کاربرد نظريه رفتارگرايي در برنامه درسي و آموزشي
رفتارگرايي، نظريهاي است که بر يادگيري حيوان و انسان براساس رفتارهاي قابل مشاهده تأکيد ميورزد. يادگيري چيزي جز کسب رفتار جديد نيست و شرطي شدن به منزله فرآيند کلي رفتار قلمداد ميشود. ديدگاه رفتاري در طي چند دهه گذشته در آموزش و پرورش نفوذ بسيار داشته و از طريق نهضتي موسوم به قابليت مدار با تاکيد بر هدفهاي رفتاري آزمونهاي مبتني بر معيار و شيوههاي يادگيري در حد تسلط حداقل قابليتهاي ضروري براي فراغت از تحصيل را تحت تاثير قرار داده است. مهمترين ديدگاه رفتار?گرايي که به آن بسيار توجه شده و همواره از آن ياد ميشود، اين است كه يادگيري براي همه کس امکان پذير است. اگر چه ميزان يادگيري در افراد متفاوت است، اما ميتوان اين تفاوتها را با برنامهريزي صحيح جبران کرد. توجه به هدفهاي رفتاري، تشويق، بازخورد، ارزشيابي و… از ويژگيهاي ديدگاه رفتاري است. از برجستهترين متفکران اين ديدگاه ميتوان به ايوان پاولف اسکينر و ادوارد ثرندايک نام برد.
اصول حاکم بر رفتار گرايي
اسکينر به عنوان يکي از مطرحترين روانشناسان رفتارگرا سهم بسيار مهمي در توسعه نظريه رفتار گرا داشت. وي تاکيد داشت که نبايد رشد را به تصادف واگذار کرد تا در نتيجه مجبور باشيم هر آنچه را که پيش ميآيد، بپذيريم. ما بايد محيط را کنترل و عوامل مزاحم را حذف کنيم و به عواملي که به روند رشد کمک ميکند، ياري برسانيم. وي در سال 1968 کتاب فن آوري تدريس را منتشر کرد. او در اين کتاب اظهار ميدارد:پيشرفتهاي اخير در شرايطي که موجب کنترل رفتار در قلمرو يادگيري شود از دو نوع عمده تشکيل شدهاند. نخست قانون تأثير است که به ما اجازه ميدهد رفتار يک موجود زنده را تقريبا به دلخواه خود شکل دهيم. دومين پيشرفت هم به ما اجازه ميدهد که رفتار با ثبات يا قوت خاصي را براي مدتي طولاني حفظ کنيم. در نتيجه اسکينر با اشاره به تکنولوژي رفتار سعي ميکند به کنترل محيط و حذف عوامل مزاحم يا قرار دادن عوامل مناسب و مفيد به رفتار مطلوب دست يابد.
در همين راستا وي بر چهار مسأله در فرآيند ياددهي و يادگيري تاکيد ميکند.
1) مشخص کردن موضوع آموزش: معلم و برنامهريز بايد بداند که چه چيزي را ميخواهد آموزش دهد. موضوع آموزشي شامل هدف کلي- هدف رفتاري و نتيجه مطلوب است. بنابراين اگر معلم نداند که چه چيزي را ميخواهد آموزش دهد، نخواهد توانست کار اساسي انجام دهد.
2) فراهم کردن مجموعهاي از محرّکها و فعاليتها:پس از تعيين موضوع و اهداف مدنظر در آموزش، معلم بايد فعاليتهايي را تدارک ببيند تا کودک به کمک آنها به طور مناسب تحريک شود و سپس براساس آنها رسيدن به هدف اصلي ميسّر گردد.
3) تقسيمبندي مطالب يادگرفتني به فعاليتهاي کوچکتر: اسکينر تاکيد ميکند که نبايد مطلب را به طور کلي به دانشآموزان عرضه کرد. زيرا خرد کردن موضوعات ميتواند به سادگي مسائل دشوار را به کودکان آموزش دهد.
4) تشويق و تقويت کودک در زمان مناسب:اسکينر به نقش تقويت پاسخها بسيار اهميت ميدهد. از ديدگاه وي، تشويق به موقع، پاسخهاي درست يادگيري را در کودک تقويت ميکند. ديدگاه اسکينر خيلي سريع مورد اقبال بسياري از متخصصان تعليم و تربيت قرار گرفت و در نتيجه در سال 1940 بسياري از دانشگاههاي آمريکا روشهاي تربيت معلم خود را براساس الگوهاي رفتاري تنظيم کردند و معلمان متخصص را براي کار با اين الگو تربيت کردند.
