مي شود؟
در بررسي مساله موجود 3 موضوع قابل بررسي است:
الف) شيوه تدوين و نگارش کتابها
کتابهايي که اکنون در بازار براي تدريس رياضيات و آمار در دانشگاه ها موجود است و از سوي استادان نيز پيشنهاد مي شود بيشتر متناسب با رشته هاي موجود داراي سرفصل هاي يکسان بوده و در ابتدا مبحث درسي ارائه شده سپس اثبات و تعدادي مثال همراه با پاسخ کامل و در نهايت تمرين و خود آزمايي در آن مبحث آمده است. در خودآزمايي ها شيوه حل تمرين توضيح داده نشده و تنها پاسخ نهايي در مقايسه شيوه حل دانشجو در صحت يا غلط بودن آن ارائه شده است که به نوعي شيوه اي مناسب در تدوين و نگارش است ؛ هرچند در کنار کتابهاي به چاپ رسيده آمار و رياضيات ، حل المسائل که دربردارنده پاسخ کامل مسائل نيز هست ، از سوي استادان به چاپ مي رسد که در يک نگاه سطحي شايد کمک به دانشجو و استاد محسوب مي شود؛ اما به دليل نبودن فرهنگ مناسب در استفاده از چنين کتابهايي بيشتر دانشجويان را به تنبلي و کوتاهي در حل کامل به وسيله قدرت ذهن و فکر خود ترغيب کرده و موجبات آن فراهم شده است تا به جاي گذاردن وقت لازم و کافي براي پرداختن به مسائل براحتي هرچه تمام تر مطالب لازم را از کتابهاي حل المسائل برداشت کنند، در صورتي که يکي از مهمترين راهکارها در يادگيري رياضي و آمار به قولي دست وپنجه نرم کردن با مجهولات ، مسائل و به کارگيري قوه ذهن است.
ب) مهارت و تخصص استاد در تدريس
اين موضوع يکي از موضوعاتي است که اکنون در سيستم آموزش عالي کشور نياز به تامل و بررسي هاي بيشتري دارد؛ چرا که توجه اصلي به اين موضوع ، متمرکز بر نوع رشته و ميزان تحصيلات مدرسان آمار و رياضيات در دانشکده هاست.

کم تجربگي مدرسان تازه کار دانشجويان را بي انگيزه مي کند

آنچه مسلم است ، در داشتن تخصص و مهارت مدرس در ارائه درسهاي رياضي و آمار به عنوان يک فاکتور مهم نبايد ترديد داشت و تسلط و توانايي هاي هوشي و مهارتي مدرسان اين درسها بايد پيش از حضور آنها در کلاسها مورد ارزيابي قرار گيرد و به صرف داشتن مدرک حداقل فوق ليسانس نبايد قناعت کرد؛ اما چنين سنجش و ارزيابي هم اکنون در سيستم آموزش عالي وجود ندارد و افراد بيشتر در سطح مربيگري آموزش عالي پس از جذب و فعاليت به صورت حق التدريس با گذشت چند ترم عملکرد آنها نه به صورت علمي ؛ بلکه به صورت ميزان قبولي دانشجويان يا احيانا برگه هاي سنجش استادان که در موارد معدودي مورد استفاده قرار مي گيرد و دانشجويان هم در تکميل آن به طور معمول دقت لازم و قضاوت مناسبي نداشته اهميتي قائل نمي شوند، صورت مي گيرد.مساله ديگر در اين بخش وجود نداشتن دوره هاي آموزشي لازم پيش از اقدام به تدريس براي مدرسان است ؛ چرا که اين مساله باعث مي شود به علت بي تجربگي در موضوع آموزش ، بويژه براي مدرسان تازه کار شرايط بسيار دشوار باشد، آنها بيشتر از ضعف کلاس داري و مديريت کلاس گلايه دارند و در ارائه مباحث درسي ، سنجش دانشجو، برنامه ريزي با مشکلات سختي مواجه هستند و اين ضعف موجبات خستگي و کسالت دانشجويان در کلاس ، بلاتکليفي آنها در برابر خواسته هاي استاد براي امتحان ، بي علاقگي و کاهش انگيزه و در نتيجه کاهش ارزشمندي آن واحد درسي ، استرس بيش از اندازه در شب امتحان و… را فراهم مي آورد.
ج) شيوه سنجش و آموزش دانشجو
پيش از پرداخت محوري به اين موضوع بايد گفت که دانشجو پيش از ورود به دانشگاه بايد به اندازه سطح علمي که در دانشگاه از او انتظار مي رود دانش کسب کرده باشد و آمادگي لازم را داشته باشد که در اروپا و بيشتر کشورهاي توسعه يافته اين موضوع در مقطع کالج که يک سال پيش از ورود به دانشگاه است ، محقق مي شود و در واقع در کالج افراد آنچه را که يک دانشجو بايد به عنوان ابزار مورد استفاده در اختيار داشته باشد به دست مي آورد.
رياضيات ، آمار، زبان خارجه ، رايانه و… در واقع علوم پايه ، پس از پايان کالج در آزمون سطح علمي افراد سنجش مي شوند و پس از کسب معيارهاي لازم ، وارد مقطع تحصيلات تکميلي مي شود و اين سيستم کمک مي کند تا دانشجو از حداقل هاي لازم که اساس درسهاي تخصصي است ، برخوردار باشد؛ اما مقطع پيش دانشگاهي که در ايران نيز با اين هدف ايجاد شد، متاسفانه با همان شيوه هاي سنتي و همانند مقاطع دبيرستان و پايين تر مديريت مي شود و آمادگي علمي لازم را براي ورود به دانشگاه فراهم نمي آورد، ازاين روست که در دانشگاه نيز دانشجويان در بسياري موارد ملزم به گذراندن دروس پيش نياز که در واقع مباحث مقطع پيش دانشگاهي است ، هستند و در واقع دانشجويان ما از پايه در رياضيات و آمار ضعيف هستند که اين ناکارآمدي پيش دانشگاهي و آزمون ورودي به دانشگاه ها را نيز نشان مي دهد، دانشجو تغيير مقطع مي دهد؛ اما در مقطع بالاتر نيز مدرس دوباره بايد مباحث پيشين را تدريس کند.
اما درباره سنجش دانشجويان در آمار و رياضيات از آنجا که يادگيري فرايندي پي درپي است و عمر رياضيات در ذهن نيز طبق تحقيقات انجام گرفته 19 روز است ، بايد در شيوه سنجش و برگزاي آزمون در دانشگاه ها تجديدنظر کرد. در حال حاضر بيشتر استادان ، امتحان ميان ترم در پايان نيمه اول ترم با نمره اي معادل يک سوم از نمره کل برگزار مي کنند که غيررسمي است و با شيوه هاي متفاوتي چون اجراي امتحان تشريحي ، تستي ، درخواست تحقيق و نمرات کلاسي صورت مي گيرد. در پايان ترم نيز امتحاني کتبي که به صورت تشريحي يا تستي است و جنبه رسمي دارد، اجرا مي شود و در صورت کسب نمره 10 از مجموع هر دو امتحان قبول تلقي مي شود.