در روش آموزشي منطبق بر اين الگو، جايگاه هر وسيله و هر ماده آموزشي از قبل مشخص است و محرّکهاي مزاحم هم در کلاس وجود ندارد و در هر بخش فقط مواردي وجود دارد که براي کار آموزشي ضروري كند و در هر اتاق و هر کلاس فقط وسايل عکس، کتاب و مواردي گنجانده شده که بتواند يک رفتار آموزشي مشخص را به وجود آورد و هيچ چيز خارج از چهارچوب مورد نظر در محيط وجود ندارد. از نظر رفتارگراها در فرآيند ياددهي و يادگيري 6 اصل بنيادي وجود دارد:
1ـ شکلدهي: توجه به رفتارهاي مشابهي است که به عنوان رفتار مطلوب مورد نظر آموزشدهندگان است و بايد به آن توجه داشت.
2ـ ترتيب در رفتار:يک رفتار در واقع مجموعهاي از رفتارها است و بنابراين لازم است که به کل رفتارهايي که ميتوانند به رفتارهاي مشخص منجر شوند توجه کرد.
3ـ مدلسازي:از نظر رفتارگراها تقليد نقش مهمي در روند آموزشي دارد و بنابراين در مدلسازي، کودکان از طريق تقليد ميتوانند بسياري از اصول اوليه آموزشي را ياد بگيرند.
4ـ هدايت و رهبري:معلم بايد در جريان آموزش و در مواقعي که کودکان نميتوانند به اهداف در نظر گرفته شده دست يابند و ممکن است دچار سرخوردگي شوند، با راهنماييهاي ساده آنها را هدايت کنند تا کودکان بتوانند مسير مورد نظر در آموزش را به درستي طي کنند.
5ـ تکرار: رفتارگراها بر اين باورند که تکرار ميتواند موجب درکي بيشتر و ماندگاري مواردي باشند که کودکان در جريان آموزش ميآموزند.
6-تمايز گذاشتن و درک تفاوتها:رفتارگراها معتقدند که تمايز گذاشتن ميان محرکها و موقعيتها ميتواند به ارتفاع قدرت انتخاب کودک کمک کند. در نتيجه نسبت به هر محرّک، پاسخ مناسب صورت ميگيرد.
کاربرد نظريه رفتارگرايي در آموزش و پرورش
الف: از نظر برنامه درسي:با به کارگيري اين ديدگاه ميتوان برنامههاي نظام درسي را نظاممند کرد. به ويژه در امور تأليف کتابهاي درسي و تهيه مواد آموزشي براساس هدفهاي رفتاري به سهولت ميتوان بيشترين محرکهارا از محيط طلب کرد.
ب: از نظر آموزشي:در جريان آموزش بايد تقويت تفاوتهاي فردي را در نظر گرفت و از فعاليتهايي که دانشآموزان به آن علاقهمند هستند، به منظور تقويت فعاليتهايي که کمتر مطلوباند، استفاده کرد(اصل پريماک) با استفاده از اقتصاد ژتوني که از ژتون نمادين به جاي تقويتهاي اوليه استفاده ميشوند، عملکرد ژتونها مانند تقويت?کنندههاي ثانويه براي بسياري از رفتارهاي اجتماعي و تحصيلي مطلوب است. اصلاح رفتارهاي دشوار به وسيله شکلدهي رفتار، زنجيرهسازي، جريمه کردن، محروم کردن و قراردادهاي مشروط رفتار صورت ميگيرد.
ج: از نظر سنجش و ارزيابي:معلم ميتواند براساس هدفهاي رفتاري، آزمونهاي دقيق تهيه کند و دانشآموز بر همان اساس ميتواند از طريق پاسخهايي که به سؤالهاي آزمون ميدهد، از نقاط قوت و ضعف خود در يادگيري آگاه شود. به طور خلاصه در رفتارگرايي تغيير مشهور در رفتار آشکار دانشآموز دليل بر يادگيري است. يادگيري به وسيله ايجاد زمينه و موقعيت مناسب حاصل خواهد شد. يادگيري براي همه کس امکانپذير است. اگر چه ميزان يادگيري در افراد متفاوت است، اما ميتوان اين تفاوتها را با برنامهريزي درست جبران کرد.
هدفها
– هدفها بايد به صورت رفتاري؛ يعني به صورت عملکرد رفتاري قابل اندازه گيري بيان شوند.
– هدفها بايد متناسب با توانايي دانشآموزان باشند.
– هدفها بايد متناسب با امکانات و فضاي آموزشي باشند.
– هدفها بايد گام به گام طراحي شوند که در نهايت به هدف مورد نظر ختم شوند.
– هدفها بايد طوري تعيين شوند که روشهاي ارزشيابي را بهبود بخشند و آن را آسان کنند.
– هدف بايد طوري تعيين شود که دانشآموزان از پيشرفت خود آگاه شوند.
فرآيندهاي يادگيري
– يادگيري آن چيزي است که از قبل براي دانشآموز تعيين شده است و دانشآموز در برخورد با محرّکها آن را کسب ميکند.
– يادگيري از طريق تقليد و سرمشق صورت ميگيرد و بلافاصله رفتار مطلوب تقويت ميشود.
– يادگيري شکل دادن رفتارهاي ساده به رفتارهاي تازه و پيچيده است.
– در يادگيري، تقويت کنندهها نقش اساسي دارند.
– برنامهها و تقويتها بايد متناسب با يادگيري لحاظ و اجرا شوند.
نقش يادگيرنده
– براي رسيدن به هدف مورد نظر دست به تمرين ميزند.
– انتظار دارد بعد از هر فعاليت، بازخوردي دريافت کند.
– در يادگيري گام به گام پيش ميرود تا به درک مطلب برسد و در توالي گامها براساس استعداد و توانايي خويش پيش ميرود.
محيط يادگيري
– محيط يادگيري داراي ساختي بسته و غير منعطف است که بر رفتار دانشآموز از طريق دريافت تقويت اثر ميگذارد.
– محيط بايد بالقوه غني از محرّکها باشد تا دانشآموز متناسب با خود محرکهايي را که منجر به دريافت تقويت ميشود، بيابد.
– محيط بايد مجال کاوشگري را به دانشآموزان بدهد.
– محيط بايد الگوهايي را در اختيار دانشآموزان قرار دهد.
– محيط طوري طراحي شود که در پايان به هدف مورد نظر دست يابد.
محتوا و سازماندهي آن
– محتوا بايد متناسب با محيطها و فرهنگها و آداب و رسوم گوناگون ارائه شود.
– محتوا به صورت گام به گام و از ساده به دشوار و از جزيي به کلي سازماندهي ميشود.
– بايد به زندگي واقعي يادگيرنده نزديک باشد.
– بايد قابل يادگيري باشد.
– بايد علاقه دانشآموز را در نظر بگيرد.
نقش معلم
– بايد دقيقا مشخص کند چه انتظاري از شاگرد دارد.
– بايد بداند که چه عواملي باعث تقويت دانشآموز ميشود.
– هدفهاي درس خود را به صورت رفتاري بيان کند.
– به تفاوتهاي فردي دانشآموز توجه کند.
– براي ايجاد انگيزه، از کلمات مناسب استفاده کند.
– علت هر رفتار را در دانشآموز کشف کند.
منابع:
1ـ بيابانگرد، اسماعيل، روانشناسي پرورشي، روانشناسي يادگيري و آموزش، نشر ويرايش، تهران، 1386.
2ـ سيف، علياکبر، روانشناسي پرورشي، انتشارات آگاه، تهران، 1380.
3ـ شولتز، دوان پي-شولتز، الن سيدني، تاريخ روانشناسي تهران نوين، ترجمه علياکبر سيف، ويرايش ششم، انتشارات دوران تهران.
4ـ تايلر، رالف، اصول اساسي برنامهريزي تحصيلي، ترجمه علي تقيپور ظهير، انتشارات آگاه، تهران، 1390.
5ـ کلاور، جان اي- برونينگ، راجر، روانشناسي تربيتي اصول و کاربرد آن، ترجمه علي نقي خرازي، نشر مرکز دانشگاهي ايران، تهران، 1386.
6ـ ملکي، حسن، برنامه درسي راهنماي عمل، نشر پيام انديشه، تهران، 1390.
7ـ متيو اچ- المون/ هرگنهان، بيآ، مقدمهاي بر نظريههاي يادگيري، ترجمه علياکبر سيف، نثر دوران، تهران، 1391.
8ـ ميلر، جي پي، نظريه برنامهريزي، ترجمه دکتر محمود مهر محمدي، چاپ هفتم، نشر سمت، تهران، 1389.
نويسنده:كيوان آسا
كارشناس ارشد تكنولوژي آموزشي
codex09x
page11