توجه به نيازهاي کاربردي دانشجويان


نکته قابل توجه که از زاويه اي ديگر مهارت و تخصص مدرسان را قابل بررسي بيشتري مي داند، توجه نسبت به تناسب رشته تحصيلي مدرس آمار و رياضي با دانشجويان رشته اي است که تدريس برايشان صورت مي گيرد، معضلي که اکنون ، هم استادان و هم دانشجويان ، زياد در طول ترم با آن مواجه مي شوند بويژه درباره مدرسان آمار و رياضيات که هم رشته با دانشجويان خود نيستند. به طور مثال تحصيلکرده رشته آمار و رياضيات بيشتر گروه مهندسي هستند؛ اما آمار و رياضيات را براي دانشجويان دانشکده مديريت ، اقتصاد، حسابداري و… تدريس مي کنند.
مشکل استادان در اين گونه موارد اين است که از نيازهاي کاربردي اين واحدهاي درسي در رشته هاي يادشده آگاه نبوده و گامي فراتر از يک دانشجوي مثلا رشته مديريت انتظار تسلط بر مباحث مختلف رياضي يا آمار را دارند يا مباحثي که ارائه مي کنند به هيچ وجه براي اين دانشجويان کاربردي ندارد.

از جانبي خود استادان از ضعف دانشجويان در فراگيري گله مند بوده و مقصر را استادان ترمهاي پيشين مي دانند که آن چنان که بايد و شايد دانشجويان را ملزم به آموختن اين مباحث نکرده و از طرفي نيز تنبلي و کوتاهي خود دانشجو را دليل به وجود آوردن اين مشکل مي دانند؛ اما از طرف ديگر دانشجو که در فراگيري مباحث که آموختن آنها به سبب کاربردي نبودن آنها بسيار دشوار است ، دچار تعارض مي شود و نمي داند استادان پيشين را سرزنش کند يا بي استعدادي خود را در آمار و رياضيات عامل اين معضل دانسته که البته بي شک پيوسته نبودن مباحث ارائه شده در طول تحصيل در عين وابستگي اين مباحث به دليل نبود برنامه ريزي صحيح در تعيين سرفصل هاي لازم در هر مقطع و ملزم بودن استادان در تدريس اين سرفصل ها آشکارترين ضعف ساختاري و مديريتي است که در صورت اصلاح نشدن ، اين جريان سالهاي سال در دانشگاه هاي کشور گريبانگير استاد و دانشجو خواهد بود، با اين که نمي توان هيچيک را به تنهايي مقصر قلمداد کرد

در شيوه کنوني بي برنامگي در خصوص امتحان ميان ترم چه به لحاظ زماني و چه به لحاظ نوع اجرا بسيار مشهود است ؛ هرچند که اکتفا به اين دو امتحان در طول ترمي که تقريبا 4 ماه است ، ساده انديشانه به نظر مي رسد و از طرفي ارزيابي معتبري که بيانگر توانمندي هاي علمي و عملي فرد باشد، وجود ندارد.
در استانداردسازي شيوه سنجش در ابتدا بايد درباره همه رشته ها براساس انتظاراتي که از تحصيلکرده آن رشته وجود دارد، نوع و مقدار کاربرد واحدهاي درسي که مي گذرانند، بررسي هاي لازم انجام شود سپس شيوه اي قانونمند براي ارزيابي دانشجويان اتخاذ شود. از جمله مواردي که بيشتر دانشگاه هايي که در فهرست 100 دانشگاه برتر دنيا معرفي شده اند رعايت شده ، چنين است:
– پيش از ارائه درس و بحث جديد درباره آن مبحث ، پرسشها يا قضيه اي از سوي استاد مطرح مي شود که دانشجو ناگزير به مطالعه پيش از کلاس شود و با ذهن آماده در کلاس به لحاظ توان بحث و تحليل آن قضيه يا ارائه پاسخ آن پرسش و تشريح مورد ارزيابي قرار گيرد.
– به طور پي درپي و تقريبا با فاصله هر 3 هفته يک بار کوئيزي از دانشجويان گرفته شود.
– ارزيابي دانشجويان به حل مساله و تمرين و امتحان منحصر نمي شود و از دانشجو مطابق با نوع رشته تحصيلي اش و کاربرد آن مباحث در رشته ، کار عملي و پژوهشي خواسته شود.
– نمره ارزيابي دانشجو با توجه به شيوه هاي ياد شده با در نظر گرفتن درصد نمره بيشتر براي کار عملي و پژوهشي ميان همه شيوه ها تقسيم مي شود.
در جمع بندي نهايي با در نظر گرفتن سياست هاي کنوني وزارت علوم در افزايش ميزان پذيرش دانشجو و آسان کردن ورود به دانشگاه علاوه بر اين برنامه ريزي در افزايش تعداد دانشگاه ها بويژه غيرانتفاعي و رقابتي کمي با دانشگاه آزاد در اين زمينه ، اين نکته را بانيان علمي ، فرهنگي کشور در سرمايه گذاري هاي خود نبايد از ياد ببرند که ارتقاي سطح کمي امکانات بدون برنامه ريزي و انجام پژوهش هاي لازم در ارتقاي سطح کيفي سيستم آموزش عالي ، بي شک نمي تواند پايه گذاري مناسبي در کشف استعدادها و پرورش آنها و افزايش توان علمي و تکنولوژيک دانشگاه ها در تقويت و اثرگذاري در رشد و توسعه صنعتي و اقتصادي کشور باشد، بنابراين توجه بيشتر به مديريت آموزشي و پژوهش هاي ميداني ، کتابخانه اي ، درباره رشته ها و واحدهاي درسي و الگوبرداري مناسب از سيستم آموزشي دانشگاه هاي برجسته دنيا مي تواند آموزش عالي را هدفمند کرده و با توجه به نيازها و خواست هاي استراتژيک کشور، خدمات آموزشي خود را کاربردي و موثرتر کنند و در اين ميان آمار و رياضيات به عنوان علوم پايه و تاثيرگذار در همه رشته ها بايد بيش ازپيش در تعليم و يادگيري آنها و کيفيت آموزش کاربرديشان ، حمايت هاي علمي و مالي صورت گيرد. 

+ نوشته شده در  جمعه 1 آبان1388

Mahmoud Hosseini

من، یک معلم بازنشسته از سال ۱۳۸۸، با علاقه فراوان به فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی و با هدف انتقال تجربه‌های شخصی و بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران، در مهرماه همان سال وبلاگ بانک مقالات آموزشی و فرهنگی را با آدرس www.mh1342.blogfa.com راه‌اندازی کردم. خوشبختانه این وبلاگ با استقبال خوبی روبه‌رو شد و در ادامه، سایت مستقل خود را با آدرس www.eduarticle.me فعال نمودم. اکنون این سایت با طراحی زیباتر و امکانات گسترده‌تر در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. - مطالب و مقالات منتشرشده در سایت الزاماً مورد تأیید مدیریت نیست و مسؤولیت آن‌ها بر عهده نویسندگان است. - استفاده از یادداشت‌ها و مقالات اختصاصی سایت با ذکر منبع بلامانع است. - مطالب صفحه نخست روزانه به‌روزرسانی می‌شوند؛ برای دسترسی به موضوعات مورد نظر می‌توانید از فهرست اصلی، کلیدواژه‌های پایین مطالب و موتور جستجوی سایت استفاده کنید. - مراجعه‌کنندگان عزیز می‌توانند مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنند تا با افتخار به نام خودشان منتشر شود. ممکن است نام نویسندگان یا منابع برخی مقالات ناخواسته از قلم افتاده باشد که پیشاپیش پوزش می‌طلبم. همچنین لازم می‌دانم از همراهی ارزشمند همکار فرهنگی، خانم وحیده وحدتی، صمیمانه قدردانی کنم. از نظرات و پیشنهادهای سازنده شما برای ارتقای کیفیت سایت استقبال می‌کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

دکمه بازگشت به بالا